گوشهای از روانشناسی اسلامی
| روانشناسی اسلامی | |
|---|---|
| پدیدآوران | یزدی، محمد (نويسنده) |
| عنوانهای دیگر | گوشه ای از روانشناسی اسلامی |
| ناشر | کانون انتشارات ناصر |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1359ش |
| چاپ | 1 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ی4ر9 232/65 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
گوشهای از روانشناسی اسلامی، تألیف محمد یزدی، در ارائه اصول بنیادین روانشناسی بر مبنای تعالیم اسلامی و دیدگاه توحیدی است.
انگیزه نگارش
هدف این کتاب آن است که با تبیین مقررات و قوانین الهی که در اساس نظام آفرینش نهاده شده است، بخشهایی از آن را که تشکیلدهنده نظامهای روانی هستند، شرح دهد و نقش اسلام را در تضمین سعادت و نیکبختی بشر در ابعاد فردی و اجتماعی بیان کند. این روانشناسی، که به توصیف رفتار و حالات روانی انسان میپردازد، دانشی است که برای اصلاح و تنظیم انحرافات روانی و تأمین سلامت روح و جان ضروری است.
ساختار
این کتاب، شامل یک پیشگفتار و شش بخش اصلی است.
گزارش محتوا
پیشگفتار: نویسنده، توضیح داده است که گرچه در یک نگاه سطحی تصور میشود که روانشناسی یک دانش جدید است و در علوم و معارف اسلامی اصلا ستونی برای این موضوع زندگیساز باز نشده، ولی با دقت در متون و منابع اصیل اسلامی، تصدیق خواهیم کرد که اساس تمام بحثهای روانشناسی در تعالیم اسلامی وجود دارد[۱].
نظام روانی در آفرینش: کتاب بر این اصل تأکید میورزد که تمام هستی، از جمله زندگی انسان، تحت حاکمیت مقررات و قوانین کلی و تخلفناپذیر آفرینش قرار دارد. شناخت و بهرهبرداری صحیح از این قوانین (نوامیس طبیعت) مانند تأثیر نور، حرارت، آب، هوا، جاذبه و قانون علیت، برای زندگی انسان حیاتی است. روانشناسی اسلامی نیز بر این بنیان استوار است که مقررات و قوانین روانی انسانها باید هماهنگ با این نظام کلی باشند. نظامات روانی، که از اراده الهی سرچشمه میگیرند، مجرای خوشبختی و سعادتبخشی انسان هستند و سلامت تن و روان، به رعایت و احترام به این مقررات بستگی دارد. غفلت و بیاعتنایی نسبت به قوانین روانی میتواند منجر به بیماری و انحراف گردد[۲].
غریزه و کنترل آن: دستگاه آفرینش یک عامل فطری و طبیعی و نیروی خودکاری را که احتیاج به هیچگونه تعلیم و تمرین ندارد، در محیط درونی زندگی جانداران قرار داده که غریزه نام دارد. غرایز، ریشه تمام فعالیتهای انسان بوده و برای تأمین نیازهای طبیعی و بقا طراحی شدهاند و اصول آنها در همه افراد وجود دارد، هرچند شدت و ضعف دارند. این غرایز از نظر نظام کلی آفرینش، پسندیده و زیبا هستند. بااینحال، انسان باید این غرایز را توسط ادراک، فهم، تربیت و تصمیم، کنترل کند. دین بهعنوان بهترین عامل، ابزار هدایت و کنترل غرایز است تا انسان بتواند آنها را بهطور کامل و عادلانه در راه پیشرفت بهکار گیرد. کنترل دقیق غرایز، بهویژه غرایز ریشهدار مانند غریزه جنسی و شهوت، تنها با ایمان به مقررات آسمانی و اعتقاد به پاداش ممکن است[۳].
خوددوستی: غریزه خوددوستی (حب بذات)، که یکی از غرایز خدادادی است، در وجود آدمی قرار دارد و تمام فعالیتهای انسانها از آن سرچشمه میگیرد. بخشی از این غریزه بهصورت شهوت و بخش دیگر بهصورت غضب است. هسته مرکزی خوددوستی از همان روزهای اول زندگی شروع میشود و هدف آن حفظ منافع و بقای خود است. کتاب تأکید میکند که بهترین مقیاس در زندگی اجتماعی، خود انسان است؛ یعنی هرکس باید تنها خود را وسیله سنجش نیکی و بدی قرار دهد. بر اساس تعالیم اسلامی، این اصل مطرح است که آنچه را برای خود میخواهی و دوست داری، برای دیگران نیز بخواه و آنچه را برای خودت نمیپسندی، برای دیگران نیز مکروه بدار. مسئله مهم دیگر، انتظار بیجا از دیگران است که ناشی از عدم تربیت صحیح و تکیه بر دیگران است. افراد سالم و موفق انتظارات کمتری دارند[۴].
شخصیت: قسمت عمده مسائل تربیتی و اساس آموزش و پرورش را نظامهای روانی، که سازنده شخصیت افراد است، بهعهده دارند و هرچه بیشتر مورد توجه قرار گیرند، موفقیت زیادتر خواهد بود.
هر موجود زندهای علاقه به حیات و زندگی خود دارد. احساس شخصیت انسان به این معنی است که او باید برای خود ارزش و احترام قائل باشد و از طرف دیگر انتظار دارد دیگران نیز به او احترام بگذارند. در مکتب اسلام، لازم است به همه بندگان خدا احترام گذاشت و حتی به کوچکترین موجودات نیز به چشم حقارت و کوچکی نگاه نکرد.
به فرمایش امام علی(ع) برای مؤدب ساختن خویشتن، رعایت همین یک دستور کافی است که از آنچه دیگران با او، تو را ناراحت میکنند، پرهیز کنی. بهاندازه شخصیت افراد، آنها را احترام کنید. ستودن و تعریف کردن دیگران بیش از آنچه شایسته آن هستند، تملق و چاپلوسی بوده و کمتر از آن دلیل ناتوانی و حسد است[۵].
تردید، تهور، ترس: تردید (شک و توقف)، پرهیز از انجام عملی است که فرد از زیان آن میترسد. این حالت، ناشی از ضعف اراده است که مانع از تصمیمگیری به موقع میشود. تهور و بیباکی در مقابل، به معنای عمل بدون فکر و مطالعه و نسنجیده است و عامل زیانبخش روانی محسوب میشود. ترس نیز، حالتی است که در اثر ضعف اراده و شکست، انسان را از میدان فعالیتهای زندگی بازمیدارد. برای غلبه بر این حالات، باید از راه تربیت و عمل، با شتابزدگی مقابله کرده، با تمرین، اراده را تقویت کرده و تصمیمهای قاطع گرفت. تصمیم باید بادقت، بدون شتاب و عجله اتخاذ شود[۶].
شجاعت و عدالت: شجاعت به معنای قهرمانی در جنگ نیست، بلکه به معنای اعتدال روحی است؛ شجاع کسی است که برای انجام عملی پس از دقت و مطالعه بدون تهور و بیباکی، بیم و ترس را کنار گذارده و وارد کار شود. عدالت و میانهروی، اصلی کلی است که در تمام شئون زندگی انسان جریان دارد. انسان عادل کسی است که در تأمین نیازهای خود، نه افراط کند و نه تفریط. حتی در عبادت نیز باید میانهروی را رعایت کرد و از افراط و زیادهروی اجتناب نمود. میانهروی و اعتدال که در روح آدمی بهصورت یک صفت و حالت ثابتی پیدا میشود، پس از آنکه برای خود جا باز کرده و ریشه گرفت، بهعنوان عدالت خوانده میشود[۷].
پانویس
منابع مقاله
پیشگفتار و متن کتاب.