۱۶۱٬۱۱۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هها' به 'هها') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'علی اشرف' به 'علیاشرف') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
خانم دکتر صفوی در طول حیات علمی خود همواره مدافع زبان فارسی بود و از سال 1999 میلادی ریاست انجمن استادان زبان فارسی در هند را بر عهده گرفت. در سال 1390 نیز به عضویت شورای علمی دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبه قاره انتخاب شد. | خانم دکتر صفوی در طول حیات علمی خود همواره مدافع زبان فارسی بود و از سال 1999 میلادی ریاست انجمن استادان زبان فارسی در هند را بر عهده گرفت. در سال 1390 نیز به عضویت شورای علمی دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبه قاره انتخاب شد. | ||
کتاب حاضر شامل مقالات متعددی از پژوهشگران مختلف است که از جمله میتوان به «زندگینامه پروفسور آزرمیدخت صفوی» نوشته احتشام الدین، «درباره فرهنگ جهانگیری» از [[ | کتاب حاضر شامل مقالات متعددی از پژوهشگران مختلف است که از جمله میتوان به «زندگینامه پروفسور آزرمیدخت صفوی» نوشته احتشام الدین، «درباره فرهنگ جهانگیری» از [[علیاشرف صادقی]]، «بررسی تحلیلی جایگاه زبان فارسی در شبه قاره» اثر خود پروفسور صفوی، و «[[آزرمیدخت صفوی]] بانوی ادیب و حامی خستگی ناپذیر زبان و ادب فارسی در هند» نوشته کریم نجفی برزگر اشاره کرد. | ||
در بخشی از مقاله پروفسور صفوی با عنوان «بررسی تحلیلی جایگاه زبان فارسی در شبه قاره» میخوانیم: «حملههای غزنویها به هند دو امتیاز مهم داشت؛ نخست اینکه بتخانههای بزرگ هند مانند سومنات و میرتهه و کشمیر و غیره را ویران کرد و به جای آنها مسجد ساخت و رسم بتپرستی را منسوخ اعلام کرد و بدینگونه فرهنگ چهارصدسالۀ غنی اسلام و ایران را در آن خطه بگسترد. دوم اینکه زبان فارسی را در آنجا رواج داد که بعدها به عنوان زبان ادبی و ملی و عرفانی و دینی در آن دیار یکی از امتیازات ارزشمند به شمار میرفت». (ص 40) | در بخشی از مقاله پروفسور صفوی با عنوان «بررسی تحلیلی جایگاه زبان فارسی در شبه قاره» میخوانیم: «حملههای غزنویها به هند دو امتیاز مهم داشت؛ نخست اینکه بتخانههای بزرگ هند مانند سومنات و میرتهه و کشمیر و غیره را ویران کرد و به جای آنها مسجد ساخت و رسم بتپرستی را منسوخ اعلام کرد و بدینگونه فرهنگ چهارصدسالۀ غنی اسلام و ایران را در آن خطه بگسترد. دوم اینکه زبان فارسی را در آنجا رواج داد که بعدها به عنوان زبان ادبی و ملی و عرفانی و دینی در آن دیار یکی از امتیازات ارزشمند به شمار میرفت». (ص 40) | ||