در سایه سار مهر (جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی): تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'ده اند' به 'ده‌اند')
    جز (جایگزینی متن - 'حوزه ی ' به 'حوزه‌ی ')
    خط ۴۱: خط ۴۱:
    متن پیام پروفسور نصر بسیار عالی است، زیرا هم به ارزش کار استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] اشاره کرده، هم به حدود آثار او و هم به موضوعات و محتویات کارهایی که پژوهش نموده است. در واقع تأییدی عالی از این بابت برای وی در این اثر ثبت شده است. در بخش جستاری در زندگی استاد، گفتگویی است که مؤلّف با استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] در خصوص زندگی او داشته است. این بخش هم بلندترین فصل کتاب است و هم نکاتی خاص در آن از زندگی درونی و سیر معنوی او را نشانه رفته است که قهراً برای خوانندگان می‌تواند بسیار مفید باشد. از سال و محل تولّد، از پدر و مادر و برادران، از پیشینه‌ی خانوادگی، از شجره‌ی صوری و دوران کودکی و بالندگی، از سفرهای دوران کودکی به آذربایجان، دیار پدری و مادری، از خوانشها و مطالعات، از حضورها و تدریسها و مقالات، تا سیر و سلوک و ورود به عالم معرفت و عرفان چیزی است که در این متن قابل مرور است. بخشی از این گفتگو به آشنایی با موسیقی و دوران شاگردی نزد استاد [[فریدون حافظی]] اختصاص یافته است که تا زمان حاضر نیز وی با موسیقی انسی داشته که در بخش با اهالی موسیقی دو استاد موسیقی در خصوص این دانش صحبتهای لازم را کرده‌اند.
    متن پیام پروفسور نصر بسیار عالی است، زیرا هم به ارزش کار استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] اشاره کرده، هم به حدود آثار او و هم به موضوعات و محتویات کارهایی که پژوهش نموده است. در واقع تأییدی عالی از این بابت برای وی در این اثر ثبت شده است. در بخش جستاری در زندگی استاد، گفتگویی است که مؤلّف با استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] در خصوص زندگی او داشته است. این بخش هم بلندترین فصل کتاب است و هم نکاتی خاص در آن از زندگی درونی و سیر معنوی او را نشانه رفته است که قهراً برای خوانندگان می‌تواند بسیار مفید باشد. از سال و محل تولّد، از پدر و مادر و برادران، از پیشینه‌ی خانوادگی، از شجره‌ی صوری و دوران کودکی و بالندگی، از سفرهای دوران کودکی به آذربایجان، دیار پدری و مادری، از خوانشها و مطالعات، از حضورها و تدریسها و مقالات، تا سیر و سلوک و ورود به عالم معرفت و عرفان چیزی است که در این متن قابل مرور است. بخشی از این گفتگو به آشنایی با موسیقی و دوران شاگردی نزد استاد [[فریدون حافظی]] اختصاص یافته است که تا زمان حاضر نیز وی با موسیقی انسی داشته که در بخش با اهالی موسیقی دو استاد موسیقی در خصوص این دانش صحبتهای لازم را کرده‌اند.


