محاورات أفلاطون
| محاورات أفلاطون | |
|---|---|
| پدیدآوران | افلاطون (نويسنده) محمود، زکی نجیب (مترجم) |
| ناشر | الهیئة المصریة العامة للکتاب |
| مکان نشر | مصر |
| سال نشر | 13سده |
| چاپ | 1 |
| شابک | 977-01-7276-6 |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
محاورات أفلاطون، اثر افلاطون (427-347ق.م)، بازنویسی گفتگوهای سقراط پیرامون مفاهیم اخلاقی، محاکمه ناعادلانه او و دفاع از فلسفه و جاودانگی روح است.
ساختار
کتاب، شامل چهار محاوره بنیادین است که هریک با پیشگفتاری تحلیلی و توضیحی توسط مترجم همراه شده است.
محتوا
در نخستین گفتگو تحت عنوان «اوطیفرون»، افلاطون استاد خود سقراط را در کسوت معلمی معرفی میکند که با تمام قدرت استدلالی که دارد، میکوشد مردم را از خواب غفلت بیدار کند تا کورکورانه و بدون آزمایش و تحقیق، عقاید موروثی را نپذیرند. او در این گفتگو، به دنبال تعریفی از تقواست تا مخاطب خود را به ضعف مبنایی که طرفداران شرک، آموزه خود را بر آن، مینهند، معتقد نماید[۱].
«الدفاع» دومین گفتگوست. در این گفتگو، سقراط را میبینیم که ماهیت پیامی را که خدایان به او سپرده بودند تا ابلاغ کند، برای قضاتش توضیح میدهد و گویی او فرستاده شده است تا آتنیها را از خواب غفلت و تسلیم شدنشان در برابر عقاید سنتی موروثی، بیدار کند و آنها را به تأمل در معنای زندگی و هدفشان وادارد؛ زیرا معتقد است آنها در جهل زندگی میکنند و به دلیل توهمات، خود را شایسته صدور حکم در مورد همه مسائل اخلاقی میدانند[۲].
سومین گفتگو، «اقریطون» نام داشته و بهطور قطع، مشخص نیست که آیا این گفتگو با همین نصی که افلاطون ثبت نموده، رخ داده است یا اینکه او آن را از خود ساخته است. درهرصورت، افلاطون در این گفتگو، سقراط را نه بهعنوان فیلسوفی که در حال انجام یک مأموریت الهی است، بلکه بهعنوان شهروندی که با گردن نهادن به قونین دولت (که احترام آن را لازم میداند، گرچه در حکم خود ستم کند؛ چنانکه در ماجرای خود سقراط وضعیت همین است)، با رضایت خاطر و وجدانی آرام، به مرگ روی میآورد، به تصویر میکشد [۳].
بخش پایانی، روایت آخرین ساعات زندگی سقراط و بحثهای عمیق او درباره جاودانگی روح است که ماهها یا سالها بعد از مرگ سقراط، از شاگرد محبوب او، «فیدون»، درخواست شد که ماجرای آخرین ساعات عمر استاد خویش را بر اهل فلیوس بازگوید و او پذیرفت؛ لاجرم این گفتگو، به سبک یک داستان عرضه شده است؛ زیرا فیدون مجبور بوده گفتار و کردار سقراط را توصیف کند و هیچ جزیی از جزئیاتی را در روایت خود، از دست ندهد[۴].
پانویس
منابع مقاله
مقدمات کتاب.