سخنوران نامی معاصر ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'كيفيت' به 'کیفیت'
جز (جایگزینی متن - '<references />' به '<references/>')
جز (جایگزینی متن - 'كيفيت' به 'کیفیت')
خط ۵۴: خط ۵۴:


#در جلد نهم، شرح حال خليل ذكاوت (ساحل) شاعر مقيم لامرد فارس و همكار ماهنامه حافظ يك بار تحت عنوان نام خانوادگى «ذكاوت» در صفحه‌ى 298 و بار ديگر تحت عنوان تخلص شاعرانه «ساحل» در صفحه‌ى 553 تكرار شده است.
#در جلد نهم، شرح حال خليل ذكاوت (ساحل) شاعر مقيم لامرد فارس و همكار ماهنامه حافظ يك بار تحت عنوان نام خانوادگى «ذكاوت» در صفحه‌ى 298 و بار ديگر تحت عنوان تخلص شاعرانه «ساحل» در صفحه‌ى 553 تكرار شده است.
#در ثبت حال شاعران به‌عنوان سخنوران «نامى» معاصر «ايران»، نام و نشان بسيار كسان ديده مى‌شود كه اگرچه دو وصف «سخنور» و «معاصر»، در حق ايشان صادق است، اما اوصاف «سخنور نامى ايران» (سخنورى كه در ايران معاصر نامی‌باشد)، بالضروره در حق ايشان صادق نيست. مسلم است كه ارزش كار مؤلف ارجمند در «جامعيت» است، اما كميت، دشمن كيفيت است؛ لذا در اين كتاب مرجع، شايد بهتر بود كه نویسنده، معيارهاى كيفى بالاترى را براى گزينش شاعران نصب العين قرار مى‌دادند. براى مثال، از هيجده شاعر آغازين جلد نهم، هيچ‌كدام تحصيلات منظم استانداردى، بيش از تحصيلات دبيرستانى ندارد و يكى از آن‌ها به اقرار خودش فقط چهار كلاس ابتدايى تحصيلات دارد. شاعرى، با تحصيلات رسمى ملازمه ندارد اما اشعار ارائه‌شده هم، از جهت «شاعرانگى» يا «شعريت»، جبران عدم اعتناى شاعران را به تحصيلات نمى‌كند. لذا شايد رعايت نوعى توازن و تناسب بين اعتبار علمى و ادبى مدخل‌هاى يك كتاب، سودمند مى‌بود. به‌علاوه، نویسنده اگر تصميم به استفاده از تمام اين مدخل‌ها داشتند، دو راه حل پيش روى ايشان باز بود:
#در ثبت حال شاعران به‌عنوان سخنوران «نامى» معاصر «ايران»، نام و نشان بسيار كسان ديده مى‌شود كه اگرچه دو وصف «سخنور» و «معاصر»، در حق ايشان صادق است، اما اوصاف «سخنور نامى ايران» (سخنورى كه در ايران معاصر نامی‌باشد)، بالضروره در حق ايشان صادق نيست. مسلم است كه ارزش كار مؤلف ارجمند در «جامعيت» است، اما كميت، دشمن کیفیت است؛ لذا در اين كتاب مرجع، شايد بهتر بود كه نویسنده، معيارهاى كيفى بالاترى را براى گزينش شاعران نصب العين قرار مى‌دادند. براى مثال، از هيجده شاعر آغازين جلد نهم، هيچ‌كدام تحصيلات منظم استانداردى، بيش از تحصيلات دبيرستانى ندارد و يكى از آن‌ها به اقرار خودش فقط چهار كلاس ابتدايى تحصيلات دارد. شاعرى، با تحصيلات رسمى ملازمه ندارد اما اشعار ارائه‌شده هم، از جهت «شاعرانگى» يا «شعريت»، جبران عدم اعتناى شاعران را به تحصيلات نمى‌كند. لذا شايد رعايت نوعى توازن و تناسب بين اعتبار علمى و ادبى مدخل‌هاى يك كتاب، سودمند مى‌بود. به‌علاوه، نویسنده اگر تصميم به استفاده از تمام اين مدخل‌ها داشتند، دو راه حل پيش روى ايشان باز بود:
#:الف)- عنوان «نامى» را از عنوان كتاب حذف مى‌فرمودند.
#:الف)- عنوان «نامى» را از عنوان كتاب حذف مى‌فرمودند.
#:ب)- لااقل به هنگام پوشش شاعران، ميان چهره‌هاى واقعا نامى و برتر شعر معاصر (مانند دكتر اسماعيل خويى)، با شاعرانى كه مطلقا و ابدا تحصيلاتى در حوزه يا دانشگاه و يا حتى شش كلاس ابتدايى ندارند و در كار شعر و شاعرى و سخنورى هم به‌هيچ‌وجه «نامى» نيستند، امتيازى قائل مى‌شدند و به شاعران نامى برتر صفحات بيشترى و به شاعران غير نامى فروتر صفحات كمترى اختصاص مى‌دادند.
#:ب)- لااقل به هنگام پوشش شاعران، ميان چهره‌هاى واقعا نامى و برتر شعر معاصر (مانند دكتر اسماعيل خويى)، با شاعرانى كه مطلقا و ابدا تحصيلاتى در حوزه يا دانشگاه و يا حتى شش كلاس ابتدايى ندارند و در كار شعر و شاعرى و سخنورى هم به‌هيچ‌وجه «نامى» نيستند، امتيازى قائل مى‌شدند و به شاعران نامى برتر صفحات بيشترى و به شاعران غير نامى فروتر صفحات كمترى اختصاص مى‌دادند.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش