۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
(صفحه ای تازه حاوی «<div class='wikiInfo'>
[[پرونده:NUR13272J1.jpg|بندانگش» ایجاد کرد.) |
جز (جایگزینی متن - 'ابن عربى' به 'ابن عربى') |
||
خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
حجاب علم: اولين حجاب شريفه است و آن حجاب از عين است و عين حجاب از علم ثانى است. حجاب حبّ: انسان وقتى فناء و بقاء را طلب مىكند كه از احكام حب به شمار مىروند، در اين صورت همين حب و مشاهده حجاب واقع مىشود. حجاب خلوت: انس به خلوت حجابى از تجلّى قريب است. حجاب الستر: طلب انصاف به اوصاف ملاميه حجابى است كه از تحقّق به آن در جبلّهى انسان حاصل مىشود. حجاب صحو: صحو حجاب از فناست. حجاب وحدانيّت: واحد حجابى است كه فى نفسه در اسمايى كه داراى مراتب هستند به وجود مىآيد. حجاب اتّحاد: اتحاد حجابى از حقيقت و صواب است براى اين كه شخصى ادّعاى فناد مىكند؛ در حالى كه فانى نيست و ادعاى عدم مىكند؛ در حالى كه موجود است. حجاب توصيه افعال: توحيد در افعال در واقع رد افعال از خير و شر، قبيح و حسن، طاعت و معصيت، ايمان و كفر بسوى مصدرش است و اين توحيد حجاب از ادب الهى است. حجاب حضور همراه با توحيد افعالى: حضور انسان همراه با توحيد افعالى در واقع حضور همراه با معانى است كه داراى اثر است. حجاب شوق و اشتياق: شوق به سبب لقاء ساكن مىشود؛ ولى اشتياق هنگام لقاء مهيّح مىشود، شوق حال و اشتياق ثبوت و هر دو حجاب بشمار مىروند. حجاب مشاهده: حسرت بر مفارقت شاهد از مشهود دليل بر التذاد مشاهده در قالب شاهد است و اين مشاهده حجاب است. حجاب حفظ ادب: حفظ ادب در انبساط حجاب از شهود است. حجاب هيبت: هيبت وصف قلبى است كه مانع رويت مىشود. حجاب حفظ سرّ: فقط در مفارقت است، لذا حجاب از مشاهدهى شاهد است. حجاب رؤيت: رؤيت حجاب از مرائى است؛ گرچه براى رويت معناى لطيفى است كه فقط رائى آن را مىيابد. حجاب كون: كون چون غريب از وطن و معدوم است، لذا حجاب بشمار مىرود. حجاب سكون: حجاب از تحقّق به مقتضيات عبوديّت از تقليب و تعريف است. حجاب قلق: چن سطوات شوق بر قلوب است، حجاب انبعاث، حجاب فترة، حجاب صلصلة الجرس: حجابى از مناسبت كليه است. حجاب قرب: حجاب از ذات است. حجاب رجوع: چون در آن مفارقت عينى همراه است، لذا حجاب است. حجاب تقارب اوصاف، حجاب مراسله، حجاب تلوين، حجاب رجوع از بساط، حجاب كسى كه خودش را ذكر مىكند، حجاب كتمان محبّت: چون دليل بر عدم استحكام سلطان وى است. حجاب علل، حجاب روح قدسى، حجاب عارف مردود، حجاب مخالفت، لازم به ذكر است كه به كتاب حجب باب 350 فتوحات نيز ملحق شده است كه در فهم مطالب آن بسيار سودمند است. | حجاب علم: اولين حجاب شريفه است و آن حجاب از عين است و عين حجاب از علم ثانى است. حجاب حبّ: انسان وقتى فناء و بقاء را طلب مىكند كه از احكام حب به شمار مىروند، در اين صورت همين حب و مشاهده حجاب واقع مىشود. حجاب خلوت: انس به خلوت حجابى از تجلّى قريب است. حجاب الستر: طلب انصاف به اوصاف ملاميه حجابى است كه از تحقّق به آن در جبلّهى انسان حاصل مىشود. حجاب صحو: صحو حجاب از فناست. حجاب وحدانيّت: واحد حجابى است كه فى نفسه در اسمايى كه داراى مراتب هستند به وجود مىآيد. حجاب اتّحاد: اتحاد حجابى از حقيقت و صواب است براى اين كه شخصى ادّعاى فناد مىكند؛ در حالى كه فانى نيست و ادعاى عدم مىكند؛ در حالى كه موجود است. حجاب توصيه افعال: توحيد در افعال در واقع رد افعال از خير و شر، قبيح و حسن، طاعت و معصيت، ايمان و كفر بسوى مصدرش است و اين توحيد حجاب از ادب الهى است. حجاب حضور همراه با توحيد افعالى: حضور انسان همراه با توحيد افعالى در واقع حضور همراه با معانى است كه داراى اثر است. حجاب شوق و اشتياق: شوق به سبب لقاء ساكن مىشود؛ ولى اشتياق هنگام لقاء مهيّح مىشود، شوق حال و اشتياق ثبوت و هر دو حجاب بشمار مىروند. حجاب مشاهده: حسرت بر مفارقت شاهد از مشهود دليل بر التذاد مشاهده در قالب شاهد است و اين مشاهده حجاب است. حجاب حفظ ادب: حفظ ادب در انبساط حجاب از شهود است. حجاب هيبت: هيبت وصف قلبى است كه مانع رويت مىشود. حجاب حفظ سرّ: فقط در مفارقت است، لذا حجاب از مشاهدهى شاهد است. حجاب رؤيت: رؤيت حجاب از مرائى است؛ گرچه براى رويت معناى لطيفى است كه فقط رائى آن را مىيابد. حجاب كون: كون چون غريب از وطن و معدوم است، لذا حجاب بشمار مىرود. حجاب سكون: حجاب از تحقّق به مقتضيات عبوديّت از تقليب و تعريف است. حجاب قلق: چن سطوات شوق بر قلوب است، حجاب انبعاث، حجاب فترة، حجاب صلصلة الجرس: حجابى از مناسبت كليه است. حجاب قرب: حجاب از ذات است. حجاب رجوع: چون در آن مفارقت عينى همراه است، لذا حجاب است. حجاب تقارب اوصاف، حجاب مراسله، حجاب تلوين، حجاب رجوع از بساط، حجاب كسى كه خودش را ذكر مىكند، حجاب كتمان محبّت: چون دليل بر عدم استحكام سلطان وى است. حجاب علل، حجاب روح قدسى، حجاب عارف مردود، حجاب مخالفت، لازم به ذكر است كه به كتاب حجب باب 350 فتوحات نيز ملحق شده است كه در فهم مطالب آن بسيار سودمند است. | ||
سومين رساله مجموعه حاضر كتاب «انشاء الدوائر» است. ابن عربى در بخش اوّل كتاب با رسم دوائر مختلف مراتب وجودات را به خوبى تبيين مىكند. وى بعد از بحث از اقسام معدومات به سراغ موجودات رفته و دربارهى اقسام آنها سخن مىگويد. به نظر وى يكى از اقسام موجودات وجود مطلق است كه درباره وى هيچ سخنى نمىتوان گفت و نهايت معرفت ما همان تنزيه است و اين قسم همان وجود حق تعالى است. دوّمين قسم وجودات مجرد از ماده است كه به عقول مفارقه موسوم است. سوّمين قسم موجوداتى هستند كه قبول تحيّز و مكان مىكنند و آنها همان اجرام و اجسام و جواهر هستند و چهارمين قسم وجوداتى هستند كه بذاته قبول تحيّز نمىكنند. بلكه به تبعيّت قبول مىكنند و آنها اعراض هستند؛ مانند سفيدى و سياهى و پنجمين قسم وجودات نسبى هستند كه بين اين ذوات حادث مىشوند. ابن عربى در بخش بعدى كتاب با ترسيم جدولى كه به جدول حضرت الهيّه موسوم است، به تقسيم اسماى حسناى الهى مىپردازد. شيخ در پايان انشاء الدوائر دربارهى سبب ايجاد عالم بحث كرده و كتاب را به پايان مىرساند. چهارمين رسالهى اين كتاب كه به «عقلة المستوفز» معروف است، در واقع تبيين كننده عالم علوى و سفلى است. شيخ در قالب سيزده باب درباره كمال انسانى، خلق ارواح مهيّمه و عنصر اعظم، خلق اوّل و قلم اعلى، ذكر عرش، بيان عرش عظيم، عرش كريم، فلك بروج، فلك كواكب ثابته، خلق دنيا، استحالات، نكاح و توالد، نشأه انسان بحث كرده و نكات دقيق عرفانى را مطرح مىسازد. | سومين رساله مجموعه حاضر كتاب «انشاء الدوائر» است. [[ابن عربی، محمد بن علی|ابن عربى]] در بخش اوّل كتاب با رسم دوائر مختلف مراتب وجودات را به خوبى تبيين مىكند. وى بعد از بحث از اقسام معدومات به سراغ موجودات رفته و دربارهى اقسام آنها سخن مىگويد. به نظر وى يكى از اقسام موجودات وجود مطلق است كه درباره وى هيچ سخنى نمىتوان گفت و نهايت معرفت ما همان تنزيه است و اين قسم همان وجود حق تعالى است. دوّمين قسم وجودات مجرد از ماده است كه به عقول مفارقه موسوم است. سوّمين قسم موجوداتى هستند كه قبول تحيّز و مكان مىكنند و آنها همان اجرام و اجسام و جواهر هستند و چهارمين قسم وجوداتى هستند كه بذاته قبول تحيّز نمىكنند. بلكه به تبعيّت قبول مىكنند و آنها اعراض هستند؛ مانند سفيدى و سياهى و پنجمين قسم وجودات نسبى هستند كه بين اين ذوات حادث مىشوند. [[ابن عربی، محمد بن علی|ابن عربى]] در بخش بعدى كتاب با ترسيم جدولى كه به جدول حضرت الهيّه موسوم است، به تقسيم اسماى حسناى الهى مىپردازد. شيخ در پايان انشاء الدوائر دربارهى سبب ايجاد عالم بحث كرده و كتاب را به پايان مىرساند. چهارمين رسالهى اين كتاب كه به «عقلة المستوفز» معروف است، در واقع تبيين كننده عالم علوى و سفلى است. شيخ در قالب سيزده باب درباره كمال انسانى، خلق ارواح مهيّمه و عنصر اعظم، خلق اوّل و قلم اعلى، ذكر عرش، بيان عرش عظيم، عرش كريم، فلك بروج، فلك كواكب ثابته، خلق دنيا، استحالات، نكاح و توالد، نشأه انسان بحث كرده و نكات دقيق عرفانى را مطرح مىسازد. | ||
خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
[[رده:تصوف و عرفان]] | [[رده:تصوف و عرفان]] | ||
[[رده:آثار کلی تصوف و عرفان]] | [[رده:آثار کلی تصوف و عرفان]] | ||
ویرایش