۱۴۷٬۸۹۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '. ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' »' به '»') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
قطبالدین شیرازی آثار بسیاری را نگاشته است؛ از جمله: شرح حکمة الاشراق، فتح المنان فی تفسیر القرآن، مصباح المفتاح فی البلاغة، درة التاج لغرة الدباج، التبصرة فی الهیئة، الحواشی القبطیة، رسالة فی البرص، شکوک تکرار الکائنات و. ... | قطبالدین شیرازی آثار بسیاری را نگاشته است؛ از جمله: شرح حکمة الاشراق، فتح المنان فی تفسیر القرآن، مصباح المفتاح فی البلاغة، درة التاج لغرة الدباج، التبصرة فی الهیئة، الحواشی القبطیة، رسالة فی البرص، شکوک تکرار الکائنات و. ... | ||
شرح شیخ قطبالدین بر «حکمة الشراق» شیخ شهابالدین سهروردی گرچه نخستین شرح نیست، مهمترین، روشمندترین و روشنگرترین شرح آن است. در فرازی از مقدمهای که او بر شرح خود نوشته است، هدف و روشش را کاملاً توصیف میکند: «این بنده نپسندیدم که این شگفتیها و زیباییهایی که در حکم مغزای دانش و حکمت و چکیدۀ سیروسلوک است، زیر پردهای از ایهام و نهفته از افهام بماند، در نتیجه صلاح دیدم به گونهای آن را شرح کنم که دشواری لفظ از بین برود و نقاب از چهرۀ معانی برافتد و در آن به حل الفاظ و توضیح معانی بسنده کردهام و با گشودن ترکیبات و تنقیح مبانی، کوشیدهام مباحثش را بهروشنی بیان کنم و همچنین تلاش کردهام قواعدش را گزارش دهم و اصولش را بیان و مقاصدش را شرح کنم و فایدههای فراوانش را معلوم دارم و خلاصه و معجزش را بسط دهم و گره از پیچیدگیهایش بگشایم و مرسلات و معانی گریزپایش را در بند کشم و مجملش را تفصیل دهم و در این کار، بیشتر از دیگر تأۀیفات و شروح تألیفات او بهره میگیرم. .. ». بهواقع هم شیخ قطبالدین به آنچه در مقدمه گفته است، حتی فراتر عمل کرده و و شرح او بهمثابۀ چراغی برای گوهر معانی و معارف بیانشده در حکمة الاشراق است. | شرح شیخ قطبالدین بر «حکمة الشراق» شیخ شهابالدین سهروردی گرچه نخستین شرح نیست، مهمترین، روشمندترین و روشنگرترین شرح آن است. در فرازی از مقدمهای که او بر شرح خود نوشته است، هدف و روشش را کاملاً توصیف میکند: «این بنده نپسندیدم که این شگفتیها و زیباییهایی که در حکم مغزای دانش و حکمت و چکیدۀ سیروسلوک است، زیر پردهای از ایهام و نهفته از افهام بماند، در نتیجه صلاح دیدم به گونهای آن را شرح کنم که دشواری لفظ از بین برود و نقاب از چهرۀ معانی برافتد و در آن به حل الفاظ و توضیح معانی بسنده کردهام و با گشودن ترکیبات و تنقیح مبانی، کوشیدهام مباحثش را بهروشنی بیان کنم و همچنین تلاش کردهام قواعدش را گزارش دهم و اصولش را بیان و مقاصدش را شرح کنم و فایدههای فراوانش را معلوم دارم و خلاصه و معجزش را بسط دهم و گره از پیچیدگیهایش بگشایم و مرسلات و معانی گریزپایش را در بند کشم و مجملش را تفصیل دهم و در این کار، بیشتر از دیگر تأۀیفات و شروح تألیفات او بهره میگیرم. ..». بهواقع هم شیخ قطبالدین به آنچه در مقدمه گفته است، حتی فراتر عمل کرده و و شرح او بهمثابۀ چراغی برای گوهر معانی و معارف بیانشده در حکمة الاشراق است. | ||
شرح قطبالدین شیرازی به مثابه چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان شده در «حکمة الإشراق» است. او از رموز پرده برداشته و نهفتهها را پدیدار و نمایان ساخته و واژگان و اصطلاحات دشواریاب را شرح داده و گره از پیچیدگیها گشوده و نکتههای بایسته را بیان کرده و با صید صدف درّ معانی، آن را با شرح و بیانی آشکار و هویدا عرضه میدارد و در شرح از آوردن اصطلاحات و عبارات دشوار میپرهیزد و آنچه را که بایستۀ شرح است، ذکر میکند و حشوی در شرح او ملاحظه نمیشود. | شرح قطبالدین شیرازی به مثابه چراغی برای گوهر معانی و معارف بیان شده در «حکمة الإشراق» است. او از رموز پرده برداشته و نهفتهها را پدیدار و نمایان ساخته و واژگان و اصطلاحات دشواریاب را شرح داده و گره از پیچیدگیها گشوده و نکتههای بایسته را بیان کرده و با صید صدف درّ معانی، آن را با شرح و بیانی آشکار و هویدا عرضه میدارد و در شرح از آوردن اصطلاحات و عبارات دشوار میپرهیزد و آنچه را که بایستۀ شرح است، ذکر میکند و حشوی در شرح او ملاحظه نمیشود. | ||