تشکیک در وجود
| اصطلاحی در فلسفه اسلامی | |
|---|---|
| شناسه اصطلاح | |
| نامهای دیگر | مشکک بودن وجود، تشکیک خاصی وجود |
| معادل عربی | التشکیک فی الوجود |
| معادل لاتین | Gradation of Existence |
| دانش | فلسفه، هستیشناسی |
| فلسفه | فلسفه اسلامی، حکمت متعالیه، فلسفه مشاء، فلسفه اشراق |
| پیشینه و ریشهشناسی | |
| فیلسوفان کلیدی | ابن سینا، سهروردی، صدرالمتألهین، علامه طباطبایی |
| مدافعان | خواجه نصیرالدین طوسی، ملاهادی سبزواری، علامه طباطبایی |
| نخستین بار توسط | ابن سینا (در برخی تقریرها) |
| نخستین متن کهن | الشفاء (ابن سینا) |
| ریشهشناسی | از «شک» به معنای تردید نیست، بلکه به معنای تفاوت در شدت و ضعف |
| محتوا و تعریف | |
| متون مهم | الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، المشاعر، نهایة الحکمة |
| مفاهیم مرتبط | اصالت وجود، حرکت جوهری، وحدت شخصیه وجود، بساطت حقیقت وجود |
| متضادها | تواطؤ، اشتراک لفظی، اشتراک معنوی متواطی |
| پیشنیازها | اصالت وجود، بساطت حقیقت وجود |
| مقایسه و تطبیق | |
تشکیک در وجود اصطلاحی در فلسفه اسلامی به معنای آن است که حقیقت وجود، امری واحد، اصیل و بسیط است، اما افراد و مراتب این حقیقت واحد در شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر با یکدیگر تفاوت دارند. به عبارت دقیقتر، «ما به الاشتراک فی الوجود عین ما به الامتیاز» است. این نظریه که توسط صدرالمتألهین (ملاصدرا) به عنوان یکی از آموزههای محوری حکمت متعالیه نظاممند شد، در برابر دو دیدگاهِ «اشتراک لفظی وجود» و «اشتراک معنوی متواطی» قرار میگیرد.[۱][۲][۳] ملاصدرا در تبیین نهایی خود میگوید: «اِنَّ الوجودَ طَبیعَةٌ واحِدَةٌ بَسیطَةٌ، لا اختِلافَ بَینَ آحادِها اِلّا بِالشِّدَّةِ وَ الضَّعفِ وَ الکَمالِ وَ النَّقصِ».[۴][۵][۶]
معناشناسی و تحلیل مفهومی
تشکیک در اصطلاح منطق و فلسفه، به تفاوت داشتن افراد یک حقیقت واحد در شدت و ضعف گفته میشود و در مقابل «تواطؤ» به کار میرود. وجه تسمیه آن به دلیل «شک» در گوینده یا مستمع نیست، بلکه بدین جهت است که افراد مختلف یک حقیقت، به یک اندازه آن حقیقت را دارا نیستند و گویی فرد شدیدتر، حقیقت را به صورت «أکید» و فرد ضعیفتر، آن را به صورت «غیر أکید» داراست.[۷][۸][۹]
«تشکیک در وجود» دارای سه رکن اصلی است:
- وحدت حقیقت وجود: مفهوم وجود که بر تمام موجودات حمل میشود، مفهومی واحد و مشترک است.
- بساطت حقیقت وجود: حقیقت وجود نه از جنس و فصل تشکیل شده و نه ترکیب خارجی دارد.
- تفاوت مراتب: این حقیقت بسیط و واحد، در تحقق خارجی خود دارای درجات متفاوت «اشد» و «اضعف» است.
صدرالمتألهین در تبیین این ویژگی میگوید: «لیست أفرادها الذاتیّة متخالفة المعنی بل متخالفة الهویّات فی التقدّم و التأخّر، و الکمال و النقص، و الغنى و الحاجة».[۱۰][۱۱][۱۲]
جایگاه در نظام فلسفی
اصل تشکیک در وجود در همهٔ شاخههای اصلی فلسفه اسلامی نقش تعیینکننده دارد:
- الهیات بالمعنی الاخص: برهان صدیقین بر این پایه استوار است که «الوجود حقیقة واحدة بسیطة لا جنس لها و لا فصل لها».[۱۳][۱۴][۱۵] همچنین صفات الهی (علم، قدرت، حیات) نیز مانند وجود، حقیقتی مشکک دارند. ملاصدرا میگوید: «فالتی من الصفات... حالها بعینها حال الوجود فی ان التفاوت بین اقسامها بالشدة و الضعف و الکمال و النقص».[۱۶][۱۷][۱۸]
- فلسفه اولی (علم به موجود بما هو موجود): تفاوت جوهر و عرض، علت و معلول، قوه و فعل، همگی بر اساس تشکیک در وجود تحلیل میشوند. ملاصدرا تصریح میکند: «إنما الاختلاف بین العلة و المعلول فی أمور ثلاثة: التقدم و التأخر، و الاستغناء و الحاجة، و الوجوب و الإمکان».[۱۹][۲۰][۲۱]
- طبیعیات: نظریهٔ حرکت جوهری و اشتداد در جوهر بدون پذیرش تشکیک وجود قابل اثبات نیست. ملاصدرا میگوید: «أنّ الوجود ممّا یقبل الأشدّ و الأضعف لذاته»[۲۲][۲۳][۲۴] و این مبنای وقوع حرکت در جوهر است.
- نفس شناسی: تبیین مراتب سهگانهٔ نفس (نباتی، حیوانی، انسانی) و اتحاد عاقل و معقول بر اساس تشکیک وجود صورت میگیرد. «إن لماهیة واحدة أنحاء متفاوتة من الوجود بعضها مادی و بعضها مجرد... فقد علمت أن لماهیة واحدة أطواراً من الوجود».[۲۵][۲۶][۲۷]
- معادشناسی: اثبات معاد جسمانی مبتنی بر «أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسیطة»[۲۸][۲۹][۳۰] و حرکت جوهری است.
تاریخچه و سیر تطور
- حکمای ایران باستان (فهلویون): به نقل صدرالمتألهین، آنان حقیقت وجود را مانند نور حسی میدانستند که دارای مراتب شدت و ضعف است. «فذهب بعضهم إلى أن الوجود حقيقة واحدة مشككة، و هو المنسوب إلى الفهلويين من حكماء الفرس».[۳۱][۳۲][۳۳] ایشان وجود را به نور حسی تشبیه میکردند که ظاهر بذاته و مظهر لغیره است.[۳۴][۳۵]
- ابن سینا (شیخ الرئيس): هرچند قول مشهور مشائیان اشتراک متواطی است، اما ابنسینا در الشفاء صراحتاً تشکیک را پذیرفته است: «فإنه و إن لم یکن الموجود جنساً و لا مقولاً بالتساوی علی ما تحته، فإنه معنی متفق فیه علی التقدیم و التأخیر».[۳۶][۳۷][۳۸] همچنین در المباحثات گفته است: «انّ الوجود فى ذوات الماهيّات لا يختلف بالنوع، بل ان كان له اختلاف، فبالتأکّد و التضعّف».[۳۹][۴۰][۴۱]
- سهروردی (شیخ اشراق): او به تشکیک در حقیقت نور قائل بود. صدرالمتألهین پس از نقد او میگوید: «فرجع الأمر إلى حقيقة «الوجود»؛ فحقّ أنّه حقيقة بسيطة لا يفترق إلاّ بالتأکّد و الضعف، و التقدّم و التأخّر».[۴۲][۴۳][۴۴]
- صدرالمتألهین (ملاصدرا): او برای نخستین بار تشکیک را به صورت نظریهای نظاممند و در مقابل قول به تواطؤ مبنای حکمت متعالیه قرار داد و براهین متقنی بر آن اقامه کرد. وی میگوید: «إنّ الوجود حقيقة واحدة بسيطة، لا تتفاوت أعدادها بأمور ذاتيّة من جنس و فصل و نحوهما، بل بكمال و نقص و غنى و فقر».[۴۵][۴۶][۴۷]
- علامه طباطبایی: ایشان تقریر جدیدی از تشکیک ارائه داد و برهان «وحدت مفهوم وجود» را به شکل نوینی تقریر کرد: «أنا ننتزع من جميع مراتبها و مصاديقها - مفهوم الوجود العام الواحد البديهي».[۴۸][۴۹]
تعاریف و تقریرهای اصلی
- تقریر صدرالمتألهین (بساطت و عینیت ما به الاشتراک و ما به الامتیاز): حقیقت وجود به دلیل بساطت، فاقد اجزاء ماهوی است. بنابراین تفاوت میان افراد آن نه با فصول ماهوی، بلکه با شدت و ضعف در خود حقیقت است. «فما به الافتراق عين ما به الاتفاق بحسب أصل الحقيقه، و غيره بحسب التأكد و الضعف، و التمام و النقص، و الفعل و القوه».[۵۰][۵۱][۵۲]
- تقریر علامه طباطبایی (برهان انتزاع مفهوم واحد): از آنجا که از همهٔ مصادیق وجود میتوان یک مفهوم واحد بدیهی انتزاع کرد، پس آن مصادیق باید وحدت حقیقی داشته باشند. از سوی دیگر، این مصادیق در خارج با اوصافی چون شدت و ضعف، تقدّم و تأخر متمایز میشوند. بنابراین «الوجود حقيقة مشككة ذات مراتب مختلفة».[۵۳][۵۴][۵۵]
- تقریر شیخ اشراق (تشکیک در نور): سهروردی معتقد است که نور حقیقتی واحد و مشکک است. «فالنور حقيقة واحدة بسيطة متكثرة في عين وحدتها - و متوحدة في عين كثرتها».[۵۶][۵۷]
اقسام و تقسیمات
صدرالمتألهین با استناد به کلمات ابن سینا و دیگران، سه قسم تشکیک را در وجود احصا میکند:[۵۸][۵۹][۶۰]
- تشکیک به الأولویّة و عدم الأولویّة (الوجوب و الإمکان): تفاوت میان وجود واجب و ممکن. وجود واجب «أولی» و «أحق» به وجود است. «فإنّه في بعض الموجودات مقتضى ذاته دون بعض، كالواجب تعالى و الممكن».[۶۱][۶۲][۶۳]
- تشکیک به الأقدمیّة و الأحدثیّة (التقدّم و التأخّر بالذات): تفاوت میان وجود علت و وجود معلول. «و في بعضها أقدم بحسب الذات من بعض، كالعلل و معلولاتها».[۶۴][۶۵][۶۶]
- تشکیک به الأشدّیّة و الأضعفیّة (الکمال و النقص): تفاوت میان موجوداتی که یک سنخ ماهوی ندارند، مانند جوهر و عرض. «و في بعضها أتم و أقوى من بعض، كالجوهر و العرض».[۶۷][۶۸][۶۹]
علامه طباطبایی این اقسام را چنین تبیین میکند: «كذلك الوجود حقيقة واحدة ذات مراتب مختلفة - بالشدة و الضعف و التقدم و التأخر - و العلو و الدنو و غيرها».[۷۰][۷۱]
ادله و استدلالها
- برهان وحدت مفهوم (برهان علامه طباطبایی): اگر مصادیق وجود هیچ حقیقت مشترکی نداشتند، انتزاع یک مفهوم واحد از آنها ممکن نبود. از طرفی، اگر این حقیقت مشترک در همهٔ مصادیق یکسان بود، باید همهٔ موجودات از نظر شدت و ضعف مساوی باشند که با وجدان و برهان در تناقض است. بنابراین «الوجود حقيقة مشكّكة» است.[۷۲][۷۳][۷۴]
- برهان بساطت حقیقت وجود (برهان صدرالمتألهین): اگر وجود جنس و فصل داشت، میشد تفاوت افراد را به آن ارجاع داد. در حالی که «الوجود حقيقته بسيطة لا جزء له خارجا كالمادة و الصورة، و لا ماهية كالجنس و الفصل».[۷۵][۷۶][۷۷] از آنجا که ترکیب در حقیقت وجود راه ندارد، پس تفاوت افراد آن تنها میتواند در خود آن حقیقت به صورت شدت و ضعف باشد. این همان تشکیک است.
- برهان تحقق تقدم و تأخر در وجود: ما در خارج میبینیم که برخی موجودات (مانند علت) بر برخی دیگر (مانند معلول) تقدم ذاتی دارند. این تقدم و تأخر نمیتواند به ماهیت برگردد (زیرا ماهیت علت و معلول یک نوع نیست). پس باید در خود وجود باشد. بنابراین وجود مشکک است.[۷۸][۷۹][۸۰]
دیدگاههای مختلف
- مشائیان (به طور مشهور): قائل به اشتراک معنوی متواطی هستند. تفاوت موجودات را به عوارض یا فصول ماهوی ارجاع میدهند و اشتداد در جوهر را انکار میکنند. ولی ابن سینا مواردی از تشکیک را پذیرفته است.[۸۱][۸۲][۸۳]
- اشراقیان (سهروردی): تشکیک در حقیقت نور را میپذیرند، اما در وجود قائل به اعتباریت هستند. صدرالمتألهین میگوید: «و صاحب الإشراق لرأى أن الوجود أمر انتزاعي ذهني».[۸۴][۸۵][۸۶]
- حکمت متعالیه (صدرالمتألهین و پیروان): قائل به اصالت وجود و تشکیک خاص در آن هستند. ایشان معتقدند «اختلاف أنحاء الوجودات إنما هو بنفس الوجودات».[۸۷][۸۸][۸۹]
- فخر رازی: قائل به اعتباریت وجود و ناقد تشکیک است. صدرالمتألهین از قول او نقل میکند: «عند هذا الرجل أنه مفهوم عقلي- من المعقولات الثانية و لا يكون شيء منها أشد و شيء أضعف».[۹۰]
اشکالات و نقدها و پاسخها
اشکال اصلی متأخران: چگونه یک حقیقت واحد و بسیط میتواند هم شدید باشد و هم ضعیف؟ اگر شدت و ضعف از سنخ عدماند، چگونه با وجود آمیخته میشوند؟[۹۱][۹۲]
پاسخ صدرالمتألهین (مبتنی بر قاعدهٔ «البسیط حقیقة کل شیء»): اولاً، شدت و ضعف در وجود، به معنای ترکیب وجود از دو چیز (وجود و عدم) نیست. ثانیاً، حقیقت بسیط وجود، به گونهای است که میتواند «بذاته متقدماً و متأخراً» باشد. ثالثاً، این اشکال ناشی از خلط میان «طبیعت نوعی ماهوی» و «حقیقت تشکیکی وجود» است. در ماهیات، تفاوت افراد به فصول زائد است، اما در حقیقت وجود، «ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز» است. ملاصدرا میگوید: «و این معنا من خواص حقیقة الوجود، فإنّها في نفسها ذات شؤون متفاوتة».[۹۳][۹۴][۹۵] نقص در وجود، ناشی از معلولیت و ثانویت است، نه اینکه عدم، جزء وجود باشد: «إنما ینشأ النقص و القصور و الإمکان و نحوه من الثانویة و المعلولیة».[۹۶][۹۷]
اشکال دیگر (از طرف مشائیان): پذیرش تشکیک در وجود مستلزم آن است که واجبالوجود در رتبهٔ وجودی پایینتر از ممکن قرار گیرد یا اینکه واجبان متعددی اثبات شوند.[۹۸][۹۹]
پاسخ ملاصدرا: «قد علمت أن أفراد الوجود بعضها أشد و بعضها أضعف كما أن بعضها أقدم من بعض بالذات».[۱۰۰][۱۰۱] واجبالوجود، اشدّ و اقدم مراتب وجود است و امکان ندارد که ممکنی همردیف او یا بالاتر از او باشد.
آثار و نتایج فلسفی
- برهان صدیقین (تقریر ملاصدرا): «قد مرّ... من أنّ الوجود- كما مرّ-حقيقة بسيطة، لا جنس لها و لا فصل لها، و لا حدّ لها... فظهر أنّ واجب الوجود تمام الأشياء، و وجود الوجودات، و نور الأنوار».[۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴] با اثبات تشکیک، وجود کاملترین و شدیدترین مرتبه اش، واجبالوجود است.
- حرکت جوهری: تشکیک وجود مبنای اثبات «أنّ الوجود الجوهري يصحّ له الاشتداد و الکمالية»[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] است.
- اتحاد عاقل و معقول: ملاصدرا میگوید: «لا يمكن تحقيق هذه المسألة إلا بأحكام أصول... من كون الوجود هو الأصل... و أن الوجود يشتد و يضعف».[۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰]
- صفات الهی: صفات خداوند نیز مانند ذات او، شدیدترین مراتب صفات وجودیاند. «و كما ان الوجود فيه تعالى على وجه اعلى و اشرف ... فكذلك الوحدة و العلم و القدرة و الحياة».[۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳]
- معاد جسمانی: «الأصل الثالث: أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسيطة... و لهذا يقال إن الوجود مختلف الأنواع».[۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶] این قاعده اثبات میکند که بدن دنیوی با حفظ هویت شخصی، به بدن اخروی تبدیل میشود.
اصطلاحات مرتبط
- اصالت الوجود: تشکیک وجود، نتیجهٔ مستقیم اصالت وجود است.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹]
- حرکت جوهری: اشتداد در جوهر، مصداق بارز تشکیک در مراتب وجودی یک شیء است.[۱۲۰][۱۲۱]
- وحدت شخصیه وجود: دیدگاه عرفانی، نهایت تشکیک وجود است که در آن، کثرات، شؤون و مراتب یک حقیقت واحد شخصی دانسته میشوند.[۱۲۲][۱۲۳]
- تواطؤ: مقابل تشکیک؛ تساوی افراد یک مفهوم در آن مفهوم.[۱۲۴][۱۲۵]
- اشتراک لفظی: مقابل هر دو؛ یک لفظ برای چند معنا وضع شده باشد.[۱۲۶][۱۲۷]
جدول تطبیقی دیدگاهها
| مکتب / فیلسوف (منابع اصلی) | حقیقت وجود در خارج | نحوهٔ اشتراک | نحوهٔ امتیاز | جنس بودن وجود |
|---|---|---|---|---|
| مشائیون مشهور | ماهیت اصیل است، وجود عرضی | تواطؤ (مفهوم واحد و یکسان) | به واسطهٔ ماهیات یا عوارض زائد | میتواند جنس باشد |
| ابن سینا (الشفاء، المباحثات) | حقیقتی عینی با مراتب | تشکیک (تقدیم و تأخیر) | به واسطهٔ شدت و ضعف در خود وجود | جنس نیست («لیس بجنس») |
| شیخ اشراق (سهروردی) | وجود اعتباری، نور اصیل | تشکیک در نور | شدت و ضعف در نور | جنس و فصل ندارد |
| حکمت متعالیه (ملاصدرا) | اصالت وجود، حقیقت عینی بسیط | تشکیک خاص | ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است | جنس نیست (به دلیل تشکیک) |
نمودار سیر تاریخی
(نوافلاطونیان، فهلویون: تشکیک در نور و وجود)
│
▼
┌───────────────────┐ ┌───────────────────┐
│ ابن سینا │ │ سهروردی │
│ (پذیرش تلویحی و │ │ (تشکیک در نور) │
│ گاه صریح تشکیک) │ │ │
└─────────┬─────────┘ └─────────┬─────────┘
│ │
└───────────┬───────────┘
▼
┌─────────────────────────────────┐
│ خواجه نصیرالدین طوسی │
│ (تقریر تشکیک در شرح اشارات) │
└───────────────┬─────────────────┘
▼
┌─────────────────────────────────┐
│ صدرالمتألهین (ملاصدرا) │
│ نظریهٔ نظاممند «تشکیک در وجود» │
│ در چارچوب حکمت متعالیه │
└───────────────┬─────────────────┘
▼
┌─────────────────────────────────┐
│ علامه طباطبایی │
│ تقریر و اثبات مجدد تشکیک │
│ با رویکرد تحلیلی جدید │
└─────────────────────────────────┘
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۵۳
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۶۹
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۲
- ↑ شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۳
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۳۳۵
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۱
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۶۸
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱
- ↑ شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۵۸
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷
- ↑ تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص ۱۲۲
- ↑ المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۵۱۴
- ↑ الشفاء، ج۲، ص ۲۷۶
- ↑ المباحثات، ج۱، ص ۲۸۶
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۱۳۱
- ↑ مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۹۷
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۹۸
- ↑ رسالة في الحدوث (حدوث العالم)، ج۱، ص ۷۱
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶
- ↑ شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸
- ↑ مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ الشفاء، ج۱، ص ۳۴
- ↑ المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰
- ↑ حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷
- ↑ المباحثات، ج۱، ص ۱۰۴
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۳۶
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۵۸
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۱
- ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۱۷
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۹
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۴۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۲۱
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۸
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
- ↑ شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
- ↑ المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸
- ↑ حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
- ↑ المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰
- ↑ الشفاء، ج۱، ص ۳۴
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶
- ↑ المباحثات، ج۱، ص ۲۱۸
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۵
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۷
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۶۸
- ↑ شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۸
- ↑ المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸
- ↑ الشفاء، ج۱، ص ۳۴
- ↑ شرح حکمة العین، ج۱، ص ۴۲
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
- ↑ شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۴
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۴۴
- ↑ المبدأ و المعاد (ملاصدرا)، ج۱، ص ۳۱۱
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۷
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۵۰۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۷
- ↑ شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۶
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۱
- ↑ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۴۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۷، ص ۱۴۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۶۰
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۱
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۴، ص ۲۷۵
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷
- ↑ المشاعر، ج۱، ص ۶۸ و ۴۹
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵
- ↑ مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۳۸۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۳۷۳
- ↑ شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۶۲۱
- ↑ مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲
- ↑ شرح أصول الکافي، ج۴، ص ۶۲
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷
- ↑ تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص ۴۵۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶
- ↑ شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸
- ↑ مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳
- ↑ بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵
- ↑ شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۴، ص ۴۳۶
- ↑ شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۴۶
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۵
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۷۶
- ↑ الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸
- ↑ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷
منابع مقاله
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة. (جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹).
- ابن سینا، حسین بن عبدالله. الشفاء (الإلهیات). (جلد ۱ و ۲).
- خواجه نصیرالدین طوسی. شرح الإشارات و التنبیهات (مع المحاکمات). (جلد ۳).
- ابن سینا، حسین بن عبدالله. المباحثات. (جلد ۱).
- ابن سینا، حسین بن عبدالله. التعلیقات.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا (ملاصدرا). (جلد ۱ و ۲).
- طباطبایی، محمدحسین. نهایة الحکمة. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). مفاتیح الغیب.
- حسنزاده آملی، حسن. شرح المنظومة (تعلیقات). (جلد ۲، ۳، ۴).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). حکمة العین و شرحه. (جلد ۱).
- فخرالدین رازی، محمد بن عمر. المباحث المشرقیة. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا). (جلد ۲ و ۴).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). تفسیر القرآن الکریم. (جلد ۱ و ۴).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح أصول الکافي. (جلد ۲، ۳، ۴).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح الهدایة الاثیریة. (جلد ۱).
- شهرزوری، شمسالدین محمد بن محمود. شرح حکمة الإشراق. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المظاهر الإلهیة في أسرار العلوم الکمالیة.
- طباطبایی، محمدحسین. بدایة الحکمة. (جلد ۱).
- سهروردی، یحیی بن حبش. مجموعه مصنفات شیخ اشراق. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المشاعر. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). القبسات.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المبدأ و المعاد. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). رسالة في الحدوث (حدوث العالم). (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح بر زاد المسافر. (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). رساله عرشیه.