درآمدی بر اجتهاد تمدن ساز
درآمدی بر اجتهاد تمدنساز، اثر علیرضا اعرافی (متولد 1338ش)، پژوهشگر و فقیه شیعی است که با تحقیق و نگارش علی بخشی منتشر شده است. این کتاب، بهعنوان مقدمهای بر اجتهاد تمدنساز، به بررسی نقش و سازوکار اجتهاد در ساخت تمدن اسلامی، بهویژه با تمرکز بر فلسفه فقه میپردازد.
| درآمدی بر اجتهاد تمدن ساز | |
|---|---|
| پدیدآوران | اعرافی، علیرضا (نويسنده) بخشی، علی (گردآورنده) |
| ناشر | موسسه فرهنگی هنری اشراق و عرفان |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1395ش |
| چاپ | 1 |
| موضوع | اجتهاد - اجتهاد و تقلید |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | BP ۱۶۷/۴/الف۶د۴ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
انگیزه نگارش
یکی از انگیزههای اصلی نگارش این اثر، فقدان پژوهشهای عمیق درباره «اجتهاد تمدنساز» است. این کتاب به این پرسش میپردازد که چرا اجتهاد، باوجود سابقه تاریخی و تجربه آن در شیعه، نقش تمدنسازی خود را ایفا نکرده است. نویسنده، سالهاست که این ایده را دنبال میکند تا فقه اجتهادی و فروع فقهی را برای دستیابی به تمدنسازی اسلامی گسترش دهد.
اهمیت کتاب
اهمیت این کتاب در چندین جنبه کلیدی است:
- ارائه «الگوی جدید» برای اجتهاد تمدنساز که فراتر از رویکردهای سنتی فقه است.
- پیشنهاد رویکردی جامعنگر، تمدنساز و انسانمدارانه به اجتهاد، با هدف پاسخگویی به مسائل روز و پرسشهای معاصر.
ساختار
کتاب، شامل سخن مؤسسه، پیشگفتار، هشت فصل اصلی، سه پیوست، کتابنامه و نمایه است.
سبک نگارش
سبک نگارش کتاب علمی، تحلیلی و استدلالی است. ویژگیهای اصلی آن عبارتند از:
- پژوهشمحور: بر پایه تحقیقات کتابخانهای و جمعآوری اسناد و مدارک استوار است.
- تحلیلی و توصیفی: وضعیت موجود اجتهاد را تحلیل کرده و مفاهیم کلیدی را بهدقت توصیف میکند.
- استدلالی: استدلالهای خود را بر مبنای روشهای فقهی، کلامی و اصولی استنباطی بنا مینهد.
- جامعنگر: تلاش میکند ابعاد و جنبههای گوناگون موضوع اجتهاد تمدنساز را پوشش دهد.
- مسئلهمحور و راهحلگرا: به چالشهای معاصر پاسخ داده و راهکارهای مناسب را ارائه میکند.
گزارش محتوا
فصل اول (کلیات پژوهش): این فصل، به مبانی تحقیق میپردازد و شامل بیان مسئله، پرسشهای پژوهش، فرضیهها، اهمیت و ضرورت تحقیق، روش پژوهش و نوآوریها و محدودیتهای آن و... است. هدف اصلی این فصل، شفافسازی مفهوم اجتهاد تمدنساز و بستر آن است[۱].
فصل دوم (تحلیل وضعیت موجود): در این فصل، آسیبشناسی اجتهاد مصطلح مورد بررسی قرار میگیرد و به نقد و تحلیل کاستیهای اجتهاد رایج میپردازد؛ از جمله غفلت از علوم انسانی و اجتماعی، توجه ناکافی به بعد تطبیقی فقه، انحصار اجتهاد در فقه و... همچنین، راهکارهای اجمالی برای رفع این کاستیها و ضرورت گسترش ابواب فقهی نیز مطرح شده است و از مزیتهای نسبی اجتهاد مصطلح، محصول اجتهاد مصطلح و سنجش کارایی اجتهاد مصطلح سخن میگوید و در پایان به ارائه چکیده و جمعبندی مطالب میپردازد[۲].
فصل سوم (چیستی، چرایی و چگونگی اجتهاد تمدنساز): این فصل به ماهیت، چرایی و چگونگی «اجتهاد تمدنساز» میپردازد. در این بخش، تعریف اجتهاد تمدنساز، مفاهیم مرتبط با آن، ضرورت، کارکردها و فواید آن تبیین میشود. همچنین، شبهات و چالشهای مطرحشده در مسیر تحقق اجتهاد تمدنساز مورد بررسی و پاسخ قرار میگیرد. در پایان چکیده و جمعبندی مطالب ارائه میشود؛ از جمله خاطرنشان میگردد که: «نظر مختار در تعریف اجتهاد، اجتهاد به معنای عام است که شامل گزارههای هنجاری و گزارههای توصیفی، موضوعات فلسفی، کلامی و اخلاقی، امتدادی بر نظامسازی، میشود و اختصاص بر تکگزارهای ندارد و صرفا استفراغ وسع برای کشف حکم شرعی نیست، بلکه تفقه در همه آموزههای دین، اعم از عقاید، اخلاق، احکام و شرایع، است»[۳].
فصل چهارم (منظومهسازی): این فصل، مفهوم «منظومهسازی» را در حوزه دانش دینی مطرح میکند و به ضرورت آن میپردازد. مراحل منظومهسازی، از جمعآوری و تنظیم و تبویب گزارهها گرفته تا کشف اصول و رسیدن به نظریههای پایه، شرح داده میشود. همچنین، آثار و فواید منظومهسازی، مانند کشف سؤالات جدید و تولید دانشهای نو و... تشریح میگردد[۴].
فصل پنجم (نظامسازی): این فصل، به تعریف «نظامسازی» و پیشینه آن میپردازد. اهمیت و ویژگیهای نظامسازی و نسبت آن با تمدن اسلامی مورد تأکید قرار میگیرد. حوزههای مختلف نظامسازی از جمله نظام خانواده، نظام فرهنگی، نظام اخلاقی، نظام اجتماعی، نظام اقتصادی و نظام سیاسی نیز معرفی میشود. اهداف نظامسازی، مانند اعتلا و رشد معنوی و مادی انسانها، رسیدن به عدالت اسلامی و... مورد بحث قرار میگیرد. از الزامات و عوامل تأثیرگذار بر روند نظامسازی، موانع نظام سازی (علمزدگی، شتابزدگی و...)، حجیت و اعتبار نظام سازی و... سخن به میان میآید[۵].
فصل ششم (بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری): این فصل، به مفهومشناسی علم و دین میپردازد و رابطه بین این دو را بررسی میکند و از حوزههای معرفت بشری سخن میگوید. مباحثی همچون تعاملات علوم انسانی و دین، انواع رویکردهای ساماندهی و تدوین علوم انسانی اسلامی و... مطرح میشود[۶].
فصل هفتم (الگو و مدلسازی): این فصل، به تعریف «الگو» و «مدل» میپردازد و ضرورت و چرایی تدوین الگوها را بررسی میکند. کارکردها و انتظارات از یک الگو، روشهای مدلسازی و ملاکهای ارزیابی الگوها و... نیز از مباحث این فصل، است[۷].
فصل هشتم (تمدنسازی): فصل پایانی کتاب، به بحث «تمدنسازی» و ویژگیهای آن اختصاص دارد. الزامات و پیششرطهای تمدنسازی مانند تکیه بر عقلانیت دینی، خودباوری، خلاقیت و آیندهنگری و... تبیین میشود. همچنین، رویکردهای مختلف به تمدن (انکار و انفعال، گزینش و ترکیب و ساخت و جایگزین)، چالشهای تمدن اسلامی و... در این مسیر مورد بحث قرار میگیرد[۸].
پانویس
منابع مقاله
متن کتاب.