روضات الجنات و جنات الجنان

روضات الجنات و جنات الجنان تألیف حافظ حسین کربلائی تبریزی (متوفی 997ق) معروف به ابن کربلایی از علمای صوفیه اهل سنت قرن دهم هجری است. کتاب‎ با مقدمه و تکمله و تصحیح و تعلیق جعفر سلطان القرائی (متوفی 1409ق) به سعی و اهتمام محمدامین سلطان القرائی در دو جلد منتشر شده است.

‏روضات الجنات و جنات الجنان
روضات الجنات و جنات الجنان
پدیدآورانابن‌کربلايي، حافظ حسين (نويسنده)

سلطان‌القرائي، جعفر (مصحح)

سلطان‌القرائي، محمدامين (بکوشش)
ناشرستوده
مکان نشرايران - تبريز
سال نشرمجلد1: 1383ش , مجلد2: 1383ش ,
شابک964-7644-14-0
موضوعتبريز - سرگذشت نامه

تصوف - متون قدیمی تا قرن 14

نثر فارسی - قرن 10ق.
زبانفارسی
تعداد جلد2
کد کنگره
‏‏DSR‎‏ ‎‏2079‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏45‎‏ ‎‏الف‎‏2

ساختار

مباحث کتاب به ترتیب ذیل است:

  1. مقدمه‌ای پنجاه‎صفحه‌ای به قلم محمدامین سلطان القرائی در شرح‎حال مصحح؛
  2. مقدمه مصحح؛
  3. مقدمه مؤلف در طریق و قاعده زیارت قبور مؤمنین و مؤمنات؛
  4. هشت روضه که روضه‌های‎ اول تا پنجم در جلد اول و باقی روضه‌ها در جلد دوم ارائه شده است؛
  5. خاتمه‎.

گزارش محتوا

نویسنده در مقدمه کتاب در تبیین شیوه زیارت قبور مؤمنین و مؤمنات و استحباب آن می‌نویسد: «بدان وفقک الله لما یحب و یرضاه که مستحب است زیارت کردن قبور اولیاء و اتقیاء و صلحاء و پدران و مادران و عامه مؤمنان و در شرع (شریف) زیارت قبور از سنن اسلام است، و حضرت رسول(ص) فرموده که زیارت کنید گذشتگان را، چه گذشتگان را مؤانست باشد به زیارت کنندگان. یکی با حضرت رسالت‎پناه(ص) شکایت کرد از سختی دل، حضرت اشارت فرمود به سه عمل که دل را نرم می‌کند: (اول) دست بر سر یتیم (مالیدن و) فرود آوردن، دوم عیادت بیمار کردن، سوم به زیارت گذشتگان رفتن. در حدیث است که هر که پدر و مادر را زیارت کند هر هفته و به روایتی گاه‎گاه، آمرزیده گردد و ثواب حج مقبول یابد و بعد از وفات او فرشتگان او را زیارت کنند»[۱]‏.

وی سپس به فضیلت زیارت در روزهای مختلف هفته تصریح می‌کند: «پس تمام هفته زیارت ابوین مستحب باشد و همچنین در لیالی متبرکه خصوصاً شب رغایب و شب برات و ایام شریفه مانند عشر ذی‌الحجه و عیدین همین حکم را دارد»[۲]‏.

در ادامه مقدمه برخی احکام زیارت قبور از دیدگاه نویسنده ذکر شده است؛ از جمله کراهت بوسیدن قبور: «بوسیدن قبور مکروهست الا قبر پدر و مادر و انبیا و کمل اولیا و بعضی (از علما) در این‎ها نیز خلاف کرده‌اند»[۳]‏. سپس اخباری از سنت رسول‎الله(ص) به‎عنوان مستندات این احکام ذکر شده است که زیارت قبر آمنه(س) توسط آنحضرت از جمله این مستندات است: «در کتب مسانید و سیر وارد است که سید المرسلین(ص) در آن سال که به غزوه بنی لحیان فرموده بود به منزل عسفان رسید در آنجا قبر مادر خود آمنه را دریافت و زیارت کرد و گریست چنانچه مجموع اصحاب و ملازمان رکاب سعادت انتساب را به گریه درآورد»[۴]‏.

از فحاوی بسیاری از اخبار و آثار و حکایت صلحا و ابرار محقق می‌گردد که اموات از احوال احیاء خبر می‎یابند و به زیارت یاران و دوستان انس حاصل می‌کنند[۵]‏.

روضه اول: در ذکر مقابر و مشاهد اصحاب پیامبر مکرم اسلام(ص) است. این روضه با بررسی تاریخ شهر تبریز آغاز شده است: «بدان که شهر تبریز از بناهایی است که در ظهور اسلام واقع شده، قبل از بنای آن به‎جای آن و در حوالی و نواحی آن، ده‌ها و قلعه‌ها بوده و مردم آنجا آتش‌پرست بوده‌اند...» [۶]‏. پس‎ازآن به مستنداتی در رابطه با این شهر اشاره شده است. سپس از مزار صحابی رسول خدا اسامة بن شریک ثعلبی در جنوب شهر تبریز یاد شده است. همچنین از ابودجانه انصاری، فرقد بن زید و ابومحجن ثقفی یاد شده است [۷]‏. ذکر رباعیات، اشعار و داستان‎های متعدد سبب جذابیت کتاب شده است.

روضه دوم: در ذکر مقابر اکابر سرخاب است. نویسنده سرخاب را از جمله مزارات مشهور شهر تبریز معرفی کرده که در جانب شمال آن شهر در پای کوه سرخ واقع است. او در ذکر اهمیت این گورستان به کلام مولانا جلال‎الدین محمد بلخی اشاره کرده می‌نویسد: «هر که از تبریز می‎آید و به‎جانب ما میل می‌نماید تحفه او می‎باید که خاک پاک سرخاب باشد»[۸]‏. وی سپس در معرفی مزار پیر باب، ذکر این توضیح را لازم می‌داند: «پوشیده نماند که در هرجایی اکابر را به القاب متنوعه می‌خوانند؛ در بعضی جاها شیخ می‌گویند و در بعضی جا خواجه و در بعضی جا بابا و در بعضی جا باله و در بعضی جا آتا و در بعضی جا پیر»[۹]‏.

از جمله مطالب قابل‎توجه این روضه ذیلی است که در ذکر احوال سلاطین سلاجقه نوشته شده است. نویسنده سلاطین سلاجقه را جماعتی در عدل و انصاف و اسلام و دین‎داری و بزرگواری و خیر و احسان و علو رتبت در سلطنت دانسته و چگونگی استقرار و سلطنت سلجوقیان بر تمامی مملکت ایران را از منابع تاریخی نقل کرده است[۱۰]‏.

روضه سوم: در ذکر مقابر کبراء چرنداب از دیگر مزارات مشهور تبریز است. پیش از ذکر مشایخ مدفون در این چرنداب به نقل از شمس‎الدین معرف به این نکته اشاره شده که مقبره بسیاری از اکابر اولیا و مشایخ صوفیه مدفون در چرنداب در اثر سیل از بین رفته است[۱۱]‏.

در این روضه نیز در ضمن ذیلی، حکومت بنی‌امیه و پس‎ازآن عباسیه و فروع آن یعنی بنی اغلب در افریقیه و طولونیه و اخشیدیه و آل حمدان به‌اختصار معرفی شده است[۱۲]‏.

در روضه‌های چهارم تا ششم کتاب مقابر عرفا گجیل، قبوری که در اندرون شهر واقع است از ولیانکوی تا شنب‎غازان و نیز مقابر اکابری که در نواحی و حدود تبریز واقع است معرفی شده‌اند.

روضه هفتم در ذکر احوال سید احمد حسینی حسنی موسوی باب الابوابی ملقب به «بدرالدین» و مشهور به «لاله‌ای» است که در گورستان گجیل دفن شده است[۱۳]‏. او سرسلسله خاندان سادات لاله و از جانشینان امیر سید عبدالله برزش آبادی مشهدی است، از باب‎الابواب شروان به تبریز آمده و.... غرض مؤلف از لفظ تعظیمی «مخدوم» و «مخدوم علی الاطلاق» در این کتاب اوست[۱۴]‏. وی بر طریقت صوفیه بوده و بعضی اوقات معارف صوفیه را پیش خواجه شجاع‎الدین کربالی خوانده که وی شارح گلشن راز و از متصوفین بی‎بدل بوده است[۱۵]‏.

روضه هشتم: در سلسله عبداللهیه علویه علادولویه کبرویه که احمد الحسینی منسوب به این سلسله است. این روضه به ذکر شرح‎حال صوفیه مطرح در سلسله مذکور اختصاص دارد. در ابتدای این روضه بهره بردن از ارشاد پیرکامل توصیه شده است: «بر طالبان معنی مخفی و مستور نیست که توسل به ذیل ارشاد پیر کامل که حبل‎الله المتین است طالبان را ضروری است چنانچه تفصیل این معنی در ذکر حضرت ایشان (میر سید عبدالله) قدس سره مذکور شد، بنابراین سلسله شریفه حضرت ایشان رحمه‌الله مذکور می‎شود که هر یک از مقتدایان این سلسله رفیعه مرید که بوده‌اند و تربیت از که یافته‌اند؟»[۱۶]‏.

در بخشی از این روضه در ذکر شرح‎حال امام زین‎العابدین چنین می‌خوانیم: «بر حضرت امام زین‎العابدین علیه‌السلام خوف و خشیة الهی بسیار غالب بوده، گویند که: در وقت وضو ساختن رنگ رخسار مبارکش متغیر گشتی، و چون به نماز ایستادی لرزه بر اندام نازنینش افتادی»[۱۷]‏. پس‎ازآن شرح‎حال امام حسین(ع)[۱۸]‏، امام حسن(ع) [۱۹]‏، امام علی(ع) [۲۰]‏ و پس‎ازآن با تفصیل بیشتری شرح‎حال نبی مکرم اسلام از ابتدای زندگانی شریف آنحضرت تا مبعوث شدن به خلعت نبوت و پس‎ازآن مطرح شده است[۲۱]‏.

آخرین مطلبی که در کتاب مطرح شده موضوع کرامت و خرق عادت است. نویسنده از قطع مسافت بعیده در اندک مدتی، اطلاع بر مغیبات، سماع کلام حیوانات و نباتات و جمادات، تسخیر جانوران وحشی چون شیر و مار، ظهور آثار قویه چون کندن بیخ درخت قوی در به پای در حال سماع، اشاره به گردن‎زدن کسی و بریده‎شدن سر او را از جمله خوارق عادات دانسته است[۲۲]‏.

وضعیت کتاب

فهرست مطالب هر جلد در ابتدای آن و در انتهای هر دو جلد، حواشی و تعلیقات، استدراک و فهارس اسامی اشخاص، اسامی امکنه و بلاد و اسامی کتب ذکر شده است.

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه، ج1، ص5
  2. ر.ک: همان، ص6
  3. ر.ک: همان، ص9
  4. ر.ک: همان، ص10
  5. ر.ک: همان، ص12
  6. ر.ک: متن کتاب، ج1، ص15
  7. ر.ک: همان، ص28-20
  8. ر.ک: همان، ص47
  9. ر.ک: همان، ص47
  10. ر.ک: همان، ص62-61
  11. ر.ک: همان، ص274
  12. ر.ک: همان، ص284-276
  13. ر.ک: همان، جلد2، ص110-109
  14. ر.ک: مقدمه مصحح، ج1، صفحه هفتادویک
  15. ر.ک: متن کتاب، جلد2، ص113
  16. ر.ک: همان، ص207
  17. ر.ک: همان، ص409
  18. ر.ک: همان، ص414
  19. ر.ک: همان، ص422
  20. ر.ک: همان، ص428
  21. ر.ک: همان، ص448
  22. ر.ک: همان، ص525-524

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها