قاضی عبدالجبار بن احمد: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۲ اوت ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'ی‎ت' به 'ی‌ت'
جز (جایگزینی متن - 'ی‎خ' به 'ی‌خ')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'ی‎ت' به 'ی‌ت')
خط ۵۲: خط ۵۲:
</div>
</div>


'''قاضی عبدالجبار بن احمد'''، متوفی 415ق، پیشواى معتزلیان در عصر خود بود و در فقه، از مذهب امام شافعی پیروى مى‎کرد. کتاب «تثبيت دلائل النبوة»، مهم‎ترین اثر اوست و از شاگردان او افراد بزرگی چون سید مرتضی، شیخ طوسی و ابوالقاسم تنوخی را می‎توان نام برد. ابواسحاق ابراهیم بن عیاش، از جمله تأثیرگذارترین افراد بر وی بود.  
'''قاضی عبدالجبار بن احمد'''، متوفی 415ق، پیشواى معتزلیان در عصر خود بود و در فقه، از مذهب امام شافعی پیروى مى‎کرد. کتاب «تثبيت دلائل النبوة»، مهم‎ترین اثر اوست و از شاگردان او افراد بزرگی چون سید مرتضی، شیخ طوسی و ابوالقاسم تنوخی را می‌توان نام برد. ابواسحاق ابراهیم بن عیاش، از جمله تأثیرگذارترین افراد بر وی بود.  


قاضی عبدالجبار بن احمد بن عبدالجبار بن احمد بن خلیل بن عبدالله قاضی ابوالحسن همدانی اسدآبادی، اهل شهر کوچکی از غرب ایران در مسیر منتهی به بغداد، واقع در جنوب غربی همدان است. به احتمال زیاد وی در اوایل دهه 930م، در خانواده کم‎بضاعتی به دنیا آمده است.  
قاضی عبدالجبار بن احمد بن عبدالجبار بن احمد بن خلیل بن عبدالله قاضی ابوالحسن همدانی اسدآبادی، اهل شهر کوچکی از غرب ایران در مسیر منتهی به بغداد، واقع در جنوب غربی همدان است. به احتمال زیاد وی در اوایل دهه 930م، در خانواده کم‎بضاعتی به دنیا آمده است.  


[[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]] (متوفی 1023م) او را فرزند یک برزگر می‌خواند. بااین‎حال، عبدالجبار از دون‎پایگی به جایگاه مرتفعی به‎عنوان یک نویسنده، متکلم و فقیه رسید. ذهبی (متوفی 1348م) او را «علامه متکلم» و «از بزرگان شافعیه» می‎نامد. اینها عبارات ستایش‎آمیزی از طرف کسی است که از نظر عقیدتی مخالف مکتب کلامی عبدالجبار است. سیره‎نویسی مانند حکیم ابوسعد بیهقی جشمی (یا جشومی متوفی 1150م)، بیشتر با معتزله ابراز همدردی می‎کند و می‌گوید «من نمی‎توانم به معنای واقعی کلمه جایگاه او را در پاک‎طینتی و مقام عالی او را در علم بیان کنم». اما مدایح ذهبی و جشمی در مقابل ستیزه‎های توحیدی قرار می‌گیرد. وی در کتاب «مثالب الوزيرين» خود، عبدالجبار را غلام صاحب بن عباد می‌خواند و او را یک مقام درباری فاسد که هیچ محذور اخلاقی ندارد، وصف می‎کند. توحیدی در کتاب «الإمتاع و المؤانسة» خصمانه‎تر برخورد می‎کند و او را به فساد و طمع و کندذهنی و لواط متهم می‎سازد. [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر عسقلانی]] (متوفی 1449م) نیز تا حدی با اتکا به رأی توحیدی از عبدالجبار انتقاد می‎کند و او را یکی از غلات معتزله می‎نامد. وی در ادامه می‎نویسد: «عبدالجبار مال بسیاری به دست آورد؛ به‎گونه‌ای که در وسعت مال به قارون شباهت داشت. بااین‎حال در باطن فاسد و خبیث الاعتقاد و قلیل الیقین بود». بدین ترتیب تعارض شدیدی بر سر شخصیت عبدالجبار در منابع وجود دارد. این منابع تنها بر سر مسائل معمولی و عادی زندگی قاضی عبدالجبار با هم توافق دارند. در این زمینه توافق وجود دارد که عبدالجبار پس از ترک موطنش برای تحصیل به قزوین، رفت. عبدالجبار در سال 920م، برای ادای حج به مکه رفت (و البته دوباره در سال 989م، آن را تجدید کرد). سپس تحصیل خود را در همدان (در سال 951م) و اصفهان (956م) ادامه داد<ref>دائرةالمعارف طهور</ref>.
[[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]] (متوفی 1023م) او را فرزند یک برزگر می‌خواند. بااین‎حال، عبدالجبار از دون‎پایگی به جایگاه مرتفعی به‎عنوان یک نویسنده، متکلم و فقیه رسید. ذهبی (متوفی 1348م) او را «علامه متکلم» و «از بزرگان شافعیه» می‎نامد. اینها عبارات ستایش‎آمیزی از طرف کسی است که از نظر عقیدتی مخالف مکتب کلامی عبدالجبار است. سیره‎نویسی مانند حکیم ابوسعد بیهقی جشمی (یا جشومی متوفی 1150م)، بیشتر با معتزله ابراز همدردی می‎کند و می‌گوید «من نمی‌توانم به معنای واقعی کلمه جایگاه او را در پاک‎طینتی و مقام عالی او را در علم بیان کنم». اما مدایح ذهبی و جشمی در مقابل ستیزه‎های توحیدی قرار می‌گیرد. وی در کتاب «مثالب الوزيرين» خود، عبدالجبار را غلام صاحب بن عباد می‌خواند و او را یک مقام درباری فاسد که هیچ محذور اخلاقی ندارد، وصف می‎کند. توحیدی در کتاب «الإمتاع و المؤانسة» خصمانه‎تر برخورد می‎کند و او را به فساد و طمع و کندذهنی و لواط متهم می‎سازد. [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر عسقلانی]] (متوفی 1449م) نیز تا حدی با اتکا به رأی توحیدی از عبدالجبار انتقاد می‎کند و او را یکی از غلات معتزله می‎نامد. وی در ادامه می‎نویسد: «عبدالجبار مال بسیاری به دست آورد؛ به‎گونه‌ای که در وسعت مال به قارون شباهت داشت. بااین‎حال در باطن فاسد و خبیث الاعتقاد و قلیل الیقین بود». بدین ترتیب تعارض شدیدی بر سر شخصیت عبدالجبار در منابع وجود دارد. این منابع تنها بر سر مسائل معمولی و عادی زندگی قاضی عبدالجبار با هم توافق دارند. در این زمینه توافق وجود دارد که عبدالجبار پس از ترک موطنش برای تحصیل به قزوین، رفت. عبدالجبار در سال 920م، برای ادای حج به مکه رفت (و البته دوباره در سال 989م، آن را تجدید کرد). سپس تحصیل خود را در همدان (در سال 951م) و اصفهان (956م) ادامه داد<ref>دائرةالمعارف طهور</ref>.


در طول این دوره عبدالجبار در کلام، اشعری‎مذهب، ولی علاقه اولیه‌اش به فقه بود. این وضعیت پس از ورود وی به بصره در سال 958م، تغییر کرد. بصره که مرکز مکتب اعتزال بود تا مدت‎ها پس از اینکه مرگ معتزله از لحاظ سیاسی در اوایل دوره عباسی فرارسید، هنوز به‎عنوان مکان مهمی برای این مکتب کلامی باقی مانده بود. ابوبکر انباری جزو معلمان معتزلی عبدالجبار بود، اما کسی که بیشترین تأثیر را بر عبدالجبار گذاشت ابواسحاق ابراهیم بن عیاش (متوفی 996م) بود<ref>همان</ref>.
در طول این دوره عبدالجبار در کلام، اشعری‎مذهب، ولی علاقه اولیه‌اش به فقه بود. این وضعیت پس از ورود وی به بصره در سال 958م، تغییر کرد. بصره که مرکز مکتب اعتزال بود تا مدت‎ها پس از اینکه مرگ معتزله از لحاظ سیاسی در اوایل دوره عباسی فرارسید، هنوز به‎عنوان مکان مهمی برای این مکتب کلامی باقی مانده بود. ابوبکر انباری جزو معلمان معتزلی عبدالجبار بود، اما کسی که بیشترین تأثیر را بر عبدالجبار گذاشت ابواسحاق ابراهیم بن عیاش (متوفی 996م) بود<ref>همان</ref>.
خط ۷۳: خط ۷۳:


==شاگردان==
==شاگردان==
از شاگردان او افراد بزرگی چون سید مرتضی، شیخ طوسی و ابوالقاسم تنوخی را می‎توان نام برد. حتی شیخ مفید در مجلس درس او حاضر می‎شد و در یکی از این مجالس بود که شیخ مفید به‎مناسبت نظر قاضی درباره حدیث غدیر و غار پاسخ او را داد؛ به‎گونه‌ای که قاضی از جواب دادن به شیخ عاجز شد و در حضور علما شیخ را به‎جای خود نشاند و او را به مفید ملقب کرد<ref>همان</ref>.
از شاگردان او افراد بزرگی چون سید مرتضی، شیخ طوسی و ابوالقاسم تنوخی را می‌توان نام برد. حتی شیخ مفید در مجلس درس او حاضر می‎شد و در یکی از این مجالس بود که شیخ مفید به‎مناسبت نظر قاضی درباره حدیث غدیر و غار پاسخ او را داد؛ به‎گونه‌ای که قاضی از جواب دادن به شیخ عاجز شد و در حضور علما شیخ را به‎جای خود نشاند و او را به مفید ملقب کرد<ref>همان</ref>.


==پانویس ==
==پانویس ==
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش