اختر، احمد بن فرامرز

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    اختر، احمد بيک‌ گرجى‌ ‌
    NUR00000.jpg
    نام کاملاحمد بيک‌ گرجى‌؛
    نام‌های دیگراختر، احمد بيک‌ گرجى، احمد بن فرامرز، احمد گرجی نژاد تبریزی‌؛ احمد گرجی‌نژاد تبریزی مولد
    لقب
    تخلصاختر؛
    نسبگرجی؛
    نام پدرفرامرز بیک گرجی؛
    محل تولدتبریز (به روایت خودش) یا اصفهان (به روایت بسمل شیرازی)؛، ایران؛
    محل زندگیایران؛
    رحلت1232ق‌/1817م‌؛
    مدفناصفهان؛
    خویشاوندانمحمد باقر بيگ (نشاطی)؛
    دیناسلام؛
    مذهب
    پیشهشاعر، تذکره‌نويس‌، خطاط؛
    اطلاعات علمی
    درجه علمیشاعر، تذکره‌نويس‌، خطاط؛
    علایق پژوهشیشعر و تذکره‌نویسی
    مشایخ
    معاصرین‌لطفعلى‌ خان زند، سليمان‌ خان‌ قاجار، محمد فاضل‌ خان‌ گروسى‌؛ ‌
    شاگردانجلالى‌، قضايى‌، صفايى‌، وامق؛
    برخی آثار1- تذکره انجمن‌ آرا (تذکره اختر)، 2- دیوان‌؛

    اَخْتَر، احمد بيک‌ گرجى‌ (د 1232ق‌/1817م‌)، شاعر، تذکره‌نويس‌، خطاط و ستايشگر لطفعلى‌ خان‌ زند و فتحعلى‌ شاه‌ قاجار. وی شاعری شعرشناس و در نثر و نظم ماهر بود و خط شكسته را خوب مینوشت. مهمترین اثر او تذکرۀ انجمن آرا (تذکرۀ اختر) است که ناتمام ماند و بعدها توسط فاضل خان گروسی با نام انجمن خاقان تکمیل شد

    نسب

    پدر اختر، فرامرز بيک از خدمتگزاران معتبر دولت زنديه و مادرش از بازماندگان حسن پاشای ترکمان بود . اجداد او از نژاد ترکان گرجستان و در شمار غلامان صفويه بودند . بر اساس برخی منابع، خاندان او از طایفه ساکی (از والیان لرستان) بودند که در پی لشکرکشی‌های نادرشاه به گرجستان، در آن سرزمین ماندگار شدند


    ولادت

    اختر چنانکه خود مى‌نويسد، در تبريز زاده شد، ولى بسمل شيرازی که با وی سابقه همنشينى داشته، اصفهان را مولد او دانسته است . برخی منابع دیگر نیز اصفهان را محل تولد او ذکر کرده‌اند ..


    ارتباط با حاکم زندیه

    دوران رشدش در شيراز و اصفهان سپری شد و در جوانى به خدمت آخرين حاکم زنديه، لطفعلى خان درآمد و تا انقراض خاندان زنديه به دست آقا محمد خان قاجار با آنان ارتباط داشت .

    اختر تا بر تخت نشستن فتحعلى شاه از دستگاه حکومت دور بود و در خراسان به انزوا به سر مى‌برد. در اوایل دولت قاجاریه به سبب تهمتی به خراسان گریخت تا آنکه به پايمردی سليمان خان قاجار (متصدی آذربایجان و متخلص به «عزت») ، و سرودن چکامه‌ای در ستايش شاه، بخشوده شد و به خدمت سليمان خان درآمد. فتحعلی شاه پس از شنیدن قصیده او وی را ستود و گفت: «قصیدهٔ تو بکر و تازه است و لهذا در خور انعام بی‌اندازه، خودت را به خودت بخشیدم».

    وفات

    سرانجام‌، وی پس‌ از گشت‌ و گذار بسيار در اصفهان‌ مقيم‌ شد و همانجا درگذشت‌.

    شاعر، خطاط

    اختر شاعری شعر شناس‌ و در نثر و نظم‌ ماهر بود و خط شکسته‌ را خوب‌ مى‌نوشت‌.[۱]

    آثار

    تذکره انجمن آرا (تذکره اختر)

    اين تذکره که نتيجه سفر اختر به اصفهان، شيراز، يزد، تهران، خراسان و نشست و برخاست وی با شاعران است، مشتمل بر زندگى‌نامه 129 شاعر هم‌عصر او و بررسى و گزينش برخى از آثار آنان است . وی ضمن معرفى هر شاعر، ويژگی‌های هنری او را در زمينه خوش‌نويسى، تذهيب و موسيقى يادآور مى‌شود. اختر در اين تذکره که آن را هنگام اقامت در اصفهان تأليف کرده، به شاعران اصفهان و شيراز بيش از سخنوران ديگر شهرها پرداخته است .

    تاريخ تأليف اين تذکره به درستى روشن نيست. به گفته خود مؤلف، وی در 1225ق به فکر تأليف اين تذکره افتاده بود و در 1227ق قصد داشته نسخه‌ای از آن را به فتحعلى شاه تقديم کند.

    با مرگ اختر در 1232ق، اين تذکره ناتمام ماند. برادرش محمد باقر بيگ متخلص به نشاطى که خود نيز شاعر بود ، براى تكميل آن به تهران آمد و با عرضه كتاب به چند تن از درباريان از جمله محمد فاضل خان گروسى، توانست نظر فتحعلى شاه را نسبت به اتمام آن جلب كند، اما با درگذشت نشاطى (در 1234ق) ، تذکره همچنان ناتمام ماند. تکميل آن به امر فتحعلى شاه به فاضل خان گروسى سپرده شد . گروسى با اعتماد به نوشته‌های انجمن آرا به ادامه کار پرداخت و با افزودن بخش‌هايى از زندگى‌نامه فتحعلى شاه و برخى از شاهزادگان قاجار، شمار زندگى‌نامه‌ها را به 176 رساند و عنوان انجمن خاقان بر آن نهاد. او با آنکه در تدوين اين اثر از دست‌نوشته‌های اختر و نشاطى بهره کافى گرفته، نسبت بى‌دانشى به آن دو داده، و آنان را فاقد «پايه و مايه» کافى براى «فهم کلام معاصرين» دانسته است. تذکره انجمن آرا سرانجام در 1343ش، با استفاده از دست‌نوشته نشاطى (نسخه دوم)، در تبريز، به کوشش عبدالرسول خيامپور با نام تذکره اختر به چاپ رسيد.

    ديوان

    اين کتاب که شامل قصايد، رباعيات، ترکيب‌بند، ساقى‌نامه و هزليات اوست، هنوز به چاپ نرسيده، و به صورت دست‌نوشته در کتابخانه ملى ملک به شماره 4928 موجود است . تنها بخشى از ساقى‌نامه آن در 1359ش، همراه با تذکره پيمانه، به کوشش احمد گلچين معانى در مشهد به چاپ رسيده است.[۲]. از جمله اشعار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    من در سماع از این که حدیث تو می‌رودناصح در این که گوشم به پند اوست
    ای به هوای رخت رسته گل از خارهاداده گل عارضت رونق گلزارها
    سختی دوران بسی دیدهام اما همانهجر تو دشوارتر از همه دشوارها

    پانویس

    1. ر.ک: مهدوی، سیدمصلح‌الدین، ج1، ص445
    2. يغمايى‌، پيرايه‌، ‌ج7، ص163

    منابع مقاله

    • يغمايى‌، پيرايه‌، دائر‌ةالمعارف بزرگ اسلامی زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377.
    • مهدوی، سید مصلح‌الدین، «اعلام اصفهان»، سازمان فرهنگی - تفریحی شهرداری اصفهان، اصفهان، چاپ اول، 1387ش.


    وابسته‌ها