    بخش در سایه سار مهر که با نام کتاب نیز یکسان است بخشی است که نویسده از خاطرات 15 ساله ی حضور در کلاسها و همراهی با استاد[[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] را نوشته است. بخشی مفصّل است و سرشار از موضوعاتی که زندگیِ 15 ساله ی این شاگرد را کنار استاد در سفر و حضر تشرح می‌کند از آداب و ادب گرفته تا برخوردهای رویاروی، از دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده ها، از آدمها و باورها، چنانکه در بخشی از این فصل می‌گوید: در درسهایمان به ما تعلیم می‌دادند که انرژی اولیای الهی، نوری است که از جانب خداوند به آنها می‌رسد. [[مولانا]] در [[مثنوی معنوی]] و غزلیاتش به این طعامهای الهی و مائده‌های آسمانی اشاره کرده است و در طی این سالها، خود شاهد این مائده ای بودم که می‌رسید، ایشان را به شدّت دگرگون می‌کرد و در یک سطح انرژی فوق العاده بالایی قرار می‌داد. چهره ی ایشان در حالی که گلگون شده بود، بسیار بشاش و نورانی می‌شد و مسلماً من که در کنار ایشان، لحظات سخت زیادی را مشغول به کار بودم از این انرژی، انرژی می‌گرفتم و در حقیقت، تلاشم برای اینکه من هم به سطح دریافت چنین انرژی ای برسم بیشتر و بیشتر می‌شد. به واسطه ی رفت و آمدهای بسیار زیادی که در طول این مدّت در کنار آقای دکتر [[محمّدی]] و به همراه ایشان داشتم، در بسیاری از محافل رسمی‌از جمله سمینارها، جمعیتهایی که بین فرهیختگان و دوستان و دوستداران فرهنگ برگزار می‌شد، شرکت می‌کردم و به همین دلیل از نزدیک با خیلی از دانشمندان و عالمان و نویسندگان طراز اوّل در حوزه ی عرفان و فلسفه و ادبیات آشنا شدم. و با تحلیلهایی که آقای دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] بر روی نوشته‌ها و آثار ایشان داشتند، هم با آثار و نوع قلمشان آشنا می‌شدم و هم با دیدارهایی که صورت می‌گرفت، با شخصیّت و منش و روششان<ref>متن، صص 333-332</ref>.
    بخش در سایه سار مهر که با نام کتاب نیز یکسان است بخشی است که نویسده از خاطرات 15 ساله ی حضور در کلاسها و همراهی با استاد[[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] را نوشته است. بخشی مفصّل است و سرشار از موضوعاتی که زندگیِ 15 ساله ی این شاگرد را کنار استاد در سفر و حضر تشرح می‌کند از آداب و ادب گرفته تا برخوردهای رویاروی، از دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده ها، از آدمها و باورها، چنانکه در بخشی از این فصل می‌گوید: در درسهایمان به ما تعلیم می‌دادند که انرژی اولیای الهی، نوری است که از جانب خداوند به آنها می‌رسد. [[مولانا]] در [[مثنوی معنوی]] و غزلیاتش به این طعامهای الهی و مائده‌های آسمانی اشاره کرده است و در طی این سالها، خود شاهد این مائده ای بودم که می‌رسید، ایشان را به شدّت دگرگون می‌کرد و در یک سطح انرژی فوق العاده بالایی قرار می‌داد. چهره ی ایشان در حالی که گلگون شده بود، بسیار بشاش و نورانی می‌شد و مسلماً من که در کنار ایشان، لحظات سخت زیادی را مشغول به کار بودم از این انرژی، انرژی می‌گرفتم و در حقیقت، تلاشم برای اینکه من هم به سطح دریافت چنین انرژی ای برسم بیشتر و بیشتر می‌شد. به واسطه ی رفت و آمدهای بسیار زیادی که در طول این مدّت در کنار آقای دکتر [[محمّدی]] و به همراه ایشان داشتم، در بسیاری از محافل رسمی‌از جمله سمینارها، جمعیتهایی که بین فرهیختگان و دوستان و دوستداران فرهنگ برگزار می‌شد، شرکت می‌کردم و به همین دلیل از نزدیک با خیلی از دانشمندان و عالمان و نویسندگان طراز اوّل در حوزه‌ی عرفان و فلسفه و ادبیات آشنا شدم. و با تحلیلهایی که آقای دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] بر روی نوشته‌ها و آثار ایشان داشتند، هم با آثار و نوع قلمشان آشنا می‌شدم و هم با دیدارهایی که صورت می‌گرفت، با شخصیّت و منش و روششان<ref>متن، صص 333-332</ref>.


    استاد [[غلامرضا امامی]] در این مجموعه مقاله‌ای ارسال نموده با نام «از هزاران تن یکی تن صوفی‌اند» و در آغاز قید نموده است: به احترام و ارادت برای استاد دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]]<ref>متن، ص 367</ref>. و درباره‌ی استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|محمّدی]] نوشته است: استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] که پژوهنده‌ای توانا و شاعری است دانا؛ به قرآن نگاهی تازه افکنده و پرده از رخ این مائده‌ی آسمانی برگرفته و همگان را به این مهمانی فراخوانده با دو تحقیق عمیق، [[سیمای اهل تقوا]] و [[معراج پدیده ای شگفت|معراج پدیده‌ای شگفت]] با زبان زمانه در این راه قلم و قدم زده. وی نه تنها در شناخت [[مولانا]] و [[مثنوی]] شریف گامها زده و رنجها برده بلکه به شناخت ما و نسل ما از چهره‌هایی همچون [[بایزید بسطامی‌]]، [[ابن عربی، محمد بن علی|ابن عربی]]، [[نجم کبری]]، [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطّار]]، [[فارابی]]، [[سبزواری، هادی|حاج ملا هادی سبزواری]]، [[غزالی، محمد بن محمد|محمّد غزالی]]، [[شبلی]]، [[ابوسعید ابوالخیر]]، حضرت [[سهروردی، یحیی بن حبش|سهروردی]] یاریها رسانده و در این راه به جدّ و جهد پرداخته است. باری در این روزگار چون او اندک اند، هرچند زمانه به راهگشایانی و مشعل دارانی چون وی نیازمند است امّا اندک انسانهایی هستند که در پی آن نباشند که گلیم خویش به در برند ز موج بلکه بکوشند که بگیرند غریق را. استاد دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] با نوشته‌های عمیق و سخنرانیهای دقیق، شمعی رویاروی دیدگان برافروخته، چراغی در راه‌ها روشن ساخته راهی نو گشوده و جویندگان حقیقت را سالهاست رهنمون گشته<ref>متن، صص 370-369</ref>.
    استاد [[غلامرضا امامی]] در این مجموعه مقاله‌ای ارسال نموده با نام «از هزاران تن یکی تن صوفی‌اند» و در آغاز قید نموده است: به احترام و ارادت برای استاد دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]]<ref>متن، ص 367</ref>. و درباره‌ی استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|محمّدی]] نوشته است: استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] که پژوهنده‌ای توانا و شاعری است دانا؛ به قرآن نگاهی تازه افکنده و پرده از رخ این مائده‌ی آسمانی برگرفته و همگان را به این مهمانی فراخوانده با دو تحقیق عمیق، [[سیمای اهل تقوا]] و [[معراج پدیده ای شگفت|معراج پدیده‌ای شگفت]] با زبان زمانه در این راه قلم و قدم زده. وی نه تنها در شناخت [[مولانا]] و [[مثنوی]] شریف گامها زده و رنجها برده بلکه به شناخت ما و نسل ما از چهره‌هایی همچون [[بایزید بسطامی‌]]، [[ابن عربی، محمد بن علی|ابن عربی]]، [[نجم کبری]]، [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطّار]]، [[فارابی]]، [[سبزواری، هادی|حاج ملا هادی سبزواری]]، [[غزالی، محمد بن محمد|محمّد غزالی]]، [[شبلی]]، [[ابوسعید ابوالخیر]]، حضرت [[سهروردی، یحیی بن حبش|سهروردی]] یاریها رسانده و در این راه به جدّ و جهد پرداخته است. باری در این روزگار چون او اندک اند، هرچند زمانه به راهگشایانی و مشعل دارانی چون وی نیازمند است امّا اندک انسانهایی هستند که در پی آن نباشند که گلیم خویش به در برند ز موج بلکه بکوشند که بگیرند غریق را. استاد دکتر [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] با نوشته‌های عمیق و سخنرانیهای دقیق، شمعی رویاروی دیدگان برافروخته، چراغی در راه‌ها روشن ساخته راهی نو گشوده و جویندگان حقیقت را سالهاست رهنمون گشته<ref>متن، صص 370-369</ref>.

    نسخهٔ ‏۹ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۱۰

    در سایه سار مهر (جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی)
    در سایه سار مهر (جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی)
    پدیدآوراننرگس گلپروری راد (نویسنده) کاظم محمّدی
    عنوان‌های دیگرجشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی
    ناشرانتشارات نجم کبری
    مکان نشرایران ـ کرج
    سال نشر1395 ش
    چاپ1
    شابک1-75-2905-964-978
    موضوعمحمّدی، کاظم، 1340- یادنامه‌ها.
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏ 857ی3م/1450 BBR
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    در سایه سار مهر با عنوان فرعی «جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی، نوشته‌ی نرگس گلپروری راد است که به مناسبت پنجاه سالگی دکتر کاظم محمّدی تدوین شده است. یادنامه‌ها، جشن نامه‌ها، یادبودها، بزرگداشت‌ها و سپاس‌مندی‌ها همواره امری فرخنده و میمون بوده است که نشان از هشیاری و بیداری اهل فهم و خرد است که برای بزرگان خود در عرصه‌ی ادب و فرهنگ دست اندر کار سور و شادمانی هستند و بودن و کارهایشان را متذکّر و با اعلامی‌عمومی‌آن را پاس می‌دارند. این کتاب نیز جشنی است برای استادی که قریب نیم قرن در تلاش علمی‌بوده و به خلق آثار بزرگی در زمینه‌ی دین و عرفان و فلسفه دست زده است و از این جهت شاگردان قدردان و فهمم تدارک جشنی ماندگار را گرفتند تا بگویند که ما قدردان تلاشهای بی وقفه‌ی علم و ادب و هنرتان هستیم و با حفظ و حراست از آن دست آوردها شما را نیز در ذهن و ضمیر خود حک می‌کنیم و با آن تعالیم، همچنانکه با شما زیسته اسم خواهیم زیست.

