ترجمۀ شرح قطب‌الدین محمود شیرازی بر حکمة الاشراق سهروردی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' »' به '»'
جز (جایگزینی متن - ' .' به '. ')
جز (جایگزینی متن - ' »' به '»')
خط ۳۵: خط ۳۵:
قطب‌الدین شیرازی آثار بسیاری را نگاشته است؛ از جمله: شرح حکمة الاشراق، فتح المنان فی تفسیر القرآن، مصباح المفتاح فی البلاغة، درة التاج لغرة الدباج، التبصرة فی الهیئة، الحواشی القبطیة، رسالة فی البرص، شکوک تکرار الکائنات و. ...  
قطب‌الدین شیرازی آثار بسیاری را نگاشته است؛ از جمله: شرح حکمة الاشراق، فتح المنان فی تفسیر القرآن، مصباح المفتاح فی البلاغة، درة التاج لغرة الدباج، التبصرة فی الهیئة، الحواشی القبطیة، رسالة فی البرص، شکوک تکرار الکائنات و. ...  


شرح شیخ قطب‌الدین بر «حکمة الشراق» شیخ شهاب‌الدین سهروردی گرچه نخستین شرح نیست، مهم‌ترین، روشمندترین و روشنگرترین شرح آن است. در فرازی از مقدمه‌ای که او بر شرح خود نوشته است، هدف و روشش را کاملاً توصیف می‌کند: «این بنده نپسندیدم که این شگفتی‌ها و زیبایی‌هایی که در حکم مغزای دانش و حکمت و چکیدۀ سیروسلوک است، زیر پرده‌ای از ایهام و نهفته از افهام بماند، در نتیجه صلاح دیدم به گونه‌ای آن را شرح کنم که دشواری لفظ از بین برود و نقاب از چهرۀ معانی برافتد و در آن به حل الفاظ و توضیح معانی بسنده کرده‌ام و با گشودن ترکیبات و تنقیح مبانی، کوشیده‌ام مباحثش را به‌روشنی بیان کنم و همچنین تلاش کرده‌ام قواعدش را گزارش دهم و اصولش را بیان و مقاصدش را شرح کنم و فایده‌های فراوانش را معلوم دارم و خلاصه و معجزش را بسط دهم و گره از پیچیدگی‌هایش بگشایم و مرسلات و معانی گریزپایش را در بند کشم و مجملش را تفصیل دهم و در این کار، بیشتر از دیگر تأۀیفات و شروح تألیفات او بهره می‌گیرم. .. ». به‌واقع هم شیخ قطب‌الدین به آنچه در مقدمه گفته است، حتی فراتر عمل کرده و و شرح او به‌مثابۀ چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان‌شده در حکمة الاشراق است.
شرح شیخ قطب‌الدین بر «حکمة الشراق» شیخ شهاب‌الدین سهروردی گرچه نخستین شرح نیست، مهم‌ترین، روشمندترین و روشنگرترین شرح آن است. در فرازی از مقدمه‌ای که او بر شرح خود نوشته است، هدف و روشش را کاملاً توصیف می‌کند: «این بنده نپسندیدم که این شگفتی‌ها و زیبایی‌هایی که در حکم مغزای دانش و حکمت و چکیدۀ سیروسلوک است، زیر پرده‌ای از ایهام و نهفته از افهام بماند، در نتیجه صلاح دیدم به گونه‌ای آن را شرح کنم که دشواری لفظ از بین برود و نقاب از چهرۀ معانی برافتد و در آن به حل الفاظ و توضیح معانی بسنده کرده‌ام و با گشودن ترکیبات و تنقیح مبانی، کوشیده‌ام مباحثش را به‌روشنی بیان کنم و همچنین تلاش کرده‌ام قواعدش را گزارش دهم و اصولش را بیان و مقاصدش را شرح کنم و فایده‌های فراوانش را معلوم دارم و خلاصه و معجزش را بسط دهم و گره از پیچیدگی‌هایش بگشایم و مرسلات و معانی گریزپایش را در بند کشم و مجملش را تفصیل دهم و در این کار، بیشتر از دیگر تأۀیفات و شروح تألیفات او بهره می‌گیرم. ..». به‌واقع هم شیخ قطب‌الدین به آنچه در مقدمه گفته است، حتی فراتر عمل کرده و و شرح او به‌مثابۀ چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان‌شده در حکمة الاشراق است.


شرح قطب‌الدین شیرازی به مثابه چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان شده در «حکمة الإشراق» است. او از رموز پرده برداشته و نهفته‌ها را پدیدار و نمایان ساخته و واژگان و اصطلاحات دشواریاب را شرح داده و گره از پیچیدگی‌ها گشوده و نکته‌های بایسته را بیان کرده و با صید صدف درّ معانی، آن را با شرح و بیانی آشکار و هویدا عرضه می‌دارد و در شرح از آوردن اصطلاحات و عبارات دشوار می‌پرهیزد و آنچه را که بایستۀ شرح است، ذکر می‌کند و حشوی در شرح او ملاحظه نمی‌شود.
شرح قطب‌الدین شیرازی به مثابه چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان شده در «حکمة الإشراق» است. او از رموز پرده برداشته و نهفته‌ها را پدیدار و نمایان ساخته و واژگان و اصطلاحات دشواریاب را شرح داده و گره از پیچیدگی‌ها گشوده و نکته‌های بایسته را بیان کرده و با صید صدف درّ معانی، آن را با شرح و بیانی آشکار و هویدا عرضه می‌دارد و در شرح از آوردن اصطلاحات و عبارات دشوار می‌پرهیزد و آنچه را که بایستۀ شرح است، ذکر می‌کند و حشوی در شرح او ملاحظه نمی‌شود.