تراجم أعلام النساء: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>'
جز (جایگزینی متن - '</ref>.' به '</ref>')
جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>')
خط ۳۹: خط ۳۹:
'''تراجم أعلام النساء'''، تأليف[[اعلمی حائری، محمد حسین | شيخ محمدحسين اعلمى حائرى]]، موسوعه‌اى است پيرامون شرح حال بانوان كه به زبان عربى نوشته شده است.
'''تراجم أعلام النساء'''، تأليف[[اعلمی حائری، محمد حسین | شيخ محمدحسين اعلمى حائرى]]، موسوعه‌اى است پيرامون شرح حال بانوان كه به زبان عربى نوشته شده است.


اهميت موضوع كتاب و پرداخته نشدن به آن به ميزان كافى، انگيزه نگارش اثر حاضر، عنوان گرديده است .<ref>ر.ك: مقدمه مؤلف، ص15</ref>
اهميت موضوع كتاب و پرداخته نشدن به آن به ميزان كافى، انگيزه نگارش اثر حاضر، عنوان گرديده است ..<ref>ر.ك: مقدمه مؤلف، ص15</ref>


== ساختار ==
== ساختار ==
خط ۴۶: خط ۴۶:
كتاب با دو مقدمه از ناشر و نويسنده آغاز و ترتيب اسامى، بر اساس حروف الفبا، تنظيم شده است.
كتاب با دو مقدمه از ناشر و نويسنده آغاز و ترتيب اسامى، بر اساس حروف الفبا، تنظيم شده است.


حجم شرح حال‌هاى مذكور در كتاب، به تناسب ميزان اطلاعاتى كه نويسنده از افراد داشته، متفاوت است؛ به‌گونه‌اى كه برخى بسيار مختصر و در حد چند سطر بوده، از جمله شرح حال ام‌الحسن بنت احمد انصارى .<ref>متن كتاب، ج1، ص253</ref>، ام‌الحصين بنت اسحاق احمسيه .<ref>همان، ص257</ref>، ام‌حكيم بنت اسيد .<ref>همان، ص258</ref> و ام‌سلمه بنت حسين حرانى عمرى همسر ابوابراهيم محمد بن احمد بن محمد .<ref>همان، ص273</ref> و برخى نيز تقريبا مفصل مى‌باشد مانند شرح حال ام‌سليم بنت ملحان .<ref>همان، ص274-275</ref>، ام‌كلثوم دختر حضرت على (ع) .<ref>همان، ص300-304</ref>، ام‌هانى بنت ابى‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم خواهر حضرت على (ع) .<ref>همان، ص314-316</ref>، بلقيس ملكه سبا همسر حضرت سليمان (ع) .<ref>همان، ص340-344</ref>
حجم شرح حال‌هاى مذكور در كتاب، به تناسب ميزان اطلاعاتى كه نويسنده از افراد داشته، متفاوت است؛ به‌گونه‌اى كه برخى بسيار مختصر و در حد چند سطر بوده، از جمله شرح حال ام‌الحسن بنت احمد انصارى ..<ref>متن كتاب، ج1، ص253</ref>، ام‌الحصين بنت اسحاق احمسيه ..<ref>همان، ص257</ref>، ام‌حكيم بنت اسيد ..<ref>همان، ص258</ref> و ام‌سلمه بنت حسين حرانى عمرى همسر ابوابراهيم محمد بن احمد بن محمد ..<ref>همان، ص273</ref> و برخى نيز تقريبا مفصل مى‌باشد مانند شرح حال ام‌سليم بنت ملحان ..<ref>همان، ص274-275</ref>، ام‌كلثوم دختر حضرت على (ع) ..<ref>همان، ص300-304</ref>، ام‌هانى بنت ابى‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم خواهر حضرت على (ع) ..<ref>همان، ص314-316</ref>، بلقيس ملكه سبا همسر حضرت سليمان (ع) ..<ref>همان، ص340-344</ref>


== گزارش محتوا ==
== گزارش محتوا ==




در مقدمه ناشر، زندگى‌نامه تقريبا مفصلى از نويسنده، ارائه گرديده است .<ref>مقدمه نخست، ج1، ص7-14</ref>
در مقدمه ناشر، زندگى‌نامه تقريبا مفصلى از نويسنده، ارائه گرديده است ..<ref>مقدمه نخست، ج1، ص7-14</ref>


در مقدمه نويسنده، ابتدا به آياتى كه در مورد خلق ازواج و زنان مى‌باشند اشاره شده و سپس، محاسن و مساوى زنان بيان گرديده و در ادامه، به مطالب زير پرداخته شده است: وجوب حجاب بر زنان مخصوصا زنان مؤمن؛ تشويق و ترغيب بر ازدواج؛ هم‌شأنى مردان و زنان در نكاح؛ خطبه‌هاى ازدواج نقل‌شده از امام رضا (ع) و امام جواد(ع)؛ تلذذ بانوان از نكاح و تزويج؛ طلب اولاد پسر يا دختر؛ اقل و اكثر حمل براى بانوان؛ فضيلت اولاد و فضل دختران بر پسران و حقوق همسران بر يكديگر .<ref>مقدمه مؤلف، همان، ص15-181</ref>
در مقدمه نويسنده، ابتدا به آياتى كه در مورد خلق ازواج و زنان مى‌باشند اشاره شده و سپس، محاسن و مساوى زنان بيان گرديده و در ادامه، به مطالب زير پرداخته شده است: وجوب حجاب بر زنان مخصوصا زنان مؤمن؛ تشويق و ترغيب بر ازدواج؛ هم‌شأنى مردان و زنان در نكاح؛ خطبه‌هاى ازدواج نقل‌شده از امام رضا (ع) و امام جواد(ع)؛ تلذذ بانوان از نكاح و تزويج؛ طلب اولاد پسر يا دختر؛ اقل و اكثر حمل براى بانوان؛ فضيلت اولاد و فضل دختران بر پسران و حقوق همسران بر يكديگر ..<ref>مقدمه مؤلف، همان، ص15-181</ref>


آرام‌جان‌بيگم، اولين بانويى است كه شرح حال وى بيان شده است. وى زوج محمد ميرزا بن جلال‌الدين ميران شاه ابن امير تيمور بوده و شرح حال او، از «[[رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه|رياحين الشريعة]]»، به فارسى، چنين نقل شده است: «زنى بود صبيح‌المنظر طليق‌اللسان، متناسب‌الاعضا و از فرط حسن و ذكا و فطانت، در زمانى قليل سلطان محمد ميرزا را چنان مفتون خود نمود كه مقاليد امور حكومت را به‌كلى در كف كفايت او گذاشت واكثر اوقات تاج دولت را اين زن بر سر داشت و حكمرانى اين زن و شوهر از سال (803) الى (855) امتداد داشت» .<ref>ر.ك: متن كتاب، ج1، ص190</ref>
آرام‌جان‌بيگم، اولين بانويى است كه شرح حال وى بيان شده است. وى زوج محمد ميرزا بن جلال‌الدين ميران شاه ابن امير تيمور بوده و شرح حال او، از «[[رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه|رياحين الشريعة]]»، به فارسى، چنين نقل شده است: «زنى بود صبيح‌المنظر طليق‌اللسان، متناسب‌الاعضا و از فرط حسن و ذكا و فطانت، در زمانى قليل سلطان محمد ميرزا را چنان مفتون خود نمود كه مقاليد امور حكومت را به‌كلى در كف كفايت او گذاشت واكثر اوقات تاج دولت را اين زن بر سر داشت و حكمرانى اين زن و شوهر از سال (803) الى (855) امتداد داشت» ..<ref>ر.ك: متن كتاب، ج1، ص190</ref>


