۱۶۱٬۰۹۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین' به 'الدین') برچسب: برگرداندهشده |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ') |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
نویسنده با بررسی شخصیت و کردار خلیفه عباسی، المستعصم بالله، وی را فرمود مغرور و متکبر و غرق در تجملات دانسته از اموال و احتشام و جلال و اقتدار خلیفه سخن میگوید و با نگرشی انتقادی چنین مینگارد: «با آنکه مفترض الطاعة بود در انواع لهو و لعب که عین بدعت و ضلالت است مستغرق بود.» | نویسنده با بررسی شخصیت و کردار خلیفه عباسی، المستعصم بالله، وی را فرمود مغرور و متکبر و غرق در تجملات دانسته از اموال و احتشام و جلال و اقتدار خلیفه سخن میگوید و با نگرشی انتقادی چنین مینگارد: «با آنکه مفترض الطاعة بود در انواع لهو و لعب که عین بدعت و ضلالت است مستغرق بود.» | ||
گاه وصّاف الحضره در پی آن است که دلیل واقعی سقوط بغداد را نیز بیابد، شاید حکایت زیر که دو دیدگاه مغولان و خلیفه عباسی را نشان میدهد، بیانگر بخشی از این حقیقت باشد: «روزی خلیفه به نماز صبح ایستاد، آیه قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تذل من تشاء و...را بخواند و تضرع بسیار کرد و بگریست این حال را به سمع ایلخان رساندند...گویند او را از خوردن طعام بازداشته بودند چون سخت گرسنه شد از موکلان غذایی طلبید، هلاکو گفت تا طبقی از زر پیش او نهادند و گفتند ایلخان میگوید از این طبق تناول کرد! خلیفه گفت: اگر زر را نمیتوان خورد چرا میان لشگر تفرقه نکردی تا مال و ملک و ملت را از تعرض ما مصون دارد!» | گاه وصّاف الحضره در پی آن است که دلیل واقعی سقوط بغداد را نیز بیابد، شاید حکایت زیر که دو دیدگاه مغولان و خلیفه عباسی را نشان میدهد، بیانگر بخشی از این حقیقت باشد: «روزی خلیفه به نماز صبح ایستاد، آیه قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تذل من تشاء و... را بخواند و تضرع بسیار کرد و بگریست این حال را به سمع ایلخان رساندند...گویند او را از خوردن طعام بازداشته بودند چون سخت گرسنه شد از موکلان غذایی طلبید، هلاکو گفت تا طبقی از زر پیش او نهادند و گفتند ایلخان میگوید از این طبق تناول کرد! خلیفه گفت: اگر زر را نمیتوان خورد چرا میان لشگر تفرقه نکردی تا مال و ملک و ملت را از تعرض ما مصون دارد!» | ||
گرچه وصّاف مغولان را «سپاهیان خدا» مینامد؛ لیکن به ویژگیهای واقعی این قوم و دلایل پیروزی و شکستشان نیز توجه دارد. وی جنگاوری، بیرحمی، جنگ روانی، فنون محاصره و تصرف شهرها، ابرام در رسیدن به هدف، تعقیب دشمنان، بهرهگیری از اسبهای گریزپا شمشیرهای بران، دارا بودن دلهای استوار و محکم، شماره فراوان و امان دادن به تسلیمشدگان را از جمله دلایل پیروزی مغولان در جنگ دانسته و غفلت و سرمستی و استغراق در نای و نوش را از اسباب هزیمت ایشان در رویاروی با ممالیک میداند. | گرچه وصّاف مغولان را «سپاهیان خدا» مینامد؛ لیکن به ویژگیهای واقعی این قوم و دلایل پیروزی و شکستشان نیز توجه دارد. وی جنگاوری، بیرحمی، جنگ روانی، فنون محاصره و تصرف شهرها، ابرام در رسیدن به هدف، تعقیب دشمنان، بهرهگیری از اسبهای گریزپا شمشیرهای بران، دارا بودن دلهای استوار و محکم، شماره فراوان و امان دادن به تسلیمشدگان را از جمله دلایل پیروزی مغولان در جنگ دانسته و غفلت و سرمستی و استغراق در نای و نوش را از اسباب هزیمت ایشان در رویاروی با ممالیک میداند. | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
مؤلف به نقش و کارکرد ایرانیان در کسوت وزیر و مشاور و دانشمند و عالم در دستگاه ایلخانان توجه کرده ضمن احترام به ایشان وجود چنین افرادی را در کنار مغولان عامل تعدیل خشونتهای بیحدوحصر این قوم و پاسداری از کیان دین و ملت و ملک و رعیت دانسته به مناسبتهای مختلف زبان به ستایش ایشان میگشاید. | مؤلف به نقش و کارکرد ایرانیان در کسوت وزیر و مشاور و دانشمند و عالم در دستگاه ایلخانان توجه کرده ضمن احترام به ایشان وجود چنین افرادی را در کنار مغولان عامل تعدیل خشونتهای بیحدوحصر این قوم و پاسداری از کیان دین و ملت و ملک و رعیت دانسته به مناسبتهای مختلف زبان به ستایش ایشان میگشاید. | ||
وصّاف از خواجهنصیرالدین طوسی چنین یاد میکند: «مولانا اعظم شارح علوم الاولین و الاخرین نصیر الملة والدین محمد طوسی...»(ص 24) و در جای دیگر وی را «سلطان الحکماء المققین، نصیر الملة | وصّاف از خواجهنصیرالدین طوسی چنین یاد میکند: «مولانا اعظم شارح علوم الاولین و الاخرین نصیر الملة والدین محمد طوسی...»(ص 24) و در جای دیگر وی را «سلطان الحکماء المققین، نصیر الملة و الدین طوسی» نامیده به شرح خدمات علمی، فرهنگی و اقتصادی وی میپردازد. | ||
همچنین در توصیف خدمات شمسالدین محمد بن صاحب دیوان بهاءالدین محمد جوینی مینگارد: «صاحب دیوان ممالک بود و در دولت هلاکو که سرتاسر خراسان دستخوش غلبه مغول بود او در حفظ و حراست قواعد دین اسلام اعجاز کرد...آستانش همانطور که ملجاء و مأمن فقرا و آحاد رعیت بود پناهگاه سلاطین و ملوک خراسان و عراق و بغداد و شام و روم و ارمن نیز گردید...با این جلالت قدر در تعظیم و تکریم ارباب فضل مبالغه میکرد، ازاینروی نهال علم و ادب به یمن تربیتش بارور گردید و سایه گسترد و میان افاضل و اراذل و حکیم و جاهل و اصیل و خامل برخلاف امروز امتیازی حاصل شد.» | همچنین در توصیف خدمات شمسالدین محمد بن صاحب دیوان بهاءالدین محمد جوینی مینگارد: «صاحب دیوان ممالک بود و در دولت هلاکو که سرتاسر خراسان دستخوش غلبه مغول بود او در حفظ و حراست قواعد دین اسلام اعجاز کرد...آستانش همانطور که ملجاء و مأمن فقرا و آحاد رعیت بود پناهگاه سلاطین و ملوک خراسان و عراق و بغداد و شام و روم و ارمن نیز گردید...با این جلالت قدر در تعظیم و تکریم ارباب فضل مبالغه میکرد، ازاینروی نهال علم و ادب به یمن تربیتش بارور گردید و سایه گسترد و میان افاضل و اراذل و حکیم و جاهل و اصیل و خامل برخلاف امروز امتیازی حاصل شد.» | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۸: | ||
[[وصّاف الحضرة]] | [[وصّاف الحضرة]] | ||
[[تاریخ | [[وصف وصاف؛ گزینشی از تاریخ وصاف]] | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده: تاریخ]] | [[رده: تاریخ]] | ||
[[رده: تاریخ ایران]] | [[رده: تاریخ ایران]] | ||