دفتر عقل و قلب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'رده:سلسله ها، تقسیم بندی دوره ای' به 'رده:سلسله‌ها، تقسیم‌بندی دوره‌ای')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''دفتر عقل و قلب'''، تألیف [[احمد عابدی]] (متولد 1339)، مجموعه‌ای است از مقالات متعدد که به ابعاد عرفانی حضرت امام خمینی(ره) پرداخته و قبلا نیز در مجلات مختلف نشر یافته‌اند. این کتاب در واقع، «پرتوی از اندیشه‌های عرفانی و فلسفی امام خمینی(ره)» است.
'''دفتر عقل و قلب'''، تألیف [[عابدی، احمد|احمد عابدی]] (متولد 1339)، مجموعه‌ای است از مقالات متعدد که به ابعاد عرفانی حضرت امام خمینی(ره) پرداخته و قبلا نیز در مجلات مختلف نشر یافته‌اند. این کتاب در واقع، «پرتوی از اندیشه‌های عرفانی و فلسفی [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی(ره)]]» است.


==انگیزه نگارش==
==انگیزه نگارش==
انگیزه نویسنده از تألیف این اثر، مشارکت در کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه(س) و تبیین جایگاه فرهنگی شهر قم و نیز معرفی اندیشه‌های عرفانی یکی از بزرگ‌ترین مفاخر قم، امام خمینی(ره)، بوده است<ref>ر.ک: مقدمه، ص2-3</ref>‏.
انگیزه نویسنده از تألیف این اثر، مشارکت در کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه(س) و تبیین جایگاه فرهنگی شهر قم و نیز معرفی اندیشه‌های عرفانی یکی از بزرگ‌ترین مفاخر قم، [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی(ره)]]، بوده است<ref>ر.ک: مقدمه، ص2-3</ref>‏.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۸: خط ۳۸:
مقالاتی که در این کتاب عرضه شده‌اند، عبارتند از:
مقالاتی که در این کتاب عرضه شده‌اند، عبارتند از:
* باریک‌تر از مو: عنوان مزبور، از پیام امام به گرباچف، اقتباس شده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7، پاورقی 1</ref>‏.
* باریک‌تر از مو: عنوان مزبور، از پیام امام به گرباچف، اقتباس شده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7، پاورقی 1</ref>‏.
نویسنده در این مقاله تنها به نقطه‌نظرات عرفانی مرحوم امام پرداخته و در هر مسئله عرفانی تنها اشاراتی گذرا به کلمات حضرت امام داشته و دیدگاه‌های خاص ایشان را تبیین کرده است. البته وی ضمنا خاطرنشان کرده که آنچه در اینجا مطرح می‌شود، به‌اندازه فهم نویسنده از کلمات حضرت امام خمینی(ره) است، نه به‌اندازه معرفت و عرفان آن حضرت<ref>ر.ک: همان</ref>‏.
نویسنده در این مقاله تنها به نقطه‌نظرات عرفانی مرحوم امام پرداخته و در هر مسئله عرفانی تنها اشاراتی گذرا به کلمات [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|حضرت امام]] داشته و دیدگاه‌های خاص ایشان را تبیین کرده است. البته وی ضمنا خاطرنشان کرده که آنچه در اینجا مطرح می‌شود، به‌اندازه فهم نویسنده از کلمات [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|حضرت امام خمینی(ره)]] است، نه به‌اندازه معرفت و عرفان آن حضرت<ref>ر.ک: همان</ref>‏.
 
