قیسی، احمد بن ابراهیم بن احمد بن صفوان

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    ابن صفوان، ابوجعفر احمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ احمد بن‌ صفوان‌ قيسى؛
    NUR00000.jpg
    نام کاملابن صفوان، ابوجعفر احمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ احمد بن‌ صفوان‌ قيسى؛‌
    نام‌های دیگراحمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ احمد بن‌ صفوان‌ قيسى؛‌
    تخلصابن صفوان؛
    نسببنوصفوان؛
    نام پدرابراهيم‌ بن‌ احمد بن‌ صفوان‌ قيسى؛
    ولادت675ق‌؛
    محل تولدمالقه؛، اندلس(اسپانیا)؛
    محل زندگیمالقه، غرناطه،‌ مراکش؛
    رحلت763ق
    مدفنمالقه،
    طول عمر88
    دیناسلام
    پیشهاديب‌ و شاعر؛
    منصبدبیری دیوان
    اطلاعات علمی
    درجه علمیاديب‌ و شاعر؛
    اساتیدابومحمد باهلى، ابوعبدالله‌ بن‌ عبدالملک‌ مراکشى‌، ابوعباس‌ ابن‌ بنا؛
    معاصرینابن‌ خطيب‌، نصريان‌ غرناطه‌، سلطان‌ ابوعبدالله‌ محمد، سلطان‌ ابوالحجاج؛‌
    برخی آثارالدرر الفاخره و اللجج‌ الزاخره، مطلع‌ هلال‌ الانوار الالهيه

    ابن صَفْوان‌، ابوجعفر احمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ احمد بن‌ صفوان‌ قيسى‌ (675 -763ق‌/1296-1362م‌)، اديب‌ و شاعر اندلسى‌، معاصر نصريان‌ غرناطه‌.

    وی از اهالى‌ مالقه‌ بود و به‌ همين‌ سبب‌ به‌ مالقى‌ نيز معروف‌ شده‌ است‌.

    ولادت

    ابن‌ خطيب‌ و ابن‌ قاضى‌ سال‌ تولد وی را 695ق‌، ولى‌ بن‌ فرحون‌ و به‌ پيروی از او برخى‌ از منابع‌ معاصر، 675ق‌ را سال‌ تولد او دانسته‌اند. به‌ نظر مى‌رسد «تسعين»‌ که‌ در الاحاطه ابن‌ خطيب‌ آمده‌ است‌، مصحّف‌ «سبعين‌» بوده‌ باشد.

    تحصیلات و مناصب

    ابن‌ صفوان‌ نخست‌ در مالقه‌ نزد ابومحمد باهلى‌ دانش‌ آموخت‌، سپس‌ به‌ مراکش‌ رفت‌ و در آنجا از دانشمندانى‌ چون‌ ابوعبدالله‌ بن‌ عبدالملک‌ مراکشى‌ و ابوعباس‌ ابن‌ بنا به‌ تکميل‌ آموخته‌های خود پرداخت‌.

    در اين‌ هنگام‌ امير غرناطه‌ سلطان‌ ابوعبدالله‌ محمد ملقب‌ به‌ فقيه‌ او را به‌ دربار خود خواند و به‌ وی مقام‌ دبيری داد. اقامت‌ ابن‌ صفوان‌ در دربار غرناطه‌ مايه کاميابى‌ و شهرت‌ او شد، اما وی پس‌ از مدتى‌ از خدمت‌ ديوانى‌ کناره‌ گرفت‌ و به‌ مالقه‌ بازگشت‌ و چندی در عزلت‌ و سختى‌ روزگار گذرانيد تا آنکه‌ ابن‌ خطيب‌ به‌ ياری وی شتافت‌ و با تعيين‌ مقرری به‌ زندگيش‌ سامان‌ بخشيد.

    ابن‌ صفوان‌ در زمان‌ خود از لحاظ علمى‌ شخصيتى‌ برجسته‌ به‌ شمار مى‌رفت‌ و گذشته‌ از شعر و ادب‌ در علوم‌ مختلفى‌ چون‌ رياضيات‌ و تاريخ‌ و فلسفه‌ صاحب‌ نظر بود.

    ابن‌ خطيب‌ او را مردی تيزهوش‌ و ژرف‌نگر خوانده‌ است‌.

    وفات

    ابن‌ صفوان‌ تا پايان‌ عمر در مالقه‌ ماند و در سال 763ق‌ در همانجا نيز درگذشت.‌

    آثار

    تقريباً تمامى‌ آثار منثور وی از ميان‌ رفته‌ است‌. تنها اثر منثوری که‌ از او به‌ جای مانده‌، نامه‌ای است‌ که‌ وی در آن‌ به‌ ابن‌ خطيب‌ اجازه نقل‌ آثار خود را داده‌ است‌. آنچه‌ از اشعار او به‌ جای مانده‌، عمدتاً رنگ‌ صوفيانه‌ دارد و در آن‌ها ناخرسندی از روزگار و توجه‌ به‌ آخرت‌ مشهود است‌. از جمله‌ سروده‌های او قصيده‌ای است‌ در معارضه‌ با قصيده عينيه معروف‌ ابن‌ سينا. ظاهراً ابن‌ صفوان‌ ديوانى‌ از سروده‌های خود فراهم‌ نياورده‌ بوده‌ و اشعار باقى‌ مانده‌ از وی نيز به‌ نقل‌ از مجموعه‌ای است‌ که‌ ابن‌ خطيب‌ گردآورده‌ بوده‌ است‌.

    ابن‌ خطيب‌ خود در اين‌ باره‌ مى‌گويد که‌ وی ديوان‌ شعر ابن‌ صفوان‌ را در 744ق‌/1343م‌ هنگامى‌ که‌ سلطان‌ ابوالحجاج‌ امير غرناطه‌ را در لشکرکشى‌ به‌ جزيره الخضراء همراهى‌ مى‌کرده‌، در حين‌ توقف‌ در مالقه‌، گردآوری کرده‌ و بر آن‌ مقدمه‌ای نوشته‌ و آن‌ را الدرر الفاخره و اللجج‌ الزاخره ناميده‌ و سپس‌ از ابن‌ صفوان‌ خواسته‌ است‌ که‌ اجازه نقل‌ آن‌ را به‌ وی و فرزندش‌ عبدالله‌ بدهد و او نيز، چنانکه‌ گذشت‌، طى‌ نامه‌ای، به‌ خط خود، اجازه نقل‌ همه آثار منظوم‌ و منثور خويش‌ را به‌ وی و فرزندش‌ اعطا کرده‌ است‌.

    البته‌ به‌ درستى‌ روشن‌ نيست‌ که‌ آنچه‌ ابن‌ خطيب‌ ديوان‌ ابن‌ صفوان‌ خوانده‌، مجموعه کامل‌ اشعار وی بوده‌ است‌ يا گزيده‌ای از آن‌ها. اين‌ کتاب‌ اکنون‌ در دست‌ نيست‌.

    ساير تأليفات‌ منسوب‌ به‌ ابن‌ صفوان‌ اين‌هاست‌:

    1. مطلع‌ هلال‌ الانوار الالهيه،
    2. بغيه المستفيد،
    3. شرح‌ کتاب‌ القرشى‌ فى‌ الفرائض‌[۱].

    پانویس

    1. نقدی ثقفی، یوسف‌، ج4، ص113

    منابع مقاله

    نقدی ثقفی، یوسف‌، دائر‌ةالمعارف بزرگ اسلامی زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377.

    وابسته‌ها