أساس الإقتباس

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    أساس الإقتباس
    أساس الإقتباس
    پدیدآورانحسینی، اختیارالدین بن غیاث‌الدین (نويسنده) جاد، ناصر محمدی محمد (محقق)
    ناشردار الآفاق العربية
    مکان نشرمصر - قاهره
    سال نشر1430ق - 2009م
    چاپ1
    شابک977-344-2640
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    /الف5 4460 PJA
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    أساس الاقتباس، اثر قاضی غیاث‌الدین حسینی (متوفی ۹۲۸ق)، مجموعه‌ای ارزشمند در فن اقتباس است.

    این کتاب، از جمله کتب تراث ادبی و بلاغی است که نویسنده آن اعتقاد دارد که: زیبایی عبارت و نیکویی اسلوب، از راه اقتباساتی میسر است که نویسنده از ناحیه نصوص قرآن کریم و سنت نبوی و امثال و حکم عرب، به‌علاوه اقتباس از شعر به‌کار می‌بندد. در این حالت، نویسنده یا گوینده از نصوص یادشده کمک می‌گیرد و از زیبایی موجود در آنها بهره می‌برد تا بر زیبایی عبارات خویش بیفزاید و عبارات وی دارای ویژگی بلاغت و استحکام شود؛ بنابراین، «اقتباس» ابزاری از ابزارهای نیکو نمودن نوشتار یا گفتار است[۱].

    ساختار

    کتاب، مشتمل است بر مقدمه تحقیق و متن تحقیق‌شده شامل: مقدمه مؤلف (تقدمة المؤلف)، سرآغاز (الافتتاح) و نُه بخش اصلی با عنوان «السطر» که هر سطر خود به فصل‌های متعددی تحت عنوان «الحرف» تقسیم می‌شود.

    سبک نگارش

    1. دسته‌بندی موضوعی و روشمند: مطالب کتاب بر اساس مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و سیاسی (مانند وفای به عهد، امانت، عدل و...) با نظمی دقیق چیده شده است[۲].
    2. تلفیق منابع دینی و ادبی: نویسنده در هر موضوع ابتدا آیات قرآن، سپس احادیث و در نهایت امثال و اشعار مرتبط را برای غنای مطلب ذکر می‌کند[۳].
    3. ایجاز و اختصار: شیوه نگارش مؤلف در ارائه مطالب بسیار موجز و به‌دور از اطاله کلام است تا کاربرد آموزشی آن حفظ شود[۴].

    اهمیت کتاب

    1. جامعیت در اقتباس: این اثر به‌عنوان یک گنجینه غنی، تمامی ابزارهای لازم برای یک خطیب یا نویسنده (آیه، حدیث، ضرب‌المثل و شعر) را در یک جا گرد آورده است.
    2. ارزش روش‌شناختی: کتاب، راهنمای عملی برای یادگیری صنعت اقتباس و چگونگی پیوند دادن متون مقدس با کلام منظوم و منثور است.

    گزارش محتوا

    محقق در مقدمه خود، به بررسی ابعاد فنی، تاریخی و روش‌شناختی اثر پرداخته و به این نکته اشاره کرده است که مؤلف، راهی ابداعی و بی‌سابقه را در تدوین این اثر پیموده است[۵]. شیوه او بدین صورت است که ابتدا موضوعی اخلاقی یا اجتماعی را برمی‌گزیند، سپس آیات مرتبط، احادیث، امثال و در نهایت اشعار را به‌ترتیب برای آن موضوع ذکر می‌کند[۶].

    • بخش (الافتتاح): این بخش، نخستین قسمت از متن اصلی کتاب است که مؤلف آن را به ستایش پروردگار، پیامبر(ص) و مبانی دین و اشاره به موضوع مطالب مطرح‌شده در کتاب اختصاص داده و شامل پنج کلمه است:

    الكلمة الأولی (در ثناء و تمجید باری‌تعالی): این بخش با آیات توحیدی (مانند سوره فاتحه و آیة الکرسی) آغاز می‌شود که بر عظمت، قدرت و صفات جمال و جلال خداوند دلالت دارند. در ادامه، احادیثی در فضیلت شکر و حمد الهی ذکر شده و با امثال و اشعاری نغز در باب ستایش خدا و ناتوانی بشر از درک کنه ذات او به پایان می‌رسد[۷].

    الكلمة الثانية (در فضیلت قرآن کریم): مؤلف، نصوصی را گرد آورده که قرآن را هدایت، شفا، نور و برهان معرفی می‌کنند. در بخش احادیث و امثال، قرآن به‌عنوان «دواء القلوب» و بهترین سخن توصیف شده است. امثال و اشعار این بخش نیز بر صراط مستقیم بودن، احسن الکلام بودن و برهان و نور مبین بودن کلام الهی و... تأکید دارند[۸].

    الكلمة الثالثة (در مدایح نبوی و صفات کمالی پیامبر(ص)): این بخش، شامل آیات و احادیث و امثال و اشعاری است که به مقام رسالت، خلق عظیم و رحمت بودن پیامبر(ص) برای جهانیان و... اشاره دارند[۹].

    الكلمة الرابعة (در ذکر خلفا، آل عبا و صحابه): مؤلف با آیه تطهیر و آیاتی در باب مودت ذی‌القربی و همراهی با پیامبر(ص) در غار، به جایگاه اهل‌بیت(ع) و صحابه می‌پردازد. احادیثی چون «مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح» و روایاتی در فضیلت اصحاب («أصحابي كالنجوم») و امثالی با مضمون شبیه بودن صحابه به اصحاب کهف و... و اشعاری با مضمون توسل به حب آل محمد و... در این بخش ذکر شده‌اند[۱۰].

    الكلمة الخامسة (در وصف علم و عالمان): در این بخش، آیاتی که بر برتری دانایان بر نادانان دلالت دارند (مانند «هل يستوي الذين يعلمون...») گردآوری شده است. در انتها، احادیث و امثال و اشعار فراوانی در مقام و عظمت علما و در مورد اینکه علم برترین ذخیره و زینت انسان است و مایه حیات قلب می‌گردد، ذکر شده است[۱۱].

    • السطر الأول: في ذكر السلاطين و الملوك العظام (در احوال پادشاهان و حاکمان) این بخش، گسترده‌ترین بخش کتاب است و شامل ۱۵ حرف (فصل) مجزا می‌باشد:
    1. مطالب مناسب با خلافت و القاب سلطانی: مؤلف در حرف اول، آیات و احادیث و امثال و اشعاری را در مورد جانشینی انسان در زمین و اعطای ملک از جانب خداوند، توصیف خلافت و سلطنت و... ذکر می‌کند[۱۲].
    2. نواب سلاطین و کارگزاران: حرف دوم به جایگاه وزیران، ارباب دولت و اصحاب مناصب اختصاص دارد. در این بخش، بر اهمیت انتخاب وزیران شایسته و مشاوران ناصح تأکید شده و با استفاده از روایات، وزیرِ نیکوکار را مایه اصلاح ملک می‌داند و...[۱۳].
    3. عدل و رفق با رعایا: در حرف سوم، نویسنده به ضرورت اجرای عدالت و مهربانی با توده مردم می‌پردازد. وی با اقتباس از آیات قرآن و احادیث، یک ساعت عدالت را برتر از سال‌ها عبادت معرفی کرده و عدل را مایه آبادی مملکت می‌شمارد[۱۴].
    4. نکوهش ظلم و بیداد: حرف چهارم به شآمت و عواقب وخیم ظلم اختصاص یافته است. نصوص گردآوری شده در این بخش، حاکمان را از دعای مظلوم برحذر داشته و فرجام ظالمان را ویرانی و هلاکت توصیف می‌کنند[۱۵].
    5. جهاد و شهادت: حرف پنجم به فضیلت جهاد در راه خدا، کرامت شهدا و برتری مجاهدان بر قاعدان (خانه‌نشینان) می‌پردازد[۱۶].
    6. حرمت خون مسلمان: در حرف ششم، مؤلف نصوصی را در نهی از قتل نفس و ریختن خون ناحق ذکر می‌کند تا مرز بین جهاد مشروع و خشونت نامشروع را تبیین کند[۱۷].
    7. مکر و حیله‌: حرف هفتم، در مورد نیرنگ است و در ضمن آن به روان‌شناسی جنگ و استفاده از تدبیر و حیله در نبرد نیز پرداخته شده است. حدیث معروف «الحرب خدعة» (جنگ، فریب است) مبنای این بحث قرار گرفته است[۱۸].
    8. حرف هشتم در وصف شجاعان، قلعه‌های مستحکم و اسلحه است. مؤلف در اینجا شجاعت را نه فقط در قدرت بدنی، بلکه در صبر و پایداری در لحظات سخت نبرد توصیف می‌کند[۱۹].
    9. هیبت، صلابت و خرابی: حرف نهم، به موضوع ترس و ابهت حاکمان و همچنین ویرانی‌های ناشی از جنگ و حوادث ناگواری چون غرق شدن یا استیصال دشمن می‌پردازد[۲۰].
    10. فرار و عدم ثبات قدم: حرف دهم، به نکوهش فرار از میدان نبرد و ضرورت پایداری اختصاص یافته است[۲۱].
    11. مکافات و انتقام: حرف یازدهم، به بحث قصاص، مجازات عادلانه و مکافات عمل در نظام سیاسی و قضایی می‌پردازد[۲۲].
    12. عداوت و دشمن‌شناسی: حرف دوازدهم، بر شناسایی دشمنان و عدم اعتماد به خصم تأکید دارد و نصوصی را در باب پرهیز از کینه و ضرورت هوشیاری در برابر بدخواهان ذکر می‌کند[۲۳].
    13. کتابت و رسائل: حرف سیزدهم، به اهمیت فن نگارش، مکاتبات دیپلماتیک و رسالت فرستادگان (سفرا) اختصاص دارد[۲۴].
    14. صلح و اصلاح ذات‌البین: حرف چهاردهم، به فضیلت آشتی دادن بین دو گروه از مؤمنان و برکات صلح اختصاص یافته است[۲۵].
    15. فتح و نصرت: حرف پانزدهم که پایان‌بخش، این سطر است، به موضوع پیروزی، فتح سرزمین‌ها و شکرگزاری پس از موفقیت می‌پردازد. مؤلف با استناد به نصوص، نصرت را تنها از جانب خداوند دانسته و بر لزوم تواضع حاکمان پس از پیروزی تأکید می‌کند[۲۶].
    • السطر الثاني: في القضايا السماوية و الحكم السبحانية (در امور آسمانی و احکام الهی): این سطر، بر مبانی توحیدی و تدبیر پروردگار در نظام هستی تمرکز داشته و شامل ۳ حرف (فصل) اصلی است:
    1. حرف اول: في الهداية و التوفيق (در بیان هدایت و توفیق الهی): در این فصل، مؤلف بر این نکته کلیدی تأکید می‌ورزد که رستگاری و راهیابی به صراط مستقیم تنها به اراده و لطف باری‌تعالی وابسته است[۲۷].
    2. حرف دوم: في القبض و البسط في الأرزاق (در قبض و بسط روزی‌ها): این فصل، به یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث کلامی و اجتماعی، یعنی چگونگی تقسیم ثروت و معیشت میان بندگان می‌پردازد و با استناد به آیاتی نظیر «اللَّهُ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشَاءُ وَ يقْدِرُ»، تبیین می‌شود که گسترش یا تنگی روزی بر اساس حکمت بالغه الهی است و نه صرفاً تلاش ظاهری افراد[۲۸].
    3. حرف سوم: في القضاء و القدر و الرضا و الحذر (در قضا، قدر، خشنودی و احتیاط): این فصل، به بررسی حتمیت اراده الهی و نسبت آن با تدبیر انسانی اختصاص یافته است. مؤلف با اقتباس از آیات محکمی چون «إِنِ الْحُكمُ إِلَّا لِلَّهِ»، بیان می‌کند که وقتی فرمان الهی صادر شود، هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد[۲۹].
    • السطر الثالث: في الأفعال المرضية و الأحوال الزكية:

    این بخش که به فضایل اخلاقی و رفتارهای پسندیده اختصاص دارد، شامل ۲۰ حرف (فصل) است که برخی از آنها عبارتند از:

    1. احسان و انفاق[۳۰].
    2. صبر در سختی‌ها[۳۱].
    3. شکر بر نعمت‌ها[۳۲].
    4. صدق و راستگویی[۳۳].
    5. وفای به عهد[۳۴].
    6. تفویض امور به خداوند و توکل[۳۵].
    7. توبه و استغفار و شفاعت و اعتذار[۳۶].
    8. عفو و گذشت[۳۷].
    9. حلم و مدارا[۳۸].
    10. تواضع و فروتنی[۳۹].
    11. حسن خلق و مروت[۴۰].
    12. باب حیاخطای یادکرد: برچسب تمام‌کنندهٔ </ref> برای برچسب <ref> پیدا نشد.
    13. مشورت[۴۱].
    14. حفظ اسرار[۴۲].
    15. غنیمت شمردن فرصت‌ها[۴۳].
    16. جِد و جهد در امور[۴۴].
    17. میانه‌روی و اقتصاد[۴۵].
    18. نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر[۴۶].
    • السطر الرابع: في الصفات الذميمة و السمات الوخيمة: این سطر در ۱۵ حرف، به تبیین رذایل اخلاقی می‌پردازد که برخی از آنها عبارت است از:
    1. دروغ و دروغگو[۴۷].
    2. خلف وعده[۴۸].
    3. نفاق و دورویی[۴۹].
    4. شک و گمان[۵۰].
    5. عجب و تکبر[۵۱].
    6. حسد و کینه[۵۲].
    7. بخل[۵۳].
    8. حرص و طول امل[۵۴].
    9. حماقت و جهالت[۵۵].
    10. شتاب‌زدگی (خفت و تعجیل)[۵۶].
    11. تنبلی و سستی[۵۷].
    12. خشم و غضب[۵۸].
    13. منت نهادن در احسان[۵۹].
    14. غیبت و هجو[۶۰].
    • السطر الخامس: في ذكر قرابة الأولاد و ما يليق بحال الإخوة و الأصحاب: این بخش در ۸ حرف، به ذکر مناسبات خانوادگی و پیوندهای اجتماعی، مثل: نیکی به والدین[۶۱]، مباحث مربوط به ازدواج و زنان[۶۲]، دوستان و همسایگان[۶۳]، آداب همنشینی[۶۴]، آیین دیدار و ضیافت[۶۵]، حقوق همسایه[۶۶]، قهر و عتاب میان دوستان و... اختصاص دارد.
    • السطر السادس: في ما يتعلق بالفصاحة و الفراسة و التدبير و الكياسة: این سطر در ۵ حرف، توانمندی‌های بیانی و ذهنی انسان را بررسی می‌کند:
    1. فصاحت و اصالت: در دو حرف نخست، مباحثی در باب فصاحت، بیان و ابزارهای نویسندگی (قلم) مطرح شده[۶۷] و تأکید شده است که شرافت به فضل و ادب است نه به نسب[۶۸].
    2. هوش و ظاهر: دو حرف بعدی، شامل مباحثی در مورد عقل، تدبیر و آینده‌نگری، گشاده‌رویی[۶۹] و وصف اعضای بدن است[۷۰]. در حرف آخر، موضوع فراست (شناخت باطن از طریق ظاهر) و تأثیر اعمال بر عاقبت افراد مطرح شده است[۷۱].
    • سطر هفتم در ۵ حرف، به پدیده‌های مکانی و جغرافیایی مانند سفر و وطن[۷۲] و طبیعت و آبادی[۷۳] اختصاص دارد.
    • سطر هشتم در ۱۰ حرف، به بیان احوال زمان و تحولات زندگی می‌پردازد و شامل مباحثی مانند لیل و نهار، ماه‌ها و فصول چهارگانه، تغییرات احوال (اقبال و ادبار) و موضوع زوال پس از کمال، گشایش پس از سختی، فقر و غنا، سلامت و بیماری و دوره‌های جوانی و پیری و مرگ و فوت می‌باشد[۷۴].
    • سطر پایانی نیز در ۴ حرف، به موضوعات متفرقه، مانند مباحث نجوم و فلکیات، تمایز حق و باطل و دیگر موضوعات پراکنده‌ای که در سطور قبلی ذکر نشده‌اند، اختصاص دارد[۷۵]. در حرف چهارم این سطر، مؤلف به معرفی کتاب‌های مشهور و اصطلاحات علمی که برای به‌کارگیری در صنعت اقتباس ضروری هستند، پرداخته است[۷۶].

    پانویس

    1. ر.ک: مقدمه تحقیق، ص5
    2. ر.ک: همان، ص9
    3. ر.ک: همان، ص9-10
    4. ر.ک: همان، ص10
    5. ر.ک: همان، ص8
    6. ر.ک: همان، ص9-10
    7. ر.ک: متن کتاب، ص43-47
    8. ر.ک: همان، ص48-50
    9. ر.ک: همان، ص51-56
    10. ر.ک: همان، ص57-60
    11. ر.ک: همان، ص61-65
    12. ر.ک: همان، ص69-74
    13. ر.ک: همان، ص75-77
    14. ر.ک: همان، ص80-81
    15. ر.ک: همان، ص84-88
    16. ر.ک: همان، ص89-90
    17. ر.ک: همان، ص93-94
    18. ر.ک: همان، ص95-96
    19. ر.ک: همان، ص98-100
    20. ر.ک: همان، ص103-106
    21. ر.ک: همان، ص108-109
    22. ر.ک: همان، ص111-112
    23. ر.ک: همان، ص114-115
    24. ر.ک: همان، ص118-119
    25. ر.ک: همان، ص120-121
    26. ر.ک: همان، ص123-126
    27. ر.ک: همان، ص131-132
    28. ر.ک: همان، ص133
    29. ر.ک: همان، ص137
    30. ر.ک: همان، ص143
    31. ر.ک: همان، ص148
    32. ر.ک: همان، ص155
    33. ر.ک: همان، ص159
    34. ر.ک: همان، ص163
    35. ر.ک: همان، ص167
    36. ر.ک: همان، ص170
    37. ر.ک: همان، ص175
    38. ر.ک: همان، ص182
    39. ر.ک: همان، ص186
    40. ر.ک: همان، ص192
    41. ر.ک: همان، ص207
    42. ر.ک: همان، ص211
    43. ر.ک: همان، ص215
    44. ر.ک: همان، ص217
    45. ر.ک: همان، ص220
    46. ر.ک: همان، ص223
    47. ر.ک: همان، ص229
    48. ر.ک: همان، ص231
    49. ر.ک: همان، ص235
    50. ر.ک: همان، ص262
    51. ر.ک: همان، ص238
    52. ر.ک: همان، ص241
    53. ر.ک: همان، ص244
    54. ر.ک: همان، ص251
    55. ر.ک: همان، ص254
    56. ر.ک: همان، ص257
    57. ر.ک: همان، ص260
    58. ر.ک: همان، ص265
    59. ر.ک: همان، ص267
    60. ر.ک: همان، ص269
    61. ر.ک: همان، ص275
    62. ر.ک: همان، ص286
    63. ر.ک: همان، ص290
    64. ر.ک: همان، ص294
    65. ر.ک: همان، ص297
    66. ر.ک: همان، ص302
    67. ر.ک: همان، ص311
    68. ر.ک: همان، ص317
    69. ر.ک: همان، ص320
    70. ر.ک: همان، ص326
    71. ر.ک: همان، ص331
    72. ر.ک: همان، ص337-347
    73. ر.ک: همان، ص349-354
    74. ر.ک: همان، ص357-392
    75. ر.ک: همان، ص400-404
    76. ر.ک: همان، ص417

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.


    وابسته‌ها