کندوکاوی در پارهای از واژههای شاهنامه
کندوکاوی در پارهای از واژههای شاهنامه تألیف جلیل وفاکرمانشاهی؛ این کتاب مجموعهای از مقالات و یادداشتهای پژوهشی است که به بررسی و تحلیل واژههای دشوار، مبهم یا نادرست تفسیر شده در شاهنامه فردوسی میپردازد. نویسنده با نقد کجرویهای برخی ویراستاران و شارحان شاهنامه که بدون تفحص کافی به تفسیر واژگان پرداختهاند، میکوشد با رویکردی هرمنوتیکی (تأویل متن) و با توجه به ظرفیت معنایی واژهها در بافت متن و تحولات تاریخی زبان، دریافتی درستتر از این واژهها ارائه دهد. کتاب بر این باور است که شناخت دقیق واژگان شاهنامه—که اثری فراتر از یک شاهکار ادبی و در قامت یک متن فرهنگساز و منشپرور است—کلید انس بیشتر با این اثر و فهم عمیقتر پیام آن است.
| کندوکاوی در پارهای از واژههای شاهنامه | |
|---|---|
| پدیدآوران | وفاکرمانشاهی، جلیل (نویسنده) |
| ناشر | مهرویستا |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1390 |
| شابک | 978-600-92371-1-1 |
| موضوع | فردوسی، ابوالقاسم، 329 - 416؟ق . شاهنامه -- نقد و تفسیر |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | PIR 4495 /و7ک9 |
ساختار
این کتاب در یک جلد و مشتمل بر مجموعهای از مقالات و گفتارهای مستقل دربارۀ واژههای خاص شاهنامه است.
گزارش کتاب
کتاب کندوکاوی در پارهای از واژههای شاهنامه نوشته جلیل وفاکرمانشاهی، پژوهشی واژهشناختی و تفسیری است که با هدف رفع ابهامات و تصحیح برداشتهای نادرست از برخی واژگان دشوار شاهنامه فردوسی تألیف شده است. نویسنده در مقدمه با تأکید بر جایگاه بیهمتای شاهنامه به عنوان متن بنیادین فرهنگ و منش ایرانی—که آن را همطراز متونی سپند مانند اوستا میداند—لزوم توجه دقیق به واژههای این اثر را خاطرنشان میسازد.
از دیدگاه وی، گستردگی زبان فارسی با گویشهای متنوع آن و نیز تحول معنایی واژهها در طول زمان، ایجاب میکند که ویراستاران و شارحان با روشمند کردن پژوهشهای خود و با بهرهگیری از رویکرد هرمنوتیک (تأویل متن)، به بازگشایی پیچیدگیهای واژگانی بپردازند. کتاب شامل چندین مقاله و گفتار کوتاه است که هر یک به واژه یا عبارت خاصی از شاهنامه اختصاص یافته است. از جمله مباحث مطرح شده در این مقالات میتوان به بررسی مفهوم «خویشکاری» در شاهنامه، تحلیل نام «کُندرَو»، واکاوی بیتی از دقیقی که در شاهنامه آمده، تصحیح عبارت «باید گریست» به «بایسته است گریستن»، و بحثهای مفصل دربارۀ واژههای دشواری مانند «زاو»، «دخش»، «راز»، «روزنه» و «گردگاه» اشاره کرد. نویسنده در هر مورد، با استناد به شواهد درونمتنی و گاه مقایسه با دیگر متون کهن، تفسیری نو یا اصلاحی بر خوانشهای رایج ارائه میدهد.
یکی از مقالات جالب توجه کتاب، «درخت، نمادی شکوهمند در اسطوره» است که به بررسی نقش نمادین درخت در اسطورههای ایرانی و بازتاب آن در شاهنامه میپردازد. مقاله «نامگذاری نوزاد در شاهنامه فردوسی» نیز به شیوههای نامگزاری و بار معنایی نامها در اثر فردوسی توجه کرده است. همچنین، در مقاله «طوس (توس)» به بررسی این نام و شخصیت مرتبط با آن در شاهنامه پرداخته شده است. وفاکرمانشاهی در سراسر کتاب بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از کجفهمیها در تفسیر شاهنامه ناشی از سهلانگاری ویراستاران در کندوکاو معنایی واژهها و عدم توجه به ظرفیتهای پنهان آنها در بافت متن است. این اثر با نگاهی موشکافانه و انتقادی، برای پژوهشگران متنپژوه، شاهنامهشناسان و علاقهمندان به واکاوی زبان کهن فارسی منبعی سودمند به شمار میرود.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات