تاريخ الملك الظاهر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '.↵↵↵↵رده:کتاب‌شناسی' به '. ==وابسته‌ها== {{وابسته‌ها}} رده:کتاب‌شناسی'
جز (جایگزینی متن - 'ه‌گ' به '')
جز (جایگزینی متن - '.↵↵↵↵رده:کتاب‌شناسی' به '. ==وابسته‌ها== {{وابسته‌ها}} رده:کتاب‌شناسی')
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۲: خط ۲۲:
| شابک =978-9953-550-97-8
| شابک =978-9953-550-97-8
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =18207
| کتابخانۀ دیجیتال نور =14373
| کتابخوان همراه نور =14373
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
| پس از =
| پس از =
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
 
'''تاريخ الملك الظاهر'''، اثر [[ابن شداد، محمد بن علی|عز‌الدين محمد بن على بن ابراهیم بن شداد]]، با تحقيق و تصحيح احمد حطيط، گوشه‌اى از تاريخ مماليك بحريه در دوران حكومت سلطان ملك الظاهر بيبرس در مصر مى‌باشد كه به زبان عربى و در نيمه دوم قرن هفتم هجرى، نوشته شده است.
'''تاريخ الملك الظاهر'''، اثر [[ابن شداد، محمد بن علی|عز‌الدين محمد بن على بن ابراهيم بن شداد]]، با تحقيق و تصحيح احمد حطيط، گوشه‌اى از تاريخ مماليك بحريه در دوران حكومت سلطان ملك الظاهر بيبرس در مصر مى‌باشد كه به زبان عربى و در نيمه دوم قرن هفتم هجرى، نوشته شده است.


آنچه باعث اهميت اين اثر شده است، پرداختن نویسنده به حوادث مرحله مهمى از تاريخ حيات دولت مماليك بحريه مصر در عهد «الظاهر بيبرس» و روشن كردن زاويه‌ها و ابعادى از اين دوران مهم تاريخى است.<ref>مقدمه محقق، ص26</ref>
آنچه باعث اهميت اين اثر شده است، پرداختن نویسنده به حوادث مرحله مهمى از تاريخ حيات دولت مماليك بحريه مصر در عهد «الظاهر بيبرس» و روشن كردن زاويه‌ها و ابعادى از اين دوران مهم تاريخى است.<ref>مقدمه محقق، ص26</ref>
خط ۳۹: خط ۳۹:
مصادر و منابعى كه وى از آن‌ها استفاده نموده، مشاهدات و معلومات خود او، بدون توسل به روايات مورخين مختلف مى‌باشد كه بدين وسيله مى‌توان به كشف حوادث مهمى كه در دوران زندگانى سياسى، حكومتى و اجتماعى ملك ظاهر اتفاق افتاده، رسيد؛ حوادث و وقايعى كه در هيچ‌يك از مصادر تاريخى ديگر نمى‌توان يافت. نویسنده، نسبت به حوادثى كه شاهد آن‌ها نبوده، از مصادر و منابع ديگر استفاده كرده است.<ref>مقدمه محقق، ص24</ref>
مصادر و منابعى كه وى از آن‌ها استفاده نموده، مشاهدات و معلومات خود او، بدون توسل به روايات مورخين مختلف مى‌باشد كه بدين وسيله مى‌توان به كشف حوادث مهمى كه در دوران زندگانى سياسى، حكومتى و اجتماعى ملك ظاهر اتفاق افتاده، رسيد؛ حوادث و وقايعى كه در هيچ‌يك از مصادر تاريخى ديگر نمى‌توان يافت. نویسنده، نسبت به حوادثى كه شاهد آن‌ها نبوده، از مصادر و منابع ديگر استفاده كرده است.<ref>مقدمه محقق، ص24</ref>