مباحثی که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از:
مباحثی که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از:
# تعریف عرفان: عرفان، نزد امام خمینی عبارت است از: علم به کمال جلاء (ظهور حق در مرآت اتم) و کمال استجلاء (شهود حق خود را در آن مرآت)<ref>ر.ک: همان، ص8</ref>‏.
# تعریف عرفان: عرفان، نزد [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] عبارت است از: علم به کمال جلاء (ظهور حق در مرآت اتم) و کمال استجلاء (شهود حق خود را در آن مرآت)<ref>ر.ک: همان، ص8</ref>‏.
# شناخت حق متعال: در عرفان چیزی مهم‌تر از مسئله شناخت حق متعال و انسان کامل نیست و چون مسئله انسان کامل نیز به بحث از مرآت و تجلیات حق‌تعالی برگشت می‌کند، بنابراین موضوع اصلی عرفان نظری، «حق» سبحانه و تعالی است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>‏.
# شناخت حق متعال: در عرفان چیزی مهم‌تر از مسئله شناخت حق متعال و انسان کامل نیست و چون مسئله انسان کامل نیز به بحث از مرآت و تجلیات حق‌تعالی برگشت می‌کند، بنابراین موضوع اصلی عرفان نظری، «حق» سبحانه و تعالی است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>‏.
# اسمای الهی: در این بخش، از اسمای ذات و صفات و افعال بحث شده و نظرات خاص امام در مورد آنها بیان گردیده است<ref>ر.ک: همان، ص12-18</ref>‏.
# اسمای الهی: در این بخش، از اسمای ذات و صفات و افعال بحث شده و نظرات خاص امام در مورد آنها بیان گردیده است<ref>ر.ک: همان، ص12-18</ref>‏.


* اسم اعظم: اصطلاح اسم اعظم، در قرآن به‌کار نرفته، ولی در دعاهای مأثور، روایات و تفاسیر به‌صورت گسترده این اصطلاح ذکر شده است. ظاهرا در کتاب‌های تورات و انجیل نیز به‌کار نرفته است<ref>ر.ک: همان، ص19</ref>‏.
* اسم اعظم: اصطلاح اسم اعظم، در قرآن به‌کار نرفته، ولی در دعاهای مأثور، روایات و تفاسیر به‌صورت گسترده این اصطلاح ذکر شده است. ظاهرا در کتاب‌های تورات و انجیل نیز به‌کار نرفته است<ref>ر.ک: همان، ص19</ref>‏.
ازآنجاکه اسم اعظم، از اسمای ذات مقدس است، نویسنده قبل از هر چیز، اصطلاح اسم ذات را توضیح داده است، سپس مفصلا درباره حقیقت اسم اعظم سخن گفته است. امام خمینی، معتقد است که اسم اعظم به‌حسب حقیقت غیبیه را کسی غیر از ذات مقدس الهی نمی‌داند و اسم عظم به‌حسب مقام الوهیت و واحدیت، اسمی است که جامع جمیع اسماء است<ref>ر.ک: همان، ص21-23</ref>‏. از نظر عرفانی، اسم اعظم همان مقام احدیتی است که واسطه بین مقام عماء و غیب الغیوب و مرتبه واحدیت است<ref>ر.ک: همان، ص24</ref>‏.
ازآنجاکه اسم اعظم، از اسمای ذات مقدس است، نویسنده قبل از هر چیز، اصطلاح اسم ذات را توضیح داده است، سپس مفصلا درباره حقیقت اسم اعظم سخن گفته است. [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]]، معتقد است که اسم اعظم به‌حسب حقیقت غیبیه را کسی غیر از ذات مقدس الهی نمی‌داند و اسم عظم به‌حسب مقام الوهیت و واحدیت، اسمی است که جامع جمیع اسماء است<ref>ر.ک: همان، ص21-23</ref>‏. از نظر عرفانی، اسم اعظم همان مقام احدیتی است که واسطه بین مقام عماء و غیب الغیوب و مرتبه واحدیت است<ref>ر.ک: همان، ص24</ref>‏.
 
در ادامه، از رابطه اسم اعظم با اسم متأثر بحث شده است. مقصود از اسم متأثر، اسمی است که علم به آن اختصاص به خدای متعال داشته و کسی از آن اطلاع و آگاهی ندارد<ref>ر.ک: همان، ص26</ref>‏. موضوعات دیگری که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از:
در ادامه، از رابطه اسم اعظم با اسم متأثر بحث شده است. مقصود از اسم متأثر، اسمی است که علم به آن اختصاص به خدای متعال داشته و کسی از آن اطلاع و آگاهی ندارد<ref>ر.ک: همان، ص26</ref>‏. موضوعات دیگری که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از:
# ادعیه اسم اعظم؛
# ادعیه اسم اعظم؛
خط ۵۶: خط ۵۸:
# تعداد اسم اعظم<ref>ر.ک: همان، ص37-39</ref>‏.
# تعداد اسم اعظم<ref>ر.ک: همان، ص37-39</ref>‏.


