نقش شیعه در پزشکی
| نقش شیعه در پزشکی | |
|---|---|
| پدیدآوران | واشیان، عباسعلی (نويسنده)
کنگره بینالمللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی علوم طبیعی (زير نظر) مکارم شیرازی، ناصر ( اشراف) |
| ناشر | انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1397ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-533-280-6 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
نقش شیعه در علوم پزشکی، اثر عباسعلی واشیان (معاصر)، زیر نظر گروه علمی علوم طبیعی، کتابی است در بررسی نقش شیعه در حوزههای پزشکی و داروسازی که هدف کلی آن، شناساندن پزشکان، مؤلفان و داروسازان شیعه و بررسی بیمارستانهای ساختهشده توسط ایشان و کتب طبی و داروسازی آنها در طول تاریخ اسلام است.
ساختار
کتاب، مشتمل است بر: مقدمه آیتالله مکارم شیرازی، مقدمه دبیر کنگره بینالمللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و چهار فصل اصلی.
گزارش محتوا
در مقدمه آیتالله مکارم شیرازی، از معجزه علمی پیامبر اسلام(ص)، اهمیت علم و عالم در اسلام، نقش برجسته امیرالمؤمنین علی(ع) در نشر علوم، نقش پیروان آن حضرت در گسترش و تحقیق علوم اسلامی و غیر اسلامی، بیان «علومی که با همت دانشمندان شیعه، پس از پیدایش، گسترش و توسعه یافت، در سه بخش» و... سخن رفته است[۱].
در مقدمه دبیر کنگره، به بیان تاریخچه و اهداف کنگره، سیاستها و راهبردها و محورهای آن و...، پرداخته شده است[۲].
فصل اول با عنوان "کلیات"، ابتدا به تعریف مفاهیم بنیادی میپردازد؛ «شیعه» به گروهی از مسلمانان گفته میشود که پیرو حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) هستند. بر این اساس شیعه دوازدهامامی تنها یکی از فرقههای مهم شیعه است و شامل فرق دیگر نظیر زیدیه و اسماعیلیه میشود[۳]. «پزشک» که ریشه در زبان پهلوی دارد، به معنای کسی است که به درد بیماران رسیدگی کند و به تدبیر و دارو، شفا بخشد. علوم پزشکی، علومی دارای دو جنبه نظری و عملی (کاربردی) است[۴]. همچنین، این فصل به تعریف «طب» و «تفاوت طب نظری و طب عملی» میپردازد. «آثار طبی»، شامل کتابهای مهم پزشکی، نظریات تحولآفرین در علم طب و تربیت شاگردان برجسته طبی و تأسیس و اداره درمانگاه و بیمارستانهای مهم برای مداوای بیماران نیز در این فصل ذکر شده است[۵].
فصل دوم، به معرفی «پزشکان، مؤلفان و داروسازان شیعه» از قرن اول تا چهاردهم هجری میپردازد؛ در قرن اول، افرادی که در موضوع طب فعالیت داشتند، بیشتر به پیروی از پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)، از صحابی و تابعین، همچنین انصار و مهاجرین بودهاند[۶]. در قرن دوم هجری، شاگردان برجسته ائمه معصومین(ع)، مانند جابر بن حیان (متوفی ۱۹۴ق)، فعالیتهای درخشانی در زمینه طب و علم دارو داشتند[۷]. از شخصیتهای قرن سوم میتوان به ابوزید بلخی (متوفی ۳۲۲ق) اشاره کرد[۸] و از قرن چهارم به محمد بن زکریای رازی (متوفی ۳۱۳ق) که آثار شاخصی چون «الحاوي الكبير» را تألیف کرد[۹]. در قرن پنجم هجری، ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا (متوفی ۴۲7ق)، صاحب کتاب «القانون في الطب»[۱۰] و ابوالفرج علی بن الحسین هندو (متوفی ۴۲۰ق)، معرفی شدهاند[۱۱] و اسماعیل بن حسن جرجانی (متوفی 531ق) از چهرههای قرن ششم است[۱۲]. خواجه نصیرالدین طوسی و نجیبالدین سمرقندی از اندیشمندان شیعه در قرن هفتم ذکر شدهاند[۱۳]. همچنین، حکیم شفایی (متوفی 964ق) در قرن دهم[۱۴] و حکیم سید علوی خان[۱۵] در قرن دوازدهم، از جمله پزشکان و داروسازان شیعه معرفی شدهاند.
فصل سوم با عنوان «معرفی بیمارستانهای ساختهشده توسط شیعه»، ابتدا به سابقه تأسیس بیمارستانها در اوایل حکومت اسلامی اشاره میکند. از ویژگیهای بیمارستانها در این دوران، انطباق در ارائه خدمات درمانی و مراقبتی، هزینههای درمان و مراقبت در بیمارستانها، روح مساوات در ارائه خدمات درمانی و مراقبتی و همچنین آموزش در بیمارستان بوده است[۱۶]. بیمارستان عضدی بغداد (قرن چهارم هجری)، که توسط عضدالدوله دیلمی ساخته شد[۱۷] و بیمارستان امام رضا(ع) در مشهد (تأسیسشده در عصر صفوی)، از جمله بیمارستانهای مهمی هستند که توسط شیعیان ایجاد، توسعه و پشتیبانی شدهاند[۱۸]. بیمارستانهای دیگری نیز در شهرهایی چون ری، شیراز، تبریز و همدان فعال بودهاند[۱۹].
فصل چهارم، با عنوان «معرفی کتابهای طبی و داروسازی شیعه»، به بررسی و فهرستنویسی آثار مکتوب شیعیان در حوزه علوم پزشکی اختصاص دارد. در این فصل، ابتدا سابقه آثار طبی در اسلام بررسی شده[۲۰] و سپس، ضمن اشاره به آسیبهای فهرستنویسی نسخ خطی علوم پزشکی[۲۱]، فهرستی از آثار علوم پزشکی شیعیان ارائه گردیده[۲۲] و در پایان، به تحلیل تألیفات طبی در اعصار مختلف[۲۳] و موضوعشناسی تألیفات طبی[۲۴]، پرداخته شده است.
پانویس
- ↑ ر.ک: مقدمه نخست، ص11-12
- ↑ ر.ک: مقدمه دوم، ص13-16
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص25
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان، ص26-27
- ↑ ر.ک: همان، ص32
- ↑ ر.ک: همان، ص34
- ↑ ر.ک: همان، ص37
- ↑ ر.ک: همان، ص41-42
- ↑ ر.ک: همان، ص56
- ↑ ر.ک: همان، ص58
- ↑ ر.ک: همان، ص67
- ↑ ر.ک: همان، ص74-75
- ↑ ر.ک: همان، ص79
- ↑ ر.ک: همان، ص120
- ↑ ر.ک: همان، ص171-174
- ↑ ر.ک: همان، ص175
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان، ص175-180
- ↑ ر.ک: همان، ص183
- ↑ ر.ک: همان، ص186
- ↑ ر.ک: همان، ص188
- ↑ ر.ک: همان، ص231
- ↑ ر.ک: همان، ص234
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.