ایدئولوژی تطبیقی
ایدئولوژی تطبیقی، نوشته محمدتقی مصباح یزدی (1313-1399ش)، مجتهد، فیلسوف، مفسر قرآن است که به تبیین ایدئولوژی اسلامی و روشن کردن مباحث آن در مواجهه با اندیشههای رقیب، بهویژه مارکسیسم، میپردازد.
| ایدئولوژی تطبیقی | |
|---|---|
| پدیدآوران | مصباح یزدی، محمد تقی (نويسنده) |
| ناشر | مؤسسه در راه حق |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1361ش |
| چاپ | 1 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /م6الف9 823/3 B |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
سبک نگارش
محتوای کتاب از دروس ارائه شده توسط استاد مصباح یزدی نشأت گرفته که رویکردی آموزشی دارد. این دروس پس از پیاده شدن توسط دانشجویان مورد بازنگری استاد قرار گرفته است[۱].
ساختار کتاب
مطالب کتاب در یک جلد مشتمل بر مقدمه مؤسسه در راه حق و 16 درس است.
گزارش محتوا
درس اول: در این درس، ابتدا مفهوم ایدئولوژی و ضرورت ایدئولوژی و جهانبینی تبیین گردیده و سپس رابطه ایدئولوژی با جهانبینی، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین از ایدئولوژی و جانبینی در قرآن و مسائل بنیادین جهانبینی سخن به میان آمده است[۲].
درس دوم به انواع جهانبینی اختصاص یافته است. جهانبینی به چهار نوع: جهانبینی علمی، فلسفی، دینی و عرفانی تقسیم و هریک، به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است[۳].
در درس سوم به مفهوم متافیزیک (ما بعد الطبیعه) پرداخته است. نویسنده اشاره کرده است که متافیزیک اصطلاح قدیم فلسفه، به مباحث مربوط به احوال کلی وجود میپردازد، مانند وحدت و کثرت، علت و معلول. متافیزیک با موجودات مجرد و کلی که محسوس و مادی نیستند، سروکار دارد[۴].
در درس چهارم، نتایج درس سوم جمعبندی شده است. بر این اساس، ارزش حقیقی زندگی انسان، ایدئولوژی صحیح و مسائل بنیادین جهانبینی همگی باید با روش عقلی اثبات شوند[۵].
درس پنجم به مفهوم شناخت، انگیزه شناختن و موضوع شناخت میپردازد. در این بخش، تعریف شناخت و لزوم شناخت برای برنامهریزی زندگی و همچنین موضوع شناخت (شامل ادراکات حسی، خیالی و عقلی) بررسی شده و ضمن اشاره به پیدایش شناختشناسی بحثی علمی و فلسفی پیرامون شناخت مطرح شده است[۶].
محتوای درس ششم شامل بررسی واقعیت خارجی و مراحل شکاکیت تاریخی است. این درس ابتدا به تعریف واقعیت خارجی و نحوه ادراک آن توسط انسان میپردازد. سپس سوفیسم و مراحل شکاکیت که منجر به عدم پذیرش یا تردید در وجود واقعیت خارجی شد، شرح داده میشود[۷].
درس هفتم این درس به بحث از رئالیسم و ایدآلیسم در فلسفه میپردازد و مهمترین اصطلاحات این دو واژه را در فلسفه شرح داده است[۸].
درس هشتم با عنوام واقعیت خارجی بر رابطه شناخت و واقعیت تمرکز دارد. این بخش به این سؤال اساسی پاسخ میدهد که آیا ادراکات انسان، چه حسی و چه عقلی، واقعیت خارجی را به درستی منعکس میکنند یا خیر[۹].
درس نهم این درس با یک مقدمه، به ابزارهای شناخت میپردازد. این بخش دو ابزار اصلی شناخت یعنی حس و تجربه و عقل را معرفی کرده و تأکید میکند که هر یک از مکاتب فلسفی به یکی از این ابزارها اصالت میبخشند[۱۰].
موضوع درس دهم موضوع معقولات و انواع آنها است. نویسنده به تقسیمات ارائه شده از معقولات میان فلاسفه غربی و فلاسفه اسلامی اشاره کرده و سه نوع تقسیم از مفاهیم کلی را شرح داده است [۱۱].
درس یازدهم به اصالت عقل در تصورات میپردازد و در این راستا، نظریات سه فیلسوف بزرگ افلاطون، دکارت و کانت بررسی و تحلیل شدهاند[۱۲].
درس دوازدهم به موضوع اصالت حس در تصورات اختصاص دارد. در این درس، نظریات فلاسفهای که اصالت را به تجربه حسی میدهند، مورد بررسی قرار میگیرند: نظریه جان لاک، کندیاک، بارکلی و هیوم[۱۳].
درس سیزدهم درباره اصالت حس در تئوری شناخت مارکسیستی است و شامل مطالبی در بررسی و نقد نظریه شناخت مارکسیستی که قائل به اصالت حس و تجربه است میگردد[۱۴].
درس چهاردهم با عنوان ابهام زدائی از موشوع بحث، به تحقیق در مسئله ابزارهای شناخت پرداخته و بر آن بوده تا ابهامات باقیمانده را برطرف ساخته و محل نزاع را تنقیح نماید[۱۵].
درس پانزدهم به اصالت عقل و حس در تصدیقات میپردازد و درصدد پاسخ به این پرسش برآمده است که آیا اصالت حس یا عقل در تصدیقات تابع تصورات است؟ و آیا اصل در تصدیقات حس است یا عقل هم اصالت دارد؟[۱۶].
درس شانزدهم موضوع نهایی این درس تعیین قلمرو هر یک از انواع شناخت است. در این بخش، انواع شناخت (حسی، تجربی و عقلی) و حیطه و محدوده عمل هر یک تعیین شده است[۱۷].
پانویس
- ↑ مقدمه، ص1
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص2- 10
- ↑ ر.ک: همان، ص11-21
- ↑ ر.ک: همان، ص22- 31
- ↑ ر.ک: همان، ص32- 40
- ↑ ر.ک: همان، ص41- 50
- ↑ ر.ک: همان، ص51- 58
- ↑ ر.ک: همان، ص59- 68
- ↑ ر.ک: همان، ص69- 78
- ↑ ر.ک: همان، ص80- 87
- ↑ ر.ک: همان، ص88- 95
- ↑ ر.ک: همان، ص96- 105
- ↑ ر.ک: همان، ص104- 115
- ↑ ر.ک: همان، ص116- 126
- ↑ ر.ک: همان، ص127- 135
- ↑ ر.ک: همان، ص136- 142
- ↑ ر.ک: همان، ص145- 152
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.