أصول التشيع: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>'
جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>')
جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>')
خط ۴۲: خط ۴۲:
'''أصول التشيع'''، تألیف سید هاشم معروف حسنی، کتابی است درباره اصول عقاید شیعه و برخی مسائل مرتبط دیگر که در قرن چهاردهم قمری نگاشته شده است.
'''أصول التشيع'''، تألیف سید هاشم معروف حسنی، کتابی است درباره اصول عقاید شیعه و برخی مسائل مرتبط دیگر که در قرن چهاردهم قمری نگاشته شده است.


مؤلف انگیزه خود را از تألیف این کتاب، پاسخ به دروغ‌هایی دانسته که برخی از نویسندگان سنی‌مذهب به شیعه نسبت داده و بر اساس آنها شیعه را از جرگه مسلمانان خارج دانسته و آنان را مشابه یهود خوانده‌اند؛ چنان‌که عبدالکریم جیلانی گفته: هرکس شیعه را دوست بدارد، هرآینه یهود را دوست داشته است؛ زیرا مذهب شیعه به دین یهود بسیار نزدیک است. سپس مواردی از تشابه این دو را برشمرده است..<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص13 تا 15</ref>
مؤلف انگیزه خود را از تألیف این کتاب، پاسخ به دروغ‌هایی دانسته که برخی از نویسندگان سنی‌مذهب به شیعه نسبت داده و بر اساس آنها شیعه را از جرگه مسلمانان خارج دانسته و آنان را مشابه یهود خوانده‌اند؛ چنان‌که عبدالکریم جیلانی گفته: هرکس شیعه را دوست بدارد، هرآینه یهود را دوست داشته است؛ زیرا مذهب شیعه به دین یهود بسیار نزدیک است. سپس مواردی از تشابه این دو را برشمرده است...<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص13 تا 15</ref>


==ساختار==
==ساختار==
کتاب دارای ساختار منسجم و مشخصی نیست؛ لکن می‌توان آن را به چهار بخش تاریخچه شیعه، اصول دین اسلام، ادله احکام نزد شیعه و فرق منشعب از شیعه تقسیم نمود.
کتاب دارای ساختار منسجم و مشخصی نیست؛ لکن می‌توان آن را به چهار بخش تاریخچه شیعه، اصول دین اسلام، ادله احکام نزد شیعه و فرق منشعب از شیعه تقسیم نمود.


در این کتاب، اصول تشیع با استفاده از ادله عقلی و نقلی و نظرات فلاسفه اسلامی و غیر اسلامی عرضه شده است..<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>
در این کتاب، اصول تشیع با استفاده از ادله عقلی و نقلی و نظرات فلاسفه اسلامی و غیر اسلامی عرضه شده است...<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
مؤلف در ابتدا بعد از تعریف لغوی و اصطلاحی شیعه، به بیان تاریخچه‌ای از شیعه پرداخته است و می‌گوید: سرآغاز پیدایش شیعه از زمان پیامبر بوده است؛ آن زمانی ‌که در مکه خواست به آیه شریفه {{متن قرآن| و أنذر عشيرتك الأقربين|سوره=الشعراء|آیه=214}}، عمل کند..<ref>ر.ک: متن کتاب، ص23 و 24</ref>
مؤلف در ابتدا بعد از تعریف لغوی و اصطلاحی شیعه، به بیان تاریخچه‌ای از شیعه پرداخته است و می‌گوید: سرآغاز پیدایش شیعه از زمان پیامبر بوده است؛ آن زمانی ‌که در مکه خواست به آیه شریفه {{متن قرآن| و أنذر عشيرتك الأقربين|سوره=الشعراء|آیه=214}}، عمل کند...<ref>ر.ک: متن کتاب، ص23 و 24</ref>


ایشان در ادامه به جایگاه شیعه بعد از وفات پیامبر در مسئله خلافت اشاره می‌کند، سپس آیات و روایاتی را دال بر خلافت امیرالمؤمنین(ع) ذکر می‌نماید؛ مانند آیه {{متن قرآن| إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين یقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون| سوره=مائده| آیه=55}}. مفسرین شیعه و سنی به‌اتفاق می‌گویند که این آیه شریفه در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است؛ هنگامی که فقیری به مسجد مراجعه کرد و درخواست کمک مالی نمود و حضرت علی(ع)، درحالی‌که در رکوع بود با اشاره به انگشتر خویش آن را به فقیر انفاق کرد..<ref>ر.ک: همان، ص32</ref>
ایشان در ادامه به جایگاه شیعه بعد از وفات پیامبر در مسئله خلافت اشاره می‌کند، سپس آیات و روایاتی را دال بر خلافت امیرالمؤمنین(ع) ذکر می‌نماید؛ مانند آیه {{متن قرآن| إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين یقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون| سوره=مائده| آیه=55}}. مفسرین شیعه و سنی به‌اتفاق می‌گویند که این آیه شریفه در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است؛ هنگامی که فقیری به مسجد مراجعه کرد و درخواست کمک مالی نمود و حضرت علی(ع)، درحالی‌که در رکوع بود با اشاره به انگشتر خویش آن را به فقیر انفاق کرد...<ref>ر.ک: همان، ص32</ref>


دیگر آیات شریفه‌ای که به حقانیت حضرت اشاره دارد و مؤلف به ذکر و توضیح آنها می‌پردازد آیات شریفه تبلیغ و انذار است. علاوه بر آیات شریفه، روایاتی نیز درباره خلافت حضرت نازل شده است؛ از جمله حدیث غدیر که مؤلف به‌تفصیل درباره آن بحث می‌کند.
دیگر آیات شریفه‌ای که به حقانیت حضرت اشاره دارد و مؤلف به ذکر و توضیح آنها می‌پردازد آیات شریفه تبلیغ و انذار است. علاوه بر آیات شریفه، روایاتی نیز درباره خلافت حضرت نازل شده است؛ از جمله حدیث غدیر که مؤلف به‌تفصیل درباره آن بحث می‌کند.


مؤلف، اصول اسلام را در نزد شیعه چهار چیز می‌داند: توحید، عدل، نبوت و معاد..<ref>ر.ک: همان، ص51</ref> و سپس به بیان و تشریح ادله هرکدام می‌پردازد.
مؤلف، اصول اسلام را در نزد شیعه چهار چیز می‌داند: توحید، عدل، نبوت و معاد...<ref>ر.ک: همان، ص51</ref> و سپس به بیان و تشریح ادله هرکدام می‌پردازد.


وی درباره اثبات وجود خداوند می‌گوید: چرا ما برای اثبات وجود خداوند و یگانگی وی، به سراغ براهین غامض فلسفی برویم؛ درحالی‌که جهان هستی آکنده از انواع آیات و نشانه‌ها بر وجود اوست؛ نشانه‌هایی که آدمی را به‌راحتی و آسانی به او می‌رساند؛ بی‌آنکه وی را در سنگلاخ‌ها و پیچ‌وخم‌های راه‌های فلسفی بیفکند. وی در این‌باره به آیاتی از قرآن که آدمی را به تأمل و تفکر در پدیده‌های جهان هستی فرامی‌خوانند، استشهاد می‌کند..<ref>همان، ص52</ref>
وی درباره اثبات وجود خداوند می‌گوید: چرا ما برای اثبات وجود خداوند و یگانگی وی، به سراغ براهین غامض فلسفی برویم؛ درحالی‌که جهان هستی آکنده از انواع آیات و نشانه‌ها بر وجود اوست؛ نشانه‌هایی که آدمی را به‌راحتی و آسانی به او می‌رساند؛ بی‌آنکه وی را در سنگلاخ‌ها و پیچ‌وخم‌های راه‌های فلسفی بیفکند. وی در این‌باره به آیاتی از قرآن که آدمی را به تأمل و تفکر در پدیده‌های جهان هستی فرامی‌خوانند، استشهاد می‌کند...<ref>همان، ص52</ref>


یکی از دلایل روشن عقلی بر وجود خداوند که مؤلف آن را در کتاب تشریح نموده، برهان وجوب و امکان است.
یکی از دلایل روشن عقلی بر وجود خداوند که مؤلف آن را در کتاب تشریح نموده، برهان وجوب و امکان است.


برهان وجوب و امکان این است که وقتی اصل وجود ثابت شد و از مرز سفسطه گذشتیم، آن را به حصر عقلی به واجب و ممکن تقسیم می‌کنیم؛ اگر آن موجود، واجب باشد، مدعا ثابت است و اگر ممکن باشد، چون دور و تسلسل محال است، باید به واجب منتهی شود..<ref>ر.ک: همان، ص60</ref> نویسنده در ادامه به شبهاتی که مادیین درباره خداوند و خلقت مطرح نموده‌اند، پاسخ می‌دهد. از مباحث بعدی که در مبحث توحید مطرح شده است رؤیت، اتحاد و حلول، صفات سلبیه و ثبوتیه، تجسیم، قدرت، کلام، علم، حسن و قبح عقلی و قضا و قدر است.
برهان وجوب و امکان این است که وقتی اصل وجود ثابت شد و از مرز سفسطه گذشتیم، آن را به حصر عقلی به واجب و ممکن تقسیم می‌کنیم؛ اگر آن موجود، واجب باشد، مدعا ثابت است و اگر ممکن باشد، چون دور و تسلسل محال است، باید به واجب منتهی شود...<ref>ر.ک: همان، ص60</ref> نویسنده در ادامه به شبهاتی که مادیین درباره خداوند و خلقت مطرح نموده‌اند، پاسخ می‌دهد. از مباحث بعدی که در مبحث توحید مطرح شده است رؤیت، اتحاد و حلول، صفات سلبیه و ثبوتیه، تجسیم، قدرت، کلام، علم، حسن و قبح عقلی و قضا و قدر است.


نبوت از مباحث بعدی است که مؤلف به‌تفصیل از آن سخن گفته است و آن را با استفاده از ادله عقلی و نقلی به اثبات ‌رسانده است. از جمله آن دلایل می‌توان به برهان لطف و این برهان که وجود پیامبران برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است و با حکمت خداوند و غایت خلقت انسان سازگاری دارد و... اشاره کرد..<ref>ر.ک: همان، ص107 و 108</ref> نویسنده در ادامه عصمت انبیا را پیگیری و مطرح نموده است.
نبوت از مباحث بعدی است که مؤلف به‌تفصیل از آن سخن گفته است و آن را با استفاده از ادله عقلی و نقلی به اثبات ‌رسانده است. از جمله آن دلایل می‌توان به برهان لطف و این برهان که وجود پیامبران برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است و با حکمت خداوند و غایت خلقت انسان سازگاری دارد و... اشاره کرد...<ref>ر.ک: همان، ص107 و 108</ref> نویسنده در ادامه عصمت انبیا را پیگیری و مطرح نموده است.


مؤلف، موضوع امامت را بعد از موضوع نبوت به‌صورت گسترده مورد بررسی قرار داده است. وی بعد از ذکر جایگاه امام و چگونگی نصب او، عصمت امام را مطرح نموده، سپس به مباحثی از قبیل معراج پیامبر و حساب قبر پرداخته است.
مؤلف، موضوع امامت را بعد از موضوع نبوت به‌صورت گسترده مورد بررسی قرار داده است. وی بعد از ذکر جایگاه امام و چگونگی نصب او، عصمت امام را مطرح نموده، سپس به مباحثی از قبیل معراج پیامبر و حساب قبر پرداخته است.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش