قبانی، نزار

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    نزار قبانی
    NUR63278.jpg
    نام کاملنزار توفیق قبانی
    لقبشاعر عشق، شاعر یاس، شاعر زن و وطن
    نام پدرتوفیق قبانی
    ولادت۲۱ مارس ۱۹۲۳
    محل تولددمشق، محلهٔ مئذنة الشحم، سوریه
    رحلت۳۰ آوریل ۱۹۹۸
    مدفندمشق، مقبره باب الصغیر
    همسرزهرا آقبیق (اول)، بلقیس الراوی (دوم)
    فرزندانهدبا، توفیق (از اول)، عمر، زینب (از دوم)
    خویشاوندانابوالخلیل قبانی (جد)، صباح قبانی (برادر)
    پیشهشاعر، دیپلمات، ناشر
    اطلاعات علمی
    دانشگاهدانشگاه دمشق
    سبک نوشتاریشعر نو و کلاسیک، عاشقانه، سیاسی، فمینیستی
    اساتید
    برخی آثار

    نزار قبانی (۲۱ مارس ۱۹۲۳ – ۳۰ آوریل ۱۹۹۸م) شاعر، دیپلمات و ناشر سوری، از برجسته‌ترین و محبوب‌ترین شاعران معاصر جهان عرب بود. او با سرودن اشعار عاشقانه در کنار مضامین سیاسی و انتقادی، به ویژه در دفاع از حقوق زنان و نقد حاکمان عرب، مدرسه‌ای تازه در شعر معاصر پدید آورد. اشعار او توسط خوانندگان بزرگی چون ام‌کلثوم، عبدالحلیم حافظ، فیروز و کاظم الساهر اجرا شده است.

    ولادت

    نزار توفیق قبانی در ۲۱ مارس ۱۹۲۳ (۴ شعبان ۱۳۴۱ق) در محلهٔ «مئذنة الشحم» از شهر دمشق، پایتخت سوریه، زاده شد.[۱] پدرش توفیق قبانی تاجری خوش‌نام و از فعالان جنبش ملی ضد فرانسوی بود و مادرش فایزه آقبیق از تبار ترکی. خانوادهٔ قبانی در دمشق به خاندانی اصیل و فرهنگی تعلق داشت؛ جد او ابوالخلیل قبانی از پیشگامان تئاتر عرب به شمار می‌رود.[۲] نزار در کودکی با نقاشی و موسیقی انس داشت و بعدها به شعر روی آورد. حادثه‌ای که تأثیری ماندگار بر روحیه و شعر او گذاشت، خودکشی خواهرش «وصال» در سال ۱۹۳۸ بود. او که تنها ۱۵ سال داشت، به سبب مخالفت با ازدواج تحمیلی، دست به خودکشی زد. نزار از همان زمان تصمیم گرفت با قوانین اجتماعی سخت‌گیرانه در برابر زنان مبارزه کند و بعدها گفت: «عشق در جهان عرب زندانی است و من می‌خواهم آن را آزاد کنم.»[۳]

    تحصیلات

    نزار قبانی دورهٔ ابتدایی و متوسطه را در دمشق گذراند و از مدرسهٔ «الکلية العلمية الوطنية» دیپلم گرفت.[۴] سپس در دانشگاه دمشق (دانشگاه سوریه) به تحصیل در رشتهٔ حقوق پرداخت و در سال ۱۹۴۵ با درجهٔ لیسانس فارغ‌التحصیل شد.[۵] در سال‌های دانشجویی بود که نخستین دفتر شعر خود «قالت لي السمراء» را در سال ۱۹۴۴ به چاپ رساند. نزار افزون بر تحصیلات آکادمیک، نزد شاعر نامدار سوری «خلیل مردم بک» اصول شعر عربی، نحو و بلاغت را آموخت. همچنین از کودکی به نقاشی و نواختن عود علاقه داشت و بعدها به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی تسلط یافت.[۶]

    فعالیت‌ها

    پس از فراغت از دانشگاه، نزار قبانی وارد وزارت خارجهٔ سوریه شد و ۲۱ سال در سمت‌های دیپلماتیک در شهرهای قاهره، استانبول، لندن، مادرید، پکن و بیروت خدمت کرد.[۷] در سال ۱۹۶۶ از کار دولتی کناره گرفت و در بیروت مؤسسهٔ انتشاراتی «منشورات نزار قبانی» را بنیان نهاد و از آن پس کاملاً به شعر و نشر آثار خود پرداخت.[۸]

    نزار قبانی سرودن شعر را از ۱۶ سالگی آغاز کرد. دیوان نخست او «قالت لي السمراء» (دختر سبزه‌رو به من گفت) در سال ۱۹۴۴ با استقبال و نیز انتقادات تند از سوی محافظه‌کاران روبه‌رو شد. شهرت او با انتشار قصیدهٔ «خبز وحشیش وقمر» (نان، بنگ و ماه) در سال ۱۹۵۴ فراگیر شد؛ این قصیده به سبب نقد تند از عقب‌ماندگی جوامع عربی، خشم برخی نمایندگان پارلمان سوریه را برانگیخت و خواستار محاکمهٔ او شدند.[۶] پس از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ (نکسه)، نزار قبانی به شعر سیاسی روی آورد و با قصیدهٔ «هوامش على دفتر النكسة» (حاشیه‌هایی بر دفتر شکست) نقدی تند بر رهبران عربی و خودزنی قومی نوشت که موجب ممنوعیت انتشار برخی آثارش در کشورهای عربی گردید.[۸]

    اشعار عاشقانه و اجتماعی نزار قبانی در میان مردم عرب از محبوبیت شگرفی برخوردار شد. بسیاری از سروده‌های او توسط خوانندگان برجستهٔ جهان عرب به آواز درآمده‌اند: ام‌کلثوم (اکنون نزد من تفنگ است)، عبدالحلیم حافظ (فال‌گیر فنجان)، فیروز (از من نپرسید نام عشق‌ام چیست)، کاظم الساهر (مدرسهٔ عشق)، ماجده رومی (بیروت بانوی جهان)، نجاة الصغیره و دیگران.[۹]

    نزار قبانی جوایز متعددی دریافت کرد، از جمله جایزهٔ «العویس» برای دستاوردهای فرهنگی و علمی در سال ۱۹۹۲-۱۹۹۳. در ۲۱ مارس ۲۰۱۶، گوگل با طراحی یک دودل (گوگل‌دودل) نود و سومین زادروز او را گرامی داشت.[۱۰]

    وفات

    نزار قبانی سال‌های پایانی عمر را در لندن گذراند. او که در سال ۱۹۸۱ همسر دومش بلقیس الراوی را در انفجار سفارت عراق در بیروت از دست داده بود، دیگر هرگز ازدواج نکرد و این ضایعه را در قصیدهٔ مشهور «بلقیس» به سوگ نشست.[۶] همچنین مرگ پسرش توفیق در جوانی بر اثر سکتهٔ قلبی، اندوهی عمیق بر او وارد ساخت.[۷] سرانجام نزار قبانی در روز ۳۰ آوریل ۱۹۹۸ (۴ محرم ۱۴۱۹ق) در سن ۷۵ سالگی در لندن بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت. پیکر او بنا بر وصیتش به دمشق منتقل شد و در مقبرهٔ «باب الصغیر» در کنار دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سوریه به خاک سپرده شد.[۱۱] او در وصیت خود دمشق را چنین خوانده بود: «رحمی که شعر به من آموخت، خلاقیت به من آموخت و الفبای یاس را به من هدیه داد.»[۱۲]

    آثار

    نزار قبانی طی بیش از نیم قرن فعالیت ادبی، ۳۵ دفتر شعر و چندین کتاب نثر و یک نمایشنامه از خود به یادگار گذاشت. آثار او به بسیاری از زبان‌های جهان از جمله فارسی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، روسی، نپالی و هندی ترجمه شده است.[۱۳]

    دفترهای شعر

    • قالت لي السمراء (۱۹۴۴)
    • طفولة نهد (۱۹۴۸)
    • سامبا (۱۹۴۹)
    • أنت لي (۱۹۵۰)
    • قصائد (۱۹۵۶) - مشتمل بر قصیدهٔ معروف «خبز وحشیش وقمر»
    • حبيبتي (۱۹۶۱)
    • الرسم بالكلمات (۱۹۶۶)
    • يوميات امرأة لا مبالية (۱۹۶۸)
    • قصائد متوحشة (۱۹۷۰)
    • كتاب الحب (۱۹۷۰)
    • مئة رسالة حب (۱۹۷۰)
    • أشعار خارجة على القانون (۱۹۷۲)
    • أحبك أحبك والبقيّة تأتي (۱۹۷۸)
    • إلى بيروت الأنثى مع حبي (۱۹۷۸)
    • كل عام وأنت حبيبتي (۱۹۷۸)
    • أشهد أن لا امرأة إلا أنت (۱۹۷۹)
    • هكذا أكتب تاريخ النساء (۱۹۸۱)
    • قاموس العاشقين (۱۹۸۱)
    • قصيدة بلقيس (۱۹۸۲)
    • الحب لا يقف على الضوء الأحمر (۱۹۸۵)
    • أشعار مجنونة (۱۹۸۵)
    • قصائد مغضوب عليها (۱۹۸۶)
    • سيبقى الحب سيدي (۱۹۸۷)
    • ثلاثية أطفال الحجارة (۱۹۸۸)
    • الأوراق السرية لعاشق قرمطي (۱۹۸۸)
    • السيرة الذاتية لسياف عربي (۱۹۸۸)
    • تزوجتك أيتها الحرية (۱۹۸۸)
    • الكبريت في يدي ودويلاتكم من ورق (۱۹۸۹)
    • لا غالب إلا الحب (۱۹۸۹)
    • هل تسمعين صهيل أحزاني؟ (۱۹۹۱)
    • هوامش على الهوامش (۱۹۹۱) (شامل قصیدهٔ «هوامش على دفتر النكسة»)
    • أنا رجل واحد وأنت قبيلة من النساء (۱۹۹۲)
    • خمسون عامًا في مديح النساء (۱۹۹۴)
    • تنويعات نزارية على مقام العشق (۱۹۹۵)
    • أبجدية الياسمين (۱۹۹۸) (آخرین دفتر شعرش، منتشر شده پس از درگذشت)

    آثار منثور

    • قصتي مع الشعر (زندگی‌نامه)
    • ما هو الشعر
    • الكلمات تعرف الغضب
    • عن الشعر والجنس والثورة
    • الشعر قنديل أخضر
    • العصافير لا تطلب تأشيرة دخول
    • لعبت بإتقان وها هي مفاتيحي
    • المرأة في شعري وفي حياتي
    • شيء من النثر

    نمایشنامه

    • جمهورية جنونستان (لبنان سابقاً) (۱۹۷۷)

    برخی ترجمه‌های آثار به فارسی

    • داستان من و شعر (ترجمهٔ غلامحسین یوسفی و یوسف بکار، نشر توس، ۱۳۵۶)
    • بلقیس و عاشقانه‌های دیگر (ترجمهٔ موسی بیدج، نشر ثالث، ۱۳۸۰)
    • در بندر آبی چشمانت (ترجمهٔ احمد پوری، نشر چشمه، ۱۳۸۳)
    • باران یعنی تو برمی‌گردی (ترجمهٔ یغما گلرویی، نشر دارینوش، ۱۳۸۴)
    • صد نامهٔ عاشقانه (ترجمهٔ رضا عامری، نشر چشمه، ۱۳۸۸)
    • ماهرانه بازی کردم؛ این هم کلیدهایم (ترجمهٔ انسیه سادات هاشمی، نشر حماسه قلم، ۱۳۹۳)
    • کوچ پنجره‌ها (ترجمهٔ آخرین دست‌نوشته‌های نزار قبانی به نام «أبجدية الياسمين» با ترجمهٔ حمید رحمانی، نشر آوای خاور، ۱۳۹۷)

    پانویس

    منابع مقاله

    وابسته‌ها