۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ']] ،' به ']]،') |
جز (جایگزینی متن - 'عبد الله' به 'عبدالله') |
||
خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
باب سوم، مشتمل بر قسمتى از خطبهها و كلمات حضرت على(ع) است. باب چهارم، برخى از گفتارهاى ائمه شيعه(ع) را در بر دارد كه آوى در باره آنها نوشته: «هم سلالة النبوة و اولو الامر و ارباب الحق، فيهم محط الرسالة و مقر الامامة و مهبط الوحى و مقتبس العلم و منار الاسلام و معلم الدين و شعار الايمان». | باب سوم، مشتمل بر قسمتى از خطبهها و كلمات حضرت على(ع) است. باب چهارم، برخى از گفتارهاى ائمه شيعه(ع) را در بر دارد كه آوى در باره آنها نوشته: «هم سلالة النبوة و اولو الامر و ارباب الحق، فيهم محط الرسالة و مقر الامامة و مهبط الوحى و مقتبس العلم و منار الاسلام و معلم الدين و شعار الايمان». | ||
باب پنجم، حاوى برخى از اقوال جماعتى از بنى هاشم است، از جمله گفتار عبد المطلب، زبير بن عبد المطلب، ابو طالب، عباس بن عبد المطلب، عقيل بن ابى طالب، محمد بن على بن ابى طالب(ابن الحنفية)، ابن عباس، | باب پنجم، حاوى برخى از اقوال جماعتى از بنى هاشم است، از جمله گفتار عبد المطلب، زبير بن عبد المطلب، ابو طالب، عباس بن عبد المطلب، عقيل بن ابى طالب، محمد بن على بن ابى طالب(ابن الحنفية)، ابن عباس، عبدالله بن جعفر بن ابى طالب، على بن عبدالله بن عباس و... | ||
جلد دوم(فصل دوم)«نثر الدر»، مشتمل بر گفتار خلفاى راشدين(غير از حضرت على(ع))، برخى از صحابه و عمر بن عبد العزيز است، سپس ابوابى را در هزل و شوخى آورده است.آوى، در مقدمه جلد دوم، چنين نوشته كه قصد دارد در اين جلد، جد را با هزل و مواعظ را با مضاحك بياميزد تا موجب آرامش خاطر خواننده شود، طبع و ذوق او را بپروراند و خاطر او را شاد كند، زيرا به تعبير خود او، «القلب اذا اكره عمى و الخاطر اذا ملّ كلّ». | جلد دوم(فصل دوم)«نثر الدر»، مشتمل بر گفتار خلفاى راشدين(غير از حضرت على(ع))، برخى از صحابه و عمر بن عبد العزيز است، سپس ابوابى را در هزل و شوخى آورده است.آوى، در مقدمه جلد دوم، چنين نوشته كه قصد دارد در اين جلد، جد را با هزل و مواعظ را با مضاحك بياميزد تا موجب آرامش خاطر خواننده شود، طبع و ذوق او را بپروراند و خاطر او را شاد كند، زيرا به تعبير خود او، «القلب اذا اكره عمى و الخاطر اذا ملّ كلّ». | ||
خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
ابو سعد آوى، در جمعآورى اين اقوال و اخبار، عقايد شيعى خود را زياد تأثير نداده، ازاينرو حتى به ذكر اقوال و اخبار معاندان و دشمنان علويان، مثل معاوية بن ابى سفيان و متوكل عباسى پرداخته است؛ گويا هدف وى از اين تأليف، تنها جمعآورى گفتهها و اخبار بوده است. | ابو سعد آوى، در جمعآورى اين اقوال و اخبار، عقايد شيعى خود را زياد تأثير نداده، ازاينرو حتى به ذكر اقوال و اخبار معاندان و دشمنان علويان، مثل معاوية بن ابى سفيان و متوكل عباسى پرداخته است؛ گويا هدف وى از اين تأليف، تنها جمعآورى گفتهها و اخبار بوده است. | ||
بخش دوم از جلد سوم، در هزل و مطايبه است. ابو سعد آوى، گفتههاى شخصيتهاى مشهور در هزل و مطايبهگويى را جمعآورى كرده است، از جمله گفتار ابى العيناء(191 - 287ق)، ابى الحارث جمين، مزبد مدينى و ابو | بخش دوم از جلد سوم، در هزل و مطايبه است. ابو سعد آوى، گفتههاى شخصيتهاى مشهور در هزل و مطايبهگويى را جمعآورى كرده است، از جمله گفتار ابى العيناء(191 - 287ق)، ابى الحارث جمين، مزبد مدينى و ابو عبدالله محمد بن عمرو الجماز بصرى(م 250ق) را نقل كرده است، سپس بابهاى دهم تا سيزدهم را به ترتيب به«نوادر المجانين»، «نوادر البخلاء»، «كلام الشطار و من يجرى مجراهم و نوادرهم» و«العى و مكاتبات الحمقى» پرداخته است. | ||
جلد چهارم(فصل چهارم)، بيشتر، به گفتار زنان در هر دو موضوع جدّ و هزل اختصاص دارد. ابو سعد آوى، در پرداختن به گفتار زنان، شخصيت آنها را پايه و اساس قرار داده است، نه موضوع كلام آنها را؛ به همين خاطر، وى، گفتار حضرت فاطمه زهرا(س) بر ديگران مقدّم داشته و سپس به گفتار عايشه و ديگران پرداخته است. | جلد چهارم(فصل چهارم)، بيشتر، به گفتار زنان در هر دو موضوع جدّ و هزل اختصاص دارد. ابو سعد آوى، در پرداختن به گفتار زنان، شخصيت آنها را پايه و اساس قرار داده است، نه موضوع كلام آنها را؛ به همين خاطر، وى، گفتار حضرت فاطمه زهرا(س) بر ديگران مقدّم داشته و سپس به گفتار عايشه و ديگران پرداخته است. |
ویرایش