۱۵۱٬۹۱۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' /' به ' /') برچسب: واگردانی دستی |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'مقدمه نویس' به 'مقدمهنویس') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
'''أخبار الحمقی و المغفلين'''، نوشته [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابوالفرج عبدالرحمن بن على بن جوزى]] (597-508ق)، عالم بغدادی قرن ششم هجری است که در دانشهای گوناگون زمانه خود چیرهدست بوده است. او در این اثر، سادهلوحی و ابلهی و کودنی را تعریف نموده و این دو صفت را در میان اقشار مردم دنبال کرده است. این اثر با پژوهش و شرح [[مهنا، عبدالامیر|عبدالامیر مهنا]] عرضه شده است. | '''أخبار الحمقی و المغفلين'''، نوشته [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابوالفرج عبدالرحمن بن على بن جوزى]] (597-508ق)، عالم بغدادی قرن ششم هجری است که در دانشهای گوناگون زمانه خود چیرهدست بوده است. او در این اثر، سادهلوحی و ابلهی و کودنی را تعریف نموده و این دو صفت را در میان اقشار مردم دنبال کرده است. این اثر با پژوهش و شرح [[مهنا، عبدالامیر|عبدالامیر مهنا]] عرضه شده است. | ||
[[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] میگوید که پس از نوشتن «أخبار الأذكياء» و ارائه مطالبی مانند اخباری از دلیران که آموزش دلیری را بههمراه داشته و شایسته پیروی است، بر آن شده است تا گزارشی را از سادهلوحان و ابلهان و کودنان ارائه کند. او چنین دلیل آورده است که: آدم دانا هنگامی که اخبار آنان را بشنود، ارزش سلامت عقل خود را که دیگران از آن محرومند، دانسته و خدای را بر این دارایی سپاس مینهد. دیگر اینکه یادکرد ابلهان و کودنان، هشیاران را برمیانگیزاند که از اسباب غفلت پرهیز کنند. البته، اگر غفلت با طبع فرد آمیخته شده باشد، تغییرپذیر نخواهد بود. سوم اینکه دل آدمی با نگاه به آنچه بر این مبتلایان میگذرد، نسبت به بهرهای که از عقل به او داده شده، گشوده گشته و آرام میگیرد. همچنین، جان آدمی از اینکه همواره راه جدیت را بپیماید (و به مسائل جدی بپردازد) ملول میشود و در عوض، با یادکرد برخی شوخیها به نشاط میآید. [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] برای هریک از این سه بند، روایتهایی را بهتفصیل، گواه آورده است<ref>ر.ک: | [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] میگوید که پس از نوشتن «أخبار الأذكياء» و ارائه مطالبی مانند اخباری از دلیران که آموزش دلیری را بههمراه داشته و شایسته پیروی است، بر آن شده است تا گزارشی را از سادهلوحان و ابلهان و کودنان ارائه کند. او چنین دلیل آورده است که: آدم دانا هنگامی که اخبار آنان را بشنود، ارزش سلامت عقل خود را که دیگران از آن محرومند، دانسته و خدای را بر این دارایی سپاس مینهد. دیگر اینکه یادکرد ابلهان و کودنان، هشیاران را برمیانگیزاند که از اسباب غفلت پرهیز کنند. البته، اگر غفلت با طبع فرد آمیخته شده باشد، تغییرپذیر نخواهد بود. سوم اینکه دل آدمی با نگاه به آنچه بر این مبتلایان میگذرد، نسبت به بهرهای که از عقل به او داده شده، گشوده گشته و آرام میگیرد. همچنین، جان آدمی از اینکه همواره راه جدیت را بپیماید (و به مسائل جدی بپردازد) ملول میشود و در عوض، با یادکرد برخی شوخیها به نشاط میآید. [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] برای هریک از این سه بند، روایتهایی را بهتفصیل، گواه آورده است<ref>ر.ک: مقدمهنویسنده، ص18-13</ref>. | ||
[[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] گفتهها و کردارهای سادهلوحان و کودنان را در بیستوچهار باب دستهبندی کرده است. او از احمقان و صفاتشان نام میبرد و از همنشینی با آنان پرهیز میدهد. او به کسانی که حماقت و کودنی در آنان ضربالمثل شده است، اشاره میکند و گروهی از دانایان را که از آنان سادهلوحی سر زده است و بر آن پافشاری میکردهاند، برمیشمرد. او بحث را به کودنان و ابلهان (المغفّلين) نیز میکشاند و مثالهایی را از صفت «ابلهی و کودنی» که در میان طایفه قاریان قرآن، راویان حدیث، امیران، والیان، قاضیان، کاتبان، حاجبان دربار، مؤذنان، ائمه، بادیهنشینان عرب، پُرگویان (حرّافان)، شاعران، داستانسرایان، واعظان، زُهدپیشگان و آموزگاران دیده است، ارائه مینماید. او در پایان کتاب، باز بهتفصیل به اخبار ابلهان و کودنان پرداخته است. | [[ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی|ابن جوزی]] گفتهها و کردارهای سادهلوحان و کودنان را در بیستوچهار باب دستهبندی کرده است. او از احمقان و صفاتشان نام میبرد و از همنشینی با آنان پرهیز میدهد. او به کسانی که حماقت و کودنی در آنان ضربالمثل شده است، اشاره میکند و گروهی از دانایان را که از آنان سادهلوحی سر زده است و بر آن پافشاری میکردهاند، برمیشمرد. او بحث را به کودنان و ابلهان (المغفّلين) نیز میکشاند و مثالهایی را از صفت «ابلهی و کودنی» که در میان طایفه قاریان قرآن، راویان حدیث، امیران، والیان، قاضیان، کاتبان، حاجبان دربار، مؤذنان، ائمه، بادیهنشینان عرب، پُرگویان (حرّافان)، شاعران، داستانسرایان، واعظان، زُهدپیشگان و آموزگاران دیده است، ارائه مینماید. او در پایان کتاب، باز بهتفصیل به اخبار ابلهان و کودنان پرداخته است. | ||