اسلوبى كه ابن شداد در كتاب خود از آن بهره برده، همان روش و اسلوب متداول و شايع عصر خود بوده، بدين صورت كه وى در غالب موارد، از سجع سهل و طبيعى استفاده كرده است؛ هرچند در مواردى، از سجع متكلف نيز بهره برده است؛ بونه‌اى كه در پاره‌اى مواقع، سيطره محسنات لفظيه بر بعضى از جمل، آن‌ها را غير طبيعى جلوه داده و فهم معانى آن را، با كمى مشكل مواجه كرده است.<ref>همان، ص25</ref>
اسلوبى كه ابن شداد در كتاب خود از آن بهره برده، همان روش و اسلوب متداول و شايع عصر خود بوده، بدين صورت كه وى در غالب موارد، از سجع سهل و طبيعى استفاده كرده است؛ هرچند در مواردى، از سجع متكلف نيز بهره برده است؛ به‌گونه‌اى كه در پاره‌اى مواقع، سيطره محسنات لفظيه بر بعضى از جمل، آن‌ها را غير طبيعى جلوه داده و فهم معانى آن را، با كمى مشكل مواجه كرده است.<ref>همان، ص25</ref>


كتابت تاريخ در شام، در زمان مؤلف، به دو روش صورت مى‌گرفته است: نگارش تاريخ بر حسب سال‌ها (تاريخ حولى) و تاريخ‌نويسى بر حسب موضوعات و حوادث، اما آنچه ابن شداد از آن استفاده كرده، تلفيقى است هم‌زمان، از اين دو روش. وى سلطان را موضوع تاريخ خويش قرار داده و حوادث را بر حسب تاريخ حولى، بونه‌اى مرتب نموده كه حوادث و وقايع هر سالى، تحت همان سال، گزارش شده و اين روش، تا سال وفات سلطان در سال 676ق، ادامه يافته است.<ref>همان</ref>
كتابت تاريخ در شام، در زمان مؤلف، به دو روش صورت مى‌گرفته است: نگارش تاريخ بر حسب سال‌ها (تاريخ حولى) و تاريخ‌نويسى بر حسب موضوعات و حوادث، اما آنچه ابن شداد از آن استفاده كرده، تلفيقى است هم‌زمان، از اين دو روش. وى سلطان را موضوع تاريخ خويش قرار داده و حوادث را بر حسب تاريخ حولى، به‌گونه‌اى مرتب نموده كه حوادث و وقايع هر سالى، تحت همان سال، گزارش شده و اين روش، تا سال وفات سلطان در سال 676ق، ادامه يافته است.<ref>همان</ref>


نویسنده براى حوادث و وقايع مهمى كه در صدد گزارش آن‌ها بوده، براى سهولت كار خواننده، عنوان خاصى را اختصاص داده و وقايع هر سال را با ذكر وفيات مشاهير آن سال، از جمله علما، امرا، حاكمان و اعيان، به پايان برده است.<ref>همان، ص26</ref>
نویسنده براى حوادث و وقايع مهمى كه در صدد گزارش آن‌ها بوده، براى سهولت كار خواننده، عنوان خاصى را اختصاص داده و وقايع هر سال را با ذكر وفيات مشاهير آن سال، از جمله علما، امرا، حاكمان و اعيان، به پايان برده است.<ref>همان، ص26</ref>
خط ۱۰۴: خط ۱۰۴:
مراسلات و نامه‌نگارى‌هایى كه بين سلطان ملك ظاهر و معين‌الدين برواناه صورت گرفت.<ref>همان، ص70</ref>
مراسلات و نامه‌نگارى‌هایى كه بين سلطان ملك ظاهر و معين‌الدين برواناه صورت گرفت.<ref>همان، ص70</ref>


ابراهيم بن محمد قضاعى واعظ، احمد بن على بن حنا، امام احمد بن محمد بن قرطبى، اسعد بن مظفر تميمى، اسماعيل بن ابراهيم بن ابى يسر، ايبك الكردى الظاهرى، حسن بن على موصلى، حسن شعرانى اسماعيلى، خليل بن يعقوب بزاعى، عبداللطيف بن عبدالمنعم حرانى، عمر بن بندار تفليسى، كيكلدى سكر ظاهرى، محمد بن احمد بن عجمى، محمد بن محمد بن علوان اسدى، محمد بن بسطامى، [[ابن‌مالک، محمد بن عبدالله|ابن مالك]] جيانى، محمد بن عمر اسفراينى، محمد بن سليمان شاطبى، محمد بن حسن طوسى، مظفر بن محمد منبجى و يحيى بن عبدالرحمن حنبلى، از جمله اعيان و بزرگانى مى‌باشند كه در اين سال وفات يافته و نویسنده از آن‌ها نام برده است.<ref>همان، ص83</ref>
ابراهیم بن محمد قضاعى واعظ، احمد بن على بن حنا، امام احمد بن محمد بن قرطبى، اسعد بن مظفر تميمى، اسماعيل بن ابراهیم بن ابى يسر، ايبك الكردى الظاهرى، حسن بن على موصلى، حسن شعرانى اسماعيلى، خليل بن يعقوب بزاعى، عبداللطيف بن عبدالمنعم حرانى، عمر بن بندار تفليسى، كيكلدى سكر ظاهرى، محمد بن احمد بن عجمى، محمد بن محمد بن علوان اسدى، محمد بن بسطامى، [[ابن مالک، محمد بن عبدالله|ابن مالك]] جيانى، محمد بن عمر اسفراينى، محمد بن سليمان شاطبى، محمد بن حسن طوسى، مظفر بن محمد منبجى و يحيى بن عبدالرحمن حنبلى، از جمله اعيان و بزرگانى مى‌باشند كه در اين سال وفات يافته و نویسنده از آن‌ها نام برده است.<ref>همان، ص83</ref>


حوادثى كه در سال پانزدهم حكومت سلطان ملك الظاهر، مصادف با سال ششصد و هفتاد و سه قمرى اتفاق افتاده و نویسنده در اين بخش كتاب، در صدد بيان آن‌ها مى‌باشد، عبارت است از:
حوادثى كه در سال پانزدهم حكومت سلطان ملك الظاهر، مصادف با سال ششصد و هفتاد و سه قمرى اتفاق افتاده و نویسنده در اين بخش كتاب، در صدد بيان آن‌ها مى‌باشد، عبارت است از:
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:
#عدم تبعيت از قاعده‌اى خاص در كتابت همزه، خصوصا در اواخر كلمات؛ بدين صورت كه همزه در كلمات زير، افتاده است: أمرا (أمراء)، بها (بهاء)، ضيا (ضياء)، علا (علاء) و...؛
#عدم تبعيت از قاعده‌اى خاص در كتابت همزه، خصوصا در اواخر كلمات؛ بدين صورت كه همزه در كلمات زير، افتاده است: أمرا (أمراء)، بها (بهاء)، ضيا (ضياء)، علا (علاء) و...؛
#الف «ابن» در مواردى حذف شده و در مواردى نيز ذكر گرديده است؛
#الف «ابن» در مواردى حذف شده و در مواردى نيز ذكر گرديده است؛
#«الف» در مواردى كه نبايد حذف مى‌شد، حذف شده است، از جمله در اعلامى مانند ابراهيم، اسحاق، سليمان، عثمان و در اعدادى مانند ثلاث و ثلاثون و در كلمه «الف»؛
#«الف» در مواردى كه نبايد حذف مى‌شد، حذف شده است، از جمله در اعلامى مانند ابراهیم، اسحاق، سليمان، عثمان و در اعدادى مانند ثلاث و ثلاثون و در كلمه «الف»؛
#تردد اسماء مضاف، به‌صورت‌هاى مختلف، مانند ست‌مايه، ستمئه و ستمايه؛
#تردد اسماء مضاف، به‌صورت‌هاى مختلف، مانند ست‌مايه، ستمئه و ستمايه؛
و.<ref>مقدمه محقق، ص28</ref>
و.<ref>مقدمه محقق، ص28</ref>
خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:
مقدمه و متن كتاب.
مقدمه و متن كتاب.


==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}




[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ آفریقا]]