شرح تنقيح الفصول في علم الأصول

شرح تنقيح الفصول في علم الأصول، اثر شهاب‌الدین ابوالعباس احمد بن ادریس قرافی (متوفی 684ق)، شرحی است بر کتاب «تنقيح الفصول في علم الأصول» خود شارح. کتاب تنقيح نیز گزیده‌ای است از کتاب «المحصول» محمد بن عمر فخر رازی.

شرح تنقيح الفصول في علم الأصول
شرح تنقيح الفصول في علم الأصول
پدیدآورانقرافی، احمد بن ادریس (شارح)

غامدی، ناصر بن علی(گردآورنده)

فخر رازی، محمد بن عمر(نویسنده)

فعر، حمزة بن حسين(اشراف)
عنوان‌های دیگرشرح تنقيح الفصول في علم الأصول: من بداية الباب الثالث عشر: في فعله صلي الله عليه و سلم إلي نهاية الکتاب

تنقيح الفصول في علم الأصول. شرح

المحصول. برگزيده. شرح

من بداية الباب الثالث عشر: في فعله صلي الله عليه و سلم إلي نهاية الکتاب
ناشرجا‌معة‌ أم‌ القري. مرکز البحث‌ العلمي‌ و إحيا‌ء التراث‌ الاسلامي‌. کلية‌ الشريعة‌ و الدراسا‌ت‌ الاسلامية‌
مکان نشرعربستان - مکه مکرمه
سال نشر1421ق. = 2000م.
چاپچاپ اول
زبانعربی
تعداد جلد3
کد کنگره
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

کتاب که با تحقیق حمزة بن حسین فعر و توسط ناصر بن علی غامدی گردآوری شده، با مقدمه مفصلی از محقق در سه فصل آغاز گردیده و مطالب در سه جلد، ارائه شده است. در فصل اول مقدمه، به شرح حال فخر رازی پرداخته شده[۱] و در فصل دوم، زندگی‌نامه قرافی، در اختیار خواننده قرار گرفته است[۲]. در فصل سوم، در سه مبحث، ابتدا به معرفی متن «تنقيح الفصول» پرداخته شده[۳] و سپس، ضمن معرفی برخی از شروح «تنقيح الفصول»[۴]، در قالب نه مطلب، اطلاعات مفیدی پیرامون شرح حاضر، ارائه گردیده است[۵].

انگیزه تألیف

آن‌گونه که از مطالعه مقدمه کتاب به دست می‌آید، قرافی در اصل این کتاب را به‌عنوان مقدمه اول کتاب «الذخيرة في الفقه» نوشته است، ولی به علت کثرت مراجعه و درخواست از وی، با افزایش مطالبی به آن و شرح مطالب دشوارش به‌منظور تسهیل فهم متن و کمک به خوانندگان، آن را به‌صورت مستقل، مطرح و چاپ کرده است[۶].

تاریخ نگارش

مؤلف در آخر کتاب، تاریخ فراغت از نگارش آن را روز دوشنبه نهم شهبان 677ق، ذکر کرده است[۷].

شروح تنقیح

به دلیل اهمیت کتاب «تنقيح الفصول في علم الأصول» و جایگاه ویژه آن در میان کتب اصولی، علاوه بر شرح حاضر، شرح‌های فراوان دیگری نیز بر این کتاب نوشته شده است که از جمله آنها می‌توان به حاشیه محمد بن ابراهیم بن محمد بقوری (متوفی 707ق)، شرح ابوالعباس احمد بن محمد بن عثمان ازدی، معروف به ابن بنا عدوی (متوفی 721ق)، «شرح التنقيح» ابوزکریا یحیی بن ابی‌بکر مسطاسی فاسی و شرح ابوالحسن علی بن یونس بن عبدالله هواری تونسی اشاره کرد[۸].

اسم کتاب

در مقدمه شرح، به طرقی که می‌توان به‌وسیله آن، از اسم کتاب و شرح آن، اطلاع پیدا کرد، اشاره شده است که عبارتند از: الف)- تمامی نسخ خطی کتاب، بر تسمیه آن به «شرح تنقيح الفصول في اختصار المحصول» اتفاق داشته و خود مؤلف به تسمیه متن به «تنقيح الفصول في اختصار المحصول» تصریح کرده است. اما نصی از طرف مؤلف بر اسم معینی برای شرح، وجود ندارد و فقط در مواضع مختلفی، با کلمه «الشرح» به آن اشاره کرده است، از جمله:

  1. در آخر باب سوم: «وفي هذه المواطن مباحث ومثل كثيرة نقلتها في كتاب شرح المحصول وجعلتها مسائل خلاف مستقلة ومعها مباحث شريفة هنالك لا يحتمل هذاالشرح المختصر ذلك».
  2. در آخر کتاب: «وهذا آخر شرح الكتاب المسمی بتنقيح الفصول في اختصار المحصول، نفع الله به المسلمين».
  3. اشاره برخی از شارحین «تنقيح الفصول»، از جمله شوشانی در مقدمه کتاب «رفع النقاب عن تنقيح الشهاب»: «قال المصنف - ‌أي القرافي - ‌في الشرح: لما رأيت جماعة كثيرة رغبوا في إفراد هذا الكتاب عن الذخيرة».

ب)- کتبی که به شرح حال مؤلف پرداخته و به این کتاب، اشاره کرده‌اند که عبارتند از:

  1. «ديباج الذهب» ابن فرحون؛
  2. «المنهل الصافي» ابن تغری بردی؛
  3. «الوافي بالوفيات» صفدی؛
  4. «شجرة النور الزكیة» محمد مخلوف.

ج)- کتبی که دربردارنده نام کتاب‌ها و مؤلفین آنهاست، از جمله:

  1. «كشف الظنون» حاجی خلیفه؛
  2. «هدية العارفين»[۹].

صحت انتساب کتاب به مؤلف

آنچه صحت انتساب کتاب به قرافی را تأیید می‌کند، عبارت است از:

  1. در تمامی نسخ خطی، این انتساب تأیید شده است.
  2. اهل تراجم و شرح‌حال‌نویسان، این کتاب را از جمله تألیفات امام شهاب‌الدین قرافی ذکر کرده‌اند که از جمله آنها، عبارتند از: ابن فرحون در «الديباج الذهب» و حاجی خلیفه در «كشف الظنون».
  3. نقل‌های علما از این کتاب، پس از وفات مؤلف، از جمله: بدرالدین محمد بن بهادر زرکشی، ابوالقاسم محمد بن احمد بن جزیء و محمد بن احمد فتوحی بن نجار.
  4. اشاره خود مؤلف در این کتاب، به سایر آثار خود که صحت انتساب آنها مشخص است[۱۰].

روش شرح

برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های روش شارح در شرح کتاب، عبارت است از:

  1. استشهاد به آیات قرآن در بسیاری از موارد، از جمله آیه پنج سوره مبارکه حمد:أياك نعبد وإياك نسعتين و آیه 27 سوره مبارکه انبیاء:وهم بأمره يعملون.
  2. استشهاد به احادیث نبوی(ص) و آثار، به‌عنوان دومین مصدر از مصادر تشریع اسلامی، مانند روایت پیامبر(ص): «إنما أنا بشر وإنكم تختصمون إلي...» و «الصائم المتطوع أمير نفسه».
  3. استشهاد به اشعار و اقوال عرب، از جمله:
أشاب الصغير وأفنی الكبير كر الغداة ومر العشي


إن من ساد ثم ساد أبوه ثم قد ساد قبل ذلك جده


ثم الجهات الست فوق ووراء ويمنة وعكسه بلا مرا
  1. استشهاد به اقوال علما، مخصوصا اصولیین، از جمله خسروشاهی، شیخ ابواسحاق شیرازی، ابن عطیه، ابن سینا و...
  2. جمع بین مکاتب فقهی مانند مذهب شافعی، مالکی، حنفی و حنبلی؛
  3. انتصار مذهب خویش با الفاظی همچون «لنا»، «قلنا»، «عند المالكية»، «أصحابنا»، «عند الأصحاب»، «علی أصولنا» و...
  4. آوردن قطعه‌ای از متن و سپس، بیان الفاظ و شرح بعضی از معانی آن.
  5. شرح حدود و تعاریف و ذکر اعتراضات وارد بر آن و جواب به آن اعتراضات.
  6. رجوع به صواب و تنبیه بر خطاهایی که در متن از وی سر زده است.
  7. تصحیح خطاهای امام فخر رازی در متن «المحصول» و اعتراض به برخی از آرای اصولی وی[۱۱].

مصادر و منابع کتاب

مهم‌ترین مصادر و منابعی که قرافی از آنها استفاده کرده است، عبارتند از:

  1. «المعتمد»، ابوالحسین بصری؛
  2. «إحكام الفصول»، باجی؛
  3. «اللمع»، شیخ ابواسحاق شیرازی؛
  4. «البرهان»، امام جوینی؛
  5. «المستصفی»، غزالی؛
  6. «شرح البرهان»، مازری؛
  7. «المفصل»، زمخشری؛
  8. «المحصول» و «المعالم»، فخرالدین رازی؛
  9. «شرح البرهان»، ابیاری؛
  10. «الإحكام فی أصول الأحكام»، آمدی؛
  11. «شرح المفصل»، ابن یعیش؛
  12. «شرح المعالم»، ابن تلمسانی؛
  13. «الأمنية في إدراك النية» مصنف[۱۲].

وضعیت کتاب

فهرست آیات، احادیث نبوی و آثار، اعلام، شواهد شعری، اماکن و شهرها، کتب مذکور در متن، حدود و اصطلاحات، قبائل، فرق و مذاهب، مسائل فقهی، مصادر و مراجع مورد استفاده محقق و فهرست موضوعات، در انتهای کتاب آمده است.

در پاورقی‌ها، علاوه بر ذکر منابع[۱۳] و اشاره به اختلاف نسخ[۱۴]، به توضیح برخی از مطالب و واژگان متن، پرداخته شده است[۱۵].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه، ج1، ص11-‌17
  2. ر.ک: همان، ص18-‌76
  3. ر.ک: همان، ص79
  4. ر.ک: همان، 80
  5. ر.ک: همان، ص85-‌118
  6. ر.ک: همان، ص91
  7. ر.ک: همان
  8. ر.ک: همان، ص82-‌83
  9. ر.ک: همان، ص85-‌87
  10. ر.ک: همان، ص88-‌89
  11. ر.ک: همان، ص92-‌96
  12. ر.ک: همان، ص98-102
  13. ر.ک: پاورقی، ج1، ص134
  14. ر.ک: همان، ص142
  15. ر.ک: همان، ص159

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها