نزهة الخاطر و بهجة الناظر

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    نزهة الخاطر و بهجة الناظر
    نزهة الخاطر و بهجة الناظر
    پدیدآورانانصاری، موسی بن یوسف (نویسنده)

    درویش، عدنان (مراجعه)

    ابراهیم، عدنان محمد (محقق)
    ناشروزارة الثقافة و السیاحة
    مکان نشرصنعا - یمن
    سال نشر1991 م
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد2
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    نزهة الخاطر و بهجة الناظر تألیف شرف‌الدين موسى بن يوسف انصارى شافعى كتابى است به زبان عربى كه در معرفى قضاتى كه طى ده قرن در دمشق منصب قضاوت را عهده دار شده‌اند، مى‌باشد.

    ساختار

    كتاب مشتمل بر يك مقدمه و دو بخش به قلم محقق، آقاى عدنان محمد ابراهيم، مقدمه كوتاه مؤلف و فاقد تبويب و تفصيل است.

    گزارش محتوا

    در دو بخشى كه محقق كتاب به كتاب افزوده مطالب زير بيان گشته است:

    در بخش اول؛ يعنى «ملامح من حياة سكان دمشق فى اواخر القرن العاشر الهجرى» محقق با بهره‌گيرى از كتاب نزهةالخاطر به بررسى وضعيت ساكنين دمشق در اواخر قرن دهم هجرى پرداخته و اوضاع ادارى، قضايى و اقتصادى دمشق در اين دوره را مورد بررسى قرار داده است. در اين بخش درباره مناصبى چون قاضى القضاتى و نحوه ارتباط قاضى القضاة با والى و حاكم، منصب نائب قاضى القضاة، نواب قاضى القضاة در محاكم دمشق، محضر باشى، نقيب الاشراف و...سخن گفته شده است.

    در بخش دوم با عنوان «القضاة فى دمشق من خلال كتاب نزهة الخاطر و بهجة الناظر» محقق به زياد و كم شدن شمار قضات دمشق طى قرون اول تا دهم هجرى اشاره شده است.

    به گفته محقق، پس از رواج مذهب شافعى در دمشق تا زمان ورود عثمانيها به اين شهر، تمامى قضاتى كه در اين شهر به قضاوت نشسته‌اند، مذهب شافعى داشته‌اند؛ اما پس از ورود عثمانيها به دمشق، همواره قضاتى از حنفيان بر مصدر قضاوت نشسته‌اند.

    پس از بيان اين مقدمه كوتاه، محقق به بيان مطالبى درباره قضات اين شهر مى‌پردازد و در پايان اين بخش، ضمن جدولى به معرفى قضاتى كه در اين شهر منصب قضا را عهده‌دار گشته‌اند و مدت قضاوت ايشان و نيز شهرى كه منصب قضاوت را در آن به عهده گرفته‌اند به همراه تاريخ تولد و وفات ايشان پرداخته است.

    جداولى نيز به اين بخش ملحق شده كه در دو جدول نخست، محقق به مقايسه تسلسل قضات شافعى از ديدگاه ابن يوسف انصارى و نعيمى و در سه جدول بعدى به نحوه تسلسل قضات حنفى و مالكى و حنبلى از ديدگاه ابن طولون پرداخته است.

    مؤلف از كتاب خود به عنوان تعليقه‌اى بر حوادث سال 999ه.ق. كه بر اساس وقايع يوميه و نيز ماهانه تنظيم شده، ياد مى‌كند.

    در سرآغاز سال 999ه.ق. مؤلف به معرفى سلطان مصر و شام و ساير ممالك اسلامى، سلطان ابوالمظفر مرادخان بن سلطان سليم عثمانى در اين سال و نيز وزير وى سنان باشا و نائب شام و قاضى القضات دمشق و نواب وى در محاكم دمشق و نيز ساير نواحى اين شهر پرداخته و به مذهب ايشان اشاره كرده است و وقايع روى داده در اين سال را روز به روز گزارش مى‌كند. سپس به معرفى قضاتى كه از ابتداى اسلام تا سال 999ق. در دمشق بر كرسى قضاوت نشسته‌اند، مى‌پردازد. به گفته مؤلف، نخستين كسى كه منصب قضاوت را در دمشق به عهده گرفت، ابوالدرداء عويمر بن عامر بن مالك بن زيد بن قيس بود. وى در سال دوم هجرى، در روز جنگ بدر، اسلام آورد. سپس به شام هجرت كرد و به عنوان قاضى دمشق منصوب گشت. برخى قضات ديگر كه بعد از ابوالدرداء اين منصب را عهده‌دار شده‌اند؛ عبارتند از: فضاله بن عبيد بن ناقد بن قيس اوسى انصارى، نعمان بن بشير بن سعد، ابوادريس خولانى، نمير بن اوس اشعرى، محمد بن يحيى بن حمزه بن واقد حضرمى، محمد بن هاشم بن ميسره، عمر بن جنيد، محمد بن احمد بن يحيى بين سنى‌الدوله(ابوبكر تغلبى)، احمد بن ابراهيم بن ابى‌بكر ابن خلكان بن ناوك بن عبدالله بن شاكل و....

    پس از معرفى قضات دمشق و نواحى آن، مؤلف از اعيان و شخصيتهاى مهم دمشق و نقش ايشان در حيات اجتماعى مردم دمشق و نيز نوع روابطى كه بين اين شخصيتها برقرار بوده ياد مى‌كند. وى از برخى علما و شعراى دمشق نيز ياد مى‌كند.

    انصارى همچنين به موضوع حركت كاروانى از شام(قافلة الحج الشامى) به مقصد مكه مكرمه كه نقش مهمى در اجتماع آن روز دمشق از نظر دينى و تجارى و سياسى ايفا مى‌كرده، اشاره مى‌كند. مؤلف همچنين به مداخلى كه از سوى حجاج به خزانه قاضى القضات به جهت مديريت اعزام زائران بيت‌الله الحرام و در قبال حفظ و حمايت ايشان در مسير رفت و برگشت به مكه مكرمه، واريز مى‌شد سخن مى‌گويد.

    انصارى به نفوذ عثمانى‌ها در دستگاه قضاء دمشق نيز اشاره مى‌كند. به گفته وى اين نفوذ به حدى بوده كه در رأس هر محكمه‌اى از محاكم دمشق يك قاضى عثمانى نشسته كه تابع قاضى القضات عثمانى است و هيچ يك از دعاوى جز با ارائه و عرضه آن به قاضى عثمانى فيصله نميابد.

    مؤلف همچنين به روابط اجتماعى خوبى كه ميان مسلمانان و مسيحيان در اين برهه از زمان وجود داشته اشاره مى‌كند.

    در ادامه، پس از اشاره به وقايع سال 999ق.، مؤلف از حوادث سال 1000ق. تا چهارمين ماه از اين سال(ماه ذى حجه) نيز به اختصار ياد مى‌كند.

    در پايان نيز به بيمارى عسر البول كه خود بدان مبتلا گشته و نيز جريان معالجه آن توسط خطیب جامع اموى اشاره كرده و به مناسبت از نقش طب در دمشق آن دوران و نيز روشهايى كه توسط اطبا در معالجه امراضى چون مرضى كه مؤلف بدان دچار شده بود، به كار مى‌برده‌اند، ياد مى‌كند.

    وضعيت كتاب

    نسخه حاضر در برنامه مشتمل بر پاورقيهايى به قلم محقق و فهرستهاى ذيل مى‌باشد:

    فهرست اعلام، اماكن، اصطلاحات و مشاغل و حرفه‌ها، کتاب‌هايى كه در متن از آنها نام برده شده و فهرست منابع و مآخذ.

    منابع مقاله

    1. مقدمه محقق.
    2. متن كتاب.