سر دلبران در حدیث ديگران: (فرافکنی در مثنوی معنوی)
| سر دلبران در حدیث دیگران: (فرافکنی در مثنوی معنوی) | |
|---|---|
| پدیدآوران | رحیمی، یدالله (نویسنده) مولوی، جلالالدین محمد (نویسنده) |
| عنوانهای دیگر | مثنوی. برگزیده |
| ناشر | شاپورخواست |
| مکان نشر | خرم آباد |
| سال نشر | 1388ش |
| چاپ | چاپ اول |
| شابک | 978-600-5673-19-7 |
| موضوع | مولوی، جلالالدین محمد بن محمد، 604 - 672ق. مثنوی - نقد و تفسیر، شعر فارسی - قرن 7ق. - تاریخ و نقد، فرافکنی (روانشناسی) در ادبیات |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 4س3ر / 5301 PIR |
سر دلبران در حدیث دیگران (فرافکنی در مثنوی معنوی) تألیف یدالله رحیمی، پژوهشگر ادبی؛ این کتاب شرح و تفسیری است از قصه "شاه و کنیزک" از مثنوی مولوی که طی آن افزون بر درج اشعار، معانی واژگان (واژهشناسی) گزارش و تفسیر بیت، نیز نکتههایی در باب زیباییشناسی فراهم میآید و به بررسی مفهوم فرافکنی در مثنوی معنوی از دیدگاه روانشناسی میپردازد.
ساختار
این کتاب از پنج فصل اصلی تشکیل شده است.
گزارش کتاب
کتاب «سر دلبران در حدیث دیگران (فرافکنی در مثنوی معنوی)» اثری است که توسط یدالله رحیمی تألیف شده و توسط انتشارات شاپورخواست در خرمآباد در سال 1388 به چاپ رسیده است. این کتاب به بررسی مفهوم فرافکنی در مثنوی معنوی مولوی از دیدگاه روانشناسی میپردازد و شرح و تفسیری از قصه "شاه و کنیزک" از مثنوی ارائه میدهد. نویسنده در این اثر افزون بر درج اشعار، معانی واژگان (واژهشناسی) را گزارش کرده و تفسیر بیتها را همراه با نکتههایی در باب زیباییشناسی فراهم آورده است.
کتاب با تأکید بر پیوند عمیق و ناگسستنی روانشناسی و ادبیات در میان علوم انسانی آغاز میشود. نویسنده اشاره میکند که بسیاری از روانشناسان برجسته نظریههای روانشناختی خود را بر پایه آثار ادبی ارائه نمودهاند، از جمله فروید که «عقده ادیپ» و «عقده الکترا» را از نمایشنامههای سوفوکل برگرفته است و آدلر که نظریه خود را درباره «عقده حقارت» از آثار شکسپیر و استاندال اقتباس کرده است. بسیاری از مفاهیم اصلی روانشناسی از نامهای خاص ادبی از قبیل شخصیتهای داستانی برگرفته شده است.
مثنوی مولوی از جمله آثار مهم ادبیات فارسی است که از جنبههای مختلف از جمله روانشناسی قابل بررسی و تحقیق است. شناخت عمیق و درک دقیق مولوی از انسان باعث شده است که به لایههای درونی و روانی انسان نفوذ کند و به بازتاب و توصیف آن در قالب زبانی، ادبی و تصویری بپردازد. مولوی پس از گذشتن از مقامات تلوین در دیوان شمس به مقام تمکین میرسد و حاصل تأملات درونی و احوال روانی و کشف و شهود خود را در مثنوی بیان میکند. بنابراین مثنوی تجلی هوشیاری، وقار، متانت، اوج کمال و نیل به مقام جمعالجموع مولوی است.
مثنوی سرشار از نظرات روانشناسانه و انسانشناسانه است که مورد مطالعه و بررسی جدی قرار نگرفته است. بسیاری از مفاهیم روانشناسی از قبیل خودآگاه، ناخودآگاه، مکانیسمهای دفاعی روان، فرافکنی و مباحث مربوط به رؤیا را مولوی قبل از روانشناسان درک و بیان کرده است. همانطور که فروید نیز اشاره کرده است، شاعران و نویسندگان در کندوکاو احوال انسان به ویژه تنشها و اضطرابهای روانی و کشف «ضمیر ناهشیار» بر روانشناسان فضل تقدم دارند.
سؤال اصلی تحقیق در این کتاب این است که فرافکنی و انواع آن چیست و جنبههای مختلف آن در مثنوی چگونه است. بررسی مثنوی با نگاهی فرافکنانه دریچههای نوینی از عظمت این اثر بزرگ عرفانی را به روی محققین و پژوهشگران میگشاید و گوشههایی دیگر از ژرفاندیشیهای عمیق مولانا را مینمایاند. مثنوی که بازتاب عوالم روحانی و ملکوتی مولوی است، بیشک برای نابسامانیهای روانی و مشکلات روحی انسانها تدابیری دربر دارد که پایه و اساس این کتاب نیز بر همین اصل استوار است.
فرافکنی در مثنوی مولوی فراوان به کار رفته است و شناخت فرافکنی در مثنوی ما را یاری میکند که اندیشههای مولانا را بهتر بشناسیم. فرافکنی در مثنوی ابعاد، شیوهها و گونههای مختلف دارد: گاهی مولوی فرافکنی را از زبان شخصیتهای حکایات بیان میکند، گاهی نیز فرافکنی از زبان خود مولوی است. چنانکه خود به این امر اذعان دارد و سرّ دلبران را در حدیث دیگران تعبیر میکند و گاهی نیز فرافکنی در مثنوی از زبان حیوانات و پرندگان است.
یکی از روشهای مولوی در بیان اندیشههای عرفانی و عاشقانه خود استفاده از شیوه فرافکنی است. یعنی «مولانا مطابق اسلوب خویش از هر یک از اجزای قصه قالبی یا بهانهای برای وصف احوال عاشقانه خود و مسائل عرفانی و فلسفی و دینی و اجتماعی ساخته و بازیافته است». به عبارت دیگر مولانا در مثنوی خوش میدارد که سرّ دلبران را در حدیث دیگران تعبیر کند. چنانکه در حکایت «وزیر مکراندیش» بسیاری از تعلیمات عرفانی و صوفیانه خود را از زبان وزیر بیان میکند.
کتاب شامل پنج فصل اصلی است: فصل اول به بررسی مفهوم فرافکنی میپردازد، فصل دوم فرافکنی در مثنوی را بررسی میکند، فصل سوم کانون فرافکنیهای مولوی را تحلیل مینماید، فصل چهارم به فرافکنی شخصیتهای حکایات در مثنوی اختصاص دارد و فصل پنجم عوامل و زمینههای فرافکنی در مثنوی را مورد بررسی قرار میدهد. کتاب با کتابنامه در صفحات 129-133 به پایان میرسد.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات