نقش آزادی در تربيت کودکان
| نقش آزادی در تربيت کودکان | |
|---|---|
| پدیدآوران | بهشتی، سید محمد (نويسنده) |
| ناشر | بقعه |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 1380ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 964-6887-26-0 |
| موضوع | آموزش و پرورش کودکان - اسلام و آموزش و پرورش - تربیت خانوادگی (اسلام) - والدین و کودک (اسلام) |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ب95 ن7 230/18 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
نقش آزادی در تربیت کودکان، اثر سید محمد حسینی بهشتی (۱۳۰۷ - ۱۳۶۰)، مجموعهای از گفتارها و نوشتارها پیرامون مسائل گوناگون تربیتی و مبانی تعلیم و تربیت اسلامی با تأکید بر نقش کلیدی انتخابگری و آزادی انسان در فرآیند رشد و تکامل است.
سبک نگارش
گفتارها و نوشتارهای کتاب را میتوان در چند گروه قرار داد: نخست گفتارهایی که پیش از انقلاب اسلامی برای اولیاء و مربیان برخی مدارس ایراد گردیده است. نوشتار «عادت» ترجمه مقالهای با همین عنوان از ویلیام جمیز است. برخی دیگر از گفتارها، از سلسله مباحث تفسیر قرآن شهید بهشتی که به موضوع کتاب مربوط بوده، انتخاب شده است و سرانجام چند گفتار که در همین زمینه و در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایراد شده است[۱].
ساختار
کتاب در یک جلد متشکل از یازده گفتار و نوشتار در موضوعات مختلف تربیتی و آموزشی تدوین شده است.
گزارش محتوا
در بخش «نقش آزادی در تربیت کودکان»، نویسنده بر این باور است که ویژگی ممتاز انسان نسبت به سایر موجودات، برخورداری از قدرت اندیشه، خلاقیت و فراتر از همه، انتخابگری و آزادی است[۲]. او تأکید میکند که تربیت نباید به صورت قالبسازی باشد، بلکه مربی باید زمینههای رشد سریعتر و سالمتر را فراهم کند تا کودک با اختیار خود مسیر صحیح را برگزیند[۳]. به عقیده وی، بزرگترین ستم در حق کودک، محروم کردن او از آزادی و قدرت انتخاب است[۴].
در مبحث «تکلیف الهی»، نویسنده با استناد به آیات قرآن کریم توضیح میدهد که تکالیف الهی تنها در حد توانایی انسان وضع شدهاند. او «تکلیف» را نه به معنای به زحمت انداختن، بلکه به معنای واداشتن انسان به تلاش برای رسیدن به تکامل و خروج از رکود میداند[۵]. همچنین در این بخش به موضوع خطا و نسیان پرداخته شده و بیان میگردد که اسلام برای خطاهای غیرعمدی که ناشی از محیط تربیتی نامساعد باشد، تخفیف و عفو قائل است[۶].
بخش «تضاد دو نسل» به بررسی درگیریهای فکری و اجتماعی میان نسل نو و نسل قدیم میپردازد. نویسنده معتقد است این درگیری میتواند نشانه پویایی و حرکت جامعه به سمت نوآفرینی باشد، مشروط بر اینکه نسل نو از تجربیات گذار نسل قدیم به درستی بهره ببرد[۷]. وی تأکید میکند که در نظام تربیتی اسلام، برخورد با نسل جوان باید بر پایه حقخواهی و عدل باشد و نباید کورکورانه از نسل گذشته تقلید کرد[۸].
در موضوع «تعلیم و تربیت»، نویسنده هدف اصلی را رسیدن به «خداگونه شدن» از طریق انتخاب آگاهانه و آزادانه مسیر الهی معرفی میکند. او به چگونگی در مسیر قرار دادن افراد در جهت خودسازی آگاهانه بر مبنای معیارهای اصیل مکتب پرداخته است. در ادامه از اهمیت و تحزب و سازمانیافتگی سخن به میان آمده است[۹].
در بخش «آموزش و پرورش فکری کودکان»، به مشکلات جسمی و روانی کودکان در دوران تحصیل پرداخته شده و بر لزوم شادی، نشاط و پرهیز از خستگی مفرط تأکید شده است. نویسنده توصیههایی برای نحوه رسیدگی به تکالیف درسی ارائه میدهد و مربیان را به پاسخگویی صبورانه به پرسشهای کنجکاوانه کودکان و تشویق آنها به مطالعه کتابهای داستان و غیردرسی فرا میخواند[۱۰].
نوشتار «عادت»، ترجمه مقالهای از ویلیام جیمز است که به اهمیت نقش عادت در زندگی و تربیت میپردازد. [۱۱]. بخش «تربیت اسلامی» بر محوریت پیوند با قرآن و سنت در مسیر تربیت تأکید دارد. وی در مطالبی در به مشکل جوامع ایمانی پرداخته است[۱۲].
در مبحث «تفریح از دیدگاه اسلام»، نویسنده با رد دیدگاههای صوفیانه، نشاط و شادی را از ضروریات زندگی اسلامی میشمارد. وی در این راستا به وجه نیاز به تفریح پرداخته است[۱۳].
در بخش «آزادی و شخصیت»، نویسنده به تعریف شخصیت و رابطه آن با انتخابگری انسان میپردازد و ضمن بررسی تعریف ارائه شده آن را آن سازمان و هماهنگی شکل یافته عوامل و منظومههای روانی و رفتاری هر انسان که منشا سازگاری او با محیطش دانسته است. وی در ادامه مطالبی در تبیین مفهوم آزادی و انتخاب آزادانه مطرح کرده است [۱۴].
بخش پایانی با عنوان «عشق الهی»، به بررسی محبت در جامعه اسلامی میپردازد[۱۵]. نویسنده با طرح موضوع انواع محبت، میان محبتهای طبیعی و محبتهای قراردادی و آرمانی تفکیک قائل شده و برتری حب الهی را تبیین میکند[۱۶].
پانویس
- ↑ پیشگفتار، ص8
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص13- 15
- ↑ ر.ک: همان، ص18
- ↑ ر.ک: همان، ص20
- ↑ ر.ک: همان، ص31- 32
- ↑ ر.ک: همان، ص40- 41
- ↑ ر.ک: همان، ص47- 48
- ↑ ر.ک: همان، ص50- 56
- ↑ ر.ک: همان، ص61- 65
- ↑ ر.ک: همان، ص79- 88
- ↑ ر.ک: همان، ص 95- 101
- ↑ ر.ک: همان، ص112- 120
- ↑ ر.ک: همان، ص135- 136
- ↑ ر.ک: همان، ص151- 164
- ↑ ر.ک: همان، ص169
- ↑ ر.ک: همان، ص174- 183
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.