مبانی و تطورات برهان صدیقین

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مبانی و تطورات برهان صدیقین، اثر حمید پارسانیا (متولد ۱۳۳۷ش)، کتابی است در تبیین مبانی هستی‌شناختی و تحلیل سیر تطور تاریخی برهان صدیقین در اثبات وجود خداوند؛ از خاستگاه آن در اندیشه اسلامی تا بازتاب‌های آن در فلسفه غرب.

مبانی و تطورات برهان صدیقین
مبانی و تطورات برهان صدیقین
پدیدآورانپارسانیا، حمید (نويسنده)
ناشرپژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى
مکان نشرایران - تهران
سال نشر1390ش
چاپ1
موضوعخدا - اثبات هستی شناختی - برهان
زبانفارسی
تعداد جلد1
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار و محتوا

نویسنده در مقدمه خویش، در توضیح ساختار و محتوای کتاب، ‌نوشته است: «در این نوشتار، نخست برهانی که بوعلی اقامه کرده است و وجه تسمیه آن برهان به صدیقین، بیان می‌شود و ازآن‌پس، مبانی و پیشینه‌های این برهان در حکمت و فلسفه قبل از بوعلی جستجو می‌شود و سپس به نقدهایی پرداخته می‌شود که بر برهان صدیقین و یا بر تسمیه آن به صدیقین، وارد شده است و به دنبال آن براهین دیگری بیان می‌شود که با این نام مطرح شده‌اند، یا اینکه با این عنوان مطرح نشده‌اند، ولیکن خصوصیات مربوط به برهان صدیقین در مورد آنها صادق است و یا گمان صدق این خصوصیات درباره آنها می‌رورد.

تحولات و تطورات برهان صدیقین را می‌توان در دو بستر تاریخی و جغرافیایی دنبال نمود.

حرکت تاریخی برهان نیز می‌تواند در قالب دوره‌های زیر پیگیری شود:

بخش اول: به بحث پیرامون برهان صدیقین در دنیای اسلام پرداخته است. این بخش، شامل سه دوره اساسی است که برهان را از آغاز شکل‌گیری تا رسیدن به اوج کمال فلسفی دنبال می‌کند:

دوره نخست: دوره تکوین و پیدایش برهان: این دوره، دو سده سوم و چهارم را که سال‌های حیات و زندگی فارابی و بوعلی است، در بر می‌گیرد و در دهه سوم قرن پنجم، یعنی سال 428ق، که سال وفات بوعلی است، پایان می‌پذیرد. در این دوره، ارکان برهان شکل می‌گیرد و تدوین و تقریر آن به پایان می‌رسد.

دوره دوم: از قرن پنجم تا دهم: در این دوره، برهان صدیقین در میان مسالک و مسیرهای فکری چندی به حیات علمی خود ادامه می‌دهد. این مسالک را به‌صورت زیر می‌توان معرفی کرد: الف)- مسلک عرفان و تحقیق : حضور فعال و زنده اهل عرفان و ظهور عناصر توانمند و برجسته‌ای همچون محی‌الدین عربی و شارحان او از قبیل قونوی، جندی، قیصری، کاشانی و...، حوزه فعالی را برای نقد و بررسی برهان صدیقین به وجود آورد. اهل عرفان به‌موازات نقد تقریر فلسفی برهان صدیقین، تقریرهای دیگری را اقامه کردند که شایستگی بیشتری برای این نام دارند. بدون شک آثار اهل عرفان تأثیر عظیمی در تکوین و پیدایش دوره سوم برهان دارد.

ب)- مسیر فلسفه و کلام: برهان صدیقین در نزد فیلسوفان پس از بوعلی، به‌رغم تقریرهای جدیدی که پیدا می‌کرد، بدون آنکه با نقدی جدی مواجه شود و یا تحولی بنیادین پیدا کند همچنان به‌عنوان قوی‌ترین برهان مطرح بود و این برهان در این دوره، از طریق اهل حکمت به آثار کلامی نیز راه یافت و در دوران فترت فلسفه که شامل دو سده پس از خواجه می‌شود، در نزد متکلمان مکتب شیراز و شارحان کتاب کلامی خواجه دوام یافت.

ج)- فلسفه مدرسی و اسکولاستیک مسبیحیت: برهان در این دوره با انتقال فلسفه اسلامی و به‌وسیله توماس اکویناس، به حکمت مدرسی قرون وسطی راه یافت. قبل از آن نیز «آنسلم»، برهانی را به‌صورت مستقل در اثبات واجب اقامه کرد و این برهان گرچه به‌عنوان برهان صدیقین شناخته نشد، ولیکن بی‌شباهت با برخی از تقریرات براهین اهل عرفان نیست و ازاین‌جهت در این دوره به برهان او نیز باید اشاره شود.

دوره سوم: از قرن یازدهم به بعد: در این دوره، برهان صدیقین دو جریان را در عرض یکدیگر طی می‌کند:

الف)- جریان اول: این جریان، میراث‌دار دو مسیر فکری عرفان نظری و فلسفه و کلام اسلامی است. در این دوره، حکمت متعالیه با بهره‌گیری از همه نقدها و بحث‌هایی که در طی پنج قرن گذشته شکل گرفته و با استفاده از تحولاتی که خصوصا در دامان عرفان نظری پدید آمده است، صورت نوینی به برهان می‌بخشد و در مسیر خود با پالایش‌های مکرر و متعدد و در نهایت با کمترین مقدمات، بیشترین نتایج را به ارمغان می‌آورد.

ب)- جریان دوم: این جریان، در خارج از بستر نخستین برهان و در تداوم انتقالی پدید می‌آید که برهان در دوره پیشین در ورود به فلسفه اسکولاستیک غرب پیدا کرده است. تزلزل در ارکان معرفت عقلی که در نهایت به متافیزیک در تاریخ اندیشه غرب منجر شد، این برهان را که در نخستین گام‌های خود به سنگر دفاع از ابعاد عقلانی دین در حوزه کلام و فلسفه مسیحی وارد شده بود، در معرض تهاجم‌های جدی قرار داد. سرنوشت این برهان در برابر امواج خروشان سفسطه و شکاکیت که از قرن هجدهم به بعد به‌صورتی مستقیم و آشکار بر آن هجوم می‌آورند، حکایتی ویژه دارد که از شنیدن آن نیز گریزی نیست.

حرکت جغرافیایی برهان را از آنچه در تحولات تاریخی آن بیان شد، می‌توان شناخت. برهان در تحولات تاریخی خود در دو بستر جغرافیایی قرار می‌گیرد:

بستر نخست: برهان در شرق اندیشه اسلامی طلوع می‌کند و پس از تولد، دو دوره تحول و بلوغ را پی می‌نهد. در دوره میانی از قرن پنجم تا دهم در مناهج عرفانی، فلسفی و کلامی در معرض نقد و بررسی قرار می‌گیرد و در دوره نهایی در قلمرو حکمت شیعی به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

بستر دوم: مسیری است که با عبور از تنگه جبل الطارق و ورود به دنیای غرب، آغاز می‌شود و در این مسیر نخست به حراست از ابعاد عقلانی دین می‌پردازد و ازآن‌پس، با افول خورشید تعقل و هجوم امواج شک و تردید، به حیات خود ادامه می‌دهد.

در این اثر، ابتدا تحولاتی را پی می‌گیریم که برهان در دنیای اسلام در ضمن سه دوره طی کرده است و ازآن‌پس، مسیری را دنبال می‌کنیم که در تاریخ و فلسفه غرب پیموده است. بنابراین، کتاب، نخست بر اساس دو بستر جغرافیایی برهان به دو بخش تقسیم می‌شود و ازآن‌پس، هر بخش به‌تناسب دوره‌های تاریخی، فصل‌هایی را پیدا می‌کند.

بخش اول، به سه فصل و بخش دوم، به دو فصل تقسیم می‌شود»[۱].

عناوین بخش‌های اصلی و فصول کتاب:

  1. بخش اول (برهان صدیقین در دنیای اسلام)، شامل:
    1. دوره تکوین از فارابی تا بوعلی (صورت برهان در اشارات، وجه تسمیه برهان به صدیقین، ارکان برهان، مبادی و اصول موضوعه برهان، پیشینه برهان در آثار فارابی و...)[۲].
    2. دوره نقد و تحول: از قرن پنجم تا دهم[۳].
    3. دوره بلوغ و کمال[۴].
  2. بخش دوم (برهان در تاریخ اندیشه غرب)، شامل:
    1. دوره انتقال[۵].
    2. دوره نقد و تثبیت[۶].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه، صفحه پنج - هشت
  2. ر.ک: متن کتاب، ص1-17
  3. ر.ک: همان، ص19-40
  4. ر.ک: همان، ص41-88
  5. ر.ک: همان، ص89-133
  6. ر.ک: همان، ص135-166

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.


وابسته‌ها