تاریخ الفلسفة الإسلامیة منذ القرن الثامن حتی یومنا هذا: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مسکویه، احمد بن محمد' به 'ابن مسکویه، احمد بن محمد'
جز (جایگزینی متن - '}}↵↵↵'''' به '}} '''')
جز (جایگزینی متن - 'مسکویه، احمد بن محمد' به 'ابن مسکویه، احمد بن محمد')
 
خط ۵۵: خط ۵۵:
باب پنجم کتاب به بحث از فیثاغوری‌گرایی جدید و ترویج علوم فلسفی می‌پردازد. عمده مباحث این فصل، بحث درباره اخوان‌الصفا است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/257 ر.ک: همان، ص257-288]</ref>. ارزشی که اخوا‎ن‌الصفا به علوم ریاضی (که در نظر آنان حساب و هندسه و فلکیات و جغرافی و موسیقی و منطق و... را شامل می‌شد) می‌دادند، به هدف رسیدن به غایتی دیگر بود. ازاین‌رو مشاهده می‌کنیم که نویسنده رسائل (رسائل اخوان‌الصفا) در هر مرحله از مراحل بحث توقفی می‌کند تا این مهم را برای ما یادآوری کند که هدف از درس ریاضیات، صرفا تهذیب اخلاق و آموزش ذهن است؛ زیرا ریاضیات در درجه اول، راه شناخت نفس است که به‌نوبه خود طریق صحیح دستیابی به بهترین دانش‌ها (شناخت باری تعالی) است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/273 ر.ک: همان، ص273]</ref>.
باب پنجم کتاب به بحث از فیثاغوری‌گرایی جدید و ترویج علوم فلسفی می‌پردازد. عمده مباحث این فصل، بحث درباره اخوان‌الصفا است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/257 ر.ک: همان، ص257-288]</ref>. ارزشی که اخوا‎ن‌الصفا به علوم ریاضی (که در نظر آنان حساب و هندسه و فلکیات و جغرافی و موسیقی و منطق و... را شامل می‌شد) می‌دادند، به هدف رسیدن به غایتی دیگر بود. ازاین‌رو مشاهده می‌کنیم که نویسنده رسائل (رسائل اخوان‌الصفا) در هر مرحله از مراحل بحث توقفی می‌کند تا این مهم را برای ما یادآوری کند که هدف از درس ریاضیات، صرفا تهذیب اخلاق و آموزش ذهن است؛ زیرا ریاضیات در درجه اول، راه شناخت نفس است که به‌نوبه خود طریق صحیح دستیابی به بهترین دانش‌ها (شناخت باری تعالی) است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/273 ر.ک: همان، ص273]</ref>.


باب ششم درباره [[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]]، [[مسکویه، احمد بن محمد|مسکویه]] و یحیی بن عدی و سهم آنان در انتشار فکر فلسفی در قرن دهم نوشته شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/292 ر.ک: همان، ص292-320]</ref>.
باب ششم درباره [[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]]، [[ابن مسکویه، احمد بن محمد|مسکویه]] و یحیی بن عدی و سهم آنان در انتشار فکر فلسفی در قرن دهم نوشته شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/292 ر.ک: همان، ص292-320]</ref>.


شهرت [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] و [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]]، دیگر اندیشمندان در این دوره را تحت‌الشعاع قرار داده بود، اما این اندیشمندان در همان زمان از دعوت‌گران فلسفه نوافلاطونی بودند و در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم زبانزد شدند. اینان شاگردان بوعلی بودند. از جمله این افراد بهمنیار بن مرزبان است که شهرتش از دیگران بالاتر است. او کتاب جامعی را در سه جزء نوشت و در آن به بسط فلسفه استادش بوعلی پرداخت. این کتاب که «[[التحصيل]]» نام دارد، شامل مباحث منطق و طبیعیات و مابعدالطبیعه می‌شود... از دیگر شاگردان [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|بوعلی]] می‌توان کرمانی و معصومی و ابن زیلا را نام برد که آثاری از آنان به‌جای نمانده یا به دست ما نرسیده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/291 ر.ک: همان، ص291]</ref>.
شهرت [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] و [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]]، دیگر اندیشمندان در این دوره را تحت‌الشعاع قرار داده بود، اما این اندیشمندان در همان زمان از دعوت‌گران فلسفه نوافلاطونی بودند و در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم زبانزد شدند. اینان شاگردان بوعلی بودند. از جمله این افراد بهمنیار بن مرزبان است که شهرتش از دیگران بالاتر است. او کتاب جامعی را در سه جزء نوشت و در آن به بسط فلسفه استادش بوعلی پرداخت. این کتاب که «[[التحصيل]]» نام دارد، شامل مباحث منطق و طبیعیات و مابعدالطبیعه می‌شود... از دیگر شاگردان [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|بوعلی]] می‌توان کرمانی و معصومی و ابن زیلا را نام برد که آثاری از آنان به‌جای نمانده یا به دست ما نرسیده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/291 ر.ک: همان، ص291]</ref>.


از مشاهیر مؤلفین این عصر، [[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]] و [[مسکویه، احمد بن محمد|مسکویه]] و یحیی بن عدی هستند.
از مشاهیر مؤلفین این عصر، [[ابوحیان توحیدی، علی بن محمد|ابوحیان توحیدی]] و [[ابن مسکویه، احمد بن محمد|مسکویه]] و یحیی بن عدی هستند.


[[فخری، ماجد|فخری]] در باب هفتم، تعامل میان فلسفه و عقیده را بیان می‌کند. او از کاهش گرایشات عقلی در برخی دوره‌ها در علم کلام صحبت می‌کند، دکترین اشعری را توضیح می‌دهد و رد سیستماتیک افلاطون‌گرایی جدید را مطرح می‌کند<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/323 ر.ک: همان، ص323-363]</ref>.
[[فخری، ماجد|فخری]] در باب هفتم، تعامل میان فلسفه و عقیده را بیان می‌کند. او از کاهش گرایشات عقلی در برخی دوره‌ها در علم کلام صحبت می‌کند، دکترین اشعری را توضیح می‌دهد و رد سیستماتیک افلاطون‌گرایی جدید را مطرح می‌کند<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17975/1/323 ر.ک: همان، ص323-363]</ref>.