التبر المسبوك في نصيحة الملوك

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
التبر المسبوک في نصيحة الملوک
نام کتاب التبر المسبوک في نصيحة الملوک
نام های دیگر کتاب
پدیدآورندگان طعیمی، هیثم خلیفه (مصحح)

غزالی، محمد بن محمد (نويسنده)

زبان عربی
کد کنگره ‏JC‎‏ ‎‏49‎‏ ‎‏/‎‏غ‎‏4‎‏ت‎‏2
موضوع پادشاهی - متون قدیمی تا قرن 14

کشور داری - متون قدیمی تا قرن 14

ناشر المکتبة العصرية
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 505 هـ.ق
کد اتوماسیون 11377


معرفى اجمالى:

«التبر المسبوك فى نصيحة الملوك» يا نصحه الملوك، تاليف امام شافعى محمد بن محمد غزالى (متوفى 505ق) است كه آن را به فارسى براى سلطان محمد فرزند ملكشاه سلجوقى نوشت و يكى از شاگردانش آن را به عربى برگرداند.

ساختار:

كتاب در دو بخش تنظيم شده است. بخش اول در اصل ايمان است كه شامل ده اصل درباره خالق و ده اصل درباره عدل و انصاف است. بخش دوم، داراى دو قسمت است كه قسمت اول با ده مثال در معرفت دنيا، و قسمت دوم در معرفت نفس كه شامل پنج حكايت است.

در ادامه، هفت باب مشتمل بر ذكر عدل و سياست، ذكر ملوك و سيره آنها، در سياست وزراء و سيره ايشان، در ذكر كاتبان و آدابشان، در حلم حكماء، در شرف عقل و عقلاء، در ذكر نساء، است.

گزارش محتوا:

غزالى در آغاز كتاب بر آن است تا امورى چون اقرار به نعمت‌هاى الهى و اداى حق آن، تعريف ايمان، يادآورى مخلوق بودن سلطان و خلق جهان از سوى خداوند و ... را در اذهان خواننده تثبيت كند. آن‌گاه او از عدالت و انصاف - كه آن را در ده اصل تقسيم كرده - شورا و لزوم پذيرش سخنان شورا و درخواست نتايج آن، مسؤوليت حاكم در برابر مردم، طفره نرفتن از امور مردم به دليل ناآشنا بودن با رفتار آنها، نپرداختن به امور شهوانى، و تلاش براى تأمين رضايت مردم از راه‌هاى شرعى و نه غير از آن، لزوم ايمان به جهان پس از مرگ و نقش چنين باورى در بهبود رفتار حاكم و گرايش او به عدالت، انصاف و بهبود وضعيت رعيت سخن مى‌گويد و آن را با گفتارى از وزرا، كاتبان و ناظران دادرسى و نحوه برخورد و اداره آنها به پايان مى‌برد.

در همه اين آثار بعد از ذكر صاحبان مناصب و مقامات، حوادث سياسى و نظامى هر سال شرح داده شده است. ذكر تغييرات آب نيل از مطالب برجسته تاريخهاى دوره مماليك است و ظاهراً ابن آيبك دوادارى (زنده تا 736ق) اول مورخى بود كه اين عمل را ابداع و مورخان بعدى از وى تقليد كردند.

از مطالب مشترك منابع اين دوره، ذكر اخبار اقتصادى از قبيل قيمت اجناس در هر سال و تغييرات قيمت‌ها، تغييرات ارزش پول، تغيير واحد پول و اختلاف نقود، ذكر حوادث طبيعى همچون سيل و زلزله و قحطى و خشكسالى و خسوف و كسوف، است.

بيمارى‌هاى واگير، اوضاع فلكى تغييرات آب و هوا چون گرما و سرما و بارش باران و برف و وزش باد، اخبار مسافران حج، شايعاتى كه در مصر و شام و برخى شهرهاى بزرگ تحت حاكميت مماليك منتشر مى‌شده، تشريفات و مراسم جلوس سلطان، جشنها، اعطاى خلعت و انعام و جايزه، گشاده‌دستى سلاطين نسبت به بزرگان، خبر فعاليت‌هاى عمرانى همچون ساخت مدارس و مساجد و خانقاه‌ها، اخبار روابط خارجى دولت مماليك، جنگ با صليبيان در درياى مديترانه از ديگر موضوعات مطرح شده است.

بخش اعظمى از كتاب به وفيات بزرگان و مشاهير مصر و شام و برخى بلاد مجاور آنان اختصاص يافته است، اما در برخى ديگر از منابع در پايان حوادث هر سال صرفاً به وفيات افراد معدود آن هم به اختصار اشاره شده است.

