تشکیک در وجود

    از ویکی‌نور
    تشکیک در وجود
    تشکیک در وجود
    شناسه اصطلاح
    معادل عربیتشکیک الوجود، مشککية الوجود
    معادل لاتینGradation of Being
    دانشفلسفه اسلامی
    فلسفهحکمت متعالیه
    پیشینه و ریشه‌شناسی
    فیلسوفان کلیدیصدرالدین شیرازی (ملاصدرا)
    محتوا و تعریف
    متون مهمالأسفار الأربعة، الشواهد الربوبیة، المشاعر، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة
    مفاهیم مرتبطاصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک، وجود، ماهیت، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول
    متضادهاتشکیک در ماهیت، تواطؤ در وجود
    پیش‌نیازهااصالت وجود
    مقایسه و تطبیق

    <tabber>

    مقاله بدون شرح =

    تشکیک در وجود

    تشکیک در وجود (یا مشککیت وجود) اصطلاحی در فلسفه اسلامی، به ویژه حکمت متعالیه، به معنای تفاوت ذاتی مراتب وجود به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.[۱] بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.[۲]

    مفهوم و تعریف

    تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت اشتراک معنوی حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.[۳] مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.[۴]

    تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.[۵][۶]

    ادله اثبات

    برهان اول: تفاوت مراتب موجودات

    موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.[۷]

    برهان دوم: بساطت وجود

    وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.[۸]

    برهان سوم: وحدت حقیقت وجود

    اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.[۹]

    برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق

    در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.[۱۰]

    اقسام تشکیک

    تشکیک در وجود بر سه قسم است:[۱۱]

    ۱. تشکیک به اولویت: برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.

    ۲. تشکیک به اقدمیت: برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.

    ۳. تشکیک به اشدیت: برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.

    رابطه تشکیک با اصالت وجود

    تشکیک در وجود مبتنی بر اصالت وجود است.[۱۲] اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.[۱۳]

    برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.[۱۴]

    تشکیک در صفات وجودی

    تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.[۱۵] قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.[۱۶]

    آثار و نتایج

    حدوث زمانی عالم

    تشکیک در وجود با حرکت جوهری اثبات معاد جسمانی را ممکن می‌سازد.[۱۷]

    اتحاد عاقل و معقول

    تحقیق اتحاد عاقل و معقول بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.[۱۸]

    امکان تجرد و مادیت یک حقیقت

    بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.[۱۹]

    برهان صدیقین

    تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان برهان صدیقین است.[۲۰]

    مسأله شرور

    شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.[۲۱]

    دیدگاه فلاسفه پیشین

    ابن سینا

    ابن سینا در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.[۲۲] اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.[۲۳]

    فهلویون

    فهلویون معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.[۲۴]

    اشراقیون

    سهروردی و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.[۲۵]

    ارجاعات

    1. الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴
    2. بدایة الحکمة، ص‏۱۵
    3. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸
    4. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸
    5. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳
    6. الشفاء، ص‏۲۷۶
    7. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶
    8. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸
    9. بدایة الحکمة، ص‏۱۶
    10. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵
    11. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷
    12. بدایة الحکمة، ص‏۱۳
    13. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴
    14. بدایة الحکمة، ص‏۱۴
    15. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹
    16. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳
    17. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶
    18. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳
    19. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴
    20. الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴
    21. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱
    22. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲
    23. المشاعر، ص‏۳۶
    24. نهایة الحکمة، ص‏۱۸
    25. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰

    |-|

    مقاله با شرح کامل =

    تشکیک در وجود

    تشکیک در وجود (یا مشککیت وجود) اصطلاحی در فلسفه اسلامی، به ویژه حکمت متعالیه، به معنای تفاوت ذاتی مراتب وجود به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.[۱] بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.[۲]

    «تشکیک» در لغت به معنای مشکوک و مردد کردن و در اصطلاح منطق و فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. برای درک بهتر، سه نوع حمل مفهوم بر مصادیقش داریم:

    1. اشتراک لفظی: یک لفظ بر چند معنا اطلاق می‌شود، بدون آنکه حقیقت واحدی بین آنها باشد. مثل «عین» که هم به چشم گفته می‌شود و هم به چشمه آب. اینجا هیچ اشتراک حقیقتی نیست.
    2. اشتراک معنوی یا تواطؤ: یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود و در همه آنها حقیقت واحد و مساوی دارد. مثلاً مفهوم «انسان» بر زید و عمرو، همه انسان‌اند و هیچ‌کدام «انسان‌تر» از دیگری نیست. اینجا حقیقت واحد است، اما مراتب (شدت و ضعف) ندارد.
    3. تشکیک: یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود، حقیقت واحد در همه وجود دارد، اما این حقیقت در هر مصداق دارای مرتبه متفاوتی از شدت و ضعف، کمال و نقص است. مثل مفهوم «نور». نور خورشید و نور ماه، هر دو نور هستند (حقیقت واحد) اما نور خورشید شدیدتر و کامل‌تر از نور ماه است (تفاوت ذاتی).

    نظریه تشکیک در وجود می‌گوید: «وجود» نیز چنین ویژگی‌ای دارد. وجود واجب الوجود (خدا) شدیدترین و کامل‌ترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات (مخلوقات) مراتب ضعیف‌تری از همان حقیقت هستند.

    مفهوم و تعریف

    تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت اشتراک معنوی حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.[۳] مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.[۴]

    تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.[۵][۶]

    توجه داشته باشید که تفاوت تشکیکی فقط به «شدت و ضعف» محدود نمی‌شود، بلکه جنبه‌های مختلفی دارد: - شدت و ضعف: مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه. - کمال و نقص: مثل تفاوت علم خداوند (کمال مطلق) با علم انسان (متناهی و ناقص). - تقدم و تأخر: مثلاً وجود علت بر وجود معلول تقدم ذاتی دارد. - غنا و فقر: خداوند غنی بالذات است و ممکنات فقر ذاتی دارند. - وجوب و امکان: وجود واجب، ضروری و ازلی است، در حالی که وجود ممکن، ممکن الوجود است.

    ادله اثبات

    برهان اول: تفاوت مراتب موجودات

    موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.[۷]

    این برهان از یک مشاهده بدیهی شروع می‌شود: ما در جهان، اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از آنها از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند. مثلاً گیاه از جماد کامل‌تر است، حیوان از گیاه کامل‌تر است و انسان از حیوان کامل‌تر. اگر این تفاوت به دلیل تفاوت در ماهیت بود، آنگاه دیگر نمی‌توان گفت که «سنگ و درخت هر دو وجود دارند». پس این تفاوت باید به دلیل تفاوت در نفس وجود باشد.

    برهان دوم: بساطت وجود

    وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.[۸]

    اگر تشکیک در وجود به این معنا بود که یک «وجود مشترک» داریم و یک امر زائد دیگر که باعث «شدت» می‌شود، در این صورت وجود مرکب می‌شد. در حالی که وجود حقیقتی بسیط است. بنابراین شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد.

    برهان سوم: وحدت حقیقت وجود

    اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.[۹]

    ما در ذهن خود یک مفهوم به نام «وجود» داریم که یک مفهوم واحد است. اگر در عالم خارج، مصادیق وجود هیچ سنخیتی با هم نداشتند و کاملاً متباین بودند، هرگز نمی‌توانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. پس باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه آنها ساری و جاری است.

    برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق

    در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.[۱۰]

    در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز در مصادیق خود چنین است. وجود واجب «شدید» است و وجود ممکن «ضعیف». این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد.

    اقسام تشکیک

    تشکیک در وجود بر سه قسم است:[۱۱]

    ۱. تشکیک به اولویت: برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.

    ۲. تشکیک به اقدمیت: برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.

    ۳. تشکیک به اشدیت: برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.

    1. تشکیک به اولویت: به معنای «اصالت» و «علّیت» یک مرتبه نسبت به مرتبه دیگر است. مثلاً وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیل‌تر و علت وجود ممکنات است.
    2. تشکیک به اقدمیت: به معنای «تقدم رتبی» است. مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است.
    3. تشکیک به اشدیت: همان معنای مشهور «شدت و ضعف» است. مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.

    رابطه تشکیک با اصالت وجود

    تشکیک در وجود مبتنی بر اصالت وجود است.[۱۲] اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.[۱۳]

    برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.[۱۴]

    دو دیدگاه عمده در مورد «اصالت» وجود یا ماهیت وجود دارد: - اصالت ماهیت (مشائون و بسیاری از متکلمان): اگر ماهیت اصیل باشد، ماهیات با یکدیگر تباین تام دارند. در این صورت نمی‌توان از «شدت و ضعف وجود» صحبت کرد. - اصالت وجود (ملاصدرا): در این دیدگاه، همه موجودات در یک «حقیقت واحد» (وجود) شریک هستند و مراتب تشکیکی پیدا می‌کنند.

    پس تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است.

    تشکیک در صفات وجودی

    تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.[۱۵] قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.[۱۶]

    اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، آنگاه هر «کمال وجودی» نیز باید تشکیکی باشد. مثلاً: - علم: علم خداوند از علم انسان شدیدتر و کامل‌تر است. - قوه: قوه خداوند (قدرت مطلقه) با قوه انسان تفاوت تشکیکی دارد. - حیات: حیات خداوند با حیات موجودات تفاوت تشکیکی دارد.

    آثار و نتایج

    حدوث زمانی عالم

    تشکیک در وجود با حرکت جوهری اثبات معاد جسمانی را ممکن می‌سازد.[۱۷]

    اگر وجود، حقیقتی مشکک باشد، یک شیء مادی می‌تواند در ذات و جوهر خود حرکت کند و از مرتبه‌ای ضعیف از وجود به مرتبه‌ای قوی‌تر منتقل شود (حرکت جوهری). بر اساس حرکت جوهری، نفس انسان و بدن او تکامل می‌یابند و پس از مرگ نیز بدن اخروی به نحو شدیدتر و کامل‌تری از وجود باقی می‌ماند (معاد جسمانی).

    اتحاد عاقل و معقول

    تحقیق اتحاد عاقل و معقول بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.[۱۸]

    در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد می‌یابند. این اتحاد فقط با «اصالت وجود» و «تشکیک در وجود» ممکن می‌شود. عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، با هم اتحاد می‌یابند.

    امکان تجرد و مادیت یک حقیقت

    بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.[۱۹]

    نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی در آغاز پیدایش مادی است، اما به تدریج با حرکت جوهری مجرد می‌شود. «وجود» مراتب دارد. نفس ابتدا در مرتبه ضعیف وجودی (مادی) قرار دارد، اما با حرکت جوهری به مراتب قوی‌تر می‌رود.

    برهان صدیقین

    تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان برهان صدیقین است.[۲۰]

    برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. این برهان مستقیماً از خود حقیقت وجود، واجب را اثبات می‌کند و نیازی به اثبات «ممکن الوجود» و «علت» ندارد.

    مسأله شرور

    شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.[۲۱]

    شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر است. اما وجود مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (خدا) بسیار فقیرتر است. این «نقص» و «فقر» که عین ضعف وجود است، همان شرور نامیده می‌شود.

    دیدگاه فلاسفه پیشین

    ابن سینا

    ابن سینا در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.[۲۲] اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.[۲۳]

    ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت می‌دانست. اما ملاصدرا معتقد است که ابن سینا در برخی موارد ناچار به قبول نوعی «شدت و ضعف» در وجود شده است و این تناقض اوست.

    فهلویون

    فهلویون معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.[۲۴]

    فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا دیدگاه آنها را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک می‌داند.

    اشراقیون

    سهروردی و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.[۲۵]

    سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد می‌کند که تشکیک در ماهیت ممکن نیست و آنچه سهروردی «تشکیک در نور» می‌نامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است.

    </tabber>

    پانويس

    1. الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴
    2. بدایة الحکمة، ص‏۱۵
    3. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸
    4. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸
    5. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳
    6. الشفاء، ص‏۲۷۶
    7. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶
    8. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸
    9. بدایة الحکمة، ص‏۱۶
    10. الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵
    11. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷
    12. بدایة الحکمة، ص‏۱۳
    13. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴
    14. بدایة الحکمة، ص‏۱۴
    15. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹
    16. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳
    17. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶
    18. الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳
    19. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴
    20. الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴
    21. الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱
    22. الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲
    23. المشاعر، ص‏۳۶
    24. نهایة الحکمة، ص‏۱۸
    25. شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰

    منابع مقاله