وجود ذهنی
اصالت وجود در حکمت متعالیه عنوان مقالهای تحلیلی است که به مسئله «اصالت وجود» (به عربی: Aṣālat al-Wujūd) بر اساس نمایه کتاب «الأسفار الأربعة» ملاصدرا میپردازد.
| وجود ذهنی | |
|---|---|
| شناسه اصطلاح | |
| معادل عربی | أصالة الوجود |
| معادل لاتین | Aṣālat al-Wujūd |
| دانش | فلسفه اسلامی، حکمت متعالیه |
| پیشینه و ریشهشناسی | |
| فیلسوفان کلیدی | صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) |
| نخستین بار توسط | صدرالمتألهین (ملاصدرا) |
| محتوا و تعریف | |
| متون مهم | الأسفار الأربعة، المشاعر، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، شرح المنظومة |
| مفاهیم مرتبط | تشکیک وجود، حرکت جوهری، تبعیت ماهیت از وجود، اتحاد عاقل و معقول، وحدت شخصیه وجود، معاد جسمانی |
| متضادها | اصالت ماهیت |
| مقایسه و تطبیق | |
مقدمه: چیستی مسئله
مسئله «اصالت وجود» به این پرسش بنیادین پاسخ میدهد که از میان «وجود» و «ماهیت»، کدام یک در عالم خارج، تحقق عینی و اصالت دارد؟ دیدگاه غالب پیش از ملاصدرا (به جز برخی مشائیان) «اصالت ماهیت» بود؛ یعنی ماهیت انسان، انسانیت است و وجود امری زائد و طفیلی بر آن به شمار میرفت. صدرالمتألهین (صدرالدین شیرازی) در کتاب «الأسفار الأربعة» با اقامه براهین متقن نشان داد که «وجود» است که اصالت دارد و «ماهیت» امری اعتباری و انتزاعی است.[۱]
در نمایه حاضر، مباحث «اصالت الوجود» در چندین محور اصلی دستهبندی شده است.
۱. ادله اثبات اصالت وجود (براهین محوری)
عناوین متعددی با عنوان «إثبات أصالة الوجود» وجود دارد که هر کدام به یک برهان خاص اشاره میکنند:
الف) برهان ترتب آثار (Aṣālat al-wujūd bi ṭarīq ta’thīr)
اساسیترین دلیل، ترتب آثار وجودی بر وجود است؛ آثاری که ماهیت فاقد آن است. «إثبات أصالة الوجود بترتب الآثار على الوجود الخارجي دون الذهنی». یعنی آثار (مانند احتراق، حرارت، حرکت) تنها بر وجود خارجی مترتب میشود، نه بر ماهیتی که در ذهن است. همچنین به «تغایر آثار الكون الخارجي و الكون الذهني» اشاره شده که نشان میدهد ماهیت در خارج و ذهن یکسان نیست، چون آثارش تغییر میکند. در همین زمینه آمده: «إثبات أصالة الوجود بتحقق كل شيء و ترتب آثاره و أحكامه بالوجود» یعنی حقیقت هر چیزی و آثار آن به وجود بازمیگردد.[۲]
ب) برهان تشکیک (Burhān al-Tashkīk)
وجود دارای مراتب «شدت و ضعف» است در حالی که ماهیت چنین خاصیتی ندارد. این تفاوت مراتب، خود گواه اصالت وجود است. «إثبات أصالة الوجود بتحقق التشکیک خارجا و عدم تحمل الماهية له»؛ یعنی تشکیک در خارج تحقق دارد اما ماهیت قابلیت حمل تشکیک را ندارد. همچنین به «انتفاء تحقق أنواع بلا نهایة في الحركة الاشتدادیة بناء علی أصالة الوجود» اشاره دارد.[۳]
ج) برهان بساطت و عدم ترکب (Burhān al-Basāṭa)
اگر وجود اصیل نبود و ماهیت نیز اصالت داشت، هر موجودی از دو جزء (وجود و ماهیت) ترکب مییافت که این خلاف بساطت حقیقت وجود است. «وجه عدم صحة أصالة الوجود و الماهية معا»؛ یعنی جمع اصالت وجود و ماهیت ممکن نیست. دلیل آن: «عدم استلزام أصالة الوجود للتسلسل لکون موجودیته بنفسه»؛ وجود به دلیل اینکه موجودیتش عین ذاتش است، محتاج به چیز دیگری نیست و ترکیب نمیپذیرد.[۴]
۲. تبعیت ماهیت از وجود (آنگونه که در نمایه آمده)
یکی از نتایج مهم اصالت وجود، این است که ماهیت «تبعی» و «ظلّی» وجود است و مجعول بالعرض. «تابعیة الماهيات للوجودات الخاصة» ذکر شده و عنوان شده: «إشارة إلى أن المجعول هو الوجود لَا الماهية». همچنین «كون الماهية حكایة عن الوجود» تصریح شده است. نیز عنوان شده: «استلزام أصالة الوجد لنفي أي ثبوت عن الماهية قبل وجودها العیني الخاص بها»؛ یعنی قبل از تحقق وجود، ماهیت هیچ ثبوتی ندارد.[۵]
۳. اتحاد وجود و ماهیت در خارج
اگر وجود اصیل است، در عالم خارج نباید دو چیز به نام «وجود» و «ماهیت» داشته باشیم بلکه حقیقت واحدی است (وجود شخصی) که ماهیت، تنها تحلیل عقلی آن است. «اتحاد الوجود و الماهية عینا و تغايرهما مفهوما» عنوان شده. همچنین «أصالة الوجود و تقدمه على الماهية خارجا و اتحاد الماهية بالوجود» ذکر شده است. حتی «اتحاد الماهية مع الوجود و موجودیتها بالعرض» به عنوان یک اصل پذیرفته شده است.[۶]
۴. نتائج فلسفی و کلامی اصالت وجود
پذیرش این اصل، آثار فراوانی در دیگر مسائل فلسفی داشته است:
الف) معاد جسمانی
تنها با اصالت وجود و حرکت جوهری میتوان معاد جسمانی را اثبات کرد. «ابتناء إثبات المعاد الجسماني على أصالة الوجود و تبعیة الماهية له» عنوان شده. همچنین: «ابتناء إثبات المعاد الجسماني علی مسألة قبول الوجود للتشکیک».[۷]
ب) توحید و صفات الهی
اصالت وجود راه را برای توحید اخصالخاص و وحدت شخصیه وجود هموار میکند. «استلزام أصالة الوجود لتوافق المختلفات من صفات الواجب و فعله في الجهة النوریة» عنوان شده.[۸]
ج) علم واجب و معرفت
معرفت حقیقی تنها با اصالت وجود ممکن میشود. «امتناع التحقیق في مسألة إتحاد العاقل و المعقول إلا بأحکام أصالة الوجود» عنوان شده.[۹]
نتیجهگیری و جمعبندی استنادی
بر اساس ۴۳ مدخل مستقیم که در نمایه شما با عنوان «أصالة الوجود» یا زیرمجموعههای آن (مانند إثبات، نتائج، متفرعات) آمده است، میتوان گفت:
۱. اصالت وجود در حکمت متعالیه یک اصل موضوعی نیست، بلکه مدعایی است که با براهین قطعی (ترتب آثار، تشکیک، بساطت) اثبات میشود.[۱۰]
۲. ماهیت امری اعتباری، انتزاعی و تابع وجود است و در خارج عین همان وجود میباشد.[۱۱]
۳. پذیرش این اصل، شرط لازم برای اثبات مسائلی چون معاد جسمانی، اتحاد عاقل و معقول و توحید حقیقی است.[۱۲]
به تعبیر نهایی، تحلیل نمایه اسفار نشان میدهد که نظریه «اصالت وجود» نه یک مسئله فرعی، بلکه مبنای کلیدی و زیربنای تمام نظام حکمت متعالیه است.
پانویس
- ↑ کل مقاله بر اساس نمایه کتاب اسفار
- ↑ بدایة الحکمة، ص ۱۳؛ شرح المنظومة-فلسفة، ج ۲، ص ۶۸؛ المشاعر، ص ۹
- ↑ بدایة الحکمة، ص ۱۳؛ المشاعر، ص ۱۸
- ↑ نهایة الحکمة، ص ۱۰؛ الأسفار، ج ۱، ص ۴۰
- ↑ الأسفار، ج ۲، ص ۳۴۹؛ الأسفار، ج ۲، ص ۳۵۲؛ الأسفار، ج ۱، ص ۴۰۳؛ بدایة الحکمة، ص ۱۶۵
- ↑ الأسفار، ج ۶، ص ۴۸؛ المشاعر، ص ۳۱؛ الأسفار، ج ۱، ص ۲۹۱
- ↑ الأسفار، ج ۹، ص ۱۸۵؛ الأسفار، ج ۹، ص ۱۸۶
- ↑ شرح المنظومة-فلسفة، ج ۲، ص ۷۶
- ↑ الأسفار، ج ۳، ص ۳۷۳
- ↑ بدایة الحکمة ۱۳-۱۸؛ شرح المنظومه ۲/۶۸؛ المشاعر ۹
- ↑ اسفار ۶/۴۸؛ اسفار ۱/۲۹۱؛ اسفار ۱/۴۰۳
- ↑ اسفار ۹/۱۸۵؛ اسفار ۳/۳۷۳