البديع في علم العربية: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۴ نوامبر ۲۰۱۸
جز
جایگزینی متن - 'نويسنده' به 'نویسنده'
جز (جایگزینی متن - 'مدارك ' به 'مدارک ')
جز (جایگزینی متن - 'نويسنده' به 'نویسنده')
خط ۴: خط ۴:
| عنوان‌های دیگر =
| عنوان‌های دیگر =
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  
[[ابن اثیر، مبارک بن محمد]] (نويسنده)
[[ابن اثیر، مبارک بن محمد]] (نویسنده)


[[ع‍ل‍ی‌ال‍دی‍ن‌، ف‍ت‍ح‍ی‌ اح‍م‍د]] (محقق)
[[ع‍ل‍ی‌ال‍دی‍ن‌، ف‍ت‍ح‍ی‌ اح‍م‍د]] (محقق)
خط ۳۷: خط ۳۷:
كتاب با مقدمه‌اى مفصل از محققین آغاز و مطالب در دو قطب و هر قطب در بيست باب و يك خاتمه، در چهار جلد، ارائه گرديده است.
كتاب با مقدمه‌اى مفصل از محققین آغاز و مطالب در دو قطب و هر قطب در بيست باب و يك خاتمه، در چهار جلد، ارائه گرديده است.


نويسنده، در ترتيب و تنظيم مطالب، از كتاب ابن دهان، با عنوان «بغية الراغب في تهذيب الفصول النحوية» سود برده است.
نویسنده، در ترتيب و تنظيم مطالب، از كتاب ابن دهان، با عنوان «بغية الراغب في تهذيب الفصول النحوية» سود برده است.


بسيارى از مورخين و زندگى‌نامه‌نويسان، به اين كتاب اشاره كرده و آن را از جمله آثار [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثير]] دانسته‌اند. [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|ياقوت حموى]] و قفطى، از آن با عنوان «البديع في النحو»، و [[سيوطى]] و [[ابن خلکان، احمد بن محمد|ابن خلكان]] تحت عنوان «البديع في شرح الفصول في النحو ابن دهان»، ياد كرده‌اند، اما سبک ى، ابن تغرى بردى و ابن شعار موصلى، نام آن را «البديع في علم الإعراب» دانسته‌اند.
بسيارى از مورخين و زندگى‌نامه‌نويسان، به اين كتاب اشاره كرده و آن را از جمله آثار [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثير]] دانسته‌اند. [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|ياقوت حموى]] و قفطى، از آن با عنوان «البديع في النحو»، و [[سيوطى]] و [[ابن خلکان، احمد بن محمد|ابن خلكان]] تحت عنوان «البديع في شرح الفصول في النحو ابن دهان»، ياد كرده‌اند، اما سبک ى، ابن تغرى بردى و ابن شعار موصلى، نام آن را «البديع في علم الإعراب» دانسته‌اند.


از جمله مصادرى كه نويسنده در تأليف اثر خويش از آن‌ها بهره برده و بدان‌ها تصريح نموده است، عبارتند از آثار و كتب بزرگانى همچون (به ترتيب ميزان استفاده):
از جمله مصادرى كه نویسنده در تأليف اثر خويش از آن‌ها بهره برده و بدان‌ها تصريح نموده است، عبارتند از آثار و كتب بزرگانى همچون (به ترتيب ميزان استفاده):


[[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]] (با يك‌صد و بيست و يك نص منقول)، ابوالحسن أخفش (هشتاد رأى)، ابن سراج (هفتاد و چهار رأى)، [[خلیل بن احمد|خليل بن احمد]] (چهل و هفت رأى)، ابوالعباس مبرد (پنجاه و دو رأى)، ابوعلى فارسی (سى و چهار رأى)، ابوعثمان مازنى (بيست و دو رأى)، ابوزكريا فراء (هجده رأى)، كسائى (هفده رأى)، يونس بن حبيب (چهارده رأى)، زجاج (سيزده رأى)، سيرافى (يازده رأى)، ابوعمرو بن علاء (ده رأى)، جرمى و ابن دهان (هركدام هفت رأى)، ابوالخطاب اخفش اكبر (چهار رأى)، ابوزيد و ثعلب (هركدام سه رأى)، عيسى بن عمر و رمانى (هركدام دو رأى) و...
[[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]] (با يك‌صد و بيست و يك نص منقول)، ابوالحسن أخفش (هشتاد رأى)، ابن سراج (هفتاد و چهار رأى)، [[خلیل بن احمد|خليل بن احمد]] (چهل و هفت رأى)، ابوالعباس مبرد (پنجاه و دو رأى)، ابوعلى فارسی (سى و چهار رأى)، ابوعثمان مازنى (بيست و دو رأى)، ابوزكريا فراء (هجده رأى)، كسائى (هفده رأى)، يونس بن حبيب (چهارده رأى)، زجاج (سيزده رأى)، سيرافى (يازده رأى)، ابوعمرو بن علاء (ده رأى)، جرمى و ابن دهان (هركدام هفت رأى)، ابوالخطاب اخفش اكبر (چهار رأى)، ابوزيد و ثعلب (هركدام سه رأى)، عيسى بن عمر و رمانى (هركدام دو رأى) و...
خط ۴۸: خط ۴۸:
مقدمه محققین، به بررسى دوران زندگانى [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثير]] و آثار او و نيز بيان روش تحقيق و تصحيح كتاب، اختصاص يافته است.
مقدمه محققین، به بررسى دوران زندگانى [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثير]] و آثار او و نيز بيان روش تحقيق و تصحيح كتاب، اختصاص يافته است.


نويسنده، معتقد است كه علم لغت عربى، بر دو قسم مى‌باشد: 1. معرفت ذات كلمه، بناء آن و تغييرات حروف آن؛ 2. شناخت حالاتى كه از حركات و سكون بر آن عارض مى‌گردد. به اعتقادى وى هريك از اين اقسام، به علت تبيين ضرورت افهام، داخل بر ديگرى بوده و امكان ذكر و بررسى يكى بدون ديگرى، وجود نخواهد داشت و لذا وى مطالب كتاب را در دو قطب زير، تنظيم نموده است:
نویسنده، معتقد است كه علم لغت عربى، بر دو قسم مى‌باشد: 1. معرفت ذات كلمه، بناء آن و تغييرات حروف آن؛ 2. شناخت حالاتى كه از حركات و سكون بر آن عارض مى‌گردد. به اعتقادى وى هريك از اين اقسام، به علت تبيين ضرورت افهام، داخل بر ديگرى بوده و امكان ذكر و بررسى يكى بدون ديگرى، وجود نخواهد داشت و لذا وى مطالب كتاب را در دو قطب زير، تنظيم نموده است:


#معرفت حركات و سكون (عوارض كلمه).
#معرفت حركات و سكون (عوارض كلمه).
#معرفت ذات كلمه و حروف آن.
#معرفت ذات كلمه و حروف آن.


وى مباحث مربوط به احكام كلمه را متقدم بر مباحث ذات كلمه كرده است؛ در صورتى كه محقق، معتقد است مقتضاى حكمت، عكس اين مطلب مى‌باشد، زيرا معرفت ذات، قبل از معرفت صفات مى‌باشد. اين در حالى است كه خود نويسنده، در بيان علت اين تقديم و تأخير، به دو استدلال زير، تمسك جسته است:
وى مباحث مربوط به احكام كلمه را متقدم بر مباحث ذات كلمه كرده است؛ در صورتى كه محقق، معتقد است مقتضاى حكمت، عكس اين مطلب مى‌باشد، زيرا معرفت ذات، قبل از معرفت صفات مى‌باشد. اين در حالى است كه خود نویسنده، در بيان علت اين تقديم و تأخير، به دو استدلال زير، تمسك جسته است:


#نياز ضرورى به معرفت دوم؛ زيرا انسان به علت ضرورت تكلم، ابتدا محتاج به فراگيرى اجمالى كلمات برای رفع حوايج خود مى‌باشد.
#نياز ضرورى به معرفت دوم؛ زيرا انسان به علت ضرورت تكلم، ابتدا محتاج به فراگيرى اجمالى كلمات برای رفع حوايج خود مى‌باشد.
#معرفت ذات كلمه، مشتمل بر فراگيرى امور دشوارى همچون علم تصريف، تصغير، نسبت و... مى‌باشد كه فراگيرى آن برای مبتدئين، دشوار مى‌نمايد و معرفت حركات و سكون، آسان‌تر به نظر مى‌رسد.
#معرفت ذات كلمه، مشتمل بر فراگيرى امور دشوارى همچون علم تصريف، تصغير، نسبت و... مى‌باشد كه فراگيرى آن برای مبتدئين، دشوار مى‌نمايد و معرفت حركات و سكون، آسان‌تر به نظر مى‌رسد.


اهم مسائلى كه نويسنده در اثر خويش، سعى بر رعايت آن‌ها داشته است، عبارتند از:
اهم مسائلى كه نویسنده در اثر خويش، سعى بر رعايت آن‌ها داشته است، عبارتند از:


#ميانه‌روى و اعتدال در شرح و پرهيز از اطناب ممل و ايجاز مخل: نويسنده در اين امر، دنباله‌رو استاد خود، ابن دهان، در اثر وى با عنوان «الغرة في شرح لمع ابن جنى» بوده است.
#ميانه‌روى و اعتدال در شرح و پرهيز از اطناب ممل و ايجاز مخل: نویسنده در اين امر، دنباله‌رو استاد خود، ابن دهان، در اثر وى با عنوان «الغرة في شرح لمع ابن جنى» بوده است.
#جمع ابواب نحو و احكام آن: هرچند، آن‌چنان‌كه گفته شد، نويسنده، دنباله‌رو كتاب «الغرة» بوده است، اما در مورد ابواب، بدان اكتفا نكرده و ابواب زير را به كتاب افزوده است: باب ابنية كلامه، مصادر، تصريف و ادغام.
#جمع ابواب نحو و احكام آن: هرچند، آن‌چنان‌كه گفته شد، نویسنده، دنباله‌رو كتاب «الغرة» بوده است، اما در مورد ابواب، بدان اكتفا نكرده و ابواب زير را به كتاب افزوده است: باب ابنية كلامه، مصادر، تصريف و ادغام.
#ايجاز در ادله و علل: نويسنده در بيان و بررسى علل نحويه، در مواردى كه به نظر مى‌رسد، مكان چنين بحثى باشد، اجتناب نموده است، از جمله در تعليل:
#ايجاز در ادله و علل: نویسنده در بيان و بررسى علل نحويه، در مواردى كه به نظر مى‌رسد، مكان چنين بحثى باشد، اجتناب نموده است، از جمله در تعليل:
#:- محل اعراب بودن حرف آخر هر كلمه؛
#:- محل اعراب بودن حرف آخر هر كلمه؛
#:- اينكه غالب، بناء بر سكون است؛
#:- اينكه غالب، بناء بر سكون است؛
خط ۷۲: خط ۷۲:
#:- اهمال «ما» در صورت فقدان شروط؛
#:- اهمال «ما» در صورت فقدان شروط؛
#:- جمود «نعم» و «بئس».
#:- جمود «نعم» و «بئس».
#اكتفاء به قول ائمه نحو و تعليقات آسان و اتخاذ اقوال مشهور كه نشان از تواضع و صحت اعتراف به حق نويسنده در مسائلى مى‌باشد كه عالمى پيرامون آن، نظر درست داده است.
#اكتفاء به قول ائمه نحو و تعليقات آسان و اتخاذ اقوال مشهور كه نشان از تواضع و صحت اعتراف به حق نویسنده در مسائلى مى‌باشد كه عالمى پيرامون آن، نظر درست داده است.


نويسنده در نقل نصوص و اقوال علما، از سه روش زير استفاده نموده است:
نویسنده در نقل نصوص و اقوال علما، از سه روش زير استفاده نموده است:


#نقل مطابق؛ يعنى نص مورد نظر، از لحاظ لفظ و معنى، مطابق با مصدر آن ذكر گرديده است كه بيشتر موارد، چنين مى‌باشند.
#نقل مطابق؛ يعنى نص مورد نظر، از لحاظ لفظ و معنى، مطابق با مصدر آن ذكر گرديده است كه بيشتر موارد، چنين مى‌باشند.
خط ۸۴: خط ۸۴:
معرفت الفاظ عامه، معرب، مبنى، اعراب، بناء، مبتدا، خبر، فاعل، فعل مجهول، مفاعيل، مشبه بالمفعول، مجرورات، توابع، نداء، عوامل، كم، نون تأكيد، التقاء ساكنين، وقف و حكايت.
معرفت الفاظ عامه، معرب، مبنى، اعراب، بناء، مبتدا، خبر، فاعل، فعل مجهول، مفاعيل، مشبه بالمفعول، مجرورات، توابع، نداء، عوامل، كم، نون تأكيد، التقاء ساكنين، وقف و حكايت.


با تأمل در ابواب اين قسمت، اين نكته به ذهن مى‌رسد كه باب وقف، متعلق به ذات كلمه مى‌باشد، نه احكام آن و لذا شايسته مى‌نمود كه نويسنده، آن را در قطب دوم ذكر نمايد.
با تأمل در ابواب اين قسمت، اين نكته به ذهن مى‌رسد كه باب وقف، متعلق به ذات كلمه مى‌باشد، نه احكام آن و لذا شايسته مى‌نمود كه نویسنده، آن را در قطب دوم ذكر نمايد.


قطب دوم كه به بررسى ذات كلمه اختصاص يافته، ابواب زير را در خود جاى داده است:
قطب دوم كه به بررسى ذات كلمه اختصاص يافته، ابواب زير را در خود جاى داده است:
خط ۹۴: خط ۹۴:
در خاتمه، به شرح برخى از كلمات لغوى، پرداخته شده است.
در خاتمه، به شرح برخى از كلمات لغوى، پرداخته شده است.


از جمله مصادر اصلى مورد استفاده نويسنده، عبارتند از:
از جمله مصادر اصلى مورد استفاده نویسنده، عبارتند از:


#كتاب استادش ابن دهان كه در مقدمه (الغرة في شرح اللمع) و ابواب زير، استفاده شايانى از آن شده است: نكره و معرفه، مقصور و ممدود، تصغير، نسب، استفهام، موصول و صله، غير منصرف، عدد، اماله، كتابت و هجاء و...
#كتاب استادش ابن دهان كه در مقدمه (الغرة في شرح اللمع) و ابواب زير، استفاده شايانى از آن شده است: نكره و معرفه، مقصور و ممدود، تصغير، نسب، استفهام، موصول و صله، غير منصرف، عدد، اماله، كتابت و هجاء و...
خط ۱۰۳: خط ۱۰۳:
#شرح سيرافى، در باب اادغام و فصل اعتلال در باب تصريف.
#شرح سيرافى، در باب اادغام و فصل اعتلال در باب تصريف.


شواهدى كه نويسنده در كتاب استفاده كرده است، عبارتند از:
شواهدى كه نویسنده در كتاب استفاده كرده است، عبارتند از:


#شواهد قرآنى: تعداد آن‌ها، به هفتصد و هشتاد آيه مى‌رسد كه برخى تكرارى بوده و نويسنده در مواضع تكرار، از ذكر تمام آيه خوددارى نموده است. در مواردى نيز، به دو يا چند آيه برای يك مسئله، استشهاد شده است.
#شواهد قرآنى: تعداد آن‌ها، به هفتصد و هشتاد آيه مى‌رسد كه برخى تكرارى بوده و نویسنده در مواضع تكرار، از ذكر تمام آيه خوددارى نموده است. در مواردى نيز، به دو يا چند آيه برای يك مسئله، استشهاد شده است.
#شواهد حديثى: در اين مورد، از كتبى همچون «جامع الاصول»، «الشافى في شرح مسند الشافعى» و «النهاية في غريب الحديث و الاثر» استفاده گرديده است.
#شواهد حديثى: در اين مورد، از كتبى همچون «جامع الاصول»، «الشافى في شرح مسند الشافعى» و «النهاية في غريب الحديث و الاثر» استفاده گرديده است.
#شواهد مأثور كلام عرب: در اين زمينه، از كلمات قصار و مثال‌هاى معروف عرب استفاده نموده است، از جمله: «تسمع بالمعيدى خير من أن تراه»، «مكره أخاک لا بطل»، «اليوم خمر و غداً أمر» و...
#شواهد مأثور كلام عرب: در اين زمينه، از كلمات قصار و مثال‌هاى معروف عرب استفاده نموده است، از جمله: «تسمع بالمعيدى خير من أن تراه»، «مكره أخاک لا بطل»، «اليوم خمر و غداً أمر» و...
#شواهد شعريه: حدودا هفتصد و چهل و هفت مرتبه، به اشعار استشهاد شده است. در مواردى، نويسنده اهتمام زيادى به توثيق شواهد شعريه نسبت به قائلين آن‌ها نداشته است.
#شواهد شعريه: حدودا هفتصد و چهل و هفت مرتبه، به اشعار استشهاد شده است. در مواردى، نویسنده اهتمام زيادى به توثيق شواهد شعريه نسبت به قائلين آن‌ها نداشته است.


با تمام ويژگى‌ها و محسنات، كتاب داراى برخى اشكلات مى‌باشد كه از جمله عبارتند از:
با تمام ويژگى‌ها و محسنات، كتاب داراى برخى اشكلات مى‌باشد كه از جمله عبارتند از:


#اضطراب در نقل، به‌واسطه تقديم و تأخير در قول واحد يا اجماع.
#اضطراب در نقل، به‌واسطه تقديم و تأخير در قول واحد يا اجماع.
#تغيير موهم: نويسنده در برخى موارد، اقدام به تغيير نصوص، بدون تغيير معناى آن كرده است، اما در مواردى، از جمله در نقل قولى از [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، تغييرى صورت گرفته كه موجب ابهام گرديده است. در صفحه 333، چنين آمده است: «قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: و من العرب، من يقول في ناب: نويب، فيجىء بالواو؛ لان هذه الألف يكثر ابدالها من الواوات، قال: و هو غلط منه» كه معلوم نيست غلط، منسوب به [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]] و نص او مى‌باشد يا قول عرب.
#تغيير موهم: نویسنده در برخى موارد، اقدام به تغيير نصوص، بدون تغيير معناى آن كرده است، اما در مواردى، از جمله در نقل قولى از [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، تغييرى صورت گرفته كه موجب ابهام گرديده است. در صفحه 333، چنين آمده است: «قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: و من العرب، من يقول في ناب: نويب، فيجىء بالواو؛ لان هذه الألف يكثر ابدالها من الواوات، قال: و هو غلط منه» كه معلوم نيست غلط، منسوب به [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]] و نص او مى‌باشد يا قول عرب.
#عدم دقت در نقل بعضى از آراء؛ از جمله اينكه نويسنده در نقل قول [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، گفته است: «قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: لولا اطباق صارت الطاء تاءً و الظاءُ ثاءً و الصادُ سيناً و عُدِم الضادُ؛ لانها منفردة في مخرجا» كه در اين نقل قول، تغيير، تقديم و تأخير صورت گرفته است، زيرا قول [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، چنين است: «و لولا الاطباق لصارت الطاء دالاً و الصاد سيناً و الظاء ذالاً و لخرجت الضاد من الكلام؛ لانه ليس شىء من موضعها غيرها».
#عدم دقت در نقل بعضى از آراء؛ از جمله اينكه نویسنده در نقل قول [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، گفته است: «قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: لولا اطباق صارت الطاء تاءً و الظاءُ ثاءً و الصادُ سيناً و عُدِم الضادُ؛ لانها منفردة في مخرجا» كه در اين نقل قول، تغيير، تقديم و تأخير صورت گرفته است، زيرا قول [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]، چنين است: «و لولا الاطباق لصارت الطاء دالاً و الصاد سيناً و الظاء ذالاً و لخرجت الضاد من الكلام؛ لانه ليس شىء من موضعها غيرها».
#خطا در نسبت بعضى از آراء: از جمله اينكه در نقل آراء در مورد «انت»، در صفحه 135، نويسنده به متابعت از ابن دهان، چنين نوشته است: «و قال الفراء: التاء هى الاسم و ان عماد لها»؛ درصورتى‌كه اين راى ابن كيسان و بعضى از كوفيون بوده و فراء معتقد است كه كل كلمه «انت»، يك اسم مى‌باشد. همچنين در صفحه 143 و 144، آمده است: «و منهم من يكسر الكاف مع الجمع اذا انكسر ما قبلها حملا على هاء (به)، كقوله: {{شعر}}{{ب|''و ان قال مولاهم على جل حادث''|2=''من الدهر ردوا فضل احلامِكِم رودا''}}{{پایان شعر}}
#خطا در نسبت بعضى از آراء: از جمله اينكه در نقل آراء در مورد «انت»، در صفحه 135، نویسنده به متابعت از ابن دهان، چنين نوشته است: «و قال الفراء: التاء هى الاسم و ان عماد لها»؛ درصورتى‌كه اين راى ابن كيسان و بعضى از كوفيون بوده و فراء معتقد است كه كل كلمه «انت»، يك اسم مى‌باشد. همچنين در صفحه 143 و 144، آمده است: «و منهم من يكسر الكاف مع الجمع اذا انكسر ما قبلها حملا على هاء (به)، كقوله: {{شعر}}{{ب|''و ان قال مولاهم على جل حادث''|2=''من الدهر ردوا فضل احلامِكِم رودا''}}{{پایان شعر}}




قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: و هى لغة قوم من ربيعة». اين در حالى است كه اين لغت قوم بنى ربيعه نيست، بلكه قول بكر بن وائل مى‌باشد و نويسنده اين مطلب را، به تبعيت از ابن دهان، ذكر كرده است.
قال [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سيبويه]]: و هى لغة قوم من ربيعة». اين در حالى است كه اين لغت قوم بنى ربيعه نيست، بلكه قول بكر بن وائل مى‌باشد و نویسنده اين مطلب را، به تبعيت از ابن دهان، ذكر كرده است.


با اين حال، مى‌توان چنين ادعا نمود كه اثر حاضر، از جمله بهترين كتب نحوى از لحاظ تبويب، ترتيب، تنظيم و وسعت آراء و شواهد نحوى مى‌باشد. ترتيب آن، نه بر منوال «كتاب الجمل» زجاجى و نه به ترتيب «كتاب الفصول النحوية» ابن دهان مى‌باشد، بلكه به روشى بديع و جديد است؛ بدين گونه كه مطالب، به دو قطب اصلى تقسيم شده كه هر قطب، داراى چندين باب مى‌باشد. نويسنده در تنظيم هر باب، جمع مسائل نحوى در موضوع واحد و عرضه آن‌ها بنا بر هيئت احكام، بسيار دقت نموده و اين روش وى، اسلوبى منحصربه‌فرد است كه در كتب نحوى سابق از آن، اتفاق نيفتاده است.
با اين حال، مى‌توان چنين ادعا نمود كه اثر حاضر، از جمله بهترين كتب نحوى از لحاظ تبويب، ترتيب، تنظيم و وسعت آراء و شواهد نحوى مى‌باشد. ترتيب آن، نه بر منوال «كتاب الجمل» زجاجى و نه به ترتيب «كتاب الفصول النحوية» ابن دهان مى‌باشد، بلكه به روشى بديع و جديد است؛ بدين گونه كه مطالب، به دو قطب اصلى تقسيم شده كه هر قطب، داراى چندين باب مى‌باشد. نویسنده در تنظيم هر باب، جمع مسائل نحوى در موضوع واحد و عرضه آن‌ها بنا بر هيئت احكام، بسيار دقت نموده و اين روش وى، اسلوبى منحصربه‌فرد است كه در كتب نحوى سابق از آن، اتفاق نيفتاده است.


== وضعيت كتاب ==
== وضعيت كتاب ==
۶۱٬۱۸۹

ویرایش