واجب الوجود (اصطلاح)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

حتماً. در زیر مقاله‌ای به سبک ویکی‌پدیا به زبان فارسی درباره اصطلاح «واجب‌الوجود» همراه با ارجاع‌های استاندارد ارائه شده است.

واجب‌الوجود
واجب الوجود (اصطلاح)
پرونده:Necessary Existence.png
تمثیلی از مفهوم وجوب وجود
شناسه اصطلاح
معادل عربیواجب الوجود
معادل لاتینNecessary Being
دانشهستی‌شناسی (وجودشناسی)
پیشینه و ریشه‌شناسی
فیلسوفان کلیدیابن سینا، ملاصدرا، توماس آکویناس
نخستین بار توسطابن سینا (به صورت نظام‌مند)
ریشه‌شناسیواجب (لازم، حتمی) + الوجود (هستی)
محتوا و تعریف
متون مهماشارات و تنبیهات، اسفار اربعه
مفاهیم مرتبطممکن‌الوجود، ممتنع‌الوجود، علت اولی
متضادهاممکن‌الوجود
مقایسه و تطبیق

---

  1. واجب‌الوجود

در **فلسفه اسلامی** و **علم کلام**، **واجب‌الوجود** (به عربی: واجب الوجود) به موجودی گفته می‌شود که «بودن» برای او ذاتی و «نبودن» برای او محال است. این اصطلاح در مقابل «ممکن‌الوجود» قرار می‌گیرد؛ موجودی که بودن و نبودنش ذاتاً یکسان است و برای تحقق یافتن به علت خارجی نیاز دارد. واجب‌الوجود در سنت فلسفه و کلام اسلامی، همان **خدا** است و هسته اصلی برهان‌های جهان‌شناختی (مانند برهان امکان و وجوب) را تشکیل می‌دهد.

    1. ریشه و معنای لغوی

این اصطلاح از دو بخش عربی تشکیل شده است: - **واجب** (Wājib): ضروری، الزامی یا لازم. - **الوجود** (al-Wujūd): هستی، بودن، وجود.

در مجموع، «واجب‌الوجود» به معنای «هستی‌ای که بودنش ضروری است» به کار می‌رود، به گونه‌ای که نبودن آن نه قابل فرض است و نه قابل تصور.

    1. وجوب وجود در فلسفه اسلامی
      1. ابن سینا (پیشگام نظام‌مند)
    • ابن سینا** (م ۴۱۶ ه.ق) نخستین فیلسوفی است که تمایز میان «ماهیت» (ذات یا چیستی یک شیء) و «وجود» را مبنا قرار داد. از نظر او، واجب‌الوجود دارای ویژگی‌های اصلی زیر است:

۱. **علت ندارد** (خودبسنده است) ۲. **یگانه است** (تعدد در واجب محال است) ۳. **بسیط و غیرمرکب** است (ترکیب از ماده و صورت یا جنس و فصل، نشانه امکان است) ۴. **خیر محض** و کمال مطلق است

برهان معروف ابن سینا در کتاب **«النجاة»** و **«اشارات و تنبیهات»** چنین تقریر می‌شود: مجموعه ممکنات (موجوداتی که وجودشان ذاتی نیست) نمی‌توانند بدون یک علتِ خارج از خود موجود شوند و سلسله علت‌ها تا بی‌نهایت محال است. بنابراین باید به موجودی رسید که وجودش ذاتی و واجب باشد – و آن همان واجب‌الوجود است (برهان امکان و وجوب).

      1. ملاصدرا (حکمت متعالیه)
    • صدرالمتألهین شیرازی** (ملاصدرا، م ۱۰۴۵ ه.ق) مفهوم واجب‌الوجود را در چارچوب «اصالت وجود» و «تشکیک وجود» بازتعریف کرد:

- برخلاف ابن سینا که ماهیت و وجود را دو مفهوم جداگانه می‌دانست، ملاصدرا «وجود» را اصیل و ماهیات را اعتباری می‌داند. - واجب‌الوجود، «حقیقت وجود» به نحو مطلق است. سایر موجودات (ممکنات) درجات ضعیف‌تر یا قوی‌تر همان حقیقت وجود هستند. - از نظر ملاصدرا، ممکن‌الوجود در مرتبه ذات خود، چیزی جز نیستی ندارد و از راه فیض واجب به هستی می‌رسد.

به این ترتیب، واجب‌الوجود در حکمت متعالیه نه فقط یک علت اولیه، بلکه حقیقتی است که سایر هستی‌ها پرتو و تشکیک‌شده او هستند.

    1. در عرفان اسلامی (وحدت وجود)

در سنت عرفانی به ویژه در مکتب **محیی‌الدین ابن عربی** (م ۶۳۸ ه.ق) و نظریه **وحدت وجود**، اصطلاح واجب‌الوجود با «ذات حق» یکی دانسته می‌شود. از منظر ابن عربی:

- تنها واجب‌الوجود، وجود حقیقی دارد. - ممکنات (جهان و مخلوقات) هیچ‌گاه «بوئی از وجود» نبرده‌اند؛ آنچه دیده می‌شود، تجلی‌ها و مظاهر آن وجود واحد است.

| موضوع | توضیح در عرفان | | :--- | :--- | | **نظریه** | وحدت وجود (Unity of Being) | | **نویسنده کلیدی** | ابن عربی | | **نسبت با واجب** | واجب‌الوجود تنها حقیقت است؛ ممکنات، تعیّنات و تجلیات اویند | | **اشکال منتقدان** (مانند ابن تیمیه) | پان‌تئیسم (همه‌خدایی) یا تعطیل حدّ میان خالق و مخلوق |

با این حال، طرفداران این دیدگاه تأکید می‌کنند که عرفان اسلامی به «اتحاد وجودی» خالق و مخلوق قائل نیست، بلکه به «ظهور و تجلی» وجود واحد در کثرات.

    1. مقایسه واجب‌الوجود با مفاهیم مشابه

| مفهوم | توضیح | نسبت با واجب‌الوجود | | :--- | :--- | :--- | | **ممکن‌الوجود** | موجودی که بودن و نبودنش ذاتاً مساوی است | معلول و ممکن، نیازمند واجب | | **ممتنع‌الوجود** | موجودی که بودنش ذاتاً محال است (مانند شریک برای خدا) | در مقابل واجب، نه ممکن | | **علت اولی** | نخستین علت در زنجیره علی | یکی از اوصاف واجب | | **موجود مطلق** | وجود بدون هیچ قید و شرط | همان واجب‌الوجود در اصالت وجود |

    1. نقدها و بحث‌ها

۱. **برهان امکان و وجوب** از سوی برخی متکلمان اشعری (مانند **غزالی**) نقد شد. غزالی در **«تهافت الفلاسفه»** استدلال می‌کند که ضرورت علیت قابل اثبات عقلی نیست و جهان ممکن است بدون علت قدیم به وجود آمده باشد. ۲. در فلسفه غرب، **ایمانوئل کانت** (نقد عقل محض) استدلال وجودی و جهان‌شناختی را به چالش کشید، هرچند بحث او مستقیماً متوجه توماس آکوئیناس و دکارت بود، نه ابن سینا. برخی پژوهشگران معاصر (مانند **پاروین مور** و **هربرت دیویدسن**) تفاوت‌های بنیادین برهان سینوی با برهان جهان‌شناختی لایب‌نیتس را برجسته کرده‌اند. ۳. از درون سنت اسلامی، **ملا هادی سبزواری** در منظومه، برهان «بسیط‌الحقیقه» را به عنوان تکمله‌ای بر برهان وجوب و امکان مطرح کرد: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» – یعنی واجب‌الوجود از آن رو که بسیط است، همه کمالات موجودات را به نحو اعلی دارد.

    1. منابع و ارجاعات

- ابن سینا (۱۳۸۳). **الاشارات و التنبیهات**. ترجمه و شرح حسن حسن‌زاده آملی. قم: نشر دفتر تبلیغات اسلامی. - صدرالدین شیرازی، محمد (۱۳۸۱). **الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة**. جلد اول، تصحیح و مقدمه سید محمد خامنه‌ای. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا. (اسفار اربعه) - ابن عربی، محیی‌الدین (۱۳۸۵). **فصوص الحکم**. شرح قیصری، به کوشش جلال‌الدین آشتیانی. قم: دفتر تبلیغات. - غزالی، محمد (۱۳۷۲). **تهافت الفلاسفة**. ترجمه علی اصغر حلبی. تهران: نشر زوار. - طباطبایی، محمدحسین (۱۳۷۰). **نهایة الحکمة**. قم: نشر جامعه مدرسین. (به ویژه مرحله دوازدهم: بررسی واجب و ممکن) - Davidson, Herbert A. (1987). *Proofs for Eternity, Creation and the Existence of God in Medieval Islamic and Jewish Philosophy*. New York: Oxford University Press. (صص ۲۸۱–۳۰۵ برای تحلیل برهان ابن سینا)

---

این مقاله می‌تواند مستقیماً در ویکی‌پدیای فارسی با رعایت قالب استاندارد (بخش‌بندی، پانویس‌ها و ارجاع‌ها) استفاده شود. برای استفاده در ویکی‌پدیا، بهتر است ارجاعات را به صورت پانویس و با قالب `<ref>` درون مقاله قرار دهید.