میرخواند، محمد بن خاوندشاه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
|-
|-
|برخی آثار
|برخی آثار
| data-type="authorWritings" |
| data-type="authorWritings" |[[تاریخ روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوك و الخلفا]]
|- class="articleCode"
|- class="articleCode"
|کد مؤلف
|کد مؤلف
خط ۳۱: خط ۳۱:
</div>
</div>


'''محمد بن‌خاوند شاه بن‌سید برهان‌الدین  '''(۸۳۷ – ۹۰۳ یا ۹۰۴ق)، معروف به «'''میر خواند'''»، ادیب، بزرگترین مورخ عهد تیموری، مؤلف اثر معروف  
'''محمد بن‌خاوند شاه بن‌سید برهان‌الدین  '''(۸۳۷ – ۹۰۳ یا ۹۰۴ق)، معروف به «'''میر خواند'''»، ادیب، بزرگترین مورخ عهد تیموری، مؤلف اثر معروف [[تاریخ روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوك و الخلفا]]


به گفته دکتر [[مشکور، محمدجواد|محمد جواد مشکور]]، گمان مى‌رود تذکرة مجالس النّفائس امیر على‌شیر نوایى، نخستین اثرى باشد که از میرخواند یاد کرده است. نام وى سیّد بن امیر برهان‌الدّین خاوند شاه بن‌شاه کمال‌الدّین محمود بلخى، معروف به میرخواند یا امیرخواند است. او خود را در کتابش محمّد بن‌خواند شاه مى‌نامد و مى‌گوید لقب میرخواند را دیگران به وى داده‌اند. او از مورخان بزرگ قرن نهم هجرى بود که در 873 هجرى در بخارا زاده شد.
== ولادت ==
نام وى سیّد بن امیر برهان‌الدّین خاوند شاه بن‌شاه کمال‌الدّین محمود بلخى، معروف به میرخواند یا امیرخواند است. او خود را در کتابش محمّد بن‌خواند شاه مى‌نامد و مى‌گوید لقب میرخواند را دیگران به وى داده‌اند. او از مورخان بزرگ قرن نهم هجرى بود که در 873 هجرى در بخارا زاده شد.
 
خاندان میرخواند از سادات حسینی و از خاندان خاوند سید اجل بخاری بود که در ماوراء النهر شهرت و احترام بسیار داشت و سلسلۀ آبا و اجداد او به زید بن علی بن حسین علیهم‌السلام می کشید.


پدرش سیّد برهان‌الدّین خاوند شاه، در بخارا تجارت مى‌کرد و نسب آنان با چهار واسطه به سیّد اجل بخارى مى‌رسید. بنابراین، وى حسب و نسب عالى داشت، اما به‌رغم این برخوردارى، از تکبر و فخر بر کنار بود و از خردسالى در حدیث و دیگر معارف و علوم معقول و منقول، چیره‌دست و در فن انشا بى‌همتا شد، اما در کودکى پدرش را از دست داد و بر اثر تنگ‌دستى از آن‌جا به بلخ رفت و از عالمان آن سامان بسیار بهره گرفت و در جرگه دانش‌مندان روزگار خود درآمد. آن‌گاه به هرات رفت و با مشایخ صوفیه بزرگ هم‌سخن شد و بسیار شهرت یافت و مرید شیخ بهاءالدّین گشت و تا وفات وى در آن‌جا ماند. سلطان حسین بایقرا و وزیر دانش‌دوست او امیرعلى شیر نوایى در آن‌جا به وى توجه کردند و او در فن ادب و انشا و تاریخ‌نگارى چیره‌دست شد و سرانجام روضة الصفا را به نام آن وزیر دانش‌مند نوشت. میرخواند در خانقاهِ «خلاصه» مى‌زیست که امیر در هرات ساخته بود و در آن‌جا با خاطرى جمع به کار تحقیق سرگرم بود.
پدرش سیّد برهان‌الدّین خاوند شاه، در بخارا تجارت مى‌کرد و نسب آنان با چهار واسطه به سیّد اجل بخارى مى‌رسید. بنابراین، وى حسب و نسب عالى داشت، اما به‌رغم این برخوردارى، از تکبر و فخر بر کنار بود و از خردسالى در حدیث و دیگر معارف و علوم معقول و منقول، چیره‌دست و در فن انشا بى‌همتا شد، اما در کودکى پدرش را از دست داد و بر اثر تنگ‌دستى از آن‌جا به بلخ رفت و از عالمان آن سامان بسیار بهره گرفت و در جرگه دانش‌مندان روزگار خود درآمد. آن‌گاه به هرات رفت و با مشایخ صوفیه بزرگ هم‌سخن شد و بسیار شهرت یافت و مرید شیخ بهاءالدّین گشت و تا وفات وى در آن‌جا ماند. سلطان حسین بایقرا و وزیر دانش‌دوست او امیرعلى شیر نوایى در آن‌جا به وى توجه کردند و او در فن ادب و انشا و تاریخ‌نگارى چیره‌دست شد و سرانجام روضة الصفا را به نام آن وزیر دانش‌مند نوشت. میرخواند در خانقاهِ «خلاصه» مى‌زیست که امیر در هرات ساخته بود و در آن‌جا با خاطرى جمع به کار تحقیق سرگرم بود.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش