اسلام در هند

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    اسلام در هند
    اسلام در هند
    پدیدآورانموحدی، محمدرضا (نويسنده)
    ناشرمرکز بين‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)
    مکان نشرایران - قم
    سال نشر1390ش - 1432ق
    چاپ1
    شابک978-964-195-504-7
    موضوعاسلام - هند - تاریخ
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    /م8الف5 16/7 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    اسلام در هند، اثر محمدرضا موحدی (معاصر)، کتابی است در بررسی جغرافیای طبیعی و پیشینه‌ تمدنی هندوستان که به تاریخ ورود، گسترش و تأثیر اسلام و تاریخچه‌ سلسله‌های حکومتی مسلمانان در شبه قاره هند تا دوره استعمار می‌پردازد.

    ساختار

    کتاب در شانزده فصل اصلی تنظیم شده است و در پایان نیز دو پیوست، ارائه شده است.

    گزارش محتوا

    فصل اول، به وضعیت جغرافیای طبیعی هند اختصاص دارد و مساحت وسیع این کشور (از نظر وسعت هفتمین کشور دنیا)، همسایگان (افغانستان، چین، نپال، بوتان، پاکستان، مالدیو، سریلانکا و بنگلادش)، آب‌های داخلی و عوارض طبیعی آن را شرح می‌دهد. این فصل همچنین وضعیت آب و هوا، ویژگی‌های انسانی، مثل: جمعیت، زبان، نژاد و دین (از جمله هندوئیسم و اسلام که ۱۲ درصد کل جمعیت را در بر می‌گیرد) را بررسی می‌کند[۱]‏.

    فصل دوم، به پیشینه‌ی تمدن هند می‌پردازد و ریشه‌های تمدنی هند را به 4۵۰۰ سال پیش و تمدن دره سند می‌رساند که دارای ساختارهای شهری، پیشرفت در ریاضیات، ادبیات و هنر بود. پس از زوال تمدن سند، ظهور قوم آریایی و نگارش وداها (متون مذهبی) و تأسیس نظام طبقاتی بیان شده است. همچنین در این فصل به امپراتوری‌های بزرگ هند، از جمله ماوریا که در زمان آشوکا به اوج رسید و امپراتوری گوپتا معروف به «عصر کلاسیک هندوستان»، اشاره می‌شود[۲]‏.

    فصل سوم، با عنوان ورود اسلام به هند، نحوه‌ی ورود منظم و نظامی مسلمانان به سرزمین‌های غربی هند را از قرن هفتم میلادی و زمان خلافت بنی‌امیه و فتح سند آغاز می‌کند. این بخش بر مهاجرت مسلمانان، استقرار آنها در شهرها و توسعه فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی تأکید دارد که به گسترش اسلام در میان مردم هند کمک کرد. این فصل همچنین به نقش اسلام در برهم‌زدن ساختارهای اجتماعی بسته و محدود هندویی و گرایش مردمان طبقات پایین به این دین می‌پردازد[۳]‏.

    فصل چهارم، به سلسله غزنویان اختصاص یافته که با ورود سپاهیان سبکتگین و پسرش، محمود غزنوی، اسلام به شبه قاره هند وارد شد و تمدن ایرانی و هند در آنجا تلاقی یافت. در این دوران، مهاجرت صوفیان، هنرمندان و عالمان دینی از ایران و ماوراءالنهر به هند، به‌ویژه لاهور، پایتخت بعدی غزنویان، تأثیر فرهنگی عمیقی برجا گذاشت[۴]‏.

    فصل پنجم، ممالیک (سلاطین هند) را شامل می‌شود که پس از قتل معزالدین محمد سوری توسط یکی از غلامانش، تأسیس شد و قطب‌الدین ایبک مؤسس این سلسله است. این دوره، شامل حکمرانانی چون شمس‌الدین التتمش، رضیه سلطان و غیاث‌الدین بلبن بود که به علم‌دوستی و حمایت از علما و صوفیان شهرت داشتند[۵]‏. این فصل همچنین به سلسله خلجیان و اوضاع اجتماعی در عهد آنان پرداخته است[۶]‏.

    فصل ششم، سلسله تغلقیان را پوشش می‌دهد که پس از سقوط خلجیان توسط غیاث‌الدین تغلق تأسیس شد. از رویدادهای مهم این دوره، انتقال پایتخت از دهلی به دولت‌آباد در زمان محمد بن تغلق است. فیروزشاه تغلق، دیگر پادشاه این سلسله است، که به ساخت شهرهای جونپور و فیروزآباد و مدرسه فیروزی پرداخت[۷]‏.

    فصل هفتم، به لودیان (افغانان)، اولین سلسله پادشاهی افغانی در دهلی می‌پردازد که ملک بهلول لودی آن را تأسیس کرد. سکندر لودی از پادشاهان مهم لودی بود که در زمان وی همه مردم در امن و امان بودند. ارزانی بود. او طبق فتوای علما رفتار می‌کرد. در زمان او تحصیل و تعلیم علم رواج پیدا کرد. وی در شعر فارسی دستی داشت و شعر می‌گفت و «گلرخ» تخلص می‌کرد. هر روز چند ساعت با اهل فضل و ادب، مجلس مباحثه ترتیب می‌داد[۸]‏. این سلسله سرانجام با شکست ابراهیم لودی از بابر به پایان رسید. ویژگی‌های شاهان افغان و اوضاع فرهنگی دوره افغانیان، از جمله مباحث این فصل است[۹]‏.

    فصل هشتم، به گورکانیان هند (بابر و محمد همایون) اختصاص دارد که با ظهیرالدین محمد بابر بنیان نهاده شد. این فصل، سلطنت متزلزل همایون، شکست او از شیرخان افغان و پناهنده شدن وی به دربار شاه تهماسب صفوی در قزوین و بازگشت نهایی او به سلطنت در دهلی را شرح می‌دهد. همچنین به شکوفایی دانش، هنر و ادب ایرانی و هندی در دوران بابر و همایون و تأسیس کتابخانه‌ها اشاره دارد[۱۰]‏.

    فصل نهم، بر دوره‌ی اوج شکوه و قدرت امپراتوری مغول در زمان نورالدین محمد جهان‌گیر و شهاب‌الدین محمد شاه‌جهان، تأکید دارد. جهان‌گیر خود نویسنده‌ای توانا در زبان فارسی بود و به توسعه علم و ادب و معماری اهتمام می‌ورزید. ساخت بناهای عظیمی چون «تاج‌محل» در دوران او صورت گرفت[۱۱]‏.

    فصل دهم، به اورنگ‌زیب و افول تیموریان می‌پردازد. اورنگ‌زیب قلمرو مغول را به حداکثر وسعت رساند، اما پسران و جانشینان او نتوانستند اقتدار او را حفظ کنند. در این فصل، مفصلا علل زوال سلطنت مغول بعد از اورنگ‌زیب توضیح داده شده است[۱۲]‏.

    فصل یازدهم، با عنوان ورود استعمار به هند، به ظهور و پیشرفت استعمارگران اروپایی در هند اشاره دارد. ورود پرتغالی‌ها و سپس هلندی‌ها، فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها برای تجارت و استقرار کمپانی‌های تجاری آغازگر این دوره بود. در نهایت، انگلیسی‌ها با شکست دادن رقبای اروپایی و سرکوب شورش‌های داخلی (مانند شورش سیپوی) بر هند مسلط شدند[۱۳]‏.

    فصل دوازدهم، به تأثیر زبان فارسی در هند می‌پردازد. زبان فارسی که همراه کاروان‌های لشکری و سپاهیان ترک به هند آمد، به زبان رسمی دربار سلاطین مسلمان تبدیل شد. این زبان در دوره‌ی تیموری به اوج کمال خود رسید و شعرای بزرگ ایرانی و هندی در دربار فعالیت می‌کردند. همچنین در این فصل به آمیزش فارسی با زبان‌های محلی و تولد زبان اردو (که از زبان‌های مهم امروزی پاکستان است) اشاره شده است[۱۴]‏.

    فصل سیزدهم، صنعت و هنر اسلامی در هند را بررسی می‌کند. این فصل به ترکیب دو فرهنگ اسلامی و هندی در هنرهای زیبا مانند معماری، خوش‌نویسی، نقاشی، موسیقی و زرگری می‌پردازد. معماری اسلامی در هند، که نمونه‌هایی از قبیل قطب ‌منار، مساجد و مقبره‌های سلاطین دهلی و گورکانیان را در بر می‌گیرد، به یک سبک مستقل معروف به معماری «هندو - اسلامی» تبدیل شد[۱۵]‏.

    در فصل چهاردهم، سنت تاریخ‌نگاری اسلامی در هند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته[۱۶]‏ و فصل پانزدهم تصوف اسلامی در هند را شرح می‌دهد که از قرن ششم هجری در این سرزمین رشد کرد و نقش مهمی در گسترش اسلام داشت[۱۷]‏.

    آخرین فصل نیز به قدیمی‌ترین کتیبه‌های هندی دوره اسلامی اختصاص یافته است[۱۸]‏.

    پیوست اول، جدول سلسله‌های اسلامی در هند مانند غزنویان، غوریان، سلاطین دهلی و شاهان مغول هند می‌باشد[۱۹]‏ و پیوست دوم، منظومه ملک‌الشعرای بهار درباره هند است[۲۰]‏.

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص15-21
    2. ر.ک: همان، ص23-32
    3. ر.ک: همان، ص33-50
    4. ر.ک: همان، ص51-59
    5. ر.ک: همان، ص61-66
    6. ر.ک: همان، ص66-73
    7. ر.ک: همان، ص75-92
    8. ر.ک: همان، ص97
    9. ر.ک: همان، ص93-106
    10. ر.ک: همان، ص107-126
    11. ر.ک: همان، ص127-144
    12. ر.ک: همان، ص145-158
    13. ر.ک: همان، ص159-170
    14. ر.ک: همان، ص171-189
    15. ر.ک: همان، ص191-210
    16. ر.ک: همان، ص211-222
    17. ر.ک: همان، ص223-234
    18. ر.ک: همان، ص235-248
    19. ر.ک: همان، ص249-256
    20. ر.ک: همان، ص257

    منابع مقاله

    متن کتاب.


    وابسته‌ها