نويسنده حوادث پنج سال را از منابع پيش از خود گرفته است و خود بر اين مطلب تصريح كرده و منابع خود را در موارد متعدد ذكر كرده است.

بخش وفيات منابع عصر مماليك اوضاع و احوال علمى و اجتماعى و دينى آن عصر را تا حدودى روشن ساخته و اندازه توجه به رشته‌هاى مختلف علمى و ميزان ارزش و اعتبار علماى هر رشته را مشخص كرده است.

در تاريخهاى محلى اين عصر، اخبار مربوط به زمان حيات مؤلف ارزش بالايى دارند، زيرا كه اين قبيل مؤلفان، بسيارى از مظاهر فرهنگ و تمدن و فعاليت‌هاى عمرانى را از نزديك مشاهده مى‌كردند و با بزرگان شهر و ديار خود ارتباط داشتند.

منابع عصر مماليك با تمام نقاط قوت، ضعف‌هايى نيز دارند كه از ارزش علمى آنها مى‌كاهد و آن حبّ و بغض‌ها و جانبدارى‌هاى مبالغه‌آميز بسيارى از اين مورخان نسبت به خليفه و سلطان و سران كشورى و لشكرى است. در كتاب‌هاى تك‌نگارى، چهره عملكرد سلطان بسيار غيرواقعى و مبالغه‌آميز ترسيم شده است.

از ديگر نقاط ضعف اين منابع آن است كه چون مورخان اين دوره از صاحبان مقامات دولتى بوده و بين آنان رقابت و مبارزه شديد وجود داشته است، گاهى به سعايت و سخن‌چينى و توطئه‌چينى عليه يكديگر مى‌پرداختند. از اين رو برخى اخبار اين منابع كينه‌توزانه و بغض‌آلود و يا حداقل بدبينانه است. اين نكته در قضاوت‌هايى كه برخى مؤلفان درباره همديگر كرده‌اند و طعنه و نيش و كنايه‌هايى كه بر يكديگر زده‌اند، كاملاً مشخص است.

در ميان آثار فارسى غزالى، پس از كيمياى سعادت، نصيحة الملوك بزرگ‌ترين و مهم‌ترين كتاب اوست، كه به شكل پند و اندرز براى سلاطين، وزرا و امرا نوشته شده است.

از دو بخش تشكيل شده؛ بخش اول، كمتر از يك سوم كل متن است.

نصرالله پورجوادى در كتاب خود تحت عنوان «دو مجدد» مى نويسد (ص 414): «ولى حقيقت اين است كه چيزى كه بخش اول خوانده شده مقدمه نصيحة الملوك نيست بلكه اصل نصيحة الملوك است، چه آنچه بخش دوم نصيحة الملوك خوانده شده است اثر غزالى نيست، بلكه نوشته شخص ديگرى است.» وى مى‌افزايد «در مورد اصالت بخش اول مى‌توان مطمئن بود، در مورد بخش دوم، به عكس، مى توان با اطمينان گفت كه از غزالى نيست.»

از جمله دلايلى كه بخش دوم از غزالى نيست اينست كه نويسنده دراين بخش اشعار فارسى فراوانى نقل كرده است در حالى‌كه غزالى معمولاً در آثار خود اين كار را نمى‌كند. ذكر مطالب مربوط به پادشاهان قديم ايران زمين مانند گشتاسب و شاپور و اردشير، و ستايش از قوم ايرانى با روحيه غزالى به كلى مغايرت دارد. عبدالحسين زرين كوب در كتاب «فرار از مدرسه» به دليل تفاوتى كه در سبك و نوع مطالب اين بخش با ساير آثار غزالى ديده مى‌شود ثابت كرده است كه بخش دوم نصيحة الملوك كه شامل ابواب هفتگانه است از غزالى نيست. بعضى از محققان غربى نيز چون پاتريشا كرون انتساب بخش دوم اين كتاب را به امام غزالى مردود شمرده‌اند.

وضعيت كتاب:

فهرست مطالب كتاب در پايان آن ذكر شده است. آدرس روايات از منابع اهل سنت در پاورقى كتاب آمده است.

منابع مقاله:

1-مقدمه و متن كتاب

2-مرورى بر منابع تاريخى دوره مماليك، غفرانى، على، مقالات و بررسى‌ها، زمستان 1378،شماره 66، ص 252-257


پیوندها

مطالعه کتاب التبر المسبوک في نصيحة الملوک در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور