تشکیک در وجود

تشکیک در وجود
تشکیک در وجود
شناسه اصطلاح
معادل عربیتشکیک الوجود، مشککية الوجود
معادل لاتینGradation of Being
دانشفلسفه اسلامی
فلسفهحکمت متعالیه
پیشینه و ریشه‌شناسی
فیلسوفان کلیدیصدرالدین شیرازی (ملاصدرا)
محتوا و تعریف
متون مهمالأسفار الأربعة، الشواهد الربوبیة، المشاعر، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة
مفاهیم مرتبطاصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک، وجود، ماهیت، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول
متضادهاتشکیک در ماهیت، تواطؤ در وجود
پیش‌نیازهااصالت وجود
مقایسه و تطبیق

<input type="button" value="📄 مقاله بدون شرح" style="font-size: 16px; padding: 8px 16px; cursor: pointer; background: #0645ad; color: white; border: none; border-radius: 4px;" />

<input type="button" value="📖 مقاله با شرح کامل" style="font-size: 16px; padding: 8px 16px; cursor: pointer; background: #0645ad; color: white; border: none; border-radius: 4px;" />

این نسخه بدون توضیحات اضافی است. برای مشاهده توضیحات، روی دکمه «مقاله با شرح کامل» کلیک کنید.

این نسخه شامل توضیحات کامل است. برای مشاهده مقاله بدون توضیح، روی دکمه «مقاله بدون شرح» کلیک کنید.

تشکیک در وجود

تشکیک در وجود (یا مشککیت وجود) اصطلاحی در فلسفه اسلامی، به ویژه حکمت متعالیه، به معنای تفاوت ذاتی مراتب وجود به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.[۱] بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.[۲]

مفهوم و تعریف

تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت اشتراک معنوی حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.[۳] مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.[۴]

تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.[۵][۶]

ادله اثبات

برهان اول: تفاوت مراتب موجودات

موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.[۷]

برهان دوم: بساطت وجود

وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.[۸]

برهان سوم: وحدت حقیقت وجود

اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.[۹]

برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق

در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.[۱۰]

اقسام تشکیک

تشکیک در وجود بر سه قسم است:[۱۱]

۱. تشکیک به اولویت: برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.

۲. تشکیک به اقدمیت: برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.

۳. تشکیک به اشدیت: برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.

رابطه تشکیک با اصالت وجود

تشکیک در وجود مبتنی بر اصالت وجود است.[۱۲] اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.[۱۳]

برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.[۱۴]

تشکیک در صفات وجودی

تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.[۱۵] قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.[۱۶]

آثار و نتایج

حدوث زمانی عالم

تشکیک در وجود با حرکت جوهری اثبات معاد جسمانی را ممکن می‌سازد.[۱۷]

اتحاد عاقل و معقول

تحقیق اتحاد عاقل و معقول بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.[۱۸]

امکان تجرد و مادیت یک حقیقت

بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.[۱۹]

برهان صدیقین

تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان برهان صدیقین است.[۲۰]

مسأله شرور

شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.[۲۱]

دیدگاه فلاسفه پیشین

ابن سینا

ابن سینا در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.[۲۲] اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.[۲۳]

فهلویون

فهلویون معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.[۲۴]

اشراقیون

سهروردی و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.[۲۵]

ارجاعات

  1. الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴
  2. بدایة الحکمة، ص‏۱۵
  3. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸
  4. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸
  5. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳
  6. الشفاء، ص‏۲۷۶
  7. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶
  8. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸
  9. بدایة الحکمة، ص‏۱۶
  10. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵
  11. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷
  12. بدایة الحکمة، ص‏۱۳
  13. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴
  14. بدایة الحکمة، ص‏۱۴
  15. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹
  16. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳
  17. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶
  18. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳
  19. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴
  20. الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴
  21. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱
  22. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲
  23. المشاعر، ص‏۳۶
  24. نهایة الحکمة، ص‏۱۸
  25. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰

تشکیک در وجود

تشکیک در وجود (یا مشککیت وجود) اصطلاحی در فلسفه اسلامی، به ویژه حکمت متعالیه، به معنای تفاوت ذاتی مراتب وجود به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.[۱] بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.[۲]

معنای تشکیک: «تشکیک» در اصطلاح فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. سه نوع حمل مفهوم بر مصادیق داریم: اشتراک لفظی (مثل «عین» برای چشم و چشمه)، اشتراک معنوی یا تواطؤ (مثل «انسان» برای زید و عمرو) و تشکیک (مثل «نور» برای نور خورشید و نور ماه). نظریه تشکیک در وجود می‌گوید: «وجود» نیز چنین است. وجود خدا شدیدترین و کامل‌ترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات مراتب ضعیف‌تری از همان حقیقت هستند.

مفهوم و تعریف

تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت اشتراک معنوی حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.[۳] مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.[۴]

تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.[۵][۶]

تفاوت تشکیکی فقط به شدت و ضعف محدود نمی‌شود. ابعاد مختلف آن عبارتند از: شدت و ضعف (مثل نور خورشید و ماه)، کمال و نقص (مثل علم خدا و علم انسان)، تقدم و تأخر (علت بر معلول)، غنا و فقر (خدا و ممکنات)، وجوب و امکان (واجب و ممکن). همه اینها جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد (وجود) هستند.

ادله اثبات

برهان اول: تفاوت مراتب موجودات

موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.[۷]

ما در جهان اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند (جماد < گیاه < حیوان < انسان). اگر این تفاوت به دلیل تفاوت در ماهیت بود، نمی‌توانستیم بگوییم همه «وجود» دارند. پس این تفاوت باید به دلیل تفاوت در نفس وجود باشد. یعنی وجود در هر موجودی دارای شدت و ضعف متفاوت است.

برهان دوم: بساطت وجود

وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.[۸]

اگر تشکیک به این معنا بود که وجود از یک «امر مشترک» و یک «امر زائد» (شدت) ترکیب شده باشد، وجود مرکب می‌شد. در حالی که وجود بسیط است. پس شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد. «وجود شدید» و «وجود ضعیف» هر دو وجود بسیط هستند، اما شدت و ضعف ذاتی خود آنهاست.

برهان سوم: وحدت حقیقت وجود

اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.[۹]

ما در ذهن خود یک مفهوم واحد به نام «وجود» داریم. اگر در عالم خارج، مصادیق وجود هیچ سنخیتی با هم نداشتند، هرگز نمی‌توانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. پس باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه موجودات ساری است. این همان وحدت حقیقت وجود است.

برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق

در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.[۱۰]

در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز چنین است. وجود واجب «شدید» و وجود ممکن «ضعیف» است. این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد.

اقسام تشکیک

تشکیک در وجود بر سه قسم است:[۱۱]

۱. تشکیک به اولویت: برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.

۲. تشکیک به اقدمیت: برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.

۳. تشکیک به اشدیت: برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.

تشکیک به اولویت: یعنی وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیل‌تر و علت وجود ممکنات است (علّیت). تشکیک به اقدمیت: یعنی تقدم رتبی، مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است. تشکیک به اشدیت: همان معنای مشهور شدت و ضعف، مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.

رابطه تشکیک با اصالت وجود

تشکیک در وجود مبتنی بر اصالت وجود است.[۱۲] اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.[۱۳]

برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.[۱۴]

دو دیدگاه عمده: اصالت ماهیت (مشائون و متکلمان) که در آن ماهیات با یکدیگر تباین کامل دارند و تشکیک معنا ندارد. و اصالت وجود (ملاصدرا) که در آن همه موجودات در یک حقیقت واحد (وجود) شریک هستند و مراتب تشکیکی پیدا می‌کنند. تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است.

تشکیک در صفات وجودی

تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.[۱۵] قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.[۱۶]

اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، هر کمال وجودی (علم، قدرت، حیات، نور و...) نیز تشکیکی خواهد بود. علم خدا از علم فرشته شدیدتر است، علم فرشته از علم انسان شدیدتر است. قوه خدا (قدرت مطلقه) با قوه انسان تفاوت تشکیکی دارد.

آثار و نتایج

حدوث زمانی عالم

تشکیک در وجود با حرکت جوهری اثبات معاد جسمانی را ممکن می‌سازد.[۱۷]

اگر وجود مشکک باشد، یک شیء مادی می‌تواند در ذات خود حرکت کند (حرکت جوهری) و از مرتبه ضعیف وجود به مرتبه قوی‌تر منتقل شود. بر این اساس، نفس و بدن انسان تکامل می‌یابند و پس از مرگ نیز بدن اخروی به نحو شدیدتر و کامل‌تری از وجود باقی می‌ماند (معاد جسمانی).

اتحاد عاقل و معقول

تحقیق اتحاد عاقل و معقول بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.[۱۸]

در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد می‌یابند. این اتحاد فقط با اصالت وجود و تشکیک ممکن است. عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، قابلیت اتحاد دارند. سیر از قوه به فعل نیز بدون تشکیک قابل تبیین نیست.

امکان تجرد و مادیت یک حقیقت

بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.[۱۹]

نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی ابتدا مادی است و تدریجاً با حرکت جوهری مجرد می‌شود. وجود مراتب دارد؛ نفس در مرتبه ضعیف وجود (مادی) شروع می‌کند و به مراتب قوی‌تر (مجرد) می‌رود، در حالی که هویت شخصی خود را حفظ می‌کند.

برهان صدیقین

تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان برهان صدیقین است.[۲۰]

برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. با تأمل در حقیقت وجود و مراتب تشکیکی آن، به وجود واجب (بالاترین مرتبه وجود) می‌رسیم. این برهان نیازی به اثبات امکان و علت ندارد و مستقیم‌ترین برهان بر خداست.

مسأله شرور

شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.[۲۱]

شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر است، اما وجود مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (خدا) فقیرتر و ناقص‌تر است. این نقص و فقر که عین ضعف وجود است، شرور نامیده می‌شود. شر در واقع مرتبه پایین‌تر خیر است.

دیدگاه فلاسفه پیشین

ابن سینا

ابن سینا در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.[۲۲] اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.[۲۳]

ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت می‌دانست. اما ملاصدرا معتقد است ابن سینا در برخی موارد (مانند تفاوت وجود واجب و ممکن) ناچار به قبول نوعی شدت و ضعف شده و این تناقض اوست که با اصالت وجود و تشکیک حل می‌شود.

فهلویون

فهلویون معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.[۲۴]

فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا در بسیاری از آثار خود به آنان ارجاع می‌دهد و دیدگاهشان را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک می‌داند.

اشراقیون

سهروردی و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.[۲۵]

سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد می‌کند که تشکیک در ماهیت ممکن نیست؛ ماهیت فی نفسه امری ثابت است و شدت و ضعف نمی‌پذیرد. آنچه سهروردی «تشکیک در نور» می‌نامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است.

ارجاعات

  1. الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴
  2. بدایة الحکمة، ص‏۱۵
  3. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸
  4. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸
  5. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳
  6. الشفاء، ص‏۲۷۶
  7. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶
  8. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸
  9. بدایة الحکمة، ص‏۱۶
  10. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵
  11. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷
  12. بدایة الحکمة، ص‏۱۳
  13. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴
  14. بدایة الحکمة، ص‏۱۴
  15. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹
  16. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳
  17. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶
  18. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳
  19. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴
  20. الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴
  21. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱
  22. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲
  23. المشاعر، ص‏۳۶
  24. نهایة الحکمة، ص‏۱۸
  25. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰

پانويس


منابع مقاله