از جمله بانوان مذكور در كتاب، بانويى است به نام «استر بنى اسرائيلى» كه چندين هزار نفر از بنى اسرائيل را از قتل نجات داد. در شرح حال او، به اين مطلب اشاره شده است كه در زمان يكى از پيامبران بنى اسرائيل كه معاصر با دانيال نبى بوده و نسبت او به بنيامين بن يعقوب مى‌رسيد و در زمين بابل سكونت داشت، والى بابل كه از جانب لهراسب فرمان‌گذار بود، تصميم به وليمه دادن به سران سپاه و بزرگان دربار گرفت و به اين خاطر در شوشتر لشگرگاهى برپا نموده و مدت يك‌صد و هشتاد روز تمام بزرگان مملكت را به ضيافت دعوت كرد و در روز پايانى، از زن خويش درخواست نمود تا با زينت فراوان به آن مجلس وارد شود و آن زن اين امر را نپذيرفته و تن به چنين كارى نداد و... .<ref>ر.ك: همان، ص218</ref>
از جمله بانوان مذكور در كتاب، بانويى است به نام «استر بنى اسرائيلى» كه چندين هزار نفر از بنى اسرائيل را از قتل نجات داد. در شرح حال او، به اين مطلب اشاره شده است كه در زمان يكى از پيامبران بنى اسرائيل كه معاصر با دانيال نبى بوده و نسبت او به بنيامين بن يعقوب مى‌رسيد و در زمين بابل سكونت داشت، والى بابل كه از جانب لهراسب فرمان‌گذار بود، تصميم به وليمه دادن به سران سپاه و بزرگان دربار گرفت و به اين خاطر در شوشتر لشگرگاهى برپا نموده و مدت يك‌صد و هشتاد روز تمام بزرگان مملكت را به ضيافت دعوت كرد و در روز پايانى، از زن خويش درخواست نمود تا با زينت فراوان به آن مجلس وارد شود و آن زن اين امر را نپذيرفته و تن به چنين كارى نداد و... ..<ref>ر.ك: همان، ص218</ref>


گفتنى است كه داستان استر را نويسنده ذكر نكرده، بلكه تنها مقدمه داستان را آورده و درست از آنجايى كه قرار است، داستان استر شروع شود، وى كلام را به پايان رسانده است.
گفتنى است كه داستان استر را نويسنده ذكر نكرده، بلكه تنها مقدمه داستان را آورده و درست از آنجايى كه قرار است، داستان استر شروع شود، وى كلام را به پايان رسانده است.


آخرين شخص معرفى‌شده كتاب نيز بانويى مى‌باشد به نام «يمامه» .<ref>همان، ج2، ص430</ref> از ديگر بانوان مذكور در كتاب، مى‌توان از: آغادوس دختر درويش حسام سبزوارى .<ref>همان، ج1، ص195</ref>؛ آمنه بنت خلف اسلميه كه محضر پيامبر(ص) را درك نمود .<ref>همان، ص197</ref>؛ آمنه بنت عفان، خواهر خليفه سوم .<ref>همان، ص199</ref>؛ بلهما مادر عدنان بن ادد، همسر معد بن عدنان .<ref>همان، ص344</ref> و...
آخرين شخص معرفى‌شده كتاب نيز بانويى مى‌باشد به نام «يمامه» ..<ref>همان، ج2، ص430</ref> از ديگر بانوان مذكور در كتاب، مى‌توان از: آغادوس دختر درويش حسام سبزوارى ..<ref>همان، ج1، ص195</ref>؛ آمنه بنت خلف اسلميه كه محضر پيامبر(ص) را درك نمود ..<ref>همان، ص197</ref>؛ آمنه بنت عفان، خواهر خليفه سوم ..<ref>همان، ص199</ref>؛ بلهما مادر عدنان بن ادد، همسر معد بن عدنان ..<ref>همان، ص344</ref> و...


== وضعيت كتاب ==
== وضعيت كتاب ==




در پاورقى‌ها علاوه بر ذكر منابع .<ref>ر.ك: پاورقى، ج1، ص201</ref> به توضيح برخى از مطالب متن پرداخته شده است .<ref>ر.ك: همان، ص301</ref> برخى از اين پاورقى‌ها به زبان فارسى مى‌باشد .<ref>ر.ك: همان، ص191</ref>
در پاورقى‌ها علاوه بر ذكر منابع ..<ref>ر.ك: پاورقى، ج1، ص201</ref> به توضيح برخى از مطالب متن پرداخته شده است ..<ref>ر.ك: همان، ص301</ref> برخى از اين پاورقى‌ها به زبان فارسى مى‌باشد ..<ref>ر.ك: همان، ص191</ref>


==پانويس ==
==پانويس ==
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش