حقوق اجتماعی و سیاسی انسان در اسلام

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    حقوق اجتماعی و سیاسی انسان در اسلام
    حقوق اجتماعی و سیاسی انسان در اسلام
    پدیدآورانفنی اصل، عباس (نويسنده) اسعدی، سیدحسن (ویراستار)
    ناشرافغانستان اکادیمی. انجمن تاریخ و ادب
    مکان نشرایران - تهران ** ایران - مشهد مقدس
    سال نشر1389ش
    چاپ1
    موضوعحقوق بشر (اسلام)
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    حقوق اجتماعی و سیاسی انسان در اسلام، اثر عباس فنى اصل (متولد ۱۳۴۷ش)، به بررسی مبانی و ویژگی‌های نظام حقوقی اسلام می‌پردازد و حقوق اجتماعی و سیاسی انسان را در پرتو آموزه‌های اسلامی تحلیل می‌کند. هدف اصلی آن، مقایسه دیدگاه اسلام با سایر مکاتب حقوقی در مورد مفاهیم کلیدی چون آزادی، عدالت و روابط بین‌الملل است.

    ساختار

    کتاب در یک مقدمه، هفت فصل اصلی و یک خاتمه تدوین شده است.

    گزارش محتوا

    فصل اول (مفاهیم اولیه و کلیات): این فصل، به بررسی مفاهیم بنیادین مانند انسان، اجتماع، قانون و ضرورت وجود قانون می‌پردازد و مفهوم حق و منشأ آن را واکاوی می‌کند. در بخش تعریف حق، معانی لغوی (مانند ثبوت و تحقق) و اصطلاحی حق (شامل حقیقی و اعتباری) و همچنین انواع حق (حق الله و حق الناس، حق مالی و حق غیر مالی، حق تکوینی و حق تشریعی) تشریح شده‌اند[۱]. سپس، منشأ و خاستگاه حق با طرح و نقد چهار نظریه اصلی (قراردادگرایی و پوزیتیویسم، طبیعت‌گرایی، عقل‌گرایی و خداگرایی) بررسی می‌گردد[۲].

    فصل دوم (مبانی و ویژگی‌های نظام حقوقی اسلام در مقایسه با سایر نظام‌ها): در این فصل، مباحثی همچون: مبانی حقوق اسلامی، مکتب حقوق فطری یا طبیعی، مکتب مادی و تحققی، عدالت مبنای حقوق و جایگاه عدالت در نظام حقوقی اسلام بیان شده است[۳]. همچنین، دیدگاه اسلام در خصوص حقوق وضعی و حقوق طبیعی مورد مقایسه قرار گرفته و نسبت حق فرد و جامعه در دیدگاه اسلام، که تقدم مصلحت جمع بر فرد نیست و حقوق فردی و جمعی هر دو از اولویت برخوردارند، تبیین می‌شود[۴]. در ادامه، رابطه متقابل حق و تکلیف (تعهد) از منظر اسلام مورد بررسی قرار می‌گیرد و اسلام برخلاف برخی دیدگاه‌ها، این رابطه را رابطه‌ای متضاد نمی‌داند، بلکه انسان را در قبال خداوند متعال و جامعه دارای تکلیف و درعین‌حال صاحب حق می‌شمارد[۵]. بخش پایانی این فصل، به مفهوم و انواع آزادی (مانند آزادی معنوی، اجتماعی و سیاسی) و مبانی آن در اسلام اختصاص یافته است[۶].

    فصل سوم (حقوق مدنی و اجتماعی در اسلام): این فصل، با حق حیات، تکامل و پیشرفت انسان شروع می‌شود و در ذیل آن، مباحثی همچون دفاع عملی اسلام از حق حیات و حق حیات مطلق است نه مقید مطرح می‌گردد[۷]. سپس، آزادی فکر و عقیده به‌مثابه یکی از طبیعی‌ترین و اصلی‌ترین حقوق انسان بررسی می‌شود. اسلام، آزادی تفکر را تأیید کرده، اما آزادی عقیده را مشروط به عدم تعرض و توهین می‌داند و بر این اصل تأکید می‌کند که در عقیده اجبار نیست[۸]. در ادامه، آزادی بیان و قلم، به‌عنوان یکی دیگر از آزادی‌های مدنی و اجتماعی مطرح می‌شود که مشروط به عدم ایجاد فساد و تفرقه در جامعه است. حق انتخاب شغل و مسکن از جمله دیگر حقوق مدنی و اجتماعی است که مورد بررسی قرار گرفته است[۹]. نویسنده در نهایت، حق عدالت اجتماعی را مطرح می‌کند و ضمن بیان اهمیت و ضرورت آن در اسلام، به نقد برداشت‌های سوسیالیستی و سرمایه‌داری از عدالت اجتماعی می‌پردازد و برداشت اسلامی را مطرح می‌سازد که حق هیچ‌یک از افراد یا جامعه فدای دیگری نمی‌شود[۱۰].

    فصل چهارم (حقوق سیاسی): این فصل، به حقوق سیاسی شامل حق مشارکت در امور سیاسی و حق نظارت عمومی و حق حاکمیت ملی می‌پردازد. حق مشارکت سیاسی به معنای دخالت فرد در نظام سیاسی و اعمال نظارت بر عملکرد مسئولان است، که در اسلام دارای جایگاه و ارزشی والا شمرده می‌شود[۱۱]. سپس حق نظارت عمومی[۱۲] و حق حاکمیت ملی (حق مالکیت از آن طبقه خاص، حق حاکمیت انحصاری ملی و حق حاکمیت ملی از جانب خداوند) بررسی می‌شود و دیدگاه اسلام که حاکمیت را از آن خداوند می‌داند و مردم را جانشین خدا در این حاکمیت معرفی می‌کند، تبیین می‌گردد[۱۳].

    فصل پنجم (حقوق زن): این فصل، به جایگاه و تفاوت‌های حقوقی زن و مرد در اسلام اختصاص دارد. تفاوت‌های حقوقی بین زن و مرد در اسلام ریشه در تفاوت‌های طبیعی، ذاتی و وظایف آنان دارد که برای دستیابی به سعادت و کمال جامعه ضروری است؛ این تفاوت‌ها لزوماً به‌ معنای عدم تساوی در حقوق ذاتی و انسانی نیست[۱۴]. همچنین، این بخش به پدیده فمینیسم و عامل پیدایش آن در غرب و نقد نظریه تفاوت حقوق زن و مرد در غرب و دیدگاه اسلام درباره آن می‌پردازد[۱۵].

    فصل ششم (حقوق اقلیت‌ها در اسلام): این فصل، حقوق اقلیت‌های دینی در جامعه اسلامی را بررسی می‌کند. اقلیت‌ها به گروه‌های غیر مسلمانی اطلاق می‌شود که دارای دین آسمانی دیگری هستند. دیدگاه اسلام بر کرامت ذاتی انسان و رعایت حقوق اقلیت‌ها تأکید دارد و حکومت اسلامی موظف به تأمین امنیت و آسایش آن‌ها و حمایت از جان و مالشان است[۱۶]. حقوق اقلیت‌ها در اسلام شامل حق آزادی عقیده (مشروط به عدم شرک)[۱۷]، حق آزادی بیان (مشروط به عدم توهین)[۱۸]، حق امنیت (حمایت در مقابل هرگونه تعرض و آزار)[۱۹] و حق برخورداری از عدالت اجتماعی است[۲۰].

    فصل هفتم (حقوق و روابط بین‌الملل): این فصل به دلایل اهمیت و ضرورت برقراری روابط بین‌المللی در اسلام می‌پردازد، که ناشی از اجتماعی بودن انسان و رسالت جهانی اسلام است[۲۱]. در ادامه، تلاش‌های پیامبر اسلام(ص) برای ایجاد روابط سالم بین‌المللی و توفیق اسلام در این زمینه مورد بررسی قرار می‌گیرد[۲۲]. مسائل مهم حقوق بین‌الملل از دیدگاه اسلام شامل به رسمیت شناختن کشورها (تقسیم جهان به دارالاسلام و دارالکفر)، انواع دارالکفر (دارالصلح و دارالحرب) و نحوه روابط با هریک است[۲۳].

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص19-24
    2. ر.ک: همان، ص25-31
    3. ر.ک: همان، ص33-37
    4. ر.ک: همان، ص38-45
    5. ر.ک: همان، ص45-49
    6. ر.ک: همان، ص50-57
    7. ر.ک: همان، ص60-62
    8. ر.ک: همان، ص63-69
    9. ر.ک: همان، ص70-76
    10. ر.ک: همان، ص77-82
    11. ر.ک: همان، ص86-88
    12. ر.ک: همان، ص88
    13. ر.ک: همان، ص90-93
    14. ر.ک: همان، ص95-100
    15. ر.ک: همان، ص101-106
    16. ر.ک: همان، ص111
    17. ر.ک: همان، ص112
    18. ر.ک: همان، ص113
    19. ر.ک: همان، ص114
    20. ر.ک: همان، ص115
    21. ر.ک: همان، ص117-118
    22. ر.ک: همان، ص118-120
    23. ر.ک: همان، ص121-123

    منابع مقاله

    متن کتاب.

    وابسته‌ها