أسئله و أجوبه رشيدي

اسئله و اجوبه رشيدى، تألیف رشيد الدين فضل‌الله همدانى، پاسخ‌هاى خواجه به سوالاتى است كه از وى پرسيده‌اند.

اسئله و اجوبه رشیدی
أسئله و أجوبه رشيدي
پدیدآورانشعبانی، رضا (گردآورنده) رشیدالدین فضل‎الله (نویسنده)
ناشرمرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان
مکان نشراسلام آباد - پاکستان
سال نشر1371 ش یا 1993 م
چاپ1
موضوعاسلام - پرسشها و پاسخها نثر فارسی - قرن 7ق.
زبانفارسی
تعداد جلد2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏12‎‏ ‎‏/‎‏ر‎‏5‎‏الف‎‏5
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

گزارش محتوا

دانشمندى به نام مجدالدين عالى شاه بن حسن حسينى عريضى ابرقوهى، به سال 711ق چهار مساله از خواجه استفسار كرده و او پاسخ داده است. البته جز او كسان ديگرى نيز بوده‌اند كه به همين صورت سوال‌هاى خود را مطرح كرده‌اند و از خواجه پاسخ‌هاى مناسب را دريافت داشته‌اند، به طورى كه اين کتاب؛ مشتمل بر بيست و پنج بخش است كه برخى از ابواب آن به صورت سوال و جواب مطرح شده و قسمتى از فقرات آن شكل توضيحى و تفسيرى و كلامى به خود گرفته است.

عناوین فقرات مذكور در متن کتاب به شرح ذيل است:

1- بطلان تناسخ و اثبات حشر اجساد: گفتارى است كلامى كه در پاسخ پرسش مولانا معظم عمادالدوله و‌ الدين (احيانا مطرزى) نگاشته شده است.

2- اسئله مرتضى معظم سيد مجد المله و‌ الدين عاليشاه الابرقوهى:

پرسش‌هايى است در مسائل كلامى و عرفانى و كشوردارى كه شخص مذكور از خواجه استفسار كرده است.

3- اسئله ملك الحكماء و الاطباء حكيم فرنگى: هفت مساله فلسفى پزشكى است با ديباچه حكيم فرنگى كه نام آن در نسخه سفيد مانده است.

4- سوال مولانا معظم ملك الافاضل نورالدين كوه كيلوئى:

اين سوال درباره مجهول مطلق است كه: المجهول المطلق لا يمكن الحكم عليه.خواجه نخست نظر ديگر وى را گفته و سپس نظر خود را آورده است.

5- سوال مولانا معظم... عمادالدوله و‌ الدين المطرزى:

مشتمل بر تنها يك پرسش درباره حرص و ديگر كاستى‌هاى روانى در مردمان و قول قرآن: و لقد كرمنا بنى آدم...و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا است. پاسخ درمقام انسانى و پندآميز است.

6- اعتذار: در آن از مشغوليت بسيار به كارهاى ساختمانى و درختكارى اظهار شرمندگى مى‌كند و در واقع جواب اين پرسش عمومى را مى‌دهد كه برخى در پنهان از يكديگر مى‌پرسند، اين پيرمرد با اين جايگاه در دانش‌ها و دارایى‌ها كه به دست آورده چه آزمند است. سپس به بدگویى از بيكارى مى‌پردازد.

7- سوال مولانا معظم عضدالدوله و‌ الدين المطرزى: مطرزى در ديباچه سوال به دشوارى موضوع و اينكه پيش از آن خواجه طوسى، اثير الدين ابهرى، ابن كمونه و... بدان پرداخته‌اند، اشاره مى‌كند و سپس پرسش خود را در ميان مى‌گذارد: كسى درون اتاقى رفته و مى‌گوید كه هر سخنى كه من در اين اتاق مى‌گویم دروغ است و غير از اين سخنى نمى‌گوید و بيرون مى‌آيد. اكنون اين سخن راست است يا دروغ.اگر راست است بايد دروغ باشد و اگر دروغ است بايد كه راست باشد. پس بايد هم راست باشد و هم دروغ و اين محال است.

8- سوال مولانا معظم شهاب المله و الدين الزاكانى: پرسشى است درباره اينكه بارى تعالى قادر مختار است يا موجب بالذات.

9- سوال صاحب معظم ملك الوزراء و الامراء ناصرالدين امير يحيى: پرسشى است عقيدتى درباره قتل پيامبران و عصمت ايشان.

10- سوال مولانا معظم شرف المله و الدين قاضى سيواس: پرسشى است درباره آيه: الم ذلك الکتاب لا ريب فيه هدى للمتقين.

11- اسئله مولانا معظم ملك الافاضل و الحكما شمس المله و‌ الدين الجوهرى السمنانى: اين مسائل در شش بند عرضه مى‌شود: 1- تسلسل در جانب علت محال است؛ اما در جانب معلول جايز. 2- تقدم واجب بر عالم تقدم ذاتى باشد بر چه وجه مى‌باشد. 3- در خصوص مواليد سه گانه به واسطه فعل و انفعال عناصر اربعه. 4- حركات چهارگانه: ارادى، طبيعى، قسير و عرض. 5- حركات فلكى چگونه است؟ 6- اختلاف در نفوس بشرى، اختلاف اخلاق و صور، حركت نبض چگونه است؟ و...

12- ذكر جميل پادشاه: مباحث مقام فراهان:

به گفتگویى مى‌پردازد كه در شب دوشنبه 14 جمادى 709ق در مقام فراهان درباره شناخت ماه 29 و 30 روزه با پادشاه اسلام(كه ظاهرا اولجايتو است) داشته است.

13- رساله سوالات علما: مباحث مقام سلطانيه: گفتگوهايى است در چهار مبحث متفاوت.

14- تفسير آيه ولو شئنا لآتينا كل نفس هداها و لكن حق القول منى لاملان جهنم من الجنه و الناس اجمعين.

15- تفسير آيه و لو علم فيهم خيرا لاسمعهم...

16- تفسير انا انزلناه في ليله القدر. تاویلاتى است عرفانى درباره شب قدر نه تفسير حرف به حرف اين آيه.

17-فايده زيارت: گفتارى است درباره ارزش تن بزرگان پس از وفات و نيز زيارت قبور ايشان.

18- شرح حديث انا مدينه العلم و على بابها.

19- مراتب علوم: علم معقول و منقول.

20- ذيل رساله لطايف طبى. اين نام به قلم نویسنده رساله، در سرآغاز رساله آمده است و چنين برمى‌آيد كه خواجه رساله‌اى به نام لطايف طبى داشته است كه اين يكى دنباله آن است. گفتارى است حاوى دو پرسش و پاسخ پزشكى.

21- تدویر زمين: رساله در علم هيئت، گفتارى است در اثبات كرویت زمين برپايه انديشه ستاره شناسان و تفسير آياتى از قرآن در اين زمينه.

22-تفسير لو كان البحر مدادا: جواب قاضى مرو درباره پایان ناپذيرى كلمات الهى و تفسير آيه فوق.

23- رساله در اثبات اشرفيت عقلا از علما.

در اين رساله به تعريف علم و سپس تقسيم علم به تصور و تصديق و تقسيم‌هاى ديگر؛ مانند شرعى و غير شرعى پرداخته شده و پس از آن عقل به چهار معنى تقسيم شده است: 1- جوهر مجرد،2- قوت نظرى، 3- عقلى كه مناط تكليف است، 4- مصطلح جمهور.

24- سوالات مرتضى معظم نظام‌الدين: چهار پرسش از هفت پرسش وى به جاى مانده است: پرسش چهارم درباره برترى امت محمد(ص) بر امت موسى(ع)، پنجم درباره معراج و آسمان هفتم و سدره المنتهى، پرسش ششم درباره پيامبر مرسل و پيامبر غير مرسل و علم لدنى است. پرسش هفتم درباره حديث: تنام عيناى و لاينام قلبى.

25- سوالات مولانا معظم عماد المله و الدين ابن الخوام.

ویژگى‌هاى اين اثر را مى‌توان به چند دسته تقسيم كرد

1- خواجه در اين کتاب در مجموع بيش از هر جاى ديگرى از مصنفات خود از خویش سخن گفته و قدرت ذهن و عمق مطالعات مختلف علمى و نيز مشرب فكرى و روال عقيدتى‌اش را به نمايش گذاشته است.

2- سادگى و روانى كلام.

3- اقتباس از آيات.

4- مباحث و مسائل فلسفى.

5- توجه به مهام ادارى و مملكت دارى.

6- اطلاعات پزشكى.

نسخه شناسى

اين اثر دارى نسخه خطى يا رونوشت اصيلى است كه در زمان خود خواجه تألیف و تدوین شده و اينك در مجموعه نسخ خطى نفيس کتابخانه گنج بخش مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان به شماره 13789 نگهدارى مى‌شود. تعداد رساله‌ها در اين نسخه بيست و پنج رساله است. به نظر مى‌رسد اين نسخه در زمان خود خواجه؛ يعنى حدود اوائل قرن هشتم هجرى قمرى نوشته شده باشد.

نسخه حاضر در برنامه از روى نسخه فوق به كوشش آقاى رضا شعبانى، مدير مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان تهيه گرديده و برای بار نخست در سال 1371ش1993م در قطع وزيرى با جلد گالينگور در 539 صفحه توسط مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان در اسلام آباد منتشر شده است.

منابع مقاله

1- مقدمه رضا شعبانى بر کتاب.

2- غفرانى، على؛ رشيد الدين فضل‌الله و انديشه آبادگرى در قلمرو ايلخانان؛فصلنامه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه مشهد؛ شماره 71.

3- آقابزرگ تهرانى، الذريعة إلی تصانيف الشيعة؛ ج سوم، چهارم، پنجم و هشتم.