عشر رسائل في التفسير و علوم القرآن

عشر رسائل في التفسير و علوم القرآن، مجموعه 10 رساله تفسیری و قرآن‌پژوهی از آثار محدّث، ادیب، مورّخ، مفسّر، فقیه و نویسنده فعال شافعی قرن نهم و دهم قمری، جلال‌الدین عبدالرحمن سیوطی (849-911ق) است که از جمله به بیان تفسیر سوره حمد و مقصود از برخی آیات مثل بسمله و معنای «الصلاة الوسطى» (نماز میانه) و نعمت‌های عیان و نهان و مغفرت گناهان گذشته و آینده می‌پردازد.

عشر رسائل في التفسير و علوم القرآن
عشر رسائل في التفسير و علوم القرآن
پدیدآورانسیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌‌بکر (نويسنده)

انیس، عبدالحکیم (محقق)

انیس، عبدالحکیم (مقدمه‌نويس)
ناشردائرة الشوؤن الإسلامیة و العمل الخیری. ادارة البحوث
مکان نشرامارات - دبی
سال نشر1431ق - 2010م
چاپ1
شابک978-9948-499-06-0
زبانعربی
تعداد جلد2
کد کنگره
BP۹۲/۸/الف۲الف۲
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

رياض الطالبين في شرح الاستعاذة و البسملة

سیوطی صیغه برگزیده استعاذه را عبارت از «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم» می‌داند[۱] و نظر می‌دهد که گفتن استعاذه در هر رکعت نماز، مستحبّ و در رکعت اول، مؤکدتر است[۲] و در دیدگاه او، کمترین مقدار از گفتن بسمله، «بسم الله» و بهترینش، «بسم الله الرحمن الرحيم» است[۳].

الأزهار الفائحة في شرح الفاتحة

سیوطی در این اثر به شرح مفردات سوره حمد پرداخته و فوائد مهمی را مطرح کرده و خلاصه‌ای ارزنده از منابعی عالی و ارزشمند را آورده است[۴]. نویسنده می‌نویسد: اسامی این سوره، بسیار است، از جمله «مثانی»؛ زیرا دوتایی و تکرارشدنی است؛ یعنی در هر رکعت نماز، قرائت می‌شود و گفته شده که در آیه «وَ لَقَدْ آتَينَاك سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» (حجر: 87)، منظور سوره فاتحه است[۵].

الكلام على أول سورة الفتح

این کتاب، درسی است که سیوطی در سال 867ق، در حضور استادش علم‌الدین بلقینی و گروهی از قاضیان و فاضلان بیان کرده است[۶]. نویسنده، اول سوره فتح را از نظر شأن نزول، واژگان، اعراب، معانی و تفسیر بررسی کرده است، ولی موفق به بررسی از نظر تصوف که در نظر داشته، نشده و یا در این رساله نیامده و مطلب، ناقص رها شده است[۷].

ميزان المعدلة في شأن البسملة

عبدالحکیم انیس، گوید: نویسنده، نظرات خاصّ فقهی داشته که در کتابش التحدث بنعمة الله به‌شکل مختصر بازتاب یافته و صورت مشروح آن را همراه با ادله در حواشي الروضة آورده است و یکی از این موارد، نظر او درباره بسمله است و اینکه قرائت آن در نماز، واجب نیست و این قول، مخالف با نظر امام شافعی است[۸].

المعاني الدقيقة في إدراك الحقيقة

عبدالحکیم انیس، گوید: نویسنده، این کتاب را برای این تألیف کرده است که ثابت کند همه معانی معقول در نزد ما، در نزد خدای تعالی به‌صورت جسم و اشخاص ترسیم می‌شود[۹]. نویسنده برای اثبات نظر خودش به آیات و روایاتی استناد می‌کند و از جمله آیه «وَ إِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَٰكنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» (اسراء: 44)[۱۰] و این روایت را به عنوان دلیل و شاهد می‌آورد: ابن مسعود گفته است: ما تسبیح‌گویی غذایی را که در حال خورده شدن بود، می‌شنیدیم[۱۱].

اليد البسطى في تعيين الصلاة الوسطى

عبدالحکیم انیس، نوشته است: نویسنده درصدد بیان مقصود از «الصلاة الوسطى» در آیه «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ» (بقره: 238) است و این نظر را تقویت می‌کند که منظور، نماز ظهر است[۱۲]. سیوطی برای اثبات نظر خودش به نظر اندیشوران نیز استناد کرده است؛ از جمله اینکه شیخ ولی‌الدین عراقی در شرح سنن ابی‌داوود گفته است: زید بن ثابت استدلال کرده است: «الصلاة الوسطى»، همان ظهر است؛ زیرا پُرمشکل‌ترین نماز در نزد صحابه، ظهر بود که در اوج گرما باید انجام شود و خدای متعال این آیه را نازل کرد تا تشویق شوند و کوتاهی نکنند[۱۳].

الفوائد البارزة و الكامنة في النعم الظاهرة و الباطنة

سیوطی گوید: گفته شده است که امام نسفی در برخی از کتاب‌های مفصلش در تفسیر آیه «وَ أَسْبَغَ عَلَيكمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً» (لقمان: 20)، تعداد 300 قول را بیان کرده است و از من پرسیده شد که آیا چیزی در این زمینه می‌دانی؟ و من گفتم: می‌توانم استنباط کنم؛ چون خدا را شکر، ابزار اجتهاد آماده است[۱۴]. نویسنده اقوال فراوانی را مطرح کرده و سرانجام گفته است: از ما 300 قول طلبیدند، ولیکن خدای متعال نزدیک به ده ‌هزار نظر برای ما گشود و این همه، قطره‌ای از دریای نعمت‌های بی‌پایان الهی است[۱۵].

المحرر في قوله تعالى: «ليغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِك وَ مَا تَأَخَّرَ»

نویسنده در این رساله، به این پرسش پاسخ می‌دهد که معنای آیه مذکور (فتح: 2) چیست؟ و چگونه می‌شود که پیامبر(ص) معصوم، گناه کند؟! سیوطی می‌گوید: در مورد تفسیر این آیه اقوال متعددی هست که برخی مقبول و بعضی مردود و برخی ضعیف است؛ زیرا دلیل قطعی بر «عصمت پیامبر اکرم(ص) و سایر پیامبران قبل از نبوت و بعدش»، دلالت دارد[۱۶]. او سرانجام، این قول را ترجیح می‌دهد و تحسین می‌کند که مغفرت در اینجا، کنایه از عصمت است[۱۷].

إتحاف الوفد بنبأ سورتي الخَلْع و الحَفْد

نگارنده در این رساله، آثار واردشده درباره «دو دعایی که گویند دو سوره بوده و بعد نسخ شده» را جمع کرده است[۱۸]. سیوطی بعد از ذکر چند روایت در این زمینه، نوشته است: این جمیع راه‌های روایت است که به آن دست یافته‌ام و نتیجه این است که آن دو، از جمله قرآن نازل‌شده بودند، بعد نگارش و تلاوت آن، منسوخ شد و اجماع بر این قرار گرفت که آن دو منسوخند و در مصحف شریف نباید نوشته شوند[۱۹].

الإشارات في شواذ القراءات

انتساب این رساله به سیوطی، شایدی است[۲۰]. نویسنده می‌گوید: اندیشیدم و جستجو کردم، دیدم که در قرآن، 17 قرائت شاذّ آمده است و جز در کتاب‌هایی که در اول رساله نام بردم، یادی از آن نشده است و چنین نیست که همه آن قرائت‌ها، دور از معنای اصلی باشد[۲۱]. منظور از قرائت شاذِّ نزدیک به معنای اصلی، به‌عنوان مثال: «صراط من أنعمت عليهم» به‌جای «صراط الذين أنعمت عليهم» (حمد: 7) است[۲۲].

پانویس

  1. ر.ک: متن کتاب، ج1، ص74
  2. ر.ک: همان، ص77
  3. ر.ک: همان، ص108
  4. ر.ک: مقدمه محقق، همان، ص129
  5. ر.ک: متن کتاب، همان، ص146
  6. ر.ک: مقدمه محقق، همان، ص179
  7. ر.ک: متن کتاب، همان، ص201
  8. ر.ک: مقدمه محقق، همان، ص207- 208
  9. ر.ک: همان، ص245
  10. ر.ک: متن کتاب، همان، ص313
  11. ر.ک: همان، ص313
  12. ر.ک: مقدمه محقق، ج2، ص7
  13. ر.ک: متن کتاب، همان، ص7
  14. ر.ک: همان، ص75- 76
  15. ر.ک: همان، ص109
  16. ر.ک: همان، ص141
  17. ر.ک: همان، ص155
  18. ر.ک: همان، ص165
  19. ر.ک: همان، ص191
  20. ر.ک: همان، ص202-207
  21. ر.ک: همان، ص236
  22. ر.ک: همان، ص236-237

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها