نم یم قرآن‌شناسی عرفانی

نم یم (قرآن شناسی عرفانی)
نام کتاب نم یم (قرآن شناسی عرفانی)
نام های دیگر کتاب رسائلی در علوم قرآنی از علامه ابوالحسن شعرانی، محمد حسین طباطبایی، حسن حسن زاده آملی
پدیدآورندگان شعرانی، ابوالحسن (نويسنده)

حسن‌‌زاده آملی، حسن (مترجم)

فاضلی، قادر (نويسنده)

طباطبایی، محمدحسین (نويسنده)

زبان فارسی
کد کنگره ‏‎‏BP‎‏ ‎‏65‎‏/‎‏3‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏ن‎‏8
موضوع قرآن - تحقیق
ناشر فضيلت علم
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1386 هـ.ش
کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE13189AUTOMATIONCODE


معرفى اجمالى

نَمِ يَم (قرآن شناسى عرفانى)، از آثار مختصر و مفيد قادر فاضلى (متولد 1341ش) است كه در آن افزون بر توضيح مباحثى قرآنى مانند: تعقل از ديدگاه قرآن، قرآن‌شناسى و خودشناسى، نقش سياسى قرآن و انسان قرآنى، خلاصه چند كتاب قرآنى را نيز آورده است. شايان توجه است كه زبان و ادبيان استفاده شده در اين مجموعه، فارسى امروزى است و مخاطبانش دانشجويان هستند.

ساختار

كتاب حاضر، از مقدمه نويسنده و متن اصلى (شامل چهار بخش) تشكيل شده است. روش نويسنده گزارشى تلخيصى و گاه استدلالى و تحليلى است.

گزارش محتوا

نويسنده در مقدمه‌اش كه آن را در تاريخ هفتم فروردين 1385 نوشته چند نكته را يادآور شده است: 1- شناخت قرآن به عنوان بهترين و كامل‌ترين كتاب آسمانى براى مسلمانان، و به عنوان يكى از كتب آسمانى براى غيرمسلمانان از اهم مسائل علمى و زندگى انسانى مى‌باشد. آنكه مى‌خواهد از قرآن پيروى كند بايد اول آن را در حد توان خود بشناسند سپس طبق شناخت خود از آن پيروى كند. كسى كه قرآن را قبول ندارد نيز بايد در حد خود آن را مطالعه كرده و شناختى حاصل كند سپس قبول يا رد بكند؛ بدين‌جهت شناخت اين كتاب آسمانى براى هر انسانى خصوصاً براى قشر تحصيل كرده واجب است. 2- كتاب حاضر قطره‌اى از درياى بيكران معارف قرآنى است كه براى آشنايى قرآن دوستان خصوصاً دانشجويان بسيار مفيد و لازم است. هر مسلمانى لااقل در حد كتاب حاضر از قرآن كريم بايد اطلاعات داشته باشد. 3- اين كتاب علاوه بر آنچه از مؤلف است، از دانشمندان و مفسرين گرانقدر معاصر نيز مقالاتى در خصوص قرآن آورده و فراخور حال خوانندگان نسل حاضر آنها را خلاصه و مقدارى ويرايش كرده است. بخشى از اين كتاب در قالب جزوه بارها در دانشگاه آزاد اسلامى واحد كرج براى دانشجويان تدريس شده است[۱]

درباره محتواى اثر به بيان چند نكته اكتفا مى‌شود:

  1. نويسنده در بخش اول، مباحث متعددى مانند: شناخت قرآن، نقش قرآن در هدايت انسان، تعقل از ديدگاه قرآن، قرآن‌شناسى و خودشناسى، نقش سياسى قرآن، انسان قرآنى، حب الهى در قرآن را مطرح كرده است و به عنوان نمونه ايشان نوشته است: «قرآن كريم كتاب انقلاب است؛ يعنى:
    چونكه در جان رفت جان ديگر شودجان كه ديگر شد جهان ديگر شود
    فضيل عياض كه تا ديروز رهزنى مى‌كرد غير از فضيل عياض امروزى است كه آيه قرآن را شنيده است. زيرا قرآن او را منقلب كرده است. قرآن وقتى در قلب جاى گيرد قلب را منقلب مى‌كند و قلب كه منقلب شد آدم منقلب مى‌شود؛ زيرا آدميّت آدمى به قلب اوست. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً [۲] «همانا مؤمنين كسانى هستند كه وقتى خدا را ياد مى‌كنند دلشان نرم مى‌شود و هنگامى كه آيات الهى برايشان خوانده مى‌شود ايمانشان زياد مى‌گردد»[۳]
  2. نويسنده در بخش دوم با يادآورى اينكه غور در قرآن منوط است بر فهم زبان قرآن و آشنا شدن با فرهنگ آن، لذا يادگيرى روخوانى قرآن در درجه اول و فهم معانى الفاظ در درجه دوم از ضروريّات يك مسلمان است، افزوده است به اين جهت ما بخش تجويد قرآن را كه گزيده‌اى است از كتاب مرحوم علامه ابوالحسن شعرانى، استادِ استاد ما حضرت آيت‌الله حسن حسن‌زاده آملى است براى خوانندگان عزيز انتخاب كرده‌ايم[۴]
  3. نويسنده، فهرستى از سوره‌هاى قرآن كريم را بر اساس ترتيب نزول آورده است[۵]؛ در اين فهرست 113 سوره مشخص شده است ولى معلوم نشده كه سوره 114 چه زمانى نازل شده است.
  4. نويسنده در بخش سوم، كتاب قرآن در اسلام نوشته علامه طباطبايى را خلاصه و ويراسته كرده و براى تكميل مباحث كتاب آورده است. از جمله در اين بخش چنين آمده است: قرآن مجيد از هر گونه تحريفى محفوظ است. تاريخ قرآن مجيد از روز نزول تا امروز كاملاً روشن است؛ پيوسته سور و آيات قرآنى ورد زبان مسلمانان بوده و دست‌به‌دست مى‌گشته است. و همه مى‌دانيم كه قرآنى كه در دست ما است، همان قرآنى است كه چهارده قرن پيش به پيغمبر اكرم(ص) تدريجاً نازل شده است. با اين وصف نبايد قرآن مجيد در اعتبار و ثبوت واقعيت خود نيازمند تاريخ باشد؛ اگرچه تاريخش هم روشن است؛ زيرا كتابى كه مدعى است كه كلام خدا بوده و در اين دعوى، به متن خودش استدلال مى‌كند و به مقام تحدى برآمده همه انس و جن را از آوردن مثل خود عاجز مى‌داند، ديگر نمى‌شود در اثبات اينكه كلام خداست و تحريف و تغييرى به آن عارض نشده نياز به دليلى يا شاهدى غير از خودش پيدا كند؛ يا در ثبوت اعتبار، به تصديق و تاييد شخصى يا مقامى پناهنده شود[۶]
  5. همچنين نويسنده در بخش چهارم، كتاب «فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الارباب» نوشته علامه شعرانى را كه آن را آيت‌الله حسن حسن زاده آملى تحت عنوان «قرآن هرگز تحريف نشده» ترجمه كرده، تلخيص و ويرايش كرده است. به عنوان نمونه درباره توقيفى بودن آيات و سوره‌ها چنين نوشته است: شيعه و سنّى از پيغمبراكرم(ص) در اين مورد ده‌ها حديث روايت كرده‌اند كه همه گوياى آنند كه قبل از درگذشت رسول خدا(ص) از اين دنيا، سوره‌هاى قرآن مُنَظّم و مرتب شده بوده، كه مردم آنها را به نامهايشان مى‌شناختند و نيازى به آن نيست كه تمام اخبارى را كه در فضيلت سوره‌ها وارد شده نقل كنيم[۷]
  6. نويسنده پس از ذكر اين روايت از ابن عباس كه از على(ع) پرسيدم چرا در سرآغاز سوره برائت «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نوشته نشده است؟ در پاسخم فرمود: چون بسم اللّه پناه است و در برائت از مشركان، پناهى براى آنان نيست زيرا فرمان دست بر قبضه شمشير زدن و بر فرق مشركين كوبيدن نازل شده است، افزوده است: قول معتبر در پاسخ اين پرسش چنين است كه چون بسم الله با اين سوره نازل نشده است و آنچه در اين روايت آمده حكمت آن است نه علتش[۸]

وضعيت كتاب

براى كتاب حاضر، افزون بر فهرست مطالب در ابتدا، فهرست منابع و اعلام در انتهاى كتاب آمده است؛ ولى متأسفانه فهرست‌هاى فنى ديگر (آيات، روايات، اصطلاحات و...) تنظيم نشده است. كتاب حاضر مستند است و نويسنده عناوين منابع مورد نظرش را همراه با شماره جلد و صفحه در پاورقى مشخص كرده است[۹] و گاهى نام و نشان آيات قرآن را مشخص كرده است[۱۰] و گاهى توضيحى افزوده است[۱۱] ولى پاورقى انتقادى مشاهده نشد. متأسفانه نويسنده مشخصات كامل منابع را در كتاب‌نامه ذكر نكرده و به ذكر نام كتاب و نويسنده آن اكتفا كرده است[۱۲]

پانويس

  1. مقدمه كتاب، ص9- 10
  2. انفال/ 2
  3. متن كتاب، ص36- 37
  4. همان، ص72
  5. ر.ك: همان، ص101- 103
  6. همان، ص111- 112
  7. همان، ص132
  8. ر.ك: همان، ص141- 142
  9. مثلاً همان، ص13، پاورقى 1 و ص14، پاورقى 1 و ص15، پاورقى 1- 2
  10. مثلاً: همان، ص17، پاورقى1- 6 و ص18 پاورقى1 و 2 و ص19 پاورقى1- 3
  11. مثلاً همان، ص28، پاورقى1 و ص117، پاورقى1 و ص127، پاورقى1
  12. ر.ك: همان، ص156

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.


پیوندها