    نویسنده و تدوینگر این کتاب بعد از این اثر دو کتاب دیگر در همین ارتباط را در کارنامه‌ی پژوهشی خود دارد. یکی من شهروند جهانم و دیگری جرعه‌ای حیرت از خم گلرنگ که شهروند گفتگویی دراز دامنه با دکترکاظم محمّدی در مقولات فلسفی ـ عرفانی است و کتاب جرعه شرحی روانشناسانه ـ اسطوره‌ای بر یکی از سروده‌های استاد کاظم محمّدی در قالب مثنوی و در ژانر الهی نامه ـ ساقی نامه، با نام خم گلرنگ نوشته و تدوین کرده است و یکی هم کتاب جرعه‌ای حیرت از خم گلرنگ که تحلیلی روانکاوانه و عرفانی از یکی از منظومه‌های عرفانی استاد کاظم محمّدی است که هر دو اثر کاری عرفانی ـ فلسفی با قلمی‌توانا و پرداختی قابل توجّه است. به هر جهت در کتاب در سایه سار مهر استادکاظم محمّدی مقدّمه‌ای مختصر نیز نوشته است که هم مفهوم جشن و بزرگداشت و یادکرد را شرح کرده است و هم از اینکه دوستان و شاگردان او در تدارک بزرگداشتی که این کتاب نیز در آن روز رونمایی شده بود تشکّر خود را اعلام داشته است، به ویژه از تلاش و کوشش نویسنده‌ی کتاب بانو نرگس گلپروری راد که از شاگردان قدیمی‌و فرهیخته‌ی استاد کاظم محمّدی است.


    ساختار

    کتاب در سایه سار مهر که جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی تدوینی است مبتنی بر پیامها، مقالات، اشعار و گفتگوها با همین محور. کتابی فاخر و ارزشمند که حاوی گفته‌ها و نوشته‌ها و سروده‌هایی در وصف و درباره‌ی استاد کاظم محمّدی است. در این راستا اساتید بزرگ با نوشتن مقالات و اظهار نظرها در خصوص آشنائی‌ها، و شاعران و ادیبان با ارسال اشعار و خواندن شعرهای خود هم جشن عملی را پاس داشتند و هم جشن متنی که حاصلش این کتاب فاخر است. کتاب در سایه سار مهر در 1000 صفحه بسته شده است با جلدی فوق العاده عالی و نقره کوب. کتاب چنانکه بیان شد حاوی پیامها و مقالات و اشعاری از سوی اساتید و برجستگان علم و ادب کشور است که به پاسداشت استاد کاظم محمّدی حرف و حدیثهای خود را نوشته و اظهار کرده‌اند. از این جهت این کتاب به مانند دیگر جشن نامه‌ها حاوی مطالبی گوناگون توسّط صاحب علمان و نویسندگان است. اینجا نیز نامهای بلند و ارزشمندی در زمینه‌های مختلف دیده می‌شود. کتاب دارای مقدّمه‌ای از سوی استاد کاظم محمّدی است و بعد از آن پیام تبریک از سوی پروفسور سید حسین نصر واقع شده است، بعد از آن مقدّمه‌ای مختصر از سوی مؤلّف و تدوینگر کتاب دیده می‌شود بانضمام سپاس نامه‌ای که وی از برخی از دوستان و یارانی که وی را در تدوین این اثر گرانسنگ یاری و همراهی کردند. قسمت بعد با عنوان جستاری در زندگی استاد که به زندگی نامه‌ی کاظم محمّدی می‌پردازد که در واقع گفتگویی است که مؤلّف با کاظم محمّدی دارد. مقاله‌ی بعدی که با نام کتاب یکسان است «در سایه سار مهر» نام دارد که در این بخش مؤلّف خاطرات خود را در رابطه با استادش را ا دقّت مرور می‌کند و آنچه که در نظرش درست است را در این رابطه می‌نویسد. کتاب در سایه سار مهر در چند محور کلّی تدوین شده است که عبارتند از: مقالات، گفت و گو با اساتید، گفت و گو با اهالی موسیقی، گفت و گو با دوستان در رادیو و تلویزیون، ماجرای رادیو و تلویزیون، با بزرگان از دیروز تا امروز. افقهایی نوین در پژوهشهای عرفانی، نگاهی به آثار قرآنی دکتر محمّدی، نگاهی دیگر به کتاب مولانا و دفاع از عقل، آشنایی با شهر کتابخانه‌های ایران (وایقان) و مشاهیر برجسته ملّی و بین‌المللی آن، شعرهای پیشکش ده به ساحت مهر، عشق در آثار علامه دکتر محمّدی و نمایه ی کتاب که در آخر این اثر وجود دارد. قهراً برخی از این عناوین کلّی زیرمجموعه‌هایی خاص هم دارد که باید در فهرست مطالب به آن ناظر بود.

    در بین افرادی که در این کتاب حضوری فعّال و چشمگیر دارند، اعم از پیام و مقاله و نقد و شعر می‌توان به این اشخاص اشاره کرد: پروفسور سید حسین نصر، پروفسور مهدی امین رضوی، پروفسور سیّد حسن امین، استاد محمود حکیمی، دکتر مصطفی بادکوبه‌ای، دکتر حسن سیّد عرب، استاد سیروس حقگو، استاد قدرت صولتی، دکتر سیّد حبیب نبوی و استاد محمّد میرکیانی. هر یک از این بزرگان مقاله‌ای را برای این اثر و بزرگداشت ارسال نمودند. در همین راستا در بخش گفتگو با بزرگانی چون: دکتر ابراهیمی‌ دینانی، دکتر توفیق سبحانی، دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی، استاد سیّد محمّد برهانی آنچه که ایشان درباره‌ی استاد کاظم محمّدی می‌اندیشیدند را بر زبان راندند. در بخش موسیقی نیز با استاد سیّد افشین قریشی که مقاله‌ای هم برای این بزرگداشت ارسال کرده بود گفتگو شد و ایشان خاطرات و نظریاتشان را در باره شخصیّت علمی‌و هنری استاد کاظم محمّدی بیان کردند و دیگر گفتگو در خصوص موسیقی با سرکار خانم نسیم نبوی مدرّس موسیقی بود در خصوص دانش موسیقایی استاد کاظم محمّدی. در بخش شعر نیز برخی از اساتید و شاعرانی که برای این بزرگداشت و درباره‌ی استاد شعری و قطعه ای سروده بودند، شعرشان درج شده است که برخی بدین قرارند: استاد عبدالله اعتمادی، استاد خالد بایزیدی، استاد سیروس حقگو، استاد حمید سبزواری و جمعی دیگر. از دیگر مواردی که در این کتاب دیده می‌شود و بسیار قابل تصوّر است بخشهای تصویری است که تعداد زیادی عکس از دوران کودکی تا امروز استاد محمّدی را در بر می‌گیرد. چنانکه از صفحه ی 258 به بعد چندین صفحه تصاویری وجود دارد که تنها عکس استاد محمّدی با برخی از اساتید دیده می‌شود که حاکی از ارتباطات دوستانه و فکری با ایشان بوده است، کتابهایی که اساتید به نام استاد محمّدی امضاء کرده و در آن یادداشتی برای او نوشته‌اند نیز در بین این تصاویر وجود دارد. در بین تصاویر سندی وجود دارد که تدریس او را در سال 1361 در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران نشان می‌دهد، یعنی بیش از حدود چهل سال پیش. و سه تصویر مهم هم در این بین وجود دارد که مربوط به اجازه نامه‌های حدیثی و روایی استاد محمّدی است ایشان را در این اجازات با عناوینی چون: «الفاضل المدرّس کاظم المحمّدی»، «عالم الورع الفاضل الجلیل الشّیخ کاظم المحمّدی»، «عالم الفاضل بجواهر الکلام من معارف شرایع سیّد المرسلین(ص) محمّد کاظم المحمّدی» مورد خطاب قرار داده‌اند. در یک تصویر دیگر اجازه نامه‌ی پر طنطنه ی سلوکی و عرفانی وی دیده می‌شود. در صفحه366 دو تصویر وجود دارد که حضور استاد را در دو مرحله در سازمان فرهنگی یونسکو نشان می‌دهد که در هر دو تصویر مدیر کل های یونسکو، دکتر توکّل و دکتر سعید آبادی در کنار ایشان دیده می‌شوند.در بخش مقالات اهدایی و ارسالی برای این جشن نامه، یکی هم مقاله‌ی پروفسور مهدی امین رضوی است که از آمریکا برای وی فرستاده است این متن ه زبان انگلیسی است که خلاصه‌ی مفهومی ‌آن توسّط استاد محمّدی ترجمه و در همین کتاب در انتهای مقاله درج شده است. در بین تصاویر برخی از بزرگان دیگر در این عالم خاکی نیستند به مانند: استاد بزرگوار دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، استاد دکتر جلال ستّاری، استاد دکتر احمد احمدی، استاد علومی‌تبریزی استاد حمید سبزواری، استاد حسین آهی، استاد سیروس حقگو و استاد صفا لاهوتی.


