۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== وابستهها ==' به '== وابستهها == {{وابستهها}}') |
جز (جایگزینی متن - 'سعيد نفيسى' به 'سعيد نفيسى') |
||
خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
اولين كسى كه درباره مؤلف كتاب به جستجو پرداخته است، يك نفر خاور شناس روسى به نام ژوكوفسكى است. به نظر وى مؤلف كتاب پسر ابو رَوح لطف الله است، نه خود او.پس از ژوكوفسكى همه كسانى كه درباره اين كتاب به تحقيق پرداختهاند، آن را از پسر ابو رَوح لطف الله دانستهاند، نه خود او. استاد سعيد نفيسى در كتاب «سخنان منظوم ابوسعيد» و در كتاب «تاريخ نظم و نثر در ايران» و همچنين استاد هلموت ريتر در مقالهاى كه در باب ابوسعيد در دائره المعارف اسلام نوشته، كتاب را تأليف پسر ابو رَوح مىدانند؛ اما به نظر شفيعى كدكنى حق اين است كه مؤلف كتاب بىهيچ شبههاى همان ابو رَوح لطف الله است و دلائل ژوكوفسكى مورد قبول نمىباشد. ابن عساكر در مشيخه خود در معرفى مؤلف كتاب بيان مىكند: كه ابو رَوح لطف الله كه نسبش به سه واسطه به ابوسعيد ابوالخير مىرسد، پيرمردى فاضل و ظريف و دوست داشتنى بود با چهرهاى زيبا و رفتارى آهسته و با وقار. وى از جدّش اسعد بن سعيد و ديگران سماع حديث داشت و هنگامى كه وى با وَفدِ دشت خاوران به مرو آمده بود، اندكى از وى حديث كتابت كردهام سمعانى در باب سال تولد و وفات وى مىگويد: تولدش قبل ار سال 490 و وفاتش در پنجم رمضان سال 541 در ميهنه بود. ابن عساكر نيز در مرو او را ديده است و از وى سماع حديث كرده است. محمد بن منوّر در دو جاى اسرار التوحيد درباره وى توصيفاتى دارد كه بيانگر مقام معنوى و علمى اوست، يك بار در مقدمه اسرار التوحيد كه از او به عنوان اجلّ امام عالم جمال الدين ابو رَوح و مؤلف حالات و سخنان ياد مىكند و جاى ديگر در اواخر كتاب آن جا كه از آمدن اتسز خوارزمشاه به دشت خاوران و ميهنه ياد مىكند و از توضيح محمد بن منوّر دانسته مىشود كه مؤلف در حدود سال 536 هجرى چشم و چراغ دودمان بوسعيدى و فرد شاخص آن خاندان بوده است. | اولين كسى كه درباره مؤلف كتاب به جستجو پرداخته است، يك نفر خاور شناس روسى به نام ژوكوفسكى است. به نظر وى مؤلف كتاب پسر ابو رَوح لطف الله است، نه خود او.پس از ژوكوفسكى همه كسانى كه درباره اين كتاب به تحقيق پرداختهاند، آن را از پسر ابو رَوح لطف الله دانستهاند، نه خود او. استاد [[نفیسی، سعید|سعيد نفيسى]] در كتاب «سخنان منظوم ابوسعيد» و در كتاب «تاريخ نظم و نثر در ايران» و همچنين استاد هلموت ريتر در مقالهاى كه در باب ابوسعيد در دائره المعارف اسلام نوشته، كتاب را تأليف پسر ابو رَوح مىدانند؛ اما به نظر شفيعى كدكنى حق اين است كه مؤلف كتاب بىهيچ شبههاى همان ابو رَوح لطف الله است و دلائل ژوكوفسكى مورد قبول نمىباشد. ابن عساكر در مشيخه خود در معرفى مؤلف كتاب بيان مىكند: كه ابو رَوح لطف الله كه نسبش به سه واسطه به ابوسعيد ابوالخير مىرسد، پيرمردى فاضل و ظريف و دوست داشتنى بود با چهرهاى زيبا و رفتارى آهسته و با وقار. وى از جدّش اسعد بن سعيد و ديگران سماع حديث داشت و هنگامى كه وى با وَفدِ دشت خاوران به مرو آمده بود، اندكى از وى حديث كتابت كردهام سمعانى در باب سال تولد و وفات وى مىگويد: تولدش قبل ار سال 490 و وفاتش در پنجم رمضان سال 541 در ميهنه بود. ابن عساكر نيز در مرو او را ديده است و از وى سماع حديث كرده است. محمد بن منوّر در دو جاى اسرار التوحيد درباره وى توصيفاتى دارد كه بيانگر مقام معنوى و علمى اوست، يك بار در مقدمه اسرار التوحيد كه از او به عنوان اجلّ امام عالم جمال الدين ابو رَوح و مؤلف حالات و سخنان ياد مىكند و جاى ديگر در اواخر كتاب آن جا كه از آمدن اتسز خوارزمشاه به دشت خاوران و ميهنه ياد مىكند و از توضيح محمد بن منوّر دانسته مىشود كه مؤلف در حدود سال 536 هجرى چشم و چراغ دودمان بوسعيدى و فرد شاخص آن خاندان بوده است. | ||
ویرایش