ستاری، جلال

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

جلال ستاری (۱۳۱۰ – ۱۴۰۰ش)، نویسنده، پژوهشگر، اسطوره‌شناس، مترجم و اندیشمند ایرانی بود که بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینه‌های افسانه‌شناسی، ادبیات نمایشی، نقد فرهنگی و اسطوره‌شناسی تألیف و ترجمه کرد. او دانش‌آموخته دارالفنون و از محصلان اعزامی به سوئیس بود و در رشته روانشناسی زیر نظر ژان پیاژه تحصیل کرد. ستاری با رویکردی علمی و عقلانی به اسطوره‌شناسی، از شیفتگی به اسطوره پرهیز می‌کرد و به دنبال اسطوره‌زدایی از خلال شناخت بود. او نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه را دریافت کرد. ستاری در ۹ مرداد ۱۴۰۰ در تهران درگذشت.

جلال ستاری
NUR17900.jpg
نام کاملجلال ستاری
ولادت۱۴ مرداد ۱۳۱۰ هجری شمسی
محل تولدرشت، محله خواهر امام، ایران
محل زندگیرشت، تهران، سوئیس
رحلت۹ مرداد ۱۴۰۰ هجری شمسی (۸۹ سال)
طول عمر۸۹
همسرلاله تقیان
پیشهنویسنده، پژوهشگر، اسطوره‌شناس، مترجم
اطلاعات علمی
درجه علمیدکترا
دانشگاهدانشگاه ژنو (سوئیس)
علایق پژوهشیاسطوره‌شناسی، افسانه‌شناسی، ادبیات نمایشی، نقد فرهنگی
اساتید
  • ژان پیاژه
برخی آثار

ولادت

جلال ستاری در ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ هجری شمسی در محله «خواهر امام» رشت به دنیا آمد.[۱]

تحصیلات

تحصیلات ابتدایی را در مدرسه عنصری رشت به پایان رساند و در سال ۱۳۲۹ دیپلم ادبی خود را از دارالفنون با رتبه اول گرفت.[۲]

ستاری جزو نخستین دوره محصلان اعزامی به خارج از کشور بود. در سال ۱۳۲۸ و در ۱۹ سالگی، در امتحان اعزام محصل قبول شد و راهی سوئیس گردید.[۳] از آنجا که دیپلم ادبی داشت، برای رشته تعلیم و تربیت (علوم تربیتی) اعزام شد. وی در سوئیس در رشته روانشناسی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و یکی از استادان سرشناس او ژان پیاژه بود.[۴]

ستاری درباره دوران دانشجویی خود گفته است: «به سوئیس رفتم و صحنه وسیعی از فرهنگ و ادب پیش رویم گشوده شد. کم‌کم با جریان‌های هنری-ادبی، سینما، تئاتر و ادبیات آشنایی بیشتری پیدا کردم. تا مدت‌ها مسرور بودم و برای یاد گرفتن هیجان داشتم.»[۳]

او به کارل گوستاو یونگ سوئیسی علاقه داشت و یونگ را شخصاً دیده بود. ستاری درباره دیدار با یونگ گفته است: «یونگ را علیرغم تذکر جدی پیاژه، سال ۱۹۶۰ دیده بودم؛ مرتیکه عجب جبروت و شکوهی داشت.»[۵]

بازگشت به ایران و فعالیت‌های فرهنگی

ستاری پس از پایان تحصیلات در سال ۱۳۴۱ خورشیدی به ایران بازگشت و به استخدام سازمان برنامه درآمد و در بخش فرهنگ و هنر و جهانگردی فعالیت کرد.[۶] در سال ۱۳۵۰ به وزارت فرهنگ و هنر منتقل شد و به عنوان مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی فرهنگی و سپس مشاور وزیر خدمت کرد.[۶]

ستاری در دوره فعالیت خود، نقشی کلیدی در سازمان‌دهی برنامه‌ریزی‌های فرهنگی نهادینه در کشور داشت.[۷] او در طول سال‌های بعد نیز به تألیف و ترجمه آثار ارزشمند ادامه داد و نزدیک به ۹۵ کتاب را در خانه شخصی خود نوشت.[۵]

رویکرد فکری: اسطوره‌شناسی نه اسطوره‌پرستی

جلال ستاری عمیقاً به اسطوره علاقه‌مند بود، اما تأکید داشت که این علاقه «توجه» است نه «شیفتگی». او می‌گفت: «آن‌که شیفته اسطوره است، حرف دیگری است. این شیفتگی گمراهی می‌آورد؛ آن دیگری می‌خواهد در این‌باره بداند.»[۳]

ستاری علت روی آوردن خود به اسطوره‌شناسی را چنین توضیح می‌دهد: «پی بردم به این‌که اسطوره نخستین جوانه تمدنی بشر است. نخستین بار در اسطوره‌ها بشر فکر کرده چرا جهان پدید آمده است. بنابراین اگر بخواهیم به این نکته پی ببریم که چگونه جهان پدید آمده است، باید از اسطوره‌ها آغاز کرد.»[۳] همچنین توجه غربی‌ها به کتاب «هزار و یک شب» او را کنجکاو کرد تا ریشه‌های این اثر را بررسی کند و این راهی شد برای ورود به دریای عظیم فرهنگ و هنر ایران.[۲]

او معتقد بود که برای شناخت هرچه بهتر فرهنگ باید از اسطوره و قصه شروع کرد و سپس به ادب والا رسید. ستاری در کتاب «هویت ملی و هویت فرهنگی» می‌نویسد: «به اعتقاد من اگر میراث تاریخی مشترک، یعنی داستان‌ها و افسانه‌ها و اساطیر و حماسه‌ها و سنن و خاطرات خوش و ناخوش و احساسات و علائق عاطفی مشترک موضوعیت داشته باشد، هویت ملّی برتر از هویت‌های قومی چندگانه خواهد بود.»[۸]

از دیگر باورهای ستاری این بود که «اول باید ملی باشیم و بعد بین‌المللی». او در گفت‌وگویی با علی دهباشی گفت: «خیام، فردوسی، حافظ، مولانا نیامدند برای جهان بنویسند، برای ما نوشتند. اینها اول حافظ شدند، خیام شدند، بعد اروپا را تسخیر کردند.»[۱]

روی‌گردانی از سیاست

ستاری در جوانی مدتی جذب جریان‌های چپ شد، اما پس از شرکت در فستیوال جوانان برلین و مشاهده برخوردهای تحقیرآمیز توده‌ای‌های ایرانی با یکدیگر، از سیاست رویگردان شد. او گفت: «آن چه مرا از توجه به مسائل سیاسی منصرف کرد ... این شد که بپذیرم از طریق سیاست نمی‌توانیم راه به جایی ببریم. این شد که بیش از قبل به حوزه فرهنگ علاقه‌مند شدم. فهمیدم همه چیز با سیاست حل و فصل نمی‌شود و خیلی از مسائل ریشه فرهنگی دارد.»[۳]

آثار

جلال ستاری بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینه‌های افسانه‌شناسی، ادبیات نمایشی و نقد فرهنگی در طی بیش از ۶۰ سال تألیف و ترجمه کرده است.[۷] برخی از مهم‌ترین آثار او عبارتند از:

تألیفات

  • «جان‌های آشنا»
  • «تراژدی و انسان»
  • «بازتاب اسطوره در بوف کور»
  • «اسطوره در جهان امروز»
  • «سیمای زن در فرهنگ ایران»
  • «در قلمرو فرهنگ»
  • «افسون شهرزاد» (پژوهشی در هزار افسان)
  • «نمایش در شرق»
  • «اسطوره و رمز در اندیشه میرچا الیاده»
  • «درد عشق زلیخا»
  • «در بی‌دولتی فرهنگ»
  • «آیین و اسطوره در تئاتر»
  • «پژوهشی در اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر»
  • «اسطورگی و فرهیختگی»
  • «رمز و مثل در روانکاوی»
  • «نماد و نمایش»
  • «زبان رمزی افسانه‌ها»
  • «چهار سیمای اسطوره‌ای»
  • «پژوهشی در احوال شیخ صنعان و دختر ترسا»
  • «تقلید و تماشا»
  • «چشم‌انداز اسطوره»
  • «زمینه اجتماعی تعزیه و تئاتر در ایران»
  • «زبان رمزی قصه‌های پرشور»
  • «زمینه فرهنگ مردم»
  • «مدخلی بر رمزشناسی عرفانی»

ترجمه‌ها

  • «آخرین مصاحبه با سارتر»
  • «جهان‌نگری»
  • «فرهنگ و تئاتر و طاعون» (آنتونن آرتو)
  • «پژوهشی در ناگزیری مرگ گیلگمش»
  • «شرق در ادبیات فرانسه»
  • «جهان اسطوره‌شناسی»
  • «رمزپردازی آتش»
  • «دانش اساطیر»
  • «اسطوره‌های عشق»
  • «تأثیر سینما در کودک و نوجوان»

نشر مرکز و نشر چشمه ناشران عمده آثار جلال ستاری هستند.[۵]

جوایز و نشان‌ها

در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵ میلادی) به پاس عمری تلاش فرهنگی، نشان «شوالیه» ادب و هنر فرانسه به جلال ستاری اعطا شد.[۱]

جایزه جلال ستاری

جایزه‌ای به نام «جلال ستاری» هر سال به پژوهشگران برتر نمایش‌های ایرانی اهدا می‌شود. برخی از برگزیدگان این جایزه عبارتند از[۹][۱۰]:

  • رقیه بهزادی (۱۳۹۰)
  • سودابه فضائلی (۱۳۹۲)
  • علیرضا مشایخی، گئورگ نوسبامر و حسین اسماعیلی (۱۳۹۴)
  • پرویز ممنون، حمیدرضا اردلان و ژاک ترودو (۱۳۹۶)
  • بهرام بیضایی، محمدرضا اصلانی، آنتونیو سالرنو و محمدحسین ناصربخت (۱۳۹۸)
  • پیتر شومان، نینا مالیکوا و جمشید ملک‌پور (۱۴۰۰)

وفات

جلال ستاری در سال‌های پایانی عمر دچار بیماری شد. سرانجام در ساعت ۵ عصر روز شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، پنج روز پیش از آن‌که ۹۰ سالگی را پشت سر بگذارد، در منزل شخصی خود در تهران درگذشت.[۱۱] ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران، در پی درگذشت او نوشت: «فرهنگ ایران یکی از بزرگ‌ترین، پاک‌ترین و زیباترین اندیشه‌های خلاق خود را از دست داد.»[۱۱]

دیدگاه دیگران درباره او

ناصر فکوهی، انسان‌شناس، در گفت‌گویی درباره جلال ستاری گفت: «دو فضیلت اساسی جلال ستاری: کار بسیار و با دقت و کیفیت از یک سو، و فروتنی واقعی و بی‌ادعایی از سوی دیگر. چند متفکر می‌شناسید که در برابر پیشنهاد نکوداشت و بزرگداشت وسوسه نشود؟ ستاری یک بار هم حاضر نشد این کار را بکند، زیرا می‌گفت: اگر چنین شود من از خجالت آب می‌شوم و در زمین فرو می‌روم.»[۱۲]

بهمن نامور مطلق، استاد دانشگاه، در نکوداشت ستاری گفت: «ستاری برای اسطوره‌شناسی ایران یک فرصت است، او بی‌شک در ایران اسطوره اسطوره‌شناسی است.»[۴]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی: یادی از جلال ستاری، ۱۴۰۴/۵/۱۱
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ شهرآرا نیوز: نگاهی به آثار و اندیشه‌های زنده‌یاد جلال ستاری، ۱۱ مرداد ۱۴۰۰
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی: جلال ستاری؛ مرد اسطوره‌ها که شیفته اسطوره نبود، ۱۴۰۳/۵/۹
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ایلنا: جلال ستاری؛ اسطوره‌ی اسطوره‌شناسی ایران، ۹ آذر ۱۳۹۳
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ توانگری: به یاد استاد جلال ستاری
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ بانک مقالات ایران: جلال ستاری؛ راوی اسطوره‌های ایران زمین
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی: جلال ستاری درگذشت، ۱۰ مرداد ۱۴۰۰
  8. خبرگزاری مهر: جلال ستاری؛ روانشناسی در وادی اساطیر و هنر، ۱۰ مرداد ۱۴۰۳
  9. خبرگزاری مهر: جایزه «جلال ستاری» به بهرام بیضایی اهدا شد، ۲۰ مرداد ۱۳۹۸
  10. ایران تئاتر: سومین جایزه جلال ستاری اهدا شد، ۴ شهریور ۱۳۹۴
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ فرارو: جلال ستاری از دنیا رفت، ۹ مرداد ۱۴۰۰
  12. کانون انسان‌شناسی و فرهنگ: درباره جلال ستاری (گفت‌وگو با ناصر فکوهی)، ۱۷ شهریور ۱۴۰۰

منابع

پایگاه‌های اینترنتی

وابسته‌ها