    گزارش محتوا

    کتاب در سایه سار مهر با موضوعیّتِ (جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمدی)، نوشته‌ی بانو نرگس گلپروری راد است که با فعالیت و کوشش بسیار توانسته مقالات و مصاحبه‌ها و اشعاری را در همین باره جمع و در کتاب مورد نظر درج نماید. استاد کاظم محمّدی نیز با قید مقدّمه‌ای مختصر مفهوم و معنای حقیقی پاسدات و جشن نامه را متذکّر شده و از بانیان این اثر به ویژه بانوی فرهیخته نرگس گلپروری راد تشکّر ویژه مبذول داشته است. از مهمترین مواردی که در این اثر وجود دارد شاید پیام رسای پروفسور سید حسین نصر باشد که متنی مهم و اثرگذار را در پیام خود برای این جشن نامه ارسال نموده است. در بخشی از پیام پروفسور نصر چنین آمده است: استاد کاظم محمّدی از دانشمندانی هستند که عمر خود را وقف احیای میراث معنوی و عرفانی ایرانی و اسلامی ‌کرده‌اند و طی چهل سال در راه بهتر شناسانیدن بزرگانی همچون ابوسعید و شبلی و علاءالدوله سمنانی و نجم‌الدین کبری و نجم‌الدین رازی و ابن عربی و مخصوصاً مولانا قدمهای ستودنی برداشته‌اند و بیش از یکصد اثر در این وادی از خود به جا گذارده‌اند. به عنوان شاگردی که یک عمر در طلب معارف اسلامی‌بوده است به استاد محمّدی تبریک می‌گویم که خداوند متعال چنین توفیقی را به ایشان عطا کرده است و از درگاه او می‌طلبم که به ایشان عمری طویل توأم با سلامتی ارزانی دارد تا ایشان بتوانند فعالیتهای علمی‌پرارج خود را ادامه دهند و دُرَر نهفته‌ی دیگری را که در میراث غنی ما موجود است آشکار ساخته و در دسترس طالبان معرفت قرار دهند[۱].

    متن پیام پروفسور نصر بسیار عالی است، زیرا هم به ارزش کار استاد کاظم محمّدی اشاره کرده، هم به حدود آثار او و هم به موضوعات و محتویات کارهایی که پژوهش نموده است. در واقع تأییدی عالی از این بابت برای وی در این اثر ثبت شده است. در بخش جستاری در زندگی استاد، گفتگویی است که مؤلّف با استاد کاظم محمّدی در خصوص زندگی او داشته است. این بخش هم بلندترین فصل کتاب است و هم نکاتی خاص در آن از زندگی درونی و سیر معنوی او را نشانه رفته است که قهراً برای خوانندگان می‌تواند بسیار مفید باشد. از سال و محل تولّد، از پدر و مادر و برادران، از پیشینه‌ی خانوادگی، از شجره‌ی صوری و دوران کودکی و بالندگی، از سفرهای دوران کودکی به آذربایجان، دیار پدری و مادری، از خوانشها و مطالعات، از حضورها و تدریسها و مقالات، تا سیر و سلوک و ورود به عالم معرفت و عرفان چیزی است که در این متن قابل مرور است. بخشی از این گفتگو به آشنایی با موسیقی و دوران شاگردی نزد استاد فریدون حافظی اختصاص یافته است که تا زمان حاضر نیز وی با موسیقی انسی داشته که در بخش با اهالی موسیقی دو استاد موسیقی در خصوص این دانش صحبتهای لازم را کرده‌اند.

    بخش در سایه سار مهر که با نام کتاب نیز یکسان است بخشی است که نویسده از خاطرات 15 ساله ی حضور در کلاسها و همراهی با استادکاظم محمّدی را نوشته است. بخشی مفصّل است و سرشار از موضوعاتی که زندگیِ 15 ساله ی این شاگرد را کنار استاد در سفر و حضر تشرح می‌کند از آداب و ادب گرفته تا برخوردهای رویاروی، از دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده ها، از آدمها و باورها، چنانکه در بخشی از این فصل می‌گوید: در درسهایمان به ما تعلیم می‌دادند که انرژی اولیای الهی، نوری است که از جانب خداوند به آنها می‌رسد. مولانا در مثنوی معنوی و غزلیاتش به این طعامهای الهی و مائده‌های آسمانی اشاره کرده است و در طی این سالها، خود شاهد این مائده ای بودم که می‌رسید، ایشان را به شدّت دگرگون می‌کرد و در یک سطح انرژی فوق العاده بالایی قرار می‌داد. چهره ی ایشان در حالی که گلگون شده بود، بسیار بشاش و نورانی می‌شد و مسلماً من که در کنار ایشان، لحظات سخت زیادی را مشغول به کار بودم از این انرژی، انرژی می‌گرفتم و در حقیقت، تلاشم برای اینکه من هم به سطح دریافت چنین انرژی ای برسم بیشتر و بیشتر می‌شد. به واسطه ی رفت و آمدهای بسیار زیادی که در طول این مدّت در کنار آقای دکتر محمّدی و به همراه ایشان داشتم، در بسیاری از محافل رسمی‌از جمله سمینارها، جمعیتهایی که بین فرهیختگان و دوستان و دوستداران فرهنگ برگزار می‌شد، شرکت می‌کردم و به همین دلیل از نزدیک با خیلی از دانشمندان و عالمان و نویسندگان طراز اوّل در حوزه‌ی عرفان و فلسفه و ادبیات آشنا شدم. و با تحلیلهایی که آقای دکتر کاظم محمّدی بر روی نوشته‌ها و آثار ایشان داشتند، هم با آثار و نوع قلمشان آشنا می‌شدم و هم با دیدارهایی که صورت می‌گرفت، با شخصیّت و منش و روششان[۲].

    استاد غلامرضا امامی در این مجموعه مقاله‌ای ارسال نموده با نام «از هزاران تن یکی تن صوفی‌اند» و در آغاز قید نموده است: به احترام و ارادت برای استاد دکتر کاظم محمّدی[۳]. و درباره‌ی استاد محمّدی نوشته است: استاد کاظم محمّدی که پژوهنده‌ای توانا و شاعری است دانا؛ به قرآن نگاهی تازه افکنده و پرده از رخ این مائده‌ی آسمانی برگرفته و همگان را به این مهمانی فراخوانده با دو تحقیق عمیق، سیمای اهل تقوا و معراج پدیده‌ای شگفت با زبان زمانه در این راه قلم و قدم زده. وی نه تنها در شناخت مولانا و مثنوی شریف گامها زده و رنجها برده بلکه به شناخت ما و نسل ما از چهره‌هایی همچون بایزید بسطامی‌، ابن عربی، نجم کبری، عطّار، فارابی، حاج ملا هادی سبزواری، محمّد غزالی، شبلی، ابوسعید ابوالخیر، حضرت سهروردی یاریها رسانده و در این راه به جدّ و جهد پرداخته است. باری در این روزگار چون او اندک اند، هرچند زمانه به راهگشایانی و مشعل دارانی چون وی نیازمند است امّا اندک انسانهایی هستند که در پی آن نباشند که گلیم خویش به در برند ز موج بلکه بکوشند که بگیرند غریق را. استاد دکتر کاظم محمّدی با نوشته‌های عمیق و سخنرانیهای دقیق، شمعی رویاروی دیدگان برافروخته، چراغی در راه‌ها روشن ساخته راهی نو گشوده و جویندگان حقیقت را سالهاست رهنمون گشته[۴].

    پروفسور سید حسن امین مقاله‌ی «سیروس غنی هم رفت» را ارسال نمودند و در ابتدای مقاله متذکّر شدند: امیدوارم در مجموعه مقالات استادان که برای شما نوشته‌اند جایی پیدا کند[۵]. استاد مصطفی بادکوبه‌ای هم در ضمن یاداشتی در خصوص این جشن نامه مقاله‌ای را که حاوی تصحیح و مقابله‌ی اشیان از مثنوی مولانا بود را ارسال نمودند که در صفحات 399 الی 406 این جشن نامه درج شده است. مقاله‌ی استاد محمود حکیمی هم این بود که در این مجموعه به چاپ رسیده است: «دکتر محمّدی و تلاش برای اسلام حقیقی» وی نیز از ارتباط دیرینه ی خود با استاد محمدی سخن گفته و از گرایشات پر شور شیعیِ او و اظهار نظری درباره وسعت دید و مطالعات و تحقیقات او با در نظر داشتن کتاب پرتو ساقی، جامع احادیث مثنوی [۶]. استاد سیروس حقگو با ارسال اشعاری و نوشتن مقاله‌ای تحت عنوان «پژوهشی نو درباره‌ی دکتر کاظم محمّدی» در این مجموعه حضور یافته و سهم خود را از خاطرات دور تا زمان نگارش کتاب در سایه سار مهر یاد آور شده است. از آنجا که استاد محمّدی سالیان زیادی را در رادیو و تلویزیون به عنوان سردبیر و کارشناس حضور داشته و صدها برنامه را در حوزه‌ی دین و عرفان و فلسفه ارائه داده بود، بخش از این کتاب به گفتگو با برخی از یاران او در رادیو و تلویزیون اختصاص یافته و ایشان که عموماً از مدیران رادیو بودند در خصوص ارتباطشان با این استاد ارجمند سخن گفته و خاطراتشان را یادآور شده‌اند و از علم و دانش، معرفت و تجربه و تخصّص، از خلق و خو و منشی که داشته است یاد کرده‌اند.

    در بخش با بزرگان از دیروز تا امروز به ذکر خاطراتی می‌پردازد که از زبان استاد کاظم محمّدی بازگو شده و در ارتباط با آشنایان نامور که با ایشان در تعامل بودند حرف و حدیث به میان آمده است. برخی از ایشان شهرتی علمی‌و فرهنگی دارند به مانند: پروفسور سید حسین نصر، هر چند که استاد محمّدی متذکر شده که این مرد بزرگ را ندیده است ولی از سالیانی دور با ایشان از طریق نوشته‌های خود و او ارتباطی مکاتبه ای داشته‌اند که برخی از آن نامه‌ها در همین کتاب در سایه سار مهر درج شده است[۷]. تصویر ان نامه‌ها در صفحه 821 کتاب وجود دارد که زمان آن به سال 1376 و 1381 بر می‌گردد. شخص دیگر استاد ارجمند دکتر عبدالحسین زرین‌کوب است که در صفحات 776 تا 780 خاطراتی از ایشان دیده می‌شود، ضمن این که تصاویری از ایشان به همراه استاد کاظم محمّدی بانضمام چندین اثر که با امضای ایشان برای نامبرده نوشته شده نیز وجود دارد[۸]. از دیگر بزرگان دکتر جلال ستاری است که استاد محمّدی از از آغاز دهه‌ی شصت با او در رفاقت و گفتگو بوده و برخی از آثار با امضای او نیز در این مجموعه دیده می‌شود. از دیگر اشخاص قابل توجّه علامه محمدتقی جعفری است که کاظم محمّدی از دوره ی جوانی از سالهای 56-57 در محضر او بوده و درسهای فلسفه و عرفان را از آن جناب فرا گرفته بود. دیگر استاد دکتر محمدرضا جلالی نائینی است که استاد کاظم محمّدی از دیر باز با ایشان رفاقت و گفتگو داشته است، چندین کتاب او که به نام کاظم محمّدی امضا شده نیز سندی معتبر در این باره است. نامهای بسیاری در این فهرست هست که می‌توان به برخی دیگر اینگونه اشاره کرد: استاد محمّد مجتهد شبستری، استاد صفای لاهوتی، دکتر میر جلال الدّین کزّازی، دکتر عبدالکریم سروش، دکتر احسان نراقی، دکتر سید جعفر شهیدی، دکتر غلامحسین ابراهیمی‌دینانی و برخی دیگر.


    ویژگیها

    کتاب در سایه سار مهر کاری ارزنده در حوزه‌ی شناساندن چهره ی علمی ‌و فرهنگی استاد کاظم محمّدی است که در این راستا ده‌ها شخصیّت نامور در این کار سهیم بوده و هر یک سهم خود را در خاطرات و شناساییِ بهتر این استاد معنوی در این کتاب ادا کرده‌اند.

    1. طرح همه جانیه ی یک شخصیّت فلسفی ـ عرفانی.
    2. پیام ویژه ی پروفسور نصر
    3. حضور شخصیتهای ناموری مانند: پروفسور امین رضوی و پروفسور امین در این مجموعه.
    4. گسترده و عمیق بودن توجّهات به این شخصیّت علمی.
    5. گفتگوهای بسیار خوب.
    6. رویکرد همه جانبه به این شخصیت از مناظر مختلف.
    7. تدوین خوب.
    8. تحلیلهایی ارزنده از زندگی نامه‌ی او
    9. مصاحبه در خصوص مراحل زندگی او.
    10. استفاده از تصاویری بسیار عالی و گویا


    وضعیت کتاب

    در سایه سار مهر با عنوان فرعی جشن نامه‌ی دکتر کاظم محمّدی نوشته‌ی نرگس گلپروری راد است. کتاب در یک جلد با مقدّمه‌ای از کاظم محمّدی نوشته شده است. دیباچه‌ای نیز در آن وجود دارد، پیامی‌از پروفسور نصر نیز در آغاز کتاب دیده می‌شود. متن کتاب فارسی است و دارای 1000 صفحه است. کتاب حاضر در قطع رقعی و با جلد بسیار عالی و نقره کوب با کاغذ مرغوب و طرحی ساده منتشر شده. در آغاز، فهرست مطالب به طور کامل درج شده و در انتهای اثر هم نمایه وجود دارد. این کتاب حاوی تصاویر متعدّدی از بزرگان و یادداشتهای آنها بر روی کتابهای اهدایی است.


    پانویس

    1. پیشگفتار، ص 16
    2. متن، صص 333-332
    3. متن، ص 367
    4. متن، صص 370-369
    5. متن، ص 371
    6. متن، صص 410-409
    7. متن، صص 813-810
    8. متن، صص 815 الی817

    منابع مقاله

    مقدّمه و متن کتاب

    وابسته‌ها