حاشية الكفاية (علامه طباطبایی): تفاوت میان نسخه‌ها

لینک درون متنی
بدون خلاصۀ ویرایش
(لینک درون متنی)
خط ۲۹: خط ۲۹:




'''حاشية الكفاية'''، تألیف علامۀ طباطبايى [[طباطبایی، محمدحسین|سيد محمدحسین طباطبايى]] (متوفاى 1402 قمرى) است.
'''حاشية الكفاية'''، تألیف علامه [[طباطبایی، محمدحسین|سيد محمدحسین طباطبايى]] (متوفاى 1402 قمرى) است.


كتاب حاشيه بر كفايه از دو قسمت ادلّۀ لفظى و ادلّۀ عقلى تشكيل شده است. قسمت اول در 23 جمادى الثانى سال 1367 قمرى به پايان رسيده و قسمت دوم در 3 رجب سال 1368 قمرى در قم پايان يافته است.
كتاب حاشيه بر كفايه از دو قسمت ادلّۀ لفظى و ادلّۀ عقلى تشكيل شده است. قسمت اول در 23 جمادى الثانى سال 1367 قمرى به پايان رسيده و قسمت دوم در 3 رجب سال 1368 قمرى در قم پايان يافته است.
خط ۵۷: خط ۵۷:
امّا در جلد دوم از هيچ كدام از اين بزرگان نظريه‌اى ديده نمى‌شود و فقط از نظريات آخوند خراسانى در كفايه و چند مورد نيز از فوائد الأصول مطالبى آمده است.
امّا در جلد دوم از هيچ كدام از اين بزرگان نظريه‌اى ديده نمى‌شود و فقط از نظريات آخوند خراسانى در كفايه و چند مورد نيز از فوائد الأصول مطالبى آمده است.


از ديگر امتيازات كتاب احاطۀ مؤلف به نظريات آخوند در [[كفاية الأصول]] و فوائد الأصول است كه در مواردى نيز به تناقض در نظريات مطرح شده اشاره دارد، مثل «هذا يناقض ما سيذكره في إطلاق اللفظ، ينبغي أن يقيد بما سيذكره في أواخر الفصل، هذا لا يلائم ما ذكره كراراً في تضاعيف الكلام في أخبار الاستصحاب».<ref> متن کتاب، ص 29 و 261</ref>  
از ديگر امتيازات كتاب احاطۀ مؤلف به نظريات آخوند در [[كفاية الأصول]] و فوائد الأصول است كه در مواردى نيز به تناقض در نظريات مطرح شده اشاره دارد، مثل «هذا يناقض ما سيذكره في إطلاق اللفظ، ينبغي أن يقيد بما سيذكره في أواخر الفصل، هذا لا يلائم ما ذكره كراراً في تضاعيف الكلام في أخبار الاستصحاب».<ref>متن کتاب، ص 29 و 261</ref>  


و يا به مطالب و نظريات آخوند در فوائد الأصول اشاره دارد، مثل «و أحال الكلام فيه إلى ما بيّنه في الفوائد و ملحض ما أفاده في قوائده».
و يا به مطالب و نظريات آخوند در فوائد الأصول اشاره دارد، مثل «و أحال الكلام فيه إلى ما بيّنه في الفوائد و ملحض ما أفاده في قوائده».
خط ۶۹: خط ۶۹:
ايشان در بعضى موارد به توجيه نظريات استادش مى‌پردازد؛ مثل «إلى هذا يمكن أن ينزل ما ذكره شيخنا الأستاد أعلى اللّه مقامه».
ايشان در بعضى موارد به توجيه نظريات استادش مى‌پردازد؛ مثل «إلى هذا يمكن أن ينزل ما ذكره شيخنا الأستاد أعلى اللّه مقامه».


در بعضى موارد نيز نظريات استادش را رد مى‌كند؛ مثل «و إن كان صحيحاً بوجه على ما سيجيء و لكن يرد عليه، هذا محصل ما افاده (و فيه) أوّلا...»<ref> متن کتاب، ص 41 و 65</ref>  
در بعضى موارد نيز نظريات استادش را رد مى‌كند؛ مثل «و إن كان صحيحاً بوجه على ما سيجيء و لكن يرد عليه، هذا محصل ما افاده (و فيه) أوّلا...»<ref>متن کتاب، ص 41 و 65</ref>  


مؤلف تمايز علوم را مربوط به اهداف آنان مى‌داند، اگر چه ممكن است گاهى عقل وجود جامعى به عنوان موضوع علم را در بين مسائل آن علم قبول كند.
مؤلف تمايز علوم را مربوط به اهداف آنان مى‌داند، اگر چه ممكن است گاهى عقل وجود جامعى به عنوان موضوع علم را در بين مسائل آن علم قبول كند.


در بحث وضع، وضع غالب الفاظ را وضع تعينى مى‌داند و نام‌هاى شخصى افراد را استثناء دانسته و وضع آنها را تعينى مى‌داند.<ref> متن کتاب، ص 19 كتاب</ref>  
در بحث وضع، وضع غالب الفاظ را وضع تعينى مى‌داند و نام‌هاى شخصى افراد را استثناء دانسته و وضع آنها را تعينى مى‌داند.<ref>متن کتاب، ص 19 كتاب</ref>  


در مورد مجاز اين گونه مى‌گويد: «و من هنا يظهر أن المجاز يدور مدار علاقة واحدة و هو الاتحاد الادعائي بين المعنى الحقيقى و المعنى المجازى».
در مورد مجاز اين گونه مى‌گويد: «و من هنا يظهر أن المجاز يدور مدار علاقة واحدة و هو الاتحاد الادعائي بين المعنى الحقيقى و المعنى المجازى».
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش