۲۰٬۶۳۲
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'گي' به 'گی') |
جز (جایگزینی متن - '↵↵| ' به ' | ') |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
قرآن - احکام و قوانین | قرآن - احکام و قوانین | ||
| ناشر = | | ناشر = | ||
دار القرآن الکريم | دار القرآن الکريم | ||
| مکان نشر =قم - ایران | | مکان نشر =قم - ایران | ||
| سال نشر = 1412 ق | | سال نشر = 1412 ق | ||
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE00662AUTOMATIONCODE | | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE00662AUTOMATIONCODE | ||
| چاپ =1 | | چاپ =1 | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۲: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''الأحكام الشرعية ثابتة لا تتغير''' این رساله توسط آيتاللّه لطفاللّه [[صافی گلپایگانی، لطفالله|صافى گلپايگانى]] در سال 1410ق در جواب مقالهاى كه در مجله عربى الكويتية به قلم دكتر عبدالمنعم النمر چاپ شده بود، به زبان عربى تأليف گرديده است. آن مقاله كه در صدد اثبات عدم ثبات احكام مهم اسلامى مىباشد در بخشهاى مختلفى به صورت عالمانه و دقيق جواب داده شده است. | '''الأحكام الشرعية ثابتة لا تتغير''' این رساله توسط آيتاللّه لطفاللّه [[صافی گلپایگانی، لطفالله|صافى گلپايگانى]] در سال 1410ق در جواب مقالهاى كه در مجله عربى الكويتية به قلم دكتر عبدالمنعم النمر چاپ شده بود، به زبان عربى تأليف گرديده است. آن مقاله كه در صدد اثبات عدم ثبات احكام مهم اسلامى مىباشد در بخشهاى مختلفى به صورت عالمانه و دقيق جواب داده شده است. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۰: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
مؤلف، در مقدمه با اشاره به آيات 49 و 50 سوره مائده و روايتى از پيامبر(ص) در صدد تبيين هويّت احكام شرعى مىباشد؛ خداوند در آيات مذكور مىفرمايد: '''«و أن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لا تتّبع أهواءهم و احذرهم أن يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إلیک فإن تولّوا فاعلم أنّما يريد اللّه أن يصيبهم ببعض ذنوبهم و إنّ كثيرا من الناس لفاسقون. أ فحكم الجاهليّه يبغون و من أحسن من اللّه حكما لقوم يوقنون»'''(سوره مائده آيه 49 و 50). | مؤلف، در مقدمه با اشاره به آيات 49 و 50 سوره مائده و روايتى از پيامبر(ص) در صدد تبيين هويّت احكام شرعى مىباشد؛ خداوند در آيات مذكور مىفرمايد:'''«و أن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لا تتّبع أهواءهم و احذرهم أن يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إلیک فإن تولّوا فاعلم أنّما يريد اللّه أن يصيبهم ببعض ذنوبهم و إنّ كثيرا من الناس لفاسقون. أ فحكم الجاهليّه يبغون و من أحسن من اللّه حكما لقوم يوقنون»'''(سوره مائده آيه 49 و 50). | ||
پيامبر(ص) نيز مىفرمايد: «ألا هل عسى رجل يبلغه الحديث عنّي و هو متكئ على أریکته فيقول: بيننا و بينكم کتاب اللّه فما وجدنا فيه حلالا استحللناه و ما وجدنا فيه حراما حرمناه و أنّ ما حرّم رسولاللّه كما حرّم اللّه» | پيامبر(ص) نيز مىفرمايد: «ألا هل عسى رجل يبلغه الحديث عنّي و هو متكئ على أریکته فيقول: بيننا و بينكم کتاب اللّه فما وجدنا فيه حلالا استحللناه و ما وجدنا فيه حراما حرمناه و أنّ ما حرّم رسولاللّه كما حرّم اللّه» | ||
| خط ۶۳: | خط ۵۸: | ||
در مورد احكام معاملات كه سومين عنوان مباحث مىباشد نویسنده مقاله مزبور گفته است: احكام معاملات و ترتيب آنها حق بندگان بوده و برای مصالح دنيوى آنها تعريف شده است، پس حق آنهاست كه در جايى كه از سوى شرع محدوده خاصى معيّن نشده، خود طبق مصالح خود برای آن محدوده مشخص نمايند. وى به حديثى از پيامبر(ص) نيز استناد كرده كه پيامبر(ص) امور دنيوى مردم را به خودشان واگذار كرده است، زيرا آنها به امور دنيوى خود اعلم مىباشند. | در مورد احكام معاملات كه سومين عنوان مباحث مىباشد نویسنده مقاله مزبور گفته است: احكام معاملات و ترتيب آنها حق بندگان بوده و برای مصالح دنيوى آنها تعريف شده است، پس حق آنهاست كه در جايى كه از سوى شرع محدوده خاصى معيّن نشده، خود طبق مصالح خود برای آن محدوده مشخص نمايند. وى به حديثى از پيامبر(ص) نيز استناد كرده كه پيامبر(ص) امور دنيوى مردم را به خودشان واگذار كرده است، زيرا آنها به امور دنيوى خود اعلم مىباشند. | ||
مؤلف در ذيل این كلام اساس نظريه را و همچنين حديث مورد استناد را در منافات با آيه 7 سوره حشر '''«ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»''' (سوره حشر آيه 7) و ديگر آيات قرآنى مىداند. | مؤلف در ذيل این كلام اساس نظريه را و همچنين حديث مورد استناد را در منافات با آيه 7 سوره حشر'''«ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»''' (سوره حشر آيه 7) و ديگر آيات قرآنى مىداند. | ||
نویسنده مقاله در قسمت بعدى احكام معاملات را غير مرتبط با وحى دانسته، مىگويد: احكام معاملاتى كه از آنها به امور جزئيه تعبير مىشود به اجتهاد خود پيامبر(ص) مىباشد. در اينجا نيز به داستانى استناد كرده است كه مؤلف، هم نظريه و هم دليل آن را رد نموده است. | نویسنده مقاله در قسمت بعدى احكام معاملات را غير مرتبط با وحى دانسته، مىگويد: احكام معاملاتى كه از آنها به امور جزئيه تعبير مىشود به اجتهاد خود پيامبر(ص) مىباشد. در اينجا نيز به داستانى استناد كرده است كه مؤلف، هم نظريه و هم دليل آن را رد نموده است. | ||
آيه 3 و 4 سوره نجم هم به صراحت این معنا را تصريح كرده، مىفرمايد: '''«ما ينطق عن الهوى إن هو إلاّ وحي يوحى»'''؛ يعنى هر چه پيامبر(ص) مىفرمايد، همه از وحى مىباشد. راجع به احكام كلى و احكام جزيى هم اعلام نظرى شده است كه به این صورت مىباشد احكام كلى عبارتند از موضوعات كليه مثل صوم، صلاة، حج، بيع و نكاح و... احكام جزئيه هم عبارتند از احكامى كه به جزئيات خارجى تعلق دارند، مثل حرمت شرب این خمر، حرمت نكاح این زن و... مؤلف به این كلام هم ايراد نموده، مىفرمايد: تلازم بين احكام كلى و جزيى به طورى كه وجود یکى بدون ديگرى ناممكن باشد بر این شخص معلوم نبوده كه قائل به چنين مطلبى شده است. | آيه 3 و 4 سوره نجم هم به صراحت این معنا را تصريح كرده، مىفرمايد:'''«ما ينطق عن الهوى إن هو إلاّ وحي يوحى»'''؛ يعنى هر چه پيامبر(ص) مىفرمايد، همه از وحى مىباشد. راجع به احكام كلى و احكام جزيى هم اعلام نظرى شده است كه به این صورت مىباشد احكام كلى عبارتند از موضوعات كليه مثل صوم، صلاة، حج، بيع و نكاح و... احكام جزئيه هم عبارتند از احكامى كه به جزئيات خارجى تعلق دارند، مثل حرمت شرب این خمر، حرمت نكاح این زن و... مؤلف به این كلام هم ايراد نموده، مىفرمايد: تلازم بين احكام كلى و جزيى به طورى كه وجود یکى بدون ديگرى ناممكن باشد بر این شخص معلوم نبوده كه قائل به چنين مطلبى شده است. | ||
اينكه آيا آراى صحابه هم مانند آراى پيامبر(ص) و اهلبيتش داراى حصانت مىباشند يا نه، عنوان بحث بعدى مىباشد كه مؤلف با تأكيد بر حصانت آراى پيامبر(ص) به دليل چرخش حضرت بر محور حق و چرخش حق بر محور حضرت و نيز حصانت آراى اهلبيت عليهمالسلام به خاطر تأكيدات پيامبر(ص) در حديث ثقلين، آراى صحابه را از هيچ گونه حصانتى برخوردار نمىداند. | اينكه آيا آراى صحابه هم مانند آراى پيامبر(ص) و اهلبيتش داراى حصانت مىباشند يا نه، عنوان بحث بعدى مىباشد كه مؤلف با تأكيد بر حصانت آراى پيامبر(ص) به دليل چرخش حضرت بر محور حق و چرخش حق بر محور حضرت و نيز حصانت آراى اهلبيت عليهمالسلام به خاطر تأكيدات پيامبر(ص) در حديث ثقلين، آراى صحابه را از هيچ گونه حصانتى برخوردار نمىداند. | ||
ویرایش