بهاءالدوله، بهاءالدین بن میرقوام‌الدین


بهاءالدوله رازى، پزشک و عارف ايرانى در قرن نهم و دهم هجرى است. وى نواده سيد محمد نوربخش (795ق - 869ق) بنيان‌گذار طريقه نوربخشيه بود.[۱]برخى منابع، نام او را محمدحسين نوربخشى، فرزند قوام‌الدين، نوشته‌اند.[۲]

بهاءالدوله، بهاء الدین بن میر قوام الدین
نام بهاءالدوله، بهاء الدین بن میر قوام الدین
نام های دیگر ش‍اه‌ ب‍ه‍اء ال‍دی‍ن‌

رازی‌، ب‍ه‍اء ال‍دول‍ه‌

ب‍ه‍اء ال‍دول‍ه‌، ح‍س‍ن ‌ب‍ن‌ م‍ی‍ر ق‍وام ال‍دی‍ن‌

ب‍ه‍اء ال‍دول‍ه‌، م‍ح‍م‍د ح‍س‍ی‍ن ‌ب‍ن‌ م‍ی‍ر ق‍وام‌ ال‍دی‍ن‌

ب‍ه‍اء ال‍دول‍ه‌ ح‍ک‍ی‍م‌ م‍ح‍م‍د ع‍ل‍وی‍خ‍ان‌

ن‍ور ب‍خ‍ش‌، ب‍ه‍اء ال‍دول‍ه‌ ب‍ه‍اء ال‍دی‍ن‌ ب‍ن‌ م‍ی‍ر ق‍وام‌ ال‍دی‍ن‌

نوربخش، حسن بن قاسم

نام پدر
متولد
محل تولد
رحلت 914 هـ.ق
اساتید
برخی آثار خلاصة التجارب
کد مؤلف AUTHORCODE12201AUTHORCODE

لقب او را نيز بهاء‌الدين.[۳]و بهاءالدوله.[۴]ثبت كرده‌اند و عنوان كامل او در پايان نسخه خطى «خلاصة التجارب» بهاءالدوله پسر شاه قاسم پسر شمس‌الدين محمد نوربخشى آمده است.

شاه قاسم پدر بهاءالدوله علاوه بر مرشدى طريقت خويش، در پزشکى نيز تسلط داشت؛ چنان‌كه بهاءالدوله در «خلاصة التجارب» از وى با عنوان حضرت ياد كرده و درمان‌هايش را متذكر شده است. وى در 927ق، درگذشت.[۵]شمس‌الدين، برادر بهاءالدوله، نيز گاهى به پزشکى مى‌پرداخت.[۶]

از تاريخ تولد بهاءالدوله اطلاع دقيقى در دست نيست؛ اگرچه با استناد به سال تأليف مهم‌ترين اثر او، «خلاصة التجارب» مى‌توان او را متولد حوالى 860ق دانست، و همان گونه كه از نسبت او پيداست موطنش رى بوده و پدرش نيز در همان جا به دنيا آمده است.[۷]

از مطالب خواندمير.[۸]سفرهايى را كه بهاءالدوله در طول زندگى‌اش انجام داده مى‌توان مشخص كرد. خود او نيز در جاهاى مختلف «خلاصة التجارب» از كاشان، نطنز، اصفهان، هرات و استرآباد ياد مى‌كند. از معلمان و استادان بهاءالدوله اطلاعى نداريم، جز اينكه او به بعضى كارهاى درمانى پدرش (رجوع كنيد به «خلاصة التجارب»، باب دوم) اشاره مى‌كند.

بهاءالدوله رازى، روش نيا و پدر خويش را در تصوف دنبال كرد و از مشايخ طريقه نوربخشيه بود. به نوشته خواندمير.[۹]، وى در اواخر زندگى سلطان حسين بايقرا (842ق - 911ق) به هرات رفت و در خانقاه خواجه افضل‌الدين کرمانى اقامت گزيد و مورد توجه بايقرا بود. پس از مرگ بايقرا، بهاءالدوله به رى بازگشت و سپس به آذربايجان رفت و به شاه اسماعيل صفوى پيوست و پس از دو سه سال اقامت در آنجا، به گفته رازى حَسب اقتضاء قضا مؤاخذه شده، درگذشت.[۱۰]؛ اين تعبير، ممكن است اشاره به كشته شدن او باشد.

درگذشت بهاءالدوله، با توجه به سال فوت سلطان حسين بايقرا، در حدود سال 915ق اتفاق افتاده است و نوشته الگود.[۱۱]و نصر.[۱۲]كه سال 913ق را زمان مرگ او مى‌دانند، صحيح به نظر نمى‌رسد. سال 926ق.[۱۳]نيز درست نيست.

تأليفات

مهم‌ترين كتاب بهاءالدوله رازى، «خلاصة التجارب» به فارسى و در پزشکى است كه وى آن را در 907ق در قريه طرشت رى (از محلات كنونى تهران) نوشت.

كتاب ديگر بهاءالدوله رازى، «هدية الخير» نام دارد كه در باب دوم «خلاصة التجارب» از آن ياد كرده است. اين كتاب، روايت و شرح چهل حديث در عرفان و به زبان فارسى است كه آن را به‌صورت هدايت (هداية) الخير.[۱۴]نيز معرفى كرده‌اند. از اين كتاب نيز نسخه‌هايى در ايران.[۱۵]و خارج از ايران.[۱۶]وجود دارد.

پانويس

  1. تاريخ دامپزشکى و پزشکى ايران، ج 2، ص492؛ طرائق الحقائق، ج 3، ص319
  2. طب در دوره صفويه، ص398
  3. تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى تا پايان قرن دهم هجرى، ج 1، ص274؛ تاريخ حبيب السير، ج 4، ص612
  4. تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى تا پايان قرن دهم هجرى، ج 1، ص400
  5. تاريخ حبيب السير، ج 4، ص612
  6. طب در دوره صفويه، ص398
  7. طب در دوره صفويه، ص398
  8. تاريخ حبيب السير، ج 4، ص612
  9. تاريخ حبيب السير، ج 4، ص612
  10. هفت اقليم، ج 3، ص43
  11. طب در دوره صفويه، ص398
  12. علم و تمدن در اسلام، ص205
  13. فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى، ج 1، ص527
  14. فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى، ج 2، بخش 1، ص1487؛ الذريعة الى تصانيف الشيعة، ج 25، ص175
  15. فهرست الفبائى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، ص610
  16. فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى، ج 2، بخش 1، ص1487

وابسته‌ها