تاریخ نادر شاه افشار

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تاریخ نادرشاه افشار و مختصری از تاریخ سلاطین مغول در هند، اثر جیمز فریزر (1783-1856م)، جهان‌گرد و نویسنده اسکاتلندی است با ترجمه ابوالقاسم‌ خان ناصرالملک.

تاریخ نادر شاه افشار
تاریخ نادر شاه افشار
پدیدآورانفریزر، جیمز بیلی‌ (نويسنده) ق‍راگ‍وزل‍و، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌‏‫ (مترجم)
عنوان‌های دیگرتاريخ نادر شاه افشار و مختصري از تاريخ سلاطين مغول در هند
سال نشر1363ش
چاپ1
موضوعنادر افشار، شاه ایران، 1100 - 1160ق. - ایران - تاریخ - افشاریان، 1148 - 1218ق. - مغولان هند - شاهان و فرمان روایان - هند - تا‌ریخ‌ - مغولان‌
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
DSR ۱۲۶۵/ف۴،ت۲۱
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار و محتوا

مطالب این کتاب، که پس از پیشگفتار ویراستار و مقدمه مجیرالدوله و دیباچه، عرضه گردیده، در حقیقت در دو بخش کلی سامان یافته است:

بخش اول: شرحی است کوتاه درباره پادشاهان مغولی که در هندوستان سلطنت کرده‌اند تا محمد شاه که به دست نادر شکست خورد.

بخش دوم: شمه‌ای است درباره نادر و زندگانی پرماجرایش، از لحظه‌های درماندگی‌اش تا اوج زورمندی‌اش[۱]‏.

در این کتاب، شرح لشکرکشی نادر به هندوستان به‌گونه‌ای ژورنالیستی به نگارش درآمده و خواننده از آنچه که در دهلی و بر کشتار مردمش گذشت، به‌خوبی آگاه می‌شود. جالبی کتاب، در بهانه نادر برای حمله به هندوستان است؛ نجات اسلام از چنگال کفر! اگر سلطان محمود به بهانه گسترش اسلام بارها هندوستان را غارت کرد، نادرشاه [با] چپاول هندوستان و کشتار بیش از دویست‌هزار هندی، به نجات اسلام کمر می‌بندد. دیگر از ویژگی‌های کتاب، گفتار درباره احوال شخص نادر است.

ترجمه کتاب، توسط ابوالقاسم خان ناصرالملک از نخستین تحصیل‌کردگان فرنگ و والی کردستان انجام شده که با توجه به زمان مترجم می‌توان به مهارت و استادی مترجم پی برد[۲]‏.

در مقدمه مجیرالدوله در معرفی کتاب چنین می‌خوانیم: «من جمله کتاب تاریخ نادرشاه افشار پادشاه ایران با مختصری از تاریخ سلاطین مغول از اولاد امیر تیمور گورکان که روزگاری در هندوستان با حشمت تمام سلطنت کرده‌اند، از تصنیفات «جمسن فریزر» انگلیسی که خود معاصر نادرشاه و محمدشاه هندی بوده و به وسایل کتب و رسایل عدیده و اسناد و اطلاعات صحیحه وثقیه، این کتاب را به لغت انگلیسی تألیف نموده و در لندن کراراً به طبع رسیده است. در چندین سال قبل، جناب مستطاب اجل افخم دانشمند خبیر ابوالقاسم‌ خان ناصرالملک، والی کردستان که از وزرای نامی دربار ایرانند، به امر شاهنشاه...، به فارسی ترجمه نموده بودند[۳]‏.

خلاصه تاریخ سلاطین مغول از روی جلد ششم تاریخ روضة الصفا، وقعات بابری، مسیر جهان‌گیری و پادشاه‌نامه و تاریخ عالم‌گیری و غیره نوشته شده است[۴]‏.

بخش «خلاصه تاریخ سلاطین مغول...»، با ذکر تیمور گورکان آغاز می‌شود: «امیر تیمور، پسر امیر طرغای خان و تکینه خاتون، در ششم ماه آوریل سنه 1336م، مطابق سنه 737ق، در زمان حکمرانی قازان خان متولد شد. مولد او شهر کش معروف به شهر سبز در یک‌منزلی سمرقند واقع است». در ادامه به تاریخ به تخت نشستن او در بلخ در 772ق، اشاره شده و اینکه از ماوراءالنهر و بدخشان و خوارزم تا شام و مصر و هندوستان را تا دهلی تحت سلطه خود درآورد. سلطان محمد میرزا که تاریخ ولادت و وفاتش ثبت نشده است، سلطان ابوسعید میرزا (821-874ق)، ظهیرالدین محمد بابر (888-937ق)، نصیرالدین محمد همایون (914-964ق) و... از دیگر سلاطینی هستند که به سرگذشت و لشکرکشی‌های آنها به‌اختصار اشاره شده است[۵]‏.

از دیگر مطالب این بخش، وصیت‌نامه اورنگ زیب است که به فارسی ترجمه شده است. حکایت جنگ محمد اعظم با برادرش محمد معظم (از پسران اورنگ زیب) و به تخت نشستن محمد معظم با لقب قطب‌الدین بهادرشاه و دیگر جانشینان وی در این بخش به‌اختصار ذکر شده است[۶]‏.

«تاریخ نادرشاه»، از صفحه 53 کتاب با ذکر شرح حال نادر با این عبارت «نادرشاه که در اروپا معروف به قلی‌خان است، در کلات، واقعه در ایالت خراسان متولد شد...»، آغاز شده است[۷]‏.

در فرازی از این بخش، فرمان نادرشاه برای اتحاد مابین شیعه و سنی ارائه شده است. وی در بخشی از این فرمان، ذکر «علي ولي الله» را در اذان و اقامه به بهانه رفع اختلاف بین شیعه و سنی منع نمود: «من بعدالایام، اسامی هریک از خلفای اربعه که ذکر شود با تعظیم تمام ذکر کنند؛ به‌علاوه در بعضی از اضلاع ممالک ما، برخلاف اهل سنت، در اذان و اقامه، لفظ «علي ولي الله» را بر طریقه شیعه ذکر می‌کنند و این فقره، مخالف اهل سنت است و منافی قراری است که معمول اسلاف بوده؛ گذشته از این، بر تمام اهل عالم هویداست که امیرالمؤمنین اسدالله الغالب(ع)، برگزیده و ممدوح و محبوب خداوند متعال است و به‌واسطه شهادت مخلوق، بر جایگاه و رتبت او در درگاه احدیت نخواهد افزود و به حذف این الفاظ هم چیزی از فروغ بدرقدر او نخواهد کاست. ذکر این عبارت، موجب اختلاف و بغض و عداوت مابین اهل تشیع و سنت است و...»[۸]‏.

پانویس

  1. ر.ک: پیشگفتار ویراستار، بدون ذکر شماره صفحه
  2. ر.ک: همان
  3. ر.ک: مقدمه مجیرالدوله، بدون ذکر شماره صفحه
  4. ر.ک: دیباچه، بدون ذکر شماره صفحه
  5. ر.ک: متن کتاب، ص17-22
  6. ر.ک: همان، ص32-34
  7. ر.ک: همان، ص53
  8. ر.ک: همان، ص84-85

منابع مقاله

پیشگفتار، مقدمه، دیباچه و متن کتاب.

وابسته‌ها