* حجاب‌های نورانی و ظلمانی: می‌توان ادعا کرد که تمام اخلاق و عرفان، یا مقدمه برای رفع حجاب بین انسان و خداست، یا نتیجه و فرع آن است؛ مخصوصا وقتی توجه شود که در دین هیچ مطلبی مهم‌تر از توحید نیست و شناخت حجاب‌ها و راه رفع و خرق حجب، مقدمه وصول به توحید است؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که در علوم معنوی، بحثی لازم و ضروری‌تر از این مسئله وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امام خمینی نیز در طول حیات عارفانه خود همین مسئله بوده است؛ به‌طوری‌که تقریبا در قدیمی‌ترین آثار مکتوب ایشان، مسئله حجاب بودن علوم تذکر داده شده است و انباشتن مفاهیم و اصطلاحات عرفانی، حجاب‌های ظلمانی دانسته شده و صرف کردن عمر در راه آنها موجب هلاکت و خسران و محرومیت ابدی معرفی گشته است.
* حجاب‌های نورانی و ظلمانی: می‌توان ادعا کرد که تمام اخلاق و عرفان، یا مقدمه برای رفع حجاب بین انسان و خداست، یا نتیجه و فرع آن است؛ مخصوصا وقتی توجه شود که در دین هیچ مطلبی مهم‌تر از توحید نیست و شناخت حجاب‌ها و راه رفع و خرق حجب، مقدمه وصول به توحید است؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که در علوم معنوی، بحثی لازم و ضروری‌تر از این مسئله وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] نیز در طول حیات عارفانه خود همین مسئله بوده است؛ به‌طوری‌که تقریبا در قدیمی‌ترین آثار مکتوب ایشان، مسئله حجاب بودن علوم تذکر داده شده است و انباشتن مفاهیم و اصطلاحات عرفانی، حجاب‌های ظلمانی دانسته شده و صرف کردن عمر در راه آنها موجب هلاکت و خسران و محرومیت ابدی معرفی گشته است.
نگارنده تلاش دارد در این مقاله، برخی از حجاب‌های نورانی و ظلمانی را از دیدگاه حضرت امام معرفی کند و راه رفع حجاب‌ها را نیز با تکیه بر کلمات ایشان بیان نماید<ref>ر.ک: همان، ص41-42</ref>‏.
نگارنده تلاش دارد در این مقاله، برخی از حجاب‌های نورانی و ظلمانی را از دیدگاه حضرت امام معرفی کند و راه رفع حجاب‌ها را نیز با تکیه بر کلمات ایشان بیان نماید<ref>ر.ک: همان، ص41-42</ref>‏.


نویسنده با این مقدمه، به سراغ کلیات بحث رفته و اصطلاح حجاب را معنا کرده و از تعداد حجاب‌ها، اقسام و انواع حجاب‌ها، حجاب‌های ظلمانی (حجاب علم، حجاب تقیدات، حجاب مال، حجاب مقام، حجاب تقلید، حجاب معصیت، حجاب کبر، حجاب شهوت‌، حجاب طبیعت و...)، حجاب‌های نورانی (هر مرحله از سیر و سلوک روحانی که توقف سالک در آن، مانع از صعود به مراحل بالاتر باشد)، بیان برخی از راه‌های رفع حجاب (ریاضت صحیح، سجده بر تربت سیدالشهداء، قرآن خواندن، انقطاع إلی الله، تقوای تام، ذکر لا إله إلا الله) و... مفصلا بحث کرده است<ref>ر.ک: همان، 42-70</ref>.
نویسنده با این مقدمه، به سراغ کلیات بحث رفته و اصطلاح حجاب را معنا کرده و از تعداد حجاب‌ها، اقسام و انواع حجاب‌ها، حجاب‌های ظلمانی (حجاب علم، حجاب تقیدات، حجاب مال، حجاب مقام، حجاب تقلید، حجاب معصیت، حجاب کبر، حجاب شهوت‌، حجاب طبیعت و...)، حجاب‌های نورانی (هر مرحله از سیر و سلوک روحانی که توقف سالک در آن، مانع از صعود به مراحل بالاتر باشد)، بیان برخی از راه‌های رفع حجاب (ریاضت صحیح، سجده بر تربت سیدالشهداء، قرآن خواندن، انقطاع إلی الله، تقوای تام، ذکر لا إله إلا الله) و... مفصلا بحث کرده است<ref>ر.ک: همان، 42-70</ref>.


* انسان کامل از دیدگاه امام خمینی: نویسنده، در این مقاله بر آن است که دیدگاه‌های امام خمینی را در مورد انسان کامل و نشانه‌های آن بررسی کند؛ لذا به طرح مباحثی همچون: مقصود از انسان (حقیقت نوع انسان)، ولایت مطلقه، خلافت ظاهری و باطنی، نشانه‌ها و اوصاف انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (شامل: مخاطب کلام خدا در مرتبه واحدیت، معجزه، دارای اسم اعظم، نداشتن حد يقف، مقام عبودیت، عقل کل و روح کل، دارای مقام تدلی، مقام قاب قوسین، مقام أو أدنی یا قلب وسیع، ظهور و تجلی حق متعال در انسان کامل)<ref>ر.ک: همان، ص71-91</ref>.
* انسان کامل از دیدگاه [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]]: نویسنده، در این مقاله بر آن است که دیدگاه‌های امام خمینی را در مورد انسان کامل و نشانه‌های آن بررسی کند؛ لذا به طرح مباحثی همچون: مقصود از انسان (حقیقت نوع انسان)، ولایت مطلقه، خلافت ظاهری و باطنی، نشانه‌ها و اوصاف انسان کامل از دیدگاه [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] (شامل: مخاطب کلام خدا در مرتبه واحدیت، معجزه، دارای اسم اعظم، نداشتن حد يقف، مقام عبودیت، عقل کل و روح کل، دارای مقام تدلی، مقام قاب قوسین، مقام أو أدنی یا قلب وسیع، ظهور و تجلی حق متعال در انسان کامل)<ref>ر.ک: همان، ص71-91</ref>.


* باز هم انسان کامل: شاید لفظ انسان کامل اولین بار در اواخر قرن ششم، توسط محی‌الدین بن عربی، به‌کار برده شده باشد، اما پیش از او معنا و مفهوم این لفظ مورد توجه و استعمال بوده است.
* باز هم انسان کامل: شاید لفظ انسان کامل اولین بار در اواخر قرن ششم، توسط [[ابن عربی، محمد بن علی|محی‌الدین بن عربی]]، به‌کار برده شده باشد، اما پیش از او معنا و مفهوم این لفظ مورد توجه و استعمال بوده است.
انسان کامل، یعنی کسی که در دو قوه عقل نظری و عقل عملی به بالاترین درجه قابل تصور رسیده باشد (نظراً: دارای عقل مستفاد و عملاً: دارای مقام فنای فی الله و بقای بالله)<ref>ر.ک: همان، ص94</ref>.
انسان کامل، یعنی کسی که در دو قوه عقل نظری و عقل عملی به بالاترین درجه قابل تصور رسیده باشد (نظراً: دارای عقل مستفاد و عملاً: دارای مقام فنای فی الله و بقای بالله)<ref>ر.ک: همان، ص94</ref>.
عرفای اسلامی از انسان کامل با القابی چون: «شیخ»، «هادی»، «مهدی»، «خلیفه»، «جام جهان‌نما»، «اکسیر اعظم» و «خضر» تعبیر می‌کنند و در روایات از او، با «امام»، «خلیفه»، «قطب»، «صاحب‌الزمان»، «ولی‌الله» و «مؤید به روح القدس» یاد شده است و در قرآن مجید کلماتی از قبیل «مخلصین»، «سابقون»، «رسول»، «عیسی زنده‌کننده اموات» و «سلیمان عالم به زبان مرغان»، به انسان کامل تأویل شده‌اند<ref>ر.ک: همان، ص95-96</ref>.
عرفای اسلامی از انسان کامل با القابی چون: «شیخ»، «هادی»، «مهدی»، «خلیفه»، «جام جهان‌نما»، «اکسیر اعظم» و «خضر» تعبیر می‌کنند و در روایات از او، با «امام»، «خلیفه»، «قطب»، «صاحب‌الزمان»، «ولی‌الله» و «مؤید به روح القدس» یاد شده است و در قرآن مجید کلماتی از قبیل «مخلصین»، «سابقون»، «رسول»، «عیسی زنده‌کننده اموات» و «سلیمان عالم به زبان مرغان»، به انسان کامل تأویل شده‌اند<ref>ر.ک: همان، ص95-96</ref>.
هر انسانی و هر موجودی مظهر یکی از اسمای الهی است؛ به‌خلاف انسان کامل که مظهر تام جمیع اسما و بلکه مظهر اسم اعظم و مستجمع جمیع کمالات و صفات است، اما بالغیر نه بالذات<ref>ر.ک: همان، ص97</ref>.
هر انسانی و هر موجودی مظهر یکی از اسمای الهی است؛ به‌خلاف انسان کامل که مظهر تام جمیع اسما و بلکه مظهر اسم اعظم و مستجمع جمیع کمالات و صفات است، اما بالغیر نه بالذات<ref>ر.ک: همان، ص97</ref>.
در این مقاله، ضرورت وجود انسان کامل و نقش انسان کامل در نظام هستی نیز بررسی شده و در پایان خاطرنشان شده است که: بهترین راه وصول به مقام انسان کامل، عبودیت است<ref>ر.ک: همان، ص97-105</ref>.
در این مقاله، ضرورت وجود انسان کامل و نقش انسان کامل در نظام هستی نیز بررسی شده و در پایان خاطرنشان شده است که: بهترین راه وصول به مقام انسان کامل، عبودیت است<ref>ر.ک: همان، ص97-105</ref>.


* نیم‌نگاهی به استادان و آثار عرفانی امام خمینی(ره):
* نیم‌نگاهی به استادان و آثار عرفانی [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی(ره)]]:
الف)- مشایخ عرفانی حضرت امام خمینی(ره):
الف)- مشایخ عرفانی حضرت امام خمینی(ره):
# آقا میرزا هاشم اشکوری لاهیجی مازندرانی؛
# [[اشکوری، میرزا هاشم|آقا میرزا هاشم اشکوری لاهیجی مازندرانی]]؛
# میرزا محمدعلی شاه‌آبادی؛
# [[شاه‌آبادی، محمدعلی|میرزا محمدعلی شاه‌آبادی]]؛
# شیخ محمدرضا اصفهانی<ref>ر.ک: همان، ص158-160</ref>.
# شیخ محمدرضا اصفهانی<ref>ر.ک: همان، ص158-160</ref>.


ب)- آثار عرفانی امام خمینی: امام خمینی اگرچه سال‌ها به تدریس فلسفه اشتغال داشته، اما در این موضوع، کتاب یا رساله مستقلی ننگاشته است، اما در عرفان نظری گرچه کمتر تدریس داشته، ولی کتاب‌های متعدد و فراوانی در این موضوع به رشته تحریر درآورده است. در فقه و اصول ایشان مجمع البحرین بوده، هم تدریس و هم تألیف دارد.
ب)- آثار عرفانی [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]]: [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] اگرچه سال‌ها به تدریس فلسفه اشتغال داشته، اما در این موضوع، کتاب یا رساله مستقلی ننگاشته است، اما در عرفان نظری گرچه کمتر تدریس داشته، ولی کتاب‌های متعدد و فراوانی در این موضوع به رشته تحریر درآورده است. در فقه و اصول ایشان مجمع البحرین بوده، هم تدریس و هم تألیف دارد.
 
آثار عرفانی ایشان:
آثار عرفانی ایشان:
# شرح دعای سحر؛
# شرح دعای سحر؛