بینش تاریخی قرآن
| بینش تاریخی قرآن | |
|---|---|
| پدیدآوران | جعفری، یعقوب (نويسنده) |
| ناشر | دفتر نشر فرهنگ اسلامی |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 1368ش |
| چاپ | 2 |
| شابک | - |
| موضوع | تاریخ - فلسفه - تاریخ (کلام) - جنبههای قرآنی |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ج7ب9 103/8 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
بینش تاریخی قرآن، اثری از یعقوب جعفری (معاصر)، در بررسی تاریخ بشری، و تبیین تحولات تاریخی از منظر آیات قرآن کریم است.
ساختار کتاب
کتاب در یک جلد تنظیم شده و شامل یک پیشگفتار و هفت فصل اصلی است.
گزارش محتوا
در پیشگفتار مطالبی کوتاه درباره موضوع کتاب ذکر شده [۱] و به دنبال آن مباحث اصلی کتاب در هفت فصل ارائه شده است.
در فصل نخست به رابطه تاریخ و زندگی پرداخته شده[۲] و و ضمن اشاره به اموری که بر عهده تاریخ است مانند بیان و شرح وضعیت جوامع مختلف، از ماهیت تاریخ و سرچشمه آن که جامعه است سخن به میان آمده است. همچنین به تاریخ به عنوان منبعی برای عبرتآموزی و کشف قوانین کلی حاکم بر جوامع که قرآن نیز بر آن تأکید دارد اشاره شده است. نویسنده از کسانی مانند اشتفن تسولینگ که در اصالت تاریخ دچار تردید شده و آن را چیزی جز تکرار یک سلسله حوادث مبتذل ندانستهاند، انتقاد کرده است[۳].
در فصل دوم با عنوان ملاحظاتی درباره تاریخ، ضمن جداسازی مرز میان تاریخ و اساطیر[۴]، و اشاره به اساطیر در جهان باستان، به آغاز تاریخ نگاری پرداخته شده و سیر تاریخی تاریخنگاری در میان یونانیان و مسلمانان بررسی شده است[۵]. نویسنده بر ویژگیهای مورخان اسلامی همچون دقت در ضبط مطالب و بینش عمیق آنان تأکید کرده و تفاوت میان تاریخ تحلیلی و وقایعنگاری صرف را تشریح میکند. وی همچنین به ویژگیهای مورخان اسلامی اشاره کرده است [۶].
فصل سوم به تبیین تحولات تاریخی و فلسفه تاریخ اختصاص دارد. در این فصل نخست به فلسفه تاریخ به عنوان یم علم پرداخته شده سپس از قانونمداری حرکت تاریخ سخن به میان آمده و ضمن اشاره به نظریات مختلف پیرامون آن، نظر قرآن کریم نیز مطرح شده است[۷].
در ادامه مساله عامل محرک تاریخ مطرح شده و به آراء و عقایدی نظر افکنده شده که به نحوی حرکت تاریخ را توجیه و تبیین نمود و عامل یا عوامل بخصوصی را دلیل این حرکت دانسته و برای اثبات نظریه خود شواهد و قائنی از تاریخ ذکر کردهاند. نویسنده تعدادی از نظریات را که مشهور بوده به عنوان ایجاد زمینه فکری جهت بررسی نظریه قرآن کریم مطرح کرده است[۸].
فصل چهارم با عنوان قران و تاریخ، روش قرآن در بیان رویدادهای تاریخی تشریح شده است. نویسنده معتقد است قرآن برای هدایت تربیتی، بخشهایی از تاریخ را گزینش کرده و بر سنتهای حاکم بر آنها تأکید میورزد و در ضمن آنها مبادی حرکت تاریخ مطرح گردیده است[۹]. همچنین به پیشگوییهای تاریخی قرآن مانند جنگ ایران و روم و داستان فتح مکه[۱۰] به عنوان نمونههایی از اخبار غیبی اشاره شده است.
فصل پنجم به هدفداری تاریخ و نقش انسان در ساختن آن از منظر قرآن پرداخته است[۱۱]. در ادامه نویسنده با ردّ نظریات جبرگرایانه، بر آزادی انسان و نقش پیامبران به عنوان معماران بزرگ تاریخ تأکید کرده و ضمن آن به دیدگاه مارکسیسم درباره نقش انسان در ساختن جامعه و تاریخ بیان شده است. نویسنده در ادامه به دیدگاه قرآن پیرامون آزادی فرد و آزادی جامعه اشاره کرده است [۱۲] وی همچنین طبیعت را از منظر قرآن ابزاری در خدمت تکامل بشر معرفی میکند که انسان با کشف قوانین آن و ابتکار شخصی، زمینه پیشرفت و ساختن زندگی بهتر را برای خود فراهم میسازد [۱۳]. در این فصل مطالبی نیز درباره نقش پیامبران در تاریخ به عنوان معماران بزرگ تاریخ و همچنین نقش آنان در مبارزه با اختلاف و سوق دادن بشر به سوی هدفی واحد، تربیت انسانها، ساختن جامعه سعادتمند و عکس العملها در مقابل دعوت آنان، مطرح شده است [۱۴].
در فصل ششم، حاکمیت اراده الهی[۱۵]و سنتهای تغییرناپذیر خداوند به عنوان اساسیترین عامل حرکت تاریخ بررسی شده است[۱۶]. مقهور بودن همه عوامل قدرت بر برابر سنتهای الهی و همچنین نقش «تضاد» به عنوان یکی از عوامل حرکتزا در بستر تاریخ با اشاره به انواع تضاد از منظر قرآن از دیگر مباحث این فصل است[۱۷].
فصل هفتم و پایانی کتاب به بحث از سقوط تمدنها اختصاص دارد. نویسنده نظر قرآن را در این خصوص مورد بررسی قرار داده و به آیات متعددی که نشان از حتمیت سقوط است اشاره کرده است[۱۸]. موضوعاتی چون سنت «مداوله» (دستبهدست شدن قدرت) از منظر قرآن کریم و آثار آن بیان شده[۱۹]، در ادامه عوامل سقوط مطرح شده و به عواملی همچون ظلم، فساد در رهبری و سکون مردم، اختلاف طبقاتی و پیدایش گروه رفاهزده مصرفی، سقوط اخلاقیات و...اشاره شده[۲۰]، سپس نقش ایمان در پیشرفت جامعه مورد بررسی قرار گرفته [۲۱] و در نهایت نویسنده به حکومت جهانی صالحان و ویژگیهای دولت حضرت مهدی (عج) به عنوان فرجام تاریخ اشاره نموده است[۲۲].
پانویس
- ↑ ر.ک: پیشگفتار، ص7- 8
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص9
- ↑ ر.ک: همان، ص11- 12
- ↑ ر.ک: همان، ص16
- ↑ ر.ک: همان، ص19- 22
- ↑ ر.ک: همان، ص24- 28
- ↑ ر.ک: همان، ص30- 34
- ↑ ر.ک: همان، ص35- 48
- ↑ ر.ک: همان، ص49- 51
- ↑ ر.ک: همان، ص55- 61
- ↑ ر.ک: همان، ص62- 67
- ↑ ر.ک: همان، ص67- 73
- ↑ ر.ک: همان، ص73- 79
- ↑ ر.ک: همان، ص79- 87
- ↑ ر.ک: همان، ص84
- ↑ ر.ک: همان، ص97
- ↑ ر.ک: همان، ص 97- 110
- ↑ ر.ک: همان، ص111- 113
- ↑ ر.ک: همان، ص 113- 119
- ↑ ر.ک: همان، ص119- 135
- ↑ ر.ک: همان، ص135- 139
- ↑ ر.ک: همان، ص